|
|
|
|
ژاله وفا از مجامع اسلامي ايرانيان " سرنوشت عراق عبرت زندگي يا سمفوني مردگان! در مقاله قبلي که در موضوع خود مستقل بود ,ضمن بررسي برآوردهاي سازمان انرژي جهاني در مورد عرضه و تقاضاي جهاني انرژي تا سال 2020 و محرزشدن اين امر که در عرضه نفت کشورهاي عضو اوپک بزرگترين ميزان عرضه نفت را در سال 2020 يعني 8/61 ( ميليون بشکه در روز) را به خود اختصاص خواهند داد, به بررسي گزارش " گروه توسعه سياستگذارى انرژى ملى " امريکا در طراحى برنامهاى بلندمدت براى تامين انرژىامريکا و « خط مشى انرژى ملي» موسوم به نپ (NEP) پرداختيم كه براساس يكى از فصول آن آمريكا بايد توليد نفت داخلى از طريق استخراج نفت از ذخاير ثابت شده اين كشور را افزايش دهد و تنها گزينه مهمى كه در اين طرح وجود داشت حفر چاههاى نفت در مناطق شمالى آمريكا خصوصاً آلاسكا بود. اما بحثها و اعتراضات شديد در آمريكا به دليل آسيب جدى به محيط زيست اين موضوع را از دستور كار خارج كرد و آمريكا به سوى ايجاد تسهيل در دستيابى به منابع نفت خارجى حركت كرد تا به هر نحوى كه شده امنيت واردات نفت از خارج را تامين كند.و تصريح داشتيم که سياست آمريكا در مواجهه با مسائل جهان در قرن 21، براساس يك استراتژى دومحوري پيش خواهد رفت، محور اول عبارت است از تامين امنيت كافى براى عرضه نفت از كشورهاى توليد كننده نفت خصوصاً كشورهاى حوزه خليج فارس كه داراى نفت فراوان و ارزان هستند و محور دوم ، تقويت قابليتهاى مداخله نفوذ آمريكا در اين مناطق است. در اين نوشته نمونه عراق را برگزيده ايم تا سياست کوتاه و دراز مدت امريکا را درهمانا دست يازي به منابع نفتي عراق و در شماره آينده تجاوز به نفت افريقا و برنامه ريزيش را براي نابودي اوپک مورد بررسي قرار دهيم . كارشناسان عراق را به اسفنجي از نفت تشبيه ميكنند، اسفنجي كه احتمالا هنوز بيش از 200 ميليارد بشكه نفت كشف نشده در آن ذخيره شده است اين ذخاير قادر خواهند بود با منابع عظيم 245 ميليارد بشکه اي عربستان سعودي نيز برابري کنند. تاريخچه نفت عراق از سال 1927 ، زماني که منابع عظيم نفت کرکوک کشف شدند ، آغاز ميگردد. اکتشاف تا دهه شصت ادامه داشت. در سال 1972 حزب سوسياليستي بعث صنايع نفت را ملي کرد. از سال 1980 به بعد توليد نفت عراق به مقدار ناچيزي افزايش يافته است در حالي که اقتصاد اين کشور به مقدار 60 درصد وابسته به درآمد نفت است 80 سال جنگ عراق با ايران و آنگاه جنگ خليج فارس در سال1991 که در آن نيروهاى ائتلاف و امريکا ايستگاه هاى اصلى استخراج، مراكز جمع آورى و پالايشگاه هاى عراق را در هنگام عمليات «طوفان صحرا» در اوايل 1991 از بين بردند وكل صادرات نفت اين كشور را در نيمه اول سال 1991 متوقف كرد و در ادامه آن 12 سال تحريم اقتصادى که باعث شد صادرات نفت عراق در قالب برنامه نفت در برابر غذاى سازمان ملل صورت گيرد و اکنون تجاوز اخير آمريكا به آن كشور همه و همه باعث شده اند تا عراق از امر مدرن سازى صنايع خود و بويژه صنايع نفتى خود بدور ماند.