|
گروه سياسي: ايران كشور شگفتيها است
چنان كه هر آن از درونش چيزي ميجوشد كه
چشمها را خيره ميكند و گاهي شادي ميآفريند و
زماني دل را مالامال از غم مينمايد. احمدي
نژاد اين مدير اجرايي كه تا قبل از تصدي
شهرداري تهران كاملا گمنام و ناشناخته بود با 17
ميليون راي منتخب ملت ايران براي احراز پست
رياست جمهوري شد و اكبر هاشمي رفسنجاني را با
فاصله نسبتا زيادي عقب گذاشت. با اينكه در
دور اول انتخابات كسي باور نميكرد كه شهردار
تهران جزو 2 نفري باشد كه به دور دوم راه
مييابد ولي اين اتفاق افتاد و در ميان ناباوري
ناظران و سياسيون ميدان رقابتي از 2 چهره
انقلاب يكي نسل اولي و ديگري نسل دومي
بهوجود آمد. اينجا بود كه علاوه بر اصلاح
طلبان برخي از چهرههاي ديني و سنتي جناح
محافظهكار همه رفته رفته واهمه رياست جمهوري
احمدينژاد را به دل راه دادند و بر همين اساس
با همه توان به حمايت از هاشمي رفسنجاني
برخاستند در حالي كه گويا هر چه بر تعداد نخبگان
حمايت كننده از هاشمي افزوده ميشد، حس غريب
مردم ايران براي مقابله با چيزي كه تحميلش
ميپندارند تحريك شد و بر فاصله 2 كانديدا در
مرحله دوم بشدت افزودند. اما هم اكنون
احمدي نژاد رييس جمهور منتخب ايران است و چهره
ها و شخصيتهاي جناح محافظهكار از رييس مجلس تا
رييس قوه قضاييه و نمايندگان مجلس هفتم و
شوراي نگهبان يكي پس از ديگري پيام تبريك خود
را نثار آقاي احمدينژاد ميكنند ولي هنوز از
ميان اصلاح طلبان سخني در باب تبريك يا تحليل
ماجراي پيش آمده بروز نكرده است و چند تبريكي
هم كه گفته شده ، از موضع رسمي بوده
است سكوت غريب اصلاحطلبان ميتواند نشانهها
و علايم گوناگوني از تامل، تعمق، اعتراض و يا
هر چيز ديگر باشد، ولي به نظر ميرسد براي جناحي
كه شهر تهران را با كمتر از 10 درصد آرا مديريت
كردند اداره كشور با 60 درصد آرا كاري چندان سخت
نباشد. اكنون نگاهها به چهرهها و احزاب و
شخصيتهاي اصلاحطلب دوخته شده است كه در
مقابل يك نتايجي تا اين حد ناباورانه چه عكس
العملي از خود نشان ميدهند* آزادي انتخابات
و سلامت آن چندان محلي براي سوال و اعتراض
به جا نگذاشته است، چه اينكه اگر اعتراض وجود
داشت به مرحله اول بيشتر بود تا به مرحله دوم
، ولي از آنجا كه اكثريت قاطعي از چهرههاي
اصلاح طلب و ميانه با پذيرش نتايج دور اول
انتخابات وارد مرحله دوم شدند لذا ميدان چنداني
براي مانور اعتراضي بهجا نميگذارد. در اين
ميان گويا انتخاب ناگزيري جلوي راه اصلاح
طلبان وجود خواهد داشت، آنان نه ميتوانند به
صورت قانوني با مستندات قابل اتكا و مردمپسند
به شكايت و اعتراض برخيزند و نه ميتوانند
بسادگي نتايج انتخابات را با آن همه مقدمه و
آن همه ماجرا و آن همه ناباوري پذيرا باشند.
شايد سكوتي سخت كه هم اينك در اردوگاه اصلاح
طلبان حاكم شده است، ادامه يابد و به همراه
خود اعتراضي نرم به ساختار سياسي و خصوصا مردمي
كه همه اميد آنها را تشكيل ميدادند، باشد. با
مردم نميشود از در انتقاد برآمد چه اينكه آنها
سرنوشت خود را مشخا كردهاند، اما در سكوت هم
احترام هست، هم انتقاد هست، هم تامل و
تعمق. ولي براي سكوت هم بايد دليل قاطع
وجود داشته
باشد.
|