بازگشت به صفحه اول

از اخبارروز

 
 

بی عدالتی های رفته بر پرستاران را پايان دهيد!

• تورم افسارگسيخته، جايگاه نازل زنان در قوانين جمهوری اسلامی و بحران ناامنی حاكم بر جامعه و تعلق كمترين حقوق به پرستاران، كار پرستاری را برای پرستاران، تبديل به كاری دشوار، خسته‌كننده و بي‌انگيزه آرمانی كرده است.

• آيا تاكنون حتی يك بار با آگاهي، خود را در جای اين زحمتكشان كه تحت بيشترين محروميت‌های جدی معيشتي، بي‌عدالتي‌های موجود در توزيع درآمدها و به كار با ريسك بسيار بالای خطر مشغولند، گذاشته‌ايم؟

ناهيد خيرابی

n.kheirabi@gmail.com

 

پنجشنبه ١٣ مرداد ١٣٨۴ – ۴ اوت ٢٠٠۵

در آستانه‌ی روز پرستاری که گذشت (چهارم تيرماه) شريفی مقدم، دبير كل خانه پرستار، در گفت‌وگو با ايسنا گفت: «جشن روز پرستار در واقع سرپوش گذاشتن بر مشكلات شغل پرستاری است و اگر بر مشكلات پرستاری سرپوش گذاشته شود، قطعا پرستاری از درون تهی و تحقير خواهد شد.»

بيش از ٢ سال است كه پرستاران در نقاط مختلف كشور برای تحقق مطالبات صنفی و به حق خود از انواع شيوه‌های مدنی اعتراض مانند تحصن‌های مكرر و غيره بهره جسته‌اند ولی به‌رغم اين اعتراضات و اعلام مطالبات و درخواست از مسئولين در پاسخگويی و حل معضلات اساسی و عديده صنفي‌شان به گفته دبيركل خانه پرستار «متاسفانه مشكلات پرستاران همچنان پابرجاست.»

ببينيد آش چقدر شور است كه دبيركل «خانه پرستار» كه يك تشكل حكومتی است هم صدايش در آمده و حتی اعلام مي‌دارد:« خانه پرستار از تمامی پرستاران مي‌خواهد كه در هيچ جشنی شركت نكنند.»! «سلامت» در جوامع بشری به عنوان يكی از شاخص‌های توسعه و پيشرفت، در ارتباط مستقيم با حرفه پرستاری است و چنانچه پرستاران از آسايش و رفاه نسبی جسمی و روانی محروم باشند طبعا اين عدم رفاه در عينيت روزمره حرفه آنها كه پاسداری از سلامت بيماران است تاثير منطقی خود يعنی تاثير منفی خواهد داشت. مردم ميهن ما همواره از بخش پرستاری بيمارستان‌ها ناراضي‌اند و در اين زمينه احساس ناامنی مي‌كنند، به گونه‌ای كه تقريبا اكثر بيماران بستری از پرستاری خويشاوندان خود بهره مي‌گيرند و ما همواره از عدم رسيدگی كافی پرستاران در بيمارستان‌ها شكايت داريم. ولی آيا اين حرفه و شرايط بسيار اسفبار آن را در كشورمان مي‌شناسيم؟! و آيا تاكنون حتی يك بار با آگاهي، خود را در جای اين زحمتكشان كه تحت بيشترين محروميت‌های جدی معيشتي، بي‌عدالتي‌های موجود در توزيع درآمدها و به كار با ريسك بسيار بالای خطر مشغولند، گذاشته‌ايم؟ پرستاری از جمله كارهای سخت و پرمخاطره بعد از معدنچيان قرار دارد. زيرا جسم و روح آنها همواره درگير رنج و درد بيماران است، با بيماران خود مي‌خندند، با بيماران خود گريه مي‌كنند و با بيماران خود مرگ را بارها و بارها تجربه مي‌كنند! اين واقعيت ژرفی است كه زبان عامه آن را در جمله «مريض‌داری سخت‌تر از مريضی است» تكرار مي‌كند. تازه اين در صورتی است كه استانداردهای حداقلی نيروی انسانی پرستاری رعايت شده باشد. ولی متاسفانه پرستاران كشور ما در بدترين شرايط به لحاظ استانداردهای شناخته شده‌ی جهانی قرار دارند. بايد گفت در حالی كه در كشورهای پيشرفته به ازای هر ٢٢٠ نفر يك پرستار مشغول به كار است، در كشورهای در حال توسعه به ازای هر ۶۵٠ نفر يك پرستار وجود دارد و اين رقم متاسفانه در كشور ما به ازای هر ۹١۵ نفر به يك پرستار تقليل پيدا كرده است.