امريکا که خود را مالک الرقاب صحنه ميديد در ماه ژانويه سال 2003 کميته ي اختصاصيِ پنتاگون را بنياد نهاد و زير نظر دوگلاس فيث نئو- کنسرواتيو شناخته شده به بررسي مسئله ي نفت عراق پس از اصطلاحا "آزادي" آن کشور پرداخت. مقامات کاخ سفيد و پنتاگون در ابتدا بر اين باور بودند که خواهند توانست مخارج جنگ خود را با دست انداختن بر درآمد هاي نفتي عراق تامين کنند و گمان ميکردند در جريان کار هرگاه که به بودجه ي بيشتري نياز داشته باشند , شير لوله هاي نفت عراق را بازتر خواهند کرد! يك هفته پس از سقوط بغداد نيروهاى آمريكاي در ژانويه سال 2003 با گردآورى عده اى از افراد نزديك به اين كشور كنفرانسى را در شهر ناصريه تشكيل دادند . از آنجا که پيوسته زمينه ساز تجاوز بيگانه خائنين داخلي هستند که به سراغ سلطه گران مي روند تا در سايه حمايت ﺁنها بر هموطنان خود به استبداد حکومت و کشور را به غارت سلطه گران بسپارند,"فاضل چلبى" سخنگوى "احمد چلبى" كه مدير عامل مركز پژوهش هاى انرژى جهانى در لندن به شمار ميرو د, جهت خوش رقصي در اين کنفرانس ضمن نشان دادن درب باغ سبز پيشنهاد خصوصي سازي نفت عراق را داد و گفت :"عراق براى بازسازى و احياى تاسيسات زيربنايى و پيشرفت آن در پنج سال آينده به 300 ميليارد دلار نياز دارد و در پى خصوصى سازى نفت عراق به تدريج و در چند سال آينده مى توان بين 6 تا 7 ميليون بشكه نفت اين كشور را استخراج کرد.پس يگانه منبع بازسازى عراق وجوه دريافتى از محل فروش نفت است و براى دسترسى سريع به پول حداقل بخشى از صنايع نفتى بايد خصوصى سازى شود. " ئئو- کنسرواتيو هاي موجود در حکومت بوش به اين امر دل خوش کرده بودند که که عراق قادر است ظرف سه سال آينده ظرفيت نفت خود را به دو ميليون بشکه افزايش داده و حتي تا سال 2010 آنرا به شش ميليون بشکه برساند خصوصا اگر صنعت نفت عراق به بخش خصوصي سپرده شودو اداره ي آن به شرکت هاي عظيم چند مليتي که از تکنولوژي برتر و سرمايه هاي بالايي برخوردارند واگذار گردد. سرمايه و تکنولوژي برتر اين شرکت ها براي توسعه ي سريع توليد نفت حياتي خواهد بود. اما آنها پس ازبررسي اين حقايق تلخ را در يافتند که اولا توسعه ي توليد نفت عراق نه تنها زمان زيادي مي گيرد, بلکه بهاي سنگيني نيز دارد. تنها حفظ و تعمير زيربناي موجود صنعت نفت عراق و تعمير چاه ها و تلمبه خانه ها و لوله ها هزينه اي بسيار بالا دارد. بالا بردن توليد نفت به سطح 3.5 ميليون بشکه در روز مستلزم صرف اقلا سه سال وقت و 8 ميليارد دلار هزينه براي تعمير کارخانه هاي نفت خواهد بود و اين تازه قبل از احتساب 20 ميليارد دلاري است که بايد صرف تعمير کارخانه هاي برق و برق رساني که خود براي ادامه ي کار تلمبه خانه ها و پالايشگاه ها حياتي محسوب مي شوند، مي باشد. مقامات آمريكايى درعمل در عراق در ارتباط با صنايع نفتى كشور با دو وظيفه خود