|
خطر
مرگ اکبر گنجی را تهديد می کند
پاسخ همسر گنجی به مدير كل زندانهای استان تهران
• چرا او را
پنهان كرده ايد و صلاح نيست هيچ كس او را ببيند؟ چه بلايی
بر سرش آورده ايد كه می ترسيد كسی مطلع شود؟ چرا به او غذا
نمی دهيد؟ چرا به او گرسنگی می دهيد؟
• اگر می خواهيد او را بكشيد، شيوه ای بسيار ددمنشانه
انتخاب كرده ايد. تو را به خدا شيوهای ديگر انتخاب كنيد،
تا او بيشتر از اين زجر نكشد، ما نيز همراه او زجر می كشيم
و همراه او ذره ذره آب می شويم، ديگر بس است، ديگر توان
نداريم، اشك چشمانمان خشك شده و گوشمان همواره منتظر زنگ
تلفن يا زنگ خانه برای دريافت خبر فاجعه ای است، ديگر بس
است ....
اخبار روز:
www.iran-chabar.de
دوشنبه ١۶ آبان ١٣٨۴ – ۷
نوامبر ٢٠٠۵
امروز: معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی در پاسخ به ادعای های
مدير كل زندانهای استان تهران نامه ای را منتشر کرد .
متن کامل این نامه که برای سایت امروز نمابر شده است ، در
ادامه می آید:
متن زير پاسخ اظهارات آقای سليماني_ مدير كل زندانهای
استان تهران_ درباره وضعيت فعلی آقای اكبر گنجی در زندان
است كه توسط خبرگزاری ايسنا مخابره شده است:
نامبرده گفته است: "خانواده اكبر گنجی با او ملاقات
كردهاند و در حال حاضر وی مشكل خاصی ندارد و در صورت وجود
مشكل مسئولان زندان اوين مكلف هستند نسبت به درمان وی
اقدامات لازم را انجام دهند. ملاقات گنجی با اجازه مراجع
قضايی برای خانواده او بلامانع است و وضعيت فعلی او برای
كسب قوای بدنی خوب است و روز به روز هم بهتر ميشود."
معلوم نيست كه منظور آقای سليمانی مشكل خاص چيست؟ آيا ضرب
و شتم و شكنجه يك زندانی بی دفاع در حالی كه يك اعتصاب
غذای طولانی را پشت سر گذاشتة "مشكل خاص" نيست؟ آيا آسيب
شديد كتف، مشكل خاصی نيست؟ آيا عدم دسترسی به مواد غذايی و
پزشك و دارو "مشكل خاصي" نيست ؟ آيا پنهان نمودن يك
زندانی شكنجه شده از بيم لو رفتن رفتار غير انسانی شكنجه
گران نظام، مشكل خاصی نيست؟ آيا نگهداری يك زندانی در حالی
كه طبق گفتههای خودتان "در حال گذراندن دوران محكوميت
خويش است" در زندان انفرادی، بدون دسترسی به هر نوع
امكانات غذايی و دارويی، "مشكل خاصی" نيست؟ در ملاقاتی كه
ما با آقای گنجی داشتيم ايشان اظهار داشت هيچ يك از
مسئولان زندان اوين به ملاقات او نرفته است، پس شما كه او
را نديدهايد چگونه ادعا می كنيد "مشكل خاصي" ندارد؟ شما
اصلا اجازه رفتن به بند دو الف را نداريد چرا كه يكی از
مسئولان سابق زندان اوين فقط به جرم اينكه به آن قسمت
سركشی كرده بود، از سمت خود عزل شد. اگر مسئولان زندان
نسبت به درمان گنجی مكلف هستند، پس چرا او را از غذا و
پزشك و دارو محروم كرده اند؟ آيا اين، نوع جديدی از درمان
است؟ لابد ادامه همان درمان از نوع "پزشك احمدي" است؟
زندانی ای كه دوران محكوميت خويش را میگذراند، هر هفته
روزهای خاصی ملاقات دارد، از تماس تلفنی برخوردار است و
... پس چرا ملاقات با آقای گنجی "مجوز مرجع قضايی"
میطلبد؟ مگر پرونده جديدی برای او باز شده و او در حال پس
دادن بازجويی است؟ چرا او را پنهان كرده ايد و صلاح نيست
هيچ كس او را ببيند؟ چه بلايی بر سرش آورده ايد كه می
ترسيد كسی مطلع شود؟ چرا به او غذا نمی دهيد؟ چرا به او
گرسنگی می دهيد؟ حضرت علی (ع) در بستر مرگ، برای قاتلش
سبوی شير ميفرستد؛ وای بر شما، وای بر پيگيری پرونده تان
در اين دنيا و در آن دنيا.
آقای سليمان! آقای گنجی در وضعيتی نيست كه بعد از آن
اعتصاب غذای طولانی، بتواند گرسنگی را تحمل كند؛ جسم او
ديگر چيزی برای سوزاندن ندارد، شما را به خدا به او غذا
بدهيد اگر طبق گفته شما "وضعيت فعلی او خوب است و روز به
روز، بهتر هم می شود، پس چرا وزن او به پنجاه و يک كيلوگرم
و فشار خونش به هفت و نيم روی پنج رسيده است. چرا بدنش، يك
تكه يخ است؟ آيا معنی "بهتر شدن"، اين است؟ البته برای شما
و بالاسری هايتان، هر چه "بدتر" شود، "بهتر" است. در
عكسهايی كه از ايشان در حال اعتصاب غذا گرفته شده بود،
وزنشان پنجاه و هشت كيلوگرم بود، در بدترين حالت در
بيمارستان ميلاد، پنجاه و چهار كيلوگرم وزن داشت، الان هفت
كيلوگرم از آن عكسها - كه دل هر انسانی را به درد ميآورد
- لاغرتر و نحيف تر شده است.
اگر می خواهيد او را بكشيد، شيوه ای بسيار ددمنشانه انتخاب
كرده ايد. تو را به خدا شيوهای ديگر انتخاب كنيد، تا او
بيشتر از اين زجر نكشد، ما نيز همراه او زجر می كشيم و
همراه او ذره ذره آب می شويم، ديگر بس است، ديگر توان
نداريم، اشك چشمانمان خشك شده و گوشمان همواره منتظر زنگ
تلفن يا زنگ خانه برای دريافت خبر فاجعه ای است، ديگر بس
است ....
معصومه شفيعی
پانزده آبان هشتاد و چهار
شصت و سومين روز زندان انفرادی اکبر گنجی |