بنابراين برای جمعيت حدودا ۷٠ ميليونی كشور ما حداقل بايد ٢١٠ هزار پرستار وجود داشته باشد، نه ۷۵ هزار پرستار كه در بخش‌های دولتي، خصوصي، تامين اجتماعی و نيروهای مسلح كار مي‌كنند. و تعداد ٢٠ هزار نفر در وزارت بهداشت، ١١ هزار نفر در نيروهای مسلح و ١۵ هزار نفر در بهزيستي، پرستاران بيكار را رقم مي‌زنند. آخرين آمار نشانگر آن است كه تعداد كل پرستاران شاغل و بيكار كشور، ١٢٠ هزار نفر است.

باز هم نگاهی به آمار مي‌اندازيم، نيروی انسانی پرستاری براساس تعداد پزشك، به ازای هر پزشك حداقل ٣ پرستار و در بسياری از كشورها ۴ يا ۵ نفر پرستار شاغل برآورد شده است. در كشور ما ٨٠ هزار پزشك وجود دارد كه بر اساس استانداردهای موجود بايد ٣٢٠ هزار پرستار هم مشغول به كار باشند. و اما چنانچه اين آمار را براساس تخت‌های بيمارستانی كه در ازای هر تخت به طور متوسط ٢ پرستار در ٣ شيفت بايد كار كنند، ارزيابی كنيم، با توجه به بيش از ١١١ هزار تخت در كشور، بايد بيش از ٢٢٠ هزار نفر پرستار در بالين داشته باشيم.

اين آمار خود به اندازه‌ی كافی سخن مي‌گويند. نيروی انسانی پرستار ما حتی نسبت به كف استاندارد تعداد پرستاران در جهان و حتی كشورهای در حال توسعه بسيار اندك است.

تورم افسارگسيخته، جايگاه نازل زنان (زنان بيشترين درصد پرستاران را تشكيل مي‌دهند) در قوانين جمهوری اسلامی و بحران ناامنی حاكم بر جامعه و تعلق كمترين حقوق به پرستاران (حتی ٣٠ درصد كمتر از معلمان) هم مزيد بر علت شده و كار پرستاری را كه لازمه‌اش مهر آگاهانه و دقت و رسيدگی پر وسواس نسبت به بيماران است را برای پرستاران، تبديل به كاری دشوار، خسته‌كننده و بي‌انگيزه آرمانی كرده است.

در جايی كه بسياری از پرستاران مرد ناگزيرند ٣ شيفت و پرستاران زن ٢ شيفت در شبانه‌روز كار كنند و به حداقل مطالبات صنفی آنها هم وقعی گذاشته نشود و با ابزار جشن و بوق و كرنا بخواهند مردم را فريب دهند، عجيب نيست كه حداقل‌های استانداردهای بهداشت در كشور ما تا اين حد نازل باشد. اين در حالی است كه تازه مي‌خواهند خدمات پزشكی را با اين استدلال مردم فريب كه سرنوشت كارهای مردم را مي‌خواهيم به دست خود مردم بسپاريم اين خدمات را به دست سرمايه‌داران بسپارند، آخر مردم پولشان كجا بود كه بيمارستان‌ها و مراكز درمانی را بخرند!

 

با آرزوی پا گرفتن هر چه بيشتر و مستقل‌تر تشكل‌های پرستاران و تحقق مطالبات حداقلی آنان، رئوس مطالبات پرستاران را طی ١٠ سال گذشته كه در ٢ سال اخير به اعتراضات مدنی جدي‌تری فرا روييد، در پی مي‌آوريم:

افزايش دستمزد و حقوق، اجرای طبقه‌بندی مشاغل، كاهش ساعت كار پرستاران شاغل در موسسات درمانی خصوصي، رفع تبعيض‌ها و نابرابري‌های شغلی و اجتماعي، استخدام پرستار برای تامين نياز و كاهش فشار به پرستاران شاغل به دليل كمبود پرستار در بيمارستان‌ها و مراكز درماني، توقف خصوصي‌سازي، لغو استخدام‌ قراردادی و احيای قرارداد استخدام دايم، سخت و زيان‌آور دانستن حرفه پرستاري، ممانعت از استخدام نيروهای غير مشخص به جای نيروهای مشخص و نظارت دولت و مجلس بر كليه بخش‌های درمانی كشور،

پرداخت ٢٠ ميليارد تومان مصوبه مجلس در قالب افزايش انگيزه شغلي، درج كلمه كارشناس در احكام پرستاري، اجرای واقعی نظام هماهنگ حقوق بر اساس معيارهای واقعی و تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری و اصلاح معيارهای طرح كارانه.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به همبستگی