را روبرو يافتند . نخست اينكه ميبايست نياز عراق به انرژى تامين گردد. بعنوان نمونه شبكه برق رسانى عراق وابسته به نفت است. و سيستم تامين آب آشاميدنى عراق نيز بدون وجود برق عمل نميكند چرا كه سيستم پالايش آب و پمپهاى آب با انرژى برق كار ميكنند. و هرگاه سيستم آب و برق در عراق آنگونه كه بايد و شايد عمل نكند، مردم عراق آنرا بحساب نيروى اشغالى عراق ميگذارند. وظيفه دوم همانا آن است كه امر صدور مجدد نفت خام اين كشور را ممكن سازد. در نخستين روزهاى شروع جنگ عملا توليد نفت خام در عراق متوقف شد و ميزان صدور نفت خام عراق كه تا آن زمان روزانه بين يك تا ۲ ميليون بشكه نوسان داشت، عملا به حد صفر رسيد. و امر توليد نفت عراق تا امروز نيز آنگونه كه بايد و شايد از سر گرفته نشده است .علاوه بر آن در عمل چاهها و شبكه لوله انتقال نفت خام عراق به ترکيه بگونه اى مداوم هدف حمله مخالفين سياست بازسازى عراق توسط آمريکا و قاچاقچيان نفت که با انفجار چاهها ميتوانند به محموله هاي کوچکي از نفت دست يازند و بطور قاچاق بفروش رسانند، قر ار ميگيرد. . در پى حملات مكرر به تاسيسات و چاهها و خطوط نفتي نماينده وزارت نفت عراق در بغداد اعلام كرد كه شمار نگهبانان مسلح اين خطوط لوله دو برابر خواهد شد و به ۶۰۰۰ نفر خواهد رسيد. ايالات متحده پنج تيم ده نفره از تك تيراندازهاي دورزن هوابرد خود را براي حفاظت از خطوط لوله نفتي شمال عراق در برابر اقدامات خرابكارانه نيروهاي وفادار به صدام به خدمت گرفته است. تخمين هاي خود کاخ سفيد از هزينه هاي درجريان و آتي از 100ميليارد دلار آغاز شده و روز بروز هم بيشتر صعود مي کند. و بااحتساب "اداره ي بودجه ي مجلس امريکا" خرج نگهداري نيرو هاي نظامي امريکا در عراق ساليانه به حدود 12 تا 45 ميليارد دلار بالغ خواهد شد. لذا امريکا در صدد چاره بر آمد تا ضمن بوجود آوردن امکان تاراج عراق توسط شرکتهاي نفتي امريکايي, از شر مخارج سرسام آور خود را رهايي دهد. در 14 ژوييه 2003 گروه موسوم به « ريو » (RestoreIraqi Oil,TIO) متشكل از نمايندگان حكمران آمريكايى عراق، گروه مهندسى و فنى ارتش آمريكا و دو شركت خدمات مهندسى آمريكايى برنامه اي ارائه داد و به تصويب رسيد. براساس برنامه يادشده ، طى يك دوره 9 ماهه (از ژوييه 2003 تا آوريل 2004) بايستي توليد نفت قابل استمرار عراق به تدريج به روزانه: 5/1 ميليون بشكه در اكتبر 2003، حدود دو ميليون بشكه در دسامبر 2003 و 8/2 ميليون بشكه در آوريل 2004 برسد . مديريت و اجراى اين طرح برعهده دو شركت نفت جنوب (Southern Oil Company, SOC) و شركت نفت شمال (Northern Oil Company, NOC) قرر داده شد ، و به برخي از شركت هاى تابعه وزارت نفت عراق نيز در مراحل مختلف اجراى پروژه سهم مختصر در قبال"سکوت" تاراج را داد.