بازگشت به صفحه اول

ازاخبارروز

 
 

انتخابات فرمايشی نه، رفراندم آزاد آری!

دوستان: جايگاه اخلاق سياسی كجاست؟

آن روز كه خانم الهه كولايی و تاج‌زاده (مشاركت)، دكتر ابراهيم يزدی و مهندس محمد توسلی (نهضت آزادی)، مهندس عزت‌الله سحابی و دكتر حبيب‌الله پيمان (ملی ـ مذهبی‌ها) دور هم گرد آمدند و با بهانه كردن دموكراسی و حقوق بشر ناقوس مرگ اصلاحاتی‌های درون و برون‌نظام را به صدا درآوردند، شايد آقای مهندس سحابی و حبيب‌الله پيمان باور نمی‌كردند قبول اصولِ «التزام به قانون اساسی» و «باور به ضرورت تداوم جنبش اصلاحات در جمهوری اسلامی ايران» و همكاری با آنها كه طی سالهای پس از انقلاب دشمن آزادی و حقوق انسانی مردم بودند چه عكس‌العملی در بين مردم و حتی دوستان خودشان ايجاد خواهد كرد. دوستانی كه در منشور خود بارها جدايی دين از حكومت و نقد قانون اساسی و تضاد دموكراسی با ولايت مطلقة فقيه را اعلام كرده بودند. اين آقايان كه خود را «ولیّ» ملی ـ مذهبی‌ها می‌پندارند چگونه به خود جرأت داده‌اند اين‌چنين با زير پا گذاشتن اخلاق سياسی كه سرماية ذی‌قيمت آنها بود و با سوءاستفاده از بزرگانی چون دكتر مصدق، دكتر شريعتی و آيت‌الله طالقانی و مهندس بازرگان و به‌نام «شورای فعالين ملی ـ مذهبی‌ها»به تبليغ يكی از كانديداها بپردازند؟

دكتر محمد ملکی

 

به آنها كه در

خيمه‌شب‌بازی انتخابات شركت نمي‌كنند

بسم‌الحق

با نام آزادي، آگاهی و عدالت

 

یکشنبه ٢٢ خرداد ١٣٨۴ – ١٢ ژوئن ٢٠٠۵
سخنی با هموطنان آگاه و دردآشنا (رنج‌نامه):

پس از ۵ سال و چند ماه (12 تير 60 تا مرداد 65) اسارت و تحميل انواع آزار و رنج و درد از يك‌سو و ديدن فداكاريها و ايثارها و قهرمانيهای زنان و مردان جوان از سوی ديگر وقتی از اسارت دشمنان خدا و خلق رها شدم و با هزاران اميد نزد دوستان رفتم جمعی را در حالت سكوت و سكون و بي‌تفاوتی و مشغوليتهای روزمرة زندگی و حتی طرفدارای از جنايات انجام‌شده يافتم. دلم از آن همه بي‌دردی و ترس و احتياط و تسليم گرفت. خسته و افسرده در تنهايی خود فرياد كردم:

خدا را سخت غمگينم

دلم تنهاي‌تنها در كوير خشك و خاموشِ وجودم مي‌كند فرياد:

آی آدمهای دورانِ «نئاندرتال»

پس از ده‌ها و صدها قرن

تنها مويتان كمتر

و از اجدادتان «بوزينه‌ها»

وحشي‌تر و بدتر

نمي‌دانم شما بدسيرتان با صورتِ انسان

در اين گندابِ نفرت‌زای كرم‌آلودة شبناك

تا چند مي‌لوليد و قوتِ خويش مي‌جوييد

وجودم مي‌كند فرياد

چرا شرم و شرف را برده‌ايد از ياد

چرا پوچی و پستی و پليدی مي‌كند بي‌داد

هزاران ننگ و نفرين بر شمايان باد

آذر 1369

 

وقايع دهة شصت و فاجعة كشتار جمعی از زندانيان در سال 67 يك لحظه از خاطرم دور نمي‌شد. كم‌كم بعضي‌ها از خوابِ غفلت چندساله بيدار شدند. سكوتِ بيش از آن را مصلحت نديدند، مي‌پنداشتند در درونِ نظامِ مطلقه مي‌توان حرفی زد و از شرايط ويژة جهانی بهره گرفت. نوشتن يك نامه و نقد كم‌رنگ از حاكميت منجر به دستگيريهای سال 69 شد و ماجرای «هويت» و آنچه ديديم و شنيديم، پس از اين ماجرا بود كه به سال 71 مجلة «ايران فردا» اجازة انتشار يافت و جمعی از جوانان و تجربه‌آموختگان توانستند با مغتنم شمردن فرصت مسائلی را مطرح كنند.

