بازگشت به صفحه اول

 

 
 

 

 زمانی که دشمن پيروز ميگردد

انتخابات به اصطلاح رياست جمهوری بحثهای متفاوتی را دربين مردم وگروههای مخالف رژيم اسلامی موجب گشته است. واقعيت اين است که تمامی کانديداهای اين مقام بی ارزش دررژيم اسلامی، چه آنها که سری دراين رژيم به عنوان عامل وبرگزيده شورای نگهبان دارند همچون رفسنجانی وچه به عنوان مخالفان درون حکومتی  هم چون نهضت آزادی، پرونده ای قطور در جنايت وچپاول ايران وايرانی را به همراه خوديدک ميکشند وبی ارزشی وخيانت خودرا به ايرانيان ثابت کرده اند. درهرجامعه آزاد ومتمدنی چنين افرادی بدون شک بايد بواسطه جنايت برعليه بشريت تحت محاکمه قرار بگيرند ولی چگونه است که درکشور ما وحتی درميان اپوزيسيون بحثهای داغی درمورد اين کانديداها درجريان است ؟  دراينجا سوال بسيار مهمی مطرح ميگردد وآن اينست که آيا ايرانيان شکست خورده اند؟ اگر چنين امکانی را درنظر بگيريم آنگاه بايد ديد که اين شکست ازچه و درچه جهاتی وچگونه بوده است وچگونه ميتوان دوباره ازاين شکست کمرراست کرد؟  بدون داشتن درک صحيحی دراين مورد ما با هربادی ميتوانيم ازاين سو به آنسو شويم وهردم شعارهائی دهيم که اصولا انطباقی با مشکل اصلی نداشته وپيروزی قابل احترامی را درپی نداشته باشد.

آنچه که درتاريخ بشری به وضوح قابل مشاهده است اين است که پيروزی های نظامی درپهنه نبرد به تنهائی باعث پيروزی درجنگها نبوده اند. آن زمانی دشمن پيروز گشته که توانسته با اعمال زور خود مردم شکست خورده درنبرد را تبديل به خودی کرده ويا خودرا به عنوان خودی  به آنها بقبولاند. بدون اين عامل هيچ جهان گشائی نميتواند ادعای کسب پيروزی نهائی نمايدچه رسد به جنايت پيشگانی ازنوع دست اندرکاران رژيم اسلامی.

دردوران تاريخ پرفراز ونشيب سرزمين ما بسيار جهان گشايان وجنايت پيشگان بوده اند که به خاطر دستيابی به ثروت سرزمين ما وبهره جوئی ازمزايای تمدن ما به سرزمين ما تاخته اند. ولی درواقع تنها دشمنانی که پيروز گشتند آن کسانی بودند که ازما توانستند به زور شمشيرخود خودی برای خود بسازند. گرچه درگوشه های ايران آثار چنين پيروزی هائی برای دشمنان مشهود است، ازجمله تغييرزبان مردم درمناطقی ازايران تا به حدی که اين مردم فکر ميکنند از ترکان ترکستان هستند، ولی مهمترين آنها  بدون شک غلبه اسلام برفرهنگ ايرانی بوده است. ايرانيان درجنگ قادسيه شکست خوردند ولی اعراب زمانی پيروزی يافتند که توانستند ما را با زور شمشير خود مسلمان کنندوازآن سپس با خيال راحت برذهن ما ودرنتيجه برسرزمين ما فرمان برانند. ازآن پس ديگرهيچ نيروی ذهنی وجودنداشت که بتواند نيروئی جسمی را درمقابل دشمنان صف آرائی نمايد. ديگر مسئله ومشکل موالی شدن ايرانيان نبود بلکه جدال مکتبی برسر مضامين اسلامی بود واصل مطلب برای بيش ازهزارسال به فراموشی سپرده شد. البته تمدن درخشان وعميق ايرانی توانست برخی مظاهر خودرا حفظ کند وما چون مصرو سوريه وديگر ممالکی که طعم شمشير اسلام را چشيدند به يکباره خودرا عرب نخوانديم.