طبق اين برنامه در اين فاصله زماني شركت هاى آمريكايى خدمات مهندسى نفت، يك ميليارد دلار هزينه خواهند كرد ومابقى آن يعني 20 ميليارد دينار عراقي را وزارت نفت عراق مي پردازد. احداث خطوط لوله فتا (fatha) براى انتقال نفت و فرآورده هاى نفتى از زير آب در نزديكى منطقه بيجى (Baiji)،ايستگاه هاى پمپاژ در تقاطع خطوط لوله استراتژيك مشرق به مغرب وكارخانه آب شيرين كن قرمات على (Qarmat Ali)از جمله پروژه هايى است كه شركت هاى آمريكايى به طور مستقيم عهده دار انجام آن ها خواهند بود. طرح ياد شده در نظر دارد استفاده از منابع و امكانات وزارت نفت و مشاركت بخش خصوصى را به حداكثر برساند اما هنوز نحوه تامين منابع مالى پروژه ها با استفاده از منابع داخلى مشخص نيست، زيرا نه تنها درآمد حاصل از فروش نفت عراق بلكه كليه منابع مالي، از دسترس عراقى ها خارج است. در واقع فدرال رزرو آمريكا عهده دار نقش بانك مركزى يا بانك ملى عراق است. اداره بخش قديمى صنعت نفت عراق پس از بازسازى برعهده وزارت نفت عراق و اداره بخش نوين آن برعهده شركت هاى آمريكايى خواهدبود.در بخش سنتى هم احتمالاً آمريكايى ها به دنبال نوعى خصوصى سازى به سبك صنعت نفت روسيه خواهندبود. به اين معنا كه به تدريج شركت هاى نيمه دولتى يا شبه دولتى درون صنعت نفت عراق ايجاد مي نمايند. اما هنوز بر روي ميزهاي دولت عراق قراردادهايي با ساير کمپانيهاي نفتي نيز قرار دارند.کمپانيهاي روسي و فرانسوي و همچنين سرمايه گذاران چيني ظاهرا قراردادهايي به مبلغ حدود 83 ميليارد دلار بسته اند. قرار بوده که اين قراردادها زماني قطعيت يابند که محاصره اقتصادي پايان پذيرفته باشد. اما کار به اين مراحل نکشيده است . روس ها از آنجا که بيش از شرکتهاي غربي ريسکها و خطرات کار در عراق را پذيرفته بوده اند، بزرگترين سرمايه گذار در صنعت نفت عراق محسوب مي شوند و همين سرمايه و اشتياق روسها به کار ممکن است عامل مهمي در بالا بردن درآمد هاي نفتي عراق باشد. شرکت توتال نيز که در مجموع بيشتر از روسها در نفت عراق سرمايه گذاري کرده است از موقعيت ممتازي در امر ازدياد توليد نفت برخوردار است. شرکت نفتي شل و شرکت بريتيش پتروليوم -که زماني عراق را تحت سلطه ي خود داشته است- نيز در نفت عراق ذينفع تلقي مي شوند. اما در ورای قولهای توخالی بوش که "نفت عراق متعلق به مردم عراق است و ميماند" قمار بر سر امتيازهای استخراج و قراردادهای ميلياردی برای بازسازی زيرساختهای عراق با شدت در جريان است. در اين قمار شرکتهای آمريکايی بهترين کارتها را در اختيار دارند. در تقسيم کيک قطعات کوچک و بزرگ بين کمپانيها تقسيم شده است . کمپانی ساختمانی و نفتی تکزاسيهالی برتون قرارداد خاموش کردن چاههای آتش گرفتهی نفت عراق را دريافت نموده است. يکی از شرکتهای زير مجموعهی اين کمپانی ، شرکت "کلاگ براوناند روت" ، متخصص اين امر ميباشد.معاون رياست جمهوری فعلی آمريکا ، ديک چنی ، از سال 1995 تا سال 2000 رئيس کمپانيهالی برتون بوده است. واشنگتن تا بحال قراردادهايی به مبلغ کل 900 ميليون دلار امضا نموده است. اين قراردادها اغلب مربوط به بازسازی پلها ، ساختمانهای وزارت خانهها ، اتوبانها و بنادر تخريب شده ميباشند.