|
استمداد يک دانشجو در ايران از هم ميهنان خارج از کشور
آهای
ايرانيان خارج نشين ما را فراموش نکنيد
آهای کمک!
آهای
کمک؛ ای ايرانيان برون مرز عافيت نشين!
آهای
کمک؛ ای خواهران و برادران دور از ايران زمين
آهای کمک؛ ای کسانی که نمی توان در ايران دوستی و حتا ايران
پرستيتان شک کرد!
آهای کمک؛ ای
هم ميهنان ! رژيم خونخوار اسلام ناب محمد هر روز يکی از ماها را به جرم آزادی
خواهی سر می برد، گروهی از ما در حال خون دادن و جان کندن در کنار گودالهای قتل
تشيع علوی دست و پا می زنيم، گروهی ديگر جنازه هامان در زير طپش آفتاب مسموم و نفس
ناپاک ملا و آيت الله و حجت الاسلام و آخوند و آخوندزاده و ولايت و امامت باد کرده
است. حکومت سفاک اسلام ناب محمد هر روز دريچه ای از دريچه های اميد را ، هر روز
روزنامه ای و مجله و کتابی را، هر روز سايتی و راديويی و تلويزيونی را ، و هر روز
وبلاگی را مسدود می کند. هر روز روزنه ای را تعطيل می کند و هر روز حلقوم ما را
محکم تر از روز پيش، و امروز و اين دقيقه هر دقيقه محکم تر از لحظه پيش می فشارد.
هر روز روزنه ای را مسدود و مسدودتر می کند. هر روز بلايی چنان اسلامی و جهنمی بر
سر ما می آورد که آرزوی روز پيشين کنيم.
برادران
خواهران عزيز، ای شمايی که در ساحل نشسته ايد، ای شمايی که علی رقم مشکلاتتان غم
سپاه پاسداران و بسيجيان جهل و امامت و ولايت را نداريد، شما! روزی چند دقيقه به
فکر ايرانيد، به فکر ماييد، به فکر منيد!! هان!! شما روز نخست که از ايران رفته ايد
طبق اخبار نوشته و نانوشته همين حکومتگران بيش از سه مليون پانصد هزار نفر بوده
ايد! هر روز هم به تعدادتان افزوده شده، زاد و ولد هم کرده ايد، شايد با ازدواجها و
زاد و ولد ها امروز سر به نزديک ده مليون بزنيد. آيا وقتی موقعيت ايران را، وقتی
حکومت گران ايران را ، وقتی رهبران ايران را با همتايان کشور ميزبانتان مقايسه می
کنيد آيا بر خود نمی لرزيد. آيا اين انصاف است که در ميز گردها و تظاهراتی که شما
در آمريكا و آلمان و فرانسه و انگلستان و ترکيه و هند و.. هر جای ديگر که بر قرار
می کنيد تعدادتان به صد نفر هم نمی رسد؟ شما که گاهی گفته ايد در ايران کسی در پی
آزادی نيست ، شما هر که هستيد و هر جا هستيد برای اکبر گنجی ، برای پروانه و داريوش
فروهر، برای سيامک پورزند، برای علی اکبر سعيدی سير جانی، برای پوينده، برای
مختاری، برای سامی، برای سلطانی، برای زيبا کاظمی، برای ناصر زرافشان ، برای هزاران
قتل و زندان وشکنجه و تجاوز چه کرده ايد؟؟ شما با امکانات مادی ميلياردی، شما با
امکانات علمی بی کران، شما با کميت و ظرفيت حدود ده مليونی چه کاری ست که نتوانيد
کرد؟! شما برای ايران چه می کنيد؟!
خواهران و
بردران اروپا و آمريكا و هر جای خارج نشين ما از شما تقاضای کمک می کنيم، شما حتما
می دانيد ولی اگر نمی دانيد، بدانيد که ما در ايران با يکی از دد منش ترين،
خونخوارترين و خطرناکترين حکومت ها دست به گريبانيم. ما در مملکتی زندگی می کنيم که
حکومتی بر آن سوار است که به روشنی هر کس آدمکشتر باشد، هر کس خوانخوار تر باشد، هر
کس قسی القلب تر باشد به کتاب و قانون و شرع و رهبرآن نزديک تر است. ما در زير
نعلين حکومتگران حکومتی در خون خود دست و پا می زنيم که از رهبرش گرفته تا بسيجيش
همه دهان و دستشان به خون آلوده است. اينان نه تنها از اين خونآلودگی هراسی ندارند،
نه تنها شرم نمی کنند بلکه بسيار به آن می بالند. رهبر رهبر آنها از اول تا آخر، از
آخر تا اول تا آنجا که چشم عقل و کتابت و حافظه ياری می کند آدمکش و خوانخوار بوده
و هستند. از محمد و علی و عباس و حسن و حسين گرفته تا خمينی و خامنه ای و رفسنجانی
و احمدی نژاد و هر آخوند با عمامه يا بی عمامه همه و همه دستشان و ريششان و
دندانشان در خون بوده و هست.
و اينک شمايي که سر در سودای ايران داريد، شما را به خدا کاری
بکنيد. تمامی سايت ها را حکومت عدل علی بسته است، شما را به خدا آنچه را می خوانيد
که برای کمک به آزادی ست برای ما بفرستيد. من نه نويسنده ام و نه متفکر تنها
دانشجويی هستم که دلم به دريچه هايی باز به جهان برون خوش بود ولی اينک همه آنها را
بسته اند. شما می توانيد هر چه می خوانيد و مفيد آزادی ست را برای اقوام و آشنايان
خود در ايران ميل بزنيد و او به نوبه خود برای ديگران ميل کند. عجيب است که کسی تا
کنون به اين فکر نيفتاده است. ما با اين کار می توانيم يکی از بزرگترين شبکه های
اطلاع رسانی را در جهان سازمان دهيم و افتخار سازماندهی چنين شبکه ای را در تاريخ
برای خود به ثبت برسانيم.
يعقوب س
دانشجوی سال سوم در تهران
|