قصه رژيم اسلامی هم بر همين منوال است. اين رژيم برايرانيان پيروز نگشت آن زمانی که بر سرزنان به زور چادر وروسری کرد، يا زمانی که ولايت فقيه را با ريا به خورد مردم داد ويا ارکانش را محکمتر نمود. بلکه زمانی پيروز گشت که توانست مردم رامجاب کند که راه نجاتشان درهمين رژيم است ويا مردم ازروی استيصال به آن گردن نهادند. اين رژيم پيروز گشت زمانی که توانست يکی ازکانديداهای خودرا برتر ازديگری به مردم بقبولاندومردم را به دنبال يکی ازکانديداهای خود برعليه ديگری راه بياندازد. واقعا کدام دشمنی است که چنين هديه پربهائی را نپذيرد و دو دستی به آن نچسبد. ما درتاريخمان به خوبی بياد ميآوريم که چگونه ابومسلم خراسانی گروهی ازاعراب را ازحکومت برداشت وگروه ديگری را برجای آنان نشاند. به قول معروف "زهر طرف که کشته ميشد به سود اسلام بود" چون ديگر اصل ماجراکه اشغال وبردگی ايرانيان بودازبين رفته وفراموش شده بود واينکه کداميک از اشغالگران را بايدبرحکومت نشاندمسئله روز گرديد. حتی ممکن است که ابومسلم اولين اصلاح طلب پس از حمله اعراب باشد ولی تاريخ نشان داد که درزمانی که مبارزه قاطع لازم است اصلاح طلبی صرفا درخدمت دشمنان عمل ميکند ازآنجا که اين نوع اصلاح طلبی يکطرفه ميباشد ودشمن هيچ تعهد ذهنی وانسانی به آن احساس نميکند. آقای خاتمی وديگر يارانش بارها ازولايت فقيه دفاع وسرسپردگی خويش را اعلام نموده اند ولی متاسفانه برخی ازمردم و  گروههای سياسی هم چنان زير علم اصلاح طلبی که به اشتباه درذهن خودساخته و پرداخته اند دارند سينه ميزنند. رژيم اسلامی آن زمان پيروز گشت که توانست مردم را به پروژه نامرئی اصلاحات دل خوش سازد. پروژه اصلاحات اسلامی- حکومتی هيچ چيز نبود ونيست جز خرافه قرن بيست وبيست ويکمی اسلامی که مردم ايران همچون خرافه های ديگر اسلامی يا خودساختندويا حکومتگران آخوند درذهن مردم حک کردند وخود خودرا بنده آن نمودندبدون اينکه به اصطلاح رهبران آن قصدهيچگونه اصلاح بنيادی را درسرداشته باشند. مردم ديگر تغيير رژيم را ازخود نميخواستند بلکه آن را واگذاربه يکی ازعوامل خود رژيم کرده بودند. بقول معروف يا للعجب، چه انتظار بيهوده ای. اين رژيم زمانی پيروز گشت که مردم راوادار کرد که درمقابلش کرنش کنند وطلب عدالت از سرمداران رژيم که خود بانيان ستم بودند نمايند. آنچه که بايد ازآن دوری جست همانا اجازه دادن به سردمداران رژيم اسلاميست که خودرا به عنوان منجيان مردم ومصلحان اجتماعی قلمدادکنند ودرواقع خودراخودی قلمدادکنند. بسيارجالب است که همان هائی که دختران خردسال ايرانی را به فحشا کشاندند وپسرانش را در دريای اعتياد غوطه ور کردندويادرمقابل آن سکوت نمودند بار ديگربی شرمانه با سخنرانی های پر طمطراق خود را ميخواهند به عنوان منجيان مردم ويا حتی مصلحان اجتماعی به مردم قالب کنند. خوشبختانه سرسختی برخی افراد وگروههای سياسی اين جو را تا حدودی تغيير داده است وبايد ازآن کمال سود را برد.

برخی گروه های سياسی انتخابات رژيم را بدين دليل که کانديد شدن درآن آزاد نيست ونامزدهای انتخاباتی به توسط شورای نگهبان غربال ميگردند تحريم کرده اند. اين گروه ها درواقع  جزء گروه های خودی شده وکرنش کننده هستند ازآنجا که حتی اگرشورای نگهبانی هم درکار نباشد رياست جمهوری رژيم متعهد به اجرای مفاد قانون اساسی است که درآن هيچ حقی درواقع برای مردم درتعيين سرنوشت خود قائل نشده است وجزقوانين متحجراسلامی چيز ديگری برای عرضه ندارد.

باتوجه به اينکه مبارزه ايرانيان مبارزه ای بنيادين برای احيای فرهنگ خود وايجاد دموکراسی درمقابل رژيمی سفاک وغير ايرانی وايران ستيزاست مخدوش کردن خطوط مبارزه وناديده گرفتن مرزبندی های لازم جز به سود دشمن نخواهد بود از آنجا که صورت مسئله تغيير خواهد نمود. هرگونه درخواستی کمتر ازبر کناری کامل رژيم را نميتوان درخواستی قابل قبول دانست. 

