بيانيه شورای تهران دفتر تحکيم وحدت
پيرامون
آزادی اعضای بازداشت شده انجمنهای اسلامي و دفتر تحکيم
وحدت
يكشنبه ٢٦ مرداد
۱۳۸۲
بسمه تعالي هفته گذشته و پس از حدود 2 ماه از آغاز هجمه سنگين اقتدارگرايان عليه دانشجويان و دستگيري و بازگشت گسترده اعضاء دفتر تحكيم وحدت و انجمنهاي اسلامي دانشجويان، به عنوان تنها نهادهاي باقي مانده در عرصه جامعه دانشگاهي ايران كه توان نمايندگي نظرات اکثريت دانشجويان را دارا هستند و در حاليكه طي اين مدت اخبار نگران كنندهاي از منابع مختلف مبني بر اعمال فشارهاي غير قانوني و غير انساني بر اعضاء دستگير شده دفتر تحكيم به گوش ميرسيد، سرانجام شاهد بوديم كه روند آزادي دانشجويان زنداني آغاز شد و اين در حاليست كه پس از گذشت يك هفته از اين موضوع همچنان تعدادي ازاعضا دفتر تحکيم وحدت در آن سوي ديوارهاي زندان به سر ميبرند بي آنكه توضيحي پيرامون وضعيت آزادي و يا دلايل ادامه بازداشت آنان از سوي منابع قضايي ارائه گردد. با توجه به موارد فوق ذکر پاره اي نکات پيرامون نحوه و دلايل برخوردها و نيز آزادي اعضاء بازداشت شده انجمنهاي اسلامي ضروري و روشنگر به نظر مي رسد. بدان اميد كه شاهد آزادي هر چه سريعتر ساير ياران در بندمان كه به تاوان گناه ناكرده در زندان به سر ميبرند باشيم: 1-از زمان آغاز نا آراميهاي اخير كه از اعتراضي صنفي – دانشجويي شروع و به دليل ناديده انگاشته شدن نيازها و مطالبات به حق و مشروع مردم از سوي حاكميت و عدم وجود حداقلي از پايبندي اصحاب حکومت به حقوق انساني و قانوني ملت از يك سو و دامن زدنهاي آگاهانه و عمدي عمله استبداد ديني و لمپن هاي حکومتي به تشنجات در حمله به خوابگاههاي دانشجويي و تجمعات مردم از ديگر سو، سريعاً به اعتراض سراسري انجاميد ، بسياري پيش بيني ميكردند كه اين نا آراميها به بهانهاي در دست اقتدار گرايان حاکم در جهت سركوب و برخورد با معدود نيروها و نهادهاي مدني باقي مانده در عرصه سياست ايران كه با پذيرفتن تمامي هزينهها و عليرغم وجود شرايط نابسامان كشور و برخوردهاي صلب و به دور از منطق و عقلانيت حاكميت، همچنان به نقد آن به اميد اصلاح امور ميپردازند، بدل شود. اين پيش بيني به زودي و با دستگيري مهدي امينيزاده، روزبه شفيعي، عبدالله مؤمني، مهدي حبيبي، سعيد رضوي فقيه و بسياري ديگر از اعضاء دفتر تحكيم رنگ واقعيت به خود گرفت. هر چند كه روند دستگيري و برخورد برآمده از ذهنهاي محدود و تاريک انديش اقتدارگرايان تنها به فعالين دانشجويي محدود نشد و در ادامه همگان شاهد بودند که خشونت طلبان حاكم با استفاده از فضاي مبهم برآمده از نا آراميهاي اخير همانگونه كه دفتر تحكيم پيش از اين نيز در بيانيههاي خود هشدار داده بود، به بازداشت و پرونده سازي عليه فعالين حاضر در عرصههاي مختلف مطبوعاتي و فرهنگي و نيز فعالين ملي – مذهبي پرداختند. اين دستگيري ها که چه به لحاظ نحوه که با تهديد با اسلحه و باتوم و ضرب و شتم و در مواردي استفاده از گاز بيهوش کننده همراه بوده و چه به لحاظ گستردگي حجم بازداشت اعضاء دفتر تحكيم وحدت که مشتمل بر تمامي اعضاي شوراي مركزي و نيز نزديك به 50 تن از اعضاء شوراي عمومي آن در سراسر كشور ميشد، بي سابقه بوده است، از عزم مسند نشينان بر انجام پروژهاي غير از كشف حقيقت خبر ميداد. چه بر چنين نحوي از برخورد با مجموعه اي كه همواره به شفاف ترين و صريح ترين وجه ممكن نظرات و انتقادات خود را اعلام داشته و آمادگي خود را در دفاع از اين مواضع در برابر نهادهاي قانوني و علني ابراز کرده است هيچ دليل و برهاني جز جريان سازي هاي دروغين و از بين بردن هرگونه امکان نقادي و پرسشگري نمي توان يافت. نکته قابل توجه اين كه بسياري از اين برخوردها با اطلاع و در مواردي همكاري و بلكه دخالت مستقيم نهادهاي امنيتي صورت گرفته است که تحت نظارت سردمداران و مدعيان اصلاحات فعاليت مي کنند. نگاهي به اين حوادث