بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

 

گنجی در آستانه مرگ: مهم ترين ماجرای سياسی کشور، در هاله‌ای از سکوت و انتظار

همه منتظر يک خبر بد

۱۰ مرداد ۱۳۸۴

همه منتظر يک خبر بد

در پنجاهمين روز از اعتصاب غذائی که اينک تبديل به مهم ترين ماجرای سياسی ايران شده است، هيچ اثری از تغييری در شرايط ديده نمی‌شود. خانم معصومه شفيعی همسر گنجی دو دختر خود را همراه گرفته مدام پای تلفن‌هائی است که از دور و نزديک می شود و می‌پرسند. در ميان آن ها گاه کسانی هم هستند که به آتش دامن می‌زنند. "من از طبقه دوازده تلفن می کنم متاسفانه آقای گنجی فوت کردند" گرچه بار اولی نيست که از اين گونه پيام ها می‌رسد. گرچه عاملان آن معلومند اما باز هم وحشت بر خانه گنجی حکمفرما می شود خانه‌ای که پنج سال است صاحبش در آن نيست و به جرم نوشتن مقالاتی در زندان است.

جوانی که پنجشنبه شب در برابر خانه گنجی حضور داشت برای "روز" نوشته وقتی سعيد حجاريان به گريه افتاد و گفت کاری از دست ما ساخته نيست. همان کسی که مرگ خود را هم با خونسردی استقبال رفته بود، ديگر کسی نمی‌توانست جلو اشک و فريادها را بگيرد. دور و تا دور ما ماموران ظاهر و پنهان ايستاده بودند. من ديدم که يکی از آن ها هم رو برگرداند.وقتی خانم گنجی به جمعيت گفت اکبر از اجتماع شما خبر دارد و ساعتی قبل در بيمارستان چشم گشود و به من گفت برو زودتر به جمع بچه ها بپيوند و سلام مرا برسان. وقتی پيام اکبر گنجی را درباره دکتر فرود سياووش پور که در وين برای حمايت از گنجی دست به اعتصاب غذای خشک زده است باز گفت. " اکبر گفته است من ايستاده ام و ترک عهد نمی کنم و از شما خواهش دارم که اين کار را نکنيد. زنده بمانيد برای وطنتان و برای آزادی تان" جمع از زمزمه ای سرشار بود که شمع های لرزان هم آن را می شنيدند اما آن ها که بايد نه."
انگار ديگر هيچ عقلی به جائی نمی رسد و همه دست به دعا هستند و نگاه ها به طبقه دوازده بيمارستان ميلاد، آن جا که به ظاهر محل مداوای يک زندانی بيمارست اما در واقع ده ها ماموری که تمام روز و شب در اطراف بيمارستان جمعند نشان می دهند که بيمارستان زندان ديگری است برای کسی که ششمين سال حبس را می گذراند. به قول يکی از اعضای بيمارستان، اين ماموران خود عذاب می کشند و ايستاده اند و منتظر که قلب گنجی از تپش بماند آنگاه بروند و کار را به دست پزشگان و بيمارستان بگذارند. داستانی تکراری .

آخرين ديدار
در پي انتشار شايعاتي مبني بر مرگ اكبر گنجي در اثر اعتصاب غذا، عيسي سحرخيز عضو تيم سه نفره مذاكره كننده با دادستاني تهران يکشنبه عصر گفت: ما نمي‌توانيم فوت آقاي گنجي در بيمارستان ميلاد را تاييد كنيم، در عين حال بحراني بودن وضعيت آقاي گنجي به اينگونه شايعات دامن مي زند.

اين فعال سياسي با اشاره به آخرين ديدار معصومه شفيعي همسر گنجي در ساعت۲۰ شنبه شب با وي به نقل از شفيعي گفت: در ديدار ديشب كماكان حال گنجي مناسب نبوده و از خوردن غذا اجتناب مي‌ورزیده و اجازه وصل سرم را نيز نمي داده است.

سحرخيز در ادامه افزود: در ديدار جمعه شب همسر و دختران گنجي با اكبر گنجي، وی در واكنش به خواهش، تمنا و گريه‌ آنها حاضر به دريافت سرم گرديد، اما پس از چندي و با توجه به برخوردهاي دادستاني تهران با خانواده وي و عدم اجازه ملاقات به وی دوباره سرم را قطع كرد.

سحرخيز با نگراني از قطع و وصل هاي مداوم سرم گنجي، تاكيد كرد: پزشكان اين روند را بسيار خطرناك ارزيابي مي‌كنند و معتقدند با توجه به حاد بودن ميزان الكتروليت هاي بدن گنجی و به ويژه كاهش ميزان پتاسيم به پايين ترين حد ممكن حياتي هر لحظه امكان اختلال در اعضاي حساس و حياتي او بالا رفته و هر لحظه ممكن است فاجعه غيرقابل بازگشتي اتفاق بيافتد.

اين روزنامه نگار در ادامه گفت: با توجه به جميع مسائل كسي نمي تواند در شرايط فعلي شايعه فوت گنجي را تاييد كند هر چند كه ما دليلي بر اين امر نيز نداريم.
وي در پايان اعلام کرد: در حال حاضر در تلاش هستيم كه با پزشكان معالج گنجي و بيمارستان ميلاد تماس گرفته و در اين زمينه حقيقت را جويا شويم. همچنين خانواده گنجي تصميم دارند امشب به بيمارستان ميلاد مراجعه كرده و با گنجي ملاقات كنند.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به همبستگی