ازآنجا که شرکت درانتخابات با هردليل ارائه شده ای مرزبندی خواستهای اساسی اجتماعی، فرهنگی، واقتصادی ايرانيان را مخدوش مينمايد، چون درواقع رای به قانون اساسی رژيم است، بايد آنرا با تمام نيرو تحريم نمود. اينکاررا هم بايد بصورت عملی درداخل کشور با هر وسيله ممکن انجام داد وبسنده به مقالات اينترنتی که قشر عظيمی ازمردم مطالعه نميکنند ننمود. بايد مردم درگذرگاههای عمومی آنرا ببينند. بايد آنرا درصفهای نانوائی وگوشت فروشی وميوه فروشی بببينند. بايد آنرا درمحله خود ببينند. بايد آنرا دراتوبوسی که سوار ميشوند ببينند. بايد آنرا روی تير چراغ برق محله خود ويا کيوسک های تلفن ويا روزنامه فروشيها ببينند. بايد شعارها مردم را آگاه نمايد که رای دادن عملی کمتر از کرنش درمقابل دشمن وخيانت به خواستهای فرهنگی-اجتماعی- واقتصادی ايرانيان نيست. بايد به مردم هشدار داد که بايد اين هزينه کم را بپردازند. واگر گروه کثيری چنين عمل کنند ديگر رژيم نميتواند افراد را مورد توبيخ وتنبيه قرار دهد. البته گروهی هستند که دريوزگان اين رژيم هستند وهيچگونه احساس ملی وانسانی ندارند مگر اطاعت ازبيگانگان برای گرفتن پست ومقامی ويا حتی تکه نانی. بايد تحريم انتخابات آنچنان باشد که اين گروه که مشکل بتوان نام ايرانی برآنها نهاد انگشت نما گردند. بايد ميهن دوستی وانسان دوستی مقام واقعی خودرا دربين مردم دوباره بدست آورد. درحال حاضرگروههائی ازمبارزين سخت دراين راه درتلاشند که قابل تقدير است ولی کافی نيست. بايد تمامی گروههای اپوزيسيون نيروهای خود درداخل برای اين اينکار ودرصورت امکان تظاهرات گسترده قبل از انتخابات بسيج نمايند.

بدون شک چشمان جهانيان به ايرانيان دوخته است که ببينند خودايرانيان برای نجات خود چه کارهائی حاضر بکنند. اگرايرانيان نشان ندهند که حاضرندخود کوششی حداقل درحد تحريم انتخابات بکنند بسيار بعيد است که جهانيان اعتبار واحترامی برای ما ايرانيان وخواستهايمان قائل گردند. چه بسا که قدرتهای بزرگ واکنش ايرانيان را درانتخابات ميزانی برای حق دخالت ايرانيان وگروههای اپوزيسيون در سرنوشت آينده ايران برآورد کنند.

ائتلاف های حداقل مقطعی درمورد تحريم انتخابات وپخش اعلاميه های مشترک ميان گروهی درسطح کشور ميتواند به عنوان انسجام نسبی دراپوزيسيون تعبير گشته وحيثيت ومشروعيت بين المللی بيشتری برای مبارزه ايرانيان واپوزيسيون ايجاد نمايد.

درعين حال تمامی گروههای اپوزيسيون ومردم بايد اين احتمال قوی را بدهند که تظاهراتی سرتاسری برعليه انتخابات ودرمسير سرنگونی رژيم ممکن است به وقوع بپيوندد که همگی بايد ازهرلحاظ آمادگی ذهنی وتشکيلاتی برای کمک رسانی به آنرا بدور ازتعصبات فردی وگروهی داشته باشند. آنان که دراين امر قصور نمايند ديگرهيچگونه بهانه ای را برای اين عدم آمادگی وعدم حمايت خويش ازحرکات جوانان ومردم دراين بزنگاه تاريخی نخواهند توانست به مردم ايران درآينده ارائه نمايند.

شايد توفانی درراه باشد، بايد هم اکنون خودرا آماده ساخت که هيچگونه تعللی دراين بزنگاه تاريخی پذيرفته نيست.

 

بيژن کريمی (جنبش آشتی ملی)                                karimi_bijan@hotmail.com

سوم خرداد ۱۳۸۴

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به انتخابات