|
مسؤول امنيتجان كارگران كيست؟ /
به بهانهي مرگ 11 كارگر معدن "باب نيزو"
محمد صفوي
|
 |
|
در حاليكه كه كارگران شريف و زحمتكش
"ايران خودرو" سالگرد همكار خود پيمان رضيلو، كارگر خط مونتاژ پژو را كه
سال 1382 در اثر فشارهاي ناشي از كار جان خود را در محل كار از دست داد
گرامي ميدارند، خبر فاجعهي دردناك مرگ 11 كارگر در معدن "باب نيزو" بار
ديگر خانوادهي بزرگ طبقهي كارگر را داغدار كرد و بازماندگان و
خانوادههاي قربانيان اين حادثهي دلخراش را به اندوهي بزرگ و بي پايان
دچار ساخت.
حادثهي ناگوار معدن "باب نيزو" بار ديگر نشان داد به ندرت مرجعي پيدا
ميشود كه صيانت و حفاظت از جان كارگران و زحمتكشان ايران در دستور كارش
باشد ولي در عوض حفاظت از جان و مال صاحبان سرمايه و دفاع از كلاندلالها
و آقازادهها و مديران بيلياقتي كه هم صنعت و منابع ملي و هم كارگران را
به نيستي و نابودي كشاندهاند، براي برخي جزو اصول اساسي است. حذف
گامبهگام و پوششهاي حمايتي قانون كار و سرانجام بحث حذف كامل قانون كار
و طرح مجدد "باب اجاره" دليل ديگري است كه در كليت، جان و كرامت كارگران و
زحمتكشان ايران كه اكثريت جامعه را تشكيل ميدهد، گويا ارزش چنداني ندارد.
به همين خاطر است كه هرروزه شاهد بيحقوقي بيشتر طبقهي كارگر هستيم و هر
روز كه ميگذرد آمار حوادث شغلي در محيطهاي كاري و قرباني شدن كارگران
بهخاطر حوادث مرگبار و بيماريهاي كشندهي ناشي از كارهاي سخت و زيانآور
در حال افزايش است. بنا به گزارش مسووِلان خانهي كارگر، در سال 1377 ده
هزار كارگر بر اثر خطرات ناشي از كار در كارگاهها و مراكز صنعتي جان خود
را از دست دادند. (روزنامهي نشاط 29 فروردين 1378) بههمين ترتيب در طي
سال 1380 ميزان مرگ كارگران به خاطر غيرايمني و غيربهداشتي بودن محيط كار
به 12 هزار نفر ميرسد. (روزنامهي كار و كارگر اريبهشت 81.) با وجود رشد
ارقام و آمار قرباني شدن كارگران، چارهانديشي مؤثري از جانب مسؤولان براي
كاهش حوادث شغلي ديده نميشود و در عوض كارگران شاكي و معترض به شرايط
غيرانساني كار، مورد تعرض و ضربوشتم قرار ميگيرند. به همين ترتيب است كه
روند قرباني شدن بيشتر كارگران ادامه پيدا ميكند. در گزارشي كه اخيراً
انتشار يافته است ميخوانيم: "طي سالهاي 1382 تا 1384 در مجموع، آمار
حوادث ناشي از كار 13 درصد افزايش داشته است.( "ايسنا 9 شهريور 84) و در
گزارشي ديگر ميخوانيم : "در سال 1383، 16 هزار و 792 حادثهي ناشي از كار
در محيطهاي كارگاهي براي بيمه شدگان تأمين اجتماعي رخ داده است كه 52 مورد
مربوط به حوادث سوختگي و 79 مورد ناشي از انفجار و آتشسوزي بوده است.