من هم گهگاه مطالبی را در مجله مطرح مي‌كردم و نامه‌هايی به بعضی مقامات مي‌نوشتم. از جمله طی نامه‌ای خطاب به آقای حبيب‌الله عسگراولادی مسلمان گوشه‌هايی از آنچه در دهة شصت و سال 67 در زندان اوين و ديگر زندانها اتفاق افتاده بود را فاش كردم كه موجب شد تا مردم به‌ويژه نسل جوان و دانشجو پيرامون آنچه در دهة شصت گذشت مطالعه و بررسی بيشتر نمايند و تا حدودی فضای رعب و وحشت شكسته شود. جامعه در حال التهاب بود. اهدافی كه مردم برای آن انقلاب كرده بودند روزبه‌روز كم‌رنگ‌تر مي‌شد و مردم به‌دنبال فرصت تا اعتراض خود را به وضع موجود ابراز كنند. انتخابات رياست جمهوری در سال 76 فرصتی شد تا مردم «نه‌ی بزرگ» را به حاكمان بگويند و زير شعار مردمسالاری و قانونمداری اين نكته را اعلام كنند كه تاكنون اين خواستهای برحقِ مردم عملی نشده و در حقيقت «نظام ولايي» و اعمالش را زير سؤال ببرند. در همان زمان سؤالی از سوی مجلة ايران فردا مطرح شد كه خواست شما از رئيس‌جمهور آينده چيست؟ نوشتم: از رئيس‌جمهور آينده مي‌خواهم نه بت‌تراش كه بت‌شكن باشد.

اما ديديم و شاهد بوديم در 8 سال دورة رياست جمهوری آقای خاتمی كه با آن شعارهای قشنگ به ميدان آمده بود نه تنها بتی شكسته نشد كه بتِ بزرگ و بت‌چه‌ها رنگ و لعاب بيشتر يافتند و پس از دو دورة رياست جمهوری آقای خاتمی و اعمال و رفتار اصلاحاتي‌های درون و برونِ نظام امروز وضع دموكراسی و حقوق بشر به‌گونه‌اي‌است كه همه مي‌دانيم و حالا برای گرم كردن تنور انتخابات همه دِل به حال دموكراسی مي‌سوزانند و آقای هاشمی رفسنجانی هم از توسعة دموكراتيك دم مي‌زند و در اين بلبشوی به‌وجود آمده كه همه چيز زير چرخ سنگين تبليغات انتخاباتی له مي‌شود آنچه بيش از همه موجب تأسف است قربانی شدنِ «اخلاقِ سياسي» در پای بت قدرت از سوی كسانی است كه تنها سرماية آنها «صداقت» با مردم بود كه متأسفانه آن هم از سوی چندنفری كه خود را «ولي» دگرانديشان و منتقدين نظام مي‌دانند همراه با اصلاحاتي‌های درون‌نظام در يك معاملة سياسی غيراخلاقی به حراج گذاشتند.

آن روز كه خانم الهه كولايی و تاج‌زاده (مشاركت)، دكتر ابراهيم يزدی و مهندس محمد توسلی (نهضت آزادي)، مهندس عزت‌الله سحابی و دكتر حبيب‌الله پيمان (ملی ـ مذهبي‌ها) دور هم گرد آمدند و با بهانه كردن دموكراسی و حقوق بشر ناقوس مرگ اصلاحاتي‌های درون و برون‌نظام را به صدا درآوردند. شايد آقای مهندس سحابی و حبيب‌الله پيمان باور نمي‌كردند قبول اصولِ «التزام به قانون اساسي» و «باور به ضرورت تداوم جنبش اصلاحات در جمهوری اسلامی ايران» و همكاری با آنها كه طی سالهای پس از انقلاب دشمن آزادی و حقوق انسانی مردم بودند چه عكس‌العملی در بين مردم و حتی دوستان خودشان ايجاد خواهد كرد. دوستانی كه در منشور خود بارها جدايی دين از حكومت و نقد قانون اساسی و تضاد دموكراسی با ولايت مطلقة فقيه را اعلام كرده بودند. اين آقايان كه خود را «وليّ» ملی ـ مذهبي‌ها مي‌پندارند چگونه به خود جرأت داده‌اند اين‌چنين با زير پا گذاشتن اخلاق سياسی كه سرماية ذي‌قيمت آنها بود و با سوءاستفاده از بزرگانی چون دكتر مصدق، دكتر شريعتی و آيت‌الله طالقانی و مهندس بازرگان و به‌نام «شورای فعالين ملی ـ مذهبي‌ها»به تبليغ يكی از كانديداها بپردازند؟ اينان توضيح نمي‌دهند چرا از كسی حمايت مي‌كنند كه برخلافِ قول خود به مردم حكم حكومتی را مي‌پذيرد و وارد مبارزة انتخاباتی مي‌شود. و اين درحالی است كه همه مي‌دانند وی ضعيف‌تر از آن است كه بتواند حتی يكی از شعارهای خود را عملی نمايد.