پرداختها را بايد خود عراق انجام دهد. آن هم با نفت. و اين جذابترين جايزه اين معاملات است.بوش ميخواهد از اين طريق اين انتقاد را که مسئله آمريکا تنها دستيابی به نفت عراق است ، خنثی نمايد. در تقسيم قراردادهای مربوط به بازسازی تأسيسات فرسوده و تخريب شدهی نفتی عراق شرکتهای آمريکايی تقدم يافته اند. در رقابت بر سر دريافت حقوق صادرات نفت نيز شرکتهايی نظير اکسون موبيل و چورون تکزاکو بخت فراوانی دارند.جالب اينکه رئيس پيشين کمپانی شل، فيليپ ج کارول از سوی امريکا به رياست کمتيه مشورتی که مسئول صنعت نفت عراق است منصوب شد. وی در سال 2002 در مقام رياست شركت «فلور» بازنشسته شد و جالب توجه اينکه شركت مهندسی و ساختمانی «فلور» يكی از شركت كنندگان در مزايده برای اجرای قراردادهای بازسازی عراق است و يکی ديگر از مشاوران کليدی کميته مشورتی کسی است که قبلا برای کمپانی امريکايی اکسون مو بيل کار می کرد. اما با همه تمهيدات در تاراج منابع نفتي, صندوق بين المللی پول اخيرا گزارش داده است که "اگر بخواهند عراق را به وضعيتی که در 1991 در جنگ خليج داشت نيز برگردانند ,مبلغ 55ميليارد دلار سرمايه گذاری جهت بازسازی لازم است و تاکنون بازسازی نه در تاسيسات نفتی و نه در صنايع و نه در جاده سازی و مدارس و تاسيسات برق و آب رسانی صورت نگرفته است . " اما درماندگی امريکا در اداره صنعت نفت عراق باعث موافقت پنهانی آنان در حفظ و ابقای تکنوکرات های نفتی در مقامات فعلی آنها در وزارت نفت عراق بوده است. به عبارت ديگر امريکا گذشته از آنکه تلاش در " بعثی زدايي" در صنعت نفت عراق نکرد بلکه برعکس مسئوليت بيشتر برنامه ريزی های نفتی را به عهده ی آنها گذاشت. همانگونه که نيروهای ارتش صدام را در سرکوب شهروندان عراقی و بمباران نجف و فلوجه دو پايگاه شيعه و سنی نشين به استخدام د رآورده است .بنا بر تحليل Yahya SADOWSKI استاد يار دانشگاه امريکايی بيروت در مقاله« جنگ برای نفت ؟ از دروغ تا واقعيت »آوريل 2003 مندرج در لوموند ديپلماتيک "بخشی از هدف درازمدت امريکا در استفاده ی آتی از عراقِ "آزاد" اکتشاف مخازن تازه ی نفت و ازدياد ظرفيت توليد و اشباع هرچه سريعتر بازار های جهانی از نفت عراق می باشد. امريکا بخوبی می داند که اجرای اين سياست به سقوط بی سابقه ی قيمت نفت و نزول آن به سطح بشکه ای 15 دلار خواهد انجاميد و اميدوارند که همين سقوط قيمت نفت از يکسو به تکان و تحرک در اقتصاد بيمار امريکا و غرب و از سوی ديگر به نابودی اوپک بيانجامد. امريکا اميد بسته است که حاصل اين کار بنوبه ی خود اقتصاد کشورهايی چون ايران، سوريه و ليبی را که اصطلا حا "کشورهای ياغي" خوانده است نابود کند." جالب توجه اينکه روزنامه" يديعوت احارنوت" چاپ اسرائيل اعلام كردكه امريكا از اسراييل درخواست كرده تا نقشهای را برای انتقال نفت" كركوك" به