("ايسنا 18 شهريور 1384.) بايد توجه داشت كه اين آمار دولتي مربوط به
حوادثي است كه در محيطهاي كاري كه هنوز زير پوشش بيمهي تأمين اجتماعي
قرار دارند، روي داده است. اين آمار شامل يازده هزار نفر كارگري كه از شمول
قانون كار خارج و به اعماق پرتاب شدهاند، نميشود. اين آمار، قرباني شدن
كارگراني را كه دچار بيماريهاي ناشي از مشاغل سخت و زيانآور شدهاند و
تدريجاً به هلاكت ميرسند، منعكس نميكند. اين آمار ميزان هزاران كارگري را
كه بهخاطر استرس ناشي از كارهاي سخت و ناامن در بندر عسلويه و شركتهاي
پروژهاي بندر ماهشهر اقدام به خودكشي كرده يا به مواد مخدر پناه بردهاند،
نشان نميدهد. اين آمار بههيچوجه ميزان بيماريهاي مهلكي را كه زنان و
كودكان كارگر در كارگاههاي جهنمي قاليبافي و گليمبافي و كورهپزخانههاي
آلوده و آدم سوز، دچارش ميشوند، منعكس نميكند. به همين روال است كه هنوز
مدت زيادي از كشته شدن چهار كارگر در معدن و تونلهاي مرگ زغال سنگ "هجدتك
راور" نگذشته است كه خبر مرگ 11 كارگر در معدن "باب نيزو" جامعهي كارگري
را تكان ميدهد. برخي مسؤولان براي حفظ آبرو و يا براي سرپوش گذاشتن بر
واقعيات هولناك، تنها بخش كوچكي از مجموعه عواملي را كه در اين حادثهي
هولناك شريك و سهيم هستند، بازگو ميكنند. حسن صادقي از مسؤولان رده بالاي
خانهي كارگر در تهران ميگويد: "مقصر اصلي اين حادثه (انفجار در معدن باب
نيزو) سازمان مديريت است (خبرگزاري كار 23/شهريور/84.) از طرفي نمايندهي
يك تشكل دولتي در كرمان ميگويد كه "پيمانكار خصوصي مقصر اصلي انفجار در
معدن "باب نيزو" است( ."23 شهريور 84 ايلنا) واقعيت اين است در شرايطي كه
حق داشتن تشكل مستقل كارگري، برخلاف قوانين بينالمللي كار و برخلاف تمام
موازين حقوقبشري از كارگران سلب شده است و فعالان مستقل كارگري و سنديكايي
مورد ضرب| وشتم قرار ميگيرند و در شرايطي كه اجازهي مشاركت دموكراتيك از
طريق تشكلهاي مستقل كارگري براي پيشبرد بهبود شرايط كار، به طبقهي كارگر
داده نميشود و نيز در حاليكه بهجاي صيانت از كارگران، بهصورت يك جانبه
از صاحبان سرمايه و كار و از تشكلهاي كارفرمايي پشتيباني ميشود، در
برابر، هر روزه تشكلهاي پيمانكاري و غيره اعلام موجوديت ميكنند. بنابراين
در چنين وضعيتي هر پيمانكار و صاحبكاري قادر خواهد بودم به حقوق كارگران
تجاوز كند. مديران و صاحبان شركتهاي خصوصي نظير صاحبان معدن "باب نيزو" يا
مديران يك شركت خصوصي ديگر كه در رابطه با مرگ يكي از كارگران جوان آن شركت
در موقع حفر كانال با خونسردي گفته است: "اتفاق است و اتفاق پيش ميآيد و
نميشود جلوي آن را گرفت.( "ايلنا 26 فروردين 84)، همگي از ديگر مقصران اين
وقايع هولناك هستند. خانهيكارگر نيز، بنا به اظهار دبير اجرايي خانهي
كارگر كرمان، قبل از مرگ 11 كارگر، ميدانسته است كه هر روز يك كارگر جان
خود را براثر حادثهي شغلي در معدن "باب نيزو" از دست ميدهد (ايلنا 23
شهريور84.)
براي جلوگيري از چنين حوادث مرگباري و براي كاهش حوادث شغلي و همچنين براي
بهبود شرايط كار و زندگي كارگران مانند بسياري از كشورهاي ديگر، تنها
تشكلهاي مستقل كارگري ميتوانند از حق و حقوق انساني كارگران دفاع كنند و
نبايد كه اين امكان از آنان دريغ شود.
|