بازگشت به صفحه اول

از اخبارروز

 
 

نامه مريم اخضرپور همسر برهان ديوارگر کارگر زندانی
کودک هشت ساله ام پدرش را ميخواهد!

• از کارگران و مردم انتظار دارم از من و کودکم و حقوق انسانی ما، از برهان ديوارگر و حقوق انسانی و کارگری او دفاع کنند
• برهان ديوارگر مجرم نيست، کارگری است که حق خود را ميخواهد. کارگری است که به فقر و بيکاری و فلاکت و محروميت اعتراض دارد. به اين جرم اکنون در زندان است و از سرنوشت او، از سلامتی او هيچ خبری ندارم. برهان بايد آزاد شود. تا او در زندان است صدای من برای دفاع از او، برای دفاع از کودکم و برای دفاع از حرمت انسانيم قطع نخواهد شد

یکشنبه ٢٣ مرداد ١٣٨۴ – ١۴ اوت ٢٠٠۵
تمام زندگی را با کارگری گذرانده ايم و هر روز به اميد لقمه ناني، شهر به شهر و ميدان کار به ميدان کار و خبازی به خبازی گشته ايم. برهان ديوارگر را از کارگران خبازيهای تهران تا مهاباد، ديواندره، بوکان و سقز همه از نزديک ميشناسند. همه جا را دنبال کار گشته ايم و کارکرده ايم و با زندگی و فقر و محروميت دست و پنجه نرم کرده ايم. در اين مملکت هر کس سر کار بوده در فکر لفت و ليس کردن داراييهای اين مملکت و جمع کردن پول و دارايی بوده و به همه چيز و همه نعمات رسيده و بانکها را پر کرده اند. سهم من و ميليونها انسان چون من و برهان نيز فقر، بيکاری، کرايه نشينی و دوندگی دنبال لقمه نانی و هزار بدبختی ديگر بوده است. هر کس سر کار آمده و رئيس و وزير و کاره اين مملکت شده است، بعد از مشتی قول و وعده توخالی و پوچ سرانجام جز محروميت و مرارت و زندان سهمی نداشته ايم. انگار دنيا را تا اين بالا شهريها سر کارند بايد چنين باشد و ما کارگران و کودکانمان بايد بردگی و زاغه نشينی و درد و رنج سهممان باشد و سکوت را هم بايد اختيار کنيم. در غير اين صورت زندان و ربودن و زدن و تهديد هم بارمان خواهد شد.

هفت روز است برهان ديوارگر شوهر و تنها نان آور خانه ام را بازداشت کرده اند. تاکنون به هر دری سر زده ام و عليرغم اينکه باردارم و هفده روز ديگر بچه ام را به دنيا مياورم، همه جا را گشته ام و جوابی دريافت نکرده ام. روز پنجشنبه در مقابل دادگاه در خواست ملاقات کرده ام. آقای محترمی که حاضر نيست اسم خود را فاش کند به من ميگويد تا يکشنبه نبايد اينجا بياييد. ايشان شکم خود و بچه هايش سير است. خونه و زندگی تکميلی دارد و حاليش نيست که من بايد کرايه خانه ام را پرداخت کنم و صاحب خانه اسباب اثاثيه ام را بيرون می اندازد. ايشان حاليش نيست که من بايد جواب کودک هشت ساله ام را بدهم که پدرش را ميخواهد، که بايد خرج و مخارجش را تامين کنم. فردا خود اين آقای محترم پشت ميز دادگاهش من را به جرم نپرداختن کرايه خانه و پول آب و برق محاکمه خواهد کرد. بلاخره در اين مملکت بی صاحب چه کسی جواب من و کودکم را ميدهد؟ فراد در مقابل بيمارستانتان تا پول و هزينه دکتر و درمان را نپرداخته ام، بايد از درد زايمان بميرم! بايد مرگ جان خود و جنينم را تهديد کند. اينها را بالا شهريها و روسای اين مملکت حالی نيستند.

تمام زندگيم به اين بردگی و اين بربريت اعتراض داشته و دارم. برهان ديوارگر تلاش کرد همراه من و تعدادی ديگر از دوستان و همکارانش کارگران بيکار را جمع کند و زير تشکلی برای دفاع از زندگی و حرمت انسانی شان متحد کند. برهان تلاش کرد در کميته پيگيری برای ايجاد تشکلهای آزاد کارگری از حق کارگر و اتحاد و تشکل کارگر دفاع کند. او تلاش کرد از حقوق کودکان دفاع کند و در مقابل کودک آزاری و زدن و کشتن کوکان همراه هزاران انسان شريف و انساندوست مانعی ايجاد کند. امروز و در اولين قدم از زندان سر در آورد. دستگيری و زندانی کردن و محاکمه کردن برهان محاکمه تمام بيکاران اين مملکت، محاکمه تمام کارگران است. محاکمه برهان و ربودن و زندانی کردن او تف کردن به حقوق کودکان است. اما انتظار از بالاشهريها، از رئيس روسای اين مملکت که خود بانی بدبختيهای ما هستند اضافی است. اما از کارگران و مردم انتظار دارم از من و کودکم و حقوق انسانی ما، از برهان ديوارگر و حقوق انسانی و کارگری او دفاع کنند. من يکی سکوت نخواهم کرد و به اين بربريت که عليه من و کودکم، که عليه شوهر عزيزم، که عليه طبقه کارگر و همه محرومان و پايين شهريها ميشود اعتراض دارم. برهان ديوارگر مجرم نيست، کارگری است که حق خود را ميخواهد. کارگری است که به فقر و بيکاری و فلاکت و محروميت اعتراض دارد. به اين جرم اکنون در زندان است و از سرنوشت او، از سلامتی او هيچ خبری ندارم. برهان بايد آزاد شود. تا او در زندان است صدای من برای دفاع از او، برای دفاع از کودکم و برای دفاع از حرمت انسانيم قطع نخواهد شد.

مريم اخضر پور

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به همبستگی