بدين نتيجه مان مي رساند که : اعتراضات و نا آراميهاي اخير، به جاي آنكه اربابان قدرت و حاضران در عرصه كلان تصميم گيري جمهوري اسلامي را به بازانديشي و اصلاح تصميمات غلط و فرصت سوزشان و توجه به خواست مردم در جهت اصلاح وضع نابسامان امروز ايران وادارد تنها به بهانهاي در دست اقتدار گرايان حاكم جهت ادامه روند سركوب و حذف نهادهاي مدني و پافشاري بر برخوردهاي كينه توزانه و غير انساني با تمامي كساني كه دل به اصلاح وضع موجود از درون و با تكيه بر اراده ملت دارند، بدل شد. گويي قدرتمداران امروز ايران، عزم خود را در پيمودن هر چه سريعتر مسير سقوط و اضمحلال آنچنان جزم کرده اند که از تاريخ و سرنوشت حكومتهاي مستبد و خودكامه دور و نزديك نمي آموزند و از حكم عقل نيز بهره نميجويند تا بدانند كه هر چه حكومتي صلبتر و اصلاح ناپذيرتر بر عدم تمكين در برابر خواست و اراده شهروندانش پافشارد، تنها راه را بر تغيير مسالمت آميز و حل خردمندانه مشكلات ميبندد و مردم را در پي گيري مطالباتشان به هر قيمت و وسيله ممكن مصممتر ميسازد و اين واقعيتيست که اگر اصحاب حکومت امروز تاب تحمل آن را نداشته باشند فردا روزي سرنوشت تمامي آناني را که کوته بينانه چشم بر خواست هاي مردم و نقدهاي نخبگان بسته اند همچون اسلافشان در تمامي طول تاريخ رقم خواهد زد. که: هر که گريزد ز خرابات شهر، جور کش غول بيابان شود 2-پس از گذشت حدود 2 ماه از بازداشت فعالين دانشجويي كه وضعيت نگهداري و شرايط بازجويي آنان در زندان و نيز موارد اتهاميشان تا مدتها نا معلوم بود، كه اين موضوع بعضا حتي تا كنون نيز ادامه دارد، سرانجام در هفته گذشته مقامات قوه قضا اعلام كردند اتهامات اعلام نشده اعضاء بازداشت شده دفتر تحكيم مشمول عفو و بخشش واقع شده و خبر از آزادي قريب الوقوع و بلا شرط آنان دادند. با اين حال شاهد بوديم ، كه عاليجنابان پرده نشين قدرت با ترتيب دادن مصاحبههاي مطبوعاتي در شرايطي كه دانشجويان بازداشتي پس از مدتها در آستانه آزادي قرار داشتند، سعي بر اين داشتند تا ضمن لوث كردن مواضع فعالين دانشجويي ، پروژه بي اعتبار كردن جنبش دانشجويي در ميان نخبگان و نيز عامه مردم ايران را از اين راه به انجام رسانند. صرف نظر از تمامي طرفندهايي که دست اندرکاران تهيه و پخش اين مصاحبه براي کسب هرچه بيشتر رضايت اربابانشان استفاده کردند بايد گفت پخش مصاحبههاي مطبوعاتي از اين نوع كه از فرط تكرار در طول ساليان اخير مايه استهزاء و تمسخر آگاهان سياسي و مردم ايران گشته و ميزان صحت و واقعي بودن مواضع اعلام شده در آن كه در تمامي موارد پس از زندانهاي انفرادي طولاني مدت و باز داشت در شرايط نا معلوم كه به قولي مايدرک و لايصف است، ابراز ميشود نيز بر همگان آشكار و مشخص است، تنها بر اطمينان مردم و نخبگان از عدم صحت عقل مسند نشينان و خشم آنان از خوي غير انساني طراحان چنين پروژه هايي ميافزايد و بس . به راستي اگر آنگونه كه به تكرار و تأكيد ادعا ميشود، در زندانهاي جمهوري اسلامي كارشناساني اين چنين خبره و مسلط به مباحث نظري وجود دارند كه همه فعالين سياسي، با تجارب مختلف و نظرات گوناگون پس از بحث و جدل منطقي با آنان به غلط بودن نظرات و مواضع خود در تمام طول مدت فعاليتشان پي ميبرند، چرا از توان پاسخگويي و نقد اين صاحب نظران در ارائه حجتهاي بالغهشان بر رد آنچه امروز تقريباً تمامي دلسوزان اين ملك متفق القول بر آن تأكيد ميكنند در فضاي آزاد نقد و گفت و گو استفاده نميشود و چرا اين احتجاج و بحث منطقي كارشناسانه تنها در پشت ديوارهاي زندان است كه اينچنين مؤثر ميافتد و همگان را وادار به پذيرش آنچه كه در تضاد با نظراتشان به هنگام آزادي است مينمايد. حالي درون پرده بسي فتنه ميرود تا آن زمان که پرده برافتد چها کنند در اينجا بي مناسبت نيست که پرسشي نيز خطاب به نمايندگان محترمي كه از سوي مجلس براي پيگيري وضعيت دانشجويان