و چنين شد ای برادر هموطن، تو كه فكر مي‌كردی اين آقايان هرگز اصولِ اخلاق سياسی را زير پا نمي‌گذارند ولی شد آنچه نبايد مي‌شد و به‌همين دليل تعداد زيادی از اعضای شورای فعالين ملی ـ مذهبي‌ها به‌شدت به اين كار آقايان اعتراض كردند تا آنجا كه به‌عنوان مثال دكتر احمد زيدآبادی عضويت خود را به تعليق درآورد و مهندس تولايی سردبير مجلة نامه نوشت:

اينك با نزديك شدن به واپسين روزهای بازی انتخابات افراد و نيروها و جريانهای سياسی منتسب به اپوزيسيون در بوتة آزمونی سخت و بسی دشوار‌تر از گذشته قرار گرفته‌اند. آزمونی كه غني‌ترين موجودی سرمايه و اعتبار اپوزيسيون، يعنی زيست اخلاقی آن را به چالش طلبيده است، يادمان نرود كه اين موجودی حاصلِ  تلاش و همتِ وقفه‌ناپذير و پرهزينة بالغ بر نيم قرن زيست سياسی ذيل پايبندی به يك نظام اخلاقی است. نوعی نظام اخلاقی كه به موجب آن فعالانِ سياسی آزادي‌خواه و وطن‌دوست، همواره با مردم صادق بوده‌اند. به وعده‌ها و شروطِ وضع‌كردة خود برای تصميمات، انتخابات و استمرار فعاليتهای سياسي‌شان پايبندی نشان داده و عمل كرده‌اند.

مباد اينك اپوزيسيون درحالي‌كه بيش از هر زمانِ ديگری نيازمند نگهداری و انبساط اين ذيقيمت‌ترين سرمايه است، به دور از هوشياری و درايتِ لازم عمل كرده و ملاحظاتی را كه مي‌بايست در انتخاب موضع و رهيافت سياسی با تيزبينی مورد توجه قرار دهد ناديده انگارد.

سرمقالة شمارة 38، خرداد 84

 

و من كه سالها در جمع فعالين ملی ـ مذهبي‌ها حضور داشتم و عقايدم را به‌صورت فردی يا جمعی بيان مي‌كرده‌ام كم‌كم به اين نتيجه رسيده‌ام كه چند نفری در اين جمع خود را «وليّ» ملی ـ مذهبي‌ها مي‌دانند و «نظام ولايي» در اين گروه نيز حاكم است و هر نقدی به اعمال و رفتار «ولي‌ها» با عكس‌العمل تند و اتهاماتِ دور از اخلاق سياسی مواجه مي‌شود و بزرگترين سرماية اين جمع كه اخلاق و پايبندی به قول‌وقرارها و وعده‌هاست به بازی گرفته مي‌شود و در جريان انتخابات نهمين دورة رياست جمهوری اين امر بر همگان به‌ويژه جوانان و دانشگاهيان و هسته‌های سراسرِ ايران روشن شد و ديديم «ولي‌ها» چگونه با كسانی كه هيچ سنخيتی با دموكراسی و حقوق‌بشر ندارند وارد معامله شدند و اخلاقِ سياسی را در يك دادوستد زشت به حراج گذاشتند و همة معترضين را بي‌اطلاع از «تاكتيك»های سياسی معرفی كردند و كار را به اختلاف و چنددستگی بين گروه ملی ـ مذهبي‌ها كشاندند.

 اميد به آنکه مردمِ ايران و جوانان و دانشجويان در گزينش راه آينده بار ديگر هوشيارانه عمل کنند.

والسلام

23 خرداد 1384

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به انتخابات