|
|
|||
فراموش نکنیم قلم هایی را که سوخت
مریم کاشانی
۲۸ آذر ۱۳۸۴
جان های سوخته خبرنگاران، هنوز شعله ور است. و سایتی آمده است با نام "استیضاح" برای پیگیری گزارش مرگی که شاید هرگز نوشته نشود. در این سایت که به اخبار هواپیمای حامل خبرنگاران، و پیگیری های دلسوختگان، اختصاص دارد، عکس ها ردیف است. آنها که رفته اند، رفته اند، بر زندگان باید گریست، چه مادران جگر سوخته و چه آنها که به حکم حرفه روزنامه نگاری، در سرزمینی که قلم را دشمن می دارد، در صف رفتن اند. اول خبر، نقلی است از ایرج ندیمی، نماینده لاهیجان که می گوید: جان باختگان قبل از سانحه گفته اند که ما را با زور با این هواپیما می برند.و لابد بی آبی که به کبوتران می نوشانند/ پیش از آنکه خنجر بر گلوگاهشان کشند. و سپس سخن عماد افروغ، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس که در پاسخ به سخنگوی دولت
مهرورزی، از این سخن می گوید که:" بالاخره تفکیک قوایی وجود دارد". آقای الهام،
استیضاح وزیر دفاع را بی مورد دانسته است:" وقتی می شود اطلاعات به دست آورد، چرا
سخن از استیضاح بگوییم". اطلاعاتی که لابد باید از کسانی گرفت که خود فرمان سقوط
هواپیمای خبرنگاران را صادر کردند. همان ها که توضیح نمی دهند، تکذیب می کنند.
فرماندهان نظامی. وابستگان آنها. همان ها که به گفته اسماعیل گرامی مقدم، نماینده
بجنورد،کارشان شده است" زیر سئوال بردن اقدام نظارتی نمایندگان". بجنوردی می گوید:"
یک سانحه ای اتفاق افتاده و عده ای از نمایندگان تصمیم گرفته اند تحقیق و تفحص
انجام دهند".امری که دولت و دولتیان را خوش نیامده است. و از همین رو با همه ابواب
جمعی شان وارد شده اند، به لطایف الحیل، که استیضاح پس گرفته شود.ولی الله شجاع
پوریان، این قصه را چنین گشوده:" نمايندگان عضو فراكسيون به دليل استقبال و بازخورد
بسيار مثبت و فراتر از انتظاري كه طرح استيضاح در سطح عمومي مردم، نخبگان، اصحاب
فرهنگ و رسانه و بهويژه خانوادههاي داغديده جانباختگان داشته، بر پيگيري امر
استيضاح راسختر شدند".
|
||||
|