بندر" حيفا" طرح ريزی كند. پس محرز است که هدف امريکا از تجاوز به عراق نه استقرار دموکراسی که تحکيم سلطه امريکا بر حوزه های نفتی و تأمين هژمونی اسرائيل است و برای احقاق اين اهداف سعی از دوباره بازسازی رژيم بعثی و بکار گيری همان نيروها منتهی به شکل کشوری اشغالی دارد که مردمش تحميل روانشناسی تحقير و تسليم را ( شکنجه ها و تحقير زندانيان عراقی توسط سربازان امريکايی ) از متجاوز پذيرا گردند و غرور يک ملت مستقل و توانا به زيست در استقلال در آن شکسته گردد تا ادامه اشغال و سلطه ميسر باشد. داستان غارت عراق توسط امريکا نگارنده رابه يادبخشی از رمان " سمفونی مردگان " اثر خارق العاده زيبای عباس معروفی مياندازد که حکايت شوربختی مردمانی است که در وابستگی و اسارت در وادادگی خود ,مرگ خود را بر دوش ميکشند: " بعد از جنگ ( جهانی دوم ) و به خصوص بعد از مرگ لرد انگليسی صاحب کارخانه پنکه سازی در اردبيل ,تقريبا همه خانه ها سمپاشی شد. مردم تصميم گرفتند با سمپاشی مفصل حشرات موذی را بکشند. يک شرکت شيميايی / دارويی امريکايی با اسم " بايکوت"نمايندگی اش را به شهر آورد و تبليغات کرد .مردم برای خريد هجوم آوردند .سم تمام شد و مردم برای رعايت نوبت ثبت نام کردند. روی سمپاش عکس دختر موبوری گراور شده بود که با يک مگس کش موشهای بزرگ را از پنجره خانه اش بيرون ميکرد . مهم تبليغات بود" بعد از جنگ ادامه زندگی فقط با سمپاشی ممکن است "چند ماه بعد شرکت بايکوت کارخانه اش را در گوشه ای از شهر داير کرد .کار بالا گرفت .سم همه شهر و نواحی آن را اشباع کرد.در هر دکان بقالی و ميوه فروشها بايکوت ميفروختند. بانکها آگهی تبليغاتی شرکت را به شيشه نصب ميکردند. شرکت دارويی تصميم گرفت از آن پس اسباب بازی توليد کند , عروسک , توپ, آدمک ,حيوان ,بازی های فکری و سرگرم کننده ...و مدتی بعد اين شرکت به کار دام و دامپروری و کشاورزی هم راه پيدا کرد , بانک , ماشين سازی , چاپ , نقاشی , صنايع الکترونيک و صنايع نفت ...!" در واقع واقعيات تلخ ويرانی و تاراج عراق در دوجنگی که آمريکا بدان تحميل کرد ,بايستی درس عبرتی برای آن بخش از مردم ايران باشد که با گول زدن خود با شعار " دشمن دشمن من, دوست من است! راه راحت سلب مسئوليت از خود در کوشش برای برداشتن مانعی چون نظام ولايت مطلقه فقيه از پيش پای استقرار نظامی مردمسالار به کوشش و همت خود ,انتخاب ميکنند و به اين خيال خام گرفتارند که متجاوز خارجی دست از منافع خود برميدارد و " سازندگی " و " دموکراسی " به ارمغان مياورد و دولت دست نشانده مستقيم او کمتر از حاکمان فعلی وابسته خواهند بود! انتخاب با ماست . يا عزت زندگی در استقلال و آزادی را با مبارزه خود با نظام استبدادی حاکم و ندادن اجازه به دخالت قدرت خارجی ,خود ميسر ميکنيم و يا به تعبيری "ادامه زندگی ما تنها با سم امريکايی ممکن خواهد بود و يا بالاخره باد پنکه های انگليسی يک روز همه ما راخواهد برد!" |
||