| [بازگشت به صفحه اول] |
از ايران امروز
|
آرش سيگارچی بازداشت شد
آرش سيگارچی سردبير
روزنامه "گيلان امروز" روز دوشنبهی گذشته پس از پايان دادگاهاش بازداشت و
روانه زندان شد. وی روز يكشنبه ٢٧ دیماه به دادگاه احضار شد و ادامه دادگاه
به روز بعد موكول شد. آقای سيگارچی روز دوشنبه با حكم دادگاه به زندان لاكان
رشت منتقل شد. بنا به گفته اطرافيان وی، مصاحبه با راديو" بیبیسی" و
"راديوفردا" از جملهی اتهامات اين روزنامهنگار است.
آرش سيگارچی متولد سال ۱۳۵۷ رشت است و مدت ۳ سال است كه سردبيری روزنامه "گيلان امروز" را برعهده دارد. وی عضو انجمن روزنامه نگاران ايران و عضو روزنامه نگاران بدون مرز است. **** بيژن صفسری آرش سيگارچی ، سردبير روزنامهی گيلان امروز بازداشت شد ، شايد اين خبر به گوش مردم اين ديار كه هر روز خبر بازداشت يكی از اهالی قبيلهی بی ياور قلم را میشنوند ، خبری مهم به نظر نيايد ، و شايد هم بعد از خبر بازداشت آن چند وبلاك نويسی كه بعد از آزادی با افشاگريهای تكاندهنده خود ، وجدان هر ايرانی آزاده را آزرده خاطر ساختهاند ، آنچنان مهم نباشد ، چرا كه نام اين روزنامه نگار شهرستانی حتی برای افراد دلسوز جامعهی مطبوعاتی و ايضا وبلاگنويس هم چون آقای ابطحی هم ناشناخته است تا از او هم به حمايت برخيزد ، اما با اين همه آرش سيگارچی روزنامه نگاريست در بند اگرچه نامش به گوش همگان بيگانه باشد. دو سال قبل او را برای اولين بار، وقتی به نمايندگی از سوی روزنامهی گيلان امروز برای گرفتن جايزه بهترين روزنامهی شهرستانی به جشنواره مطبوعات در تالار وحدت آمده بود ، ديدم قبل از آن در دنيای مجازی به واسطهی وبلاگش آشنا بودم كه هر از گاهی با گذاشتن كامنت در وبلاگم از او با خبر میشدم اما آن روز وقتی برای گرفتن جايزه به پشت تريبون رفت و در يك جملهی كوتاه مصائب و مشكلات روزنامه نگاری خارج از مركز (بخوانيد پايتخت) را توصيف كرد ، او را شناختم. طرفه آنكه جايزه اش را به انجمن صنفی روزنامه نگاران اهدا كرد. آرش سيگار چی روزنامهنگاری مستقل بود ، و درست به دليل استقلاش هم بود كه هيچگاه نتوانست در روزنامههای پايتخت كه بجز چند تائی ، همه سر در آبشخور جناح و يا حزبی داشتند ، مشغول بكار شود ، از همين رو بعد از مدتی كوتاه كه با هزار اميد و آرزو ، برای كار و قلم زدن در روزنامههای به اصطلاح پر تيراژ به تهران آمده بود ، نا اميد به شهرستان محل زادگاهش برگشت اما با كار و تلاش بی وقفهی خود در روزنامهی گيلان امروز ظرف مدت كوتاهی به سردبيری رسيد و از آن به بعد بود كه به جای هر پاداشی هر روز برگ احضاريه دريافت ميكرد كه به عناوين مختلف او را از كار باز ميداشتند تا بدانجا كه حتی نامش را بعنوان سر دبير يك روزنامهی محلی هم برنتافتند و عاقبت زندان لاكان رشت را به جزا پاداشش دادند. اگر چه ، تا اين لحظه جز انتشار خبر بازداشت او توسط دوستان نزديكش ، از سوی هيچ يك از نهادهای منادی حمايت از روزنامه نگاران ، كه جز در موارد بازداشت افراد منتسب به خود ، اعلاميه صادره ميكنند ، حمايتی از اين قلم بدست روزنامه نگار شهرستانی در بند ، نشده است اما بی گمان همهی دوستان وبلاك نويس او ، با حمايت خوداز اين هم قبيلهی در بند او را تنها نخواهند گذاشت. اگر چه به مصداق ضرب المثل معروف گيلانيان ، بیكسان كس خدايه. |