زنداني تعيين شدهاند، طرح گردد و آن اينكه در شرايطي كه فعالين سياسي حرفه اي و كساني كه سابقه حضور طولاني مدت در زندانهاي قبل و بعد از انقلاب را دارند، حتي تا مدتها پس از رهيدن از بند نيز جرأت و توان واگويي آنچه در درون زندان بر آنان رفته است را ندارند و تنها پس از گذشت مدتها از آزاديشان حاضر ميشوند تا گوشهاي از واقعيات زندان را بازگو كنند، چگونه از دانشجوياني كه بدون هرگونه پشتوانه و زير فشارهاي شديد روحي و جسمي در زندان به سر ميبرند، انتظار دارند در ديدار با آنان واقعيت شرايط بازداشت و بازجوييشان را بازگو نمايند. در اين خصوص آنان را تنها محض نمونه به نامه سراسر درد و شكايت عزت الله مجابي و نيز نامه 32 صفحهاي اخير عباس عبدي از درون زندان كه دل سنگ از آن نالان گشته حوالت ميدهيم و شرح ماجرا را به آيندهاي موكول ميكنيم كه بيدادستاناني اينچنين ظالمانه برجايگاه عدل و داد تكيه نداده باشند. به هر روي ، همانگونه كه پيش از اين نيز اعلام داشتهايم و در مصاحبههاي اعضاء دفتر تحكيم وحدت پيش از بازداشتشان نيز بارها تأكيد شده، نظرات دفتر تحكيم تنها از طريق بيانيههاي رسمي مجموعه انجمنهاي اسلامي دانشجويان و مصاحبههايي كه در فضاي آزاد و شفاف و به دور از فشار و ترس از برخوردهاي غير انساني انجام مي شوند، اعلام شده و همانگونه كه دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت، عبدالله مؤمني،حتي در مصاحبه مطبوعاتي در درون زندان اوين نيز تأكيد كرد، دفتر تحكيم وحدت همچنان بر مواضع خود مبني بر دوري از ساختار قدرت و نقد همه جانبه آن كه مورد استقبال عامه دانشجويان و مردم نيز واقع شده است، پايبند بوده و در اين راه همانند گذشته مدافع حقوق و آرمانهاي آزاديخواهانه ملت ايران خواهد بود. 3-با توجه به ناکامي نيروها و نهادهاي اقتدارگرا در پيش برد پروژه از پيش تعريف شدهشان مبني بر برقراري هرگونه ارتباط ميان دفتر تحكيم وحدت و نا آراميهاي اخير، كه با هدف بهانه سازي براي انحلال اين تنها تشكل دانشجويي سراسري كه توان نمايندگي افكار عموم دانشجويان را دارد، در پيش گرفته شده بود، اكنون به نظر ميرسد استراتژيستهاي اقتدارگرا بر آن شده اند كه پروژه خود را در حذف اين نهاد مدني كه به خيال خامشان مي تواند به ثبات پايههاي قدرت و ادامه دستاندازي هايشان به سرنوشت و منافع جمعي ملت ايران، منجر گردد با توسل به اهرم هايي نظير احضارهاي پي در پي اعضاء اين تشكل و پرونده سازي عليه آنان و تهديد به اخراج از دانشگاه و حبس هاي طولاني مدت و مواردي از اين قبيل به انجام رسانند تا با منزوي ساختن و منفعل كردن فعالين دانشجويي، دفتر تحكيم وحدت نيز ضمن از دست دادن انسجام خود، دچار انفعال و ركورد گردد و بدين وسيله با كمترين هزينه ممكن گامي بلند در حذف تنها بخش جنبش اصلاحات كه عليرغم تمامي بحرانها همچنان صبورانه به راه خود ادامه مي دهد، بردارند. غافل از آنكه مجموعه انجمنهاي اسلامي، به عنوان نهادي برآمده از خواست و راي انشجويان كه مشروعيت خود را از بدنه جامعه دانشگاهي كسب ميكند، همواره توان اصلاح و بازتوليد افکار و نيروهاي جديد را داشته و همين خصلت پويايي و توان باز سازي ،عامل ادامه حيات آن برغم تمامي برخوردهاي برآمده از اراده جزم انديشاني است كه تاب تحمل نداي آزاديخواهي و پرسشگري دانشجويان را ندارند. در پايان آزادي تمامي ياران در بندمان از پس ديوارهاي بلند زندان را تنها از درگاه خداوند متعال خواستاريم که هموست دادستان مظلومان و در انتظار ميمانيم زماني را كه ديوارهاي ظلم و بي عدالتي كه روز روشن ملت ايران را به شب سياه مبدل کرده و روزگار را بر کام آنان تلخ ساخته است به تکاني فرو ريزد. انجمن هاي اسلامي دانشجويان: شريف، اميرکبير، علامه طباطبايي، الزهرا، علم و صنعت، شهيد عباسپور، شهيد رجايي ، امور اقتصادي و دارايي، تربيت معلم تهران، شهيد بهشتي. |