| [بازگشت به صفحه اول] |
از ايران امروز |
حقوق بشر و جايگاه آن در مبارزه سياسی! مريم سطوت
satwat_m@gmx.de در گزارش سالانه سازمان نظارت بر حقوق بشر آمده كه وضعيت حقوق بشر در ايران به وخامت گرائيده و اين در حاليست كه وضعيت حقوق بشر در جهان و بالاخص در كشورهای منطقه در سال ٢٠٠٤ خوشحال كننده بوده است.*در اكثر كشورها طی سال گذشته در اين زمينه پيشرفتهائی حاصل شده بود و تاسف آور است كه كشور ما جزو كشورهائی بوده كه در يكسال اخير تعرض به حقوق بشر در آن شدت يافته است. طبيعتاً روند منفی رعايت حقوق بشر در ايران را میتوان در رابطه با تغييراتی توضيح داد كه در تعادل نيروهای سياسی در كشور رخ داده و در همين رابطه شايد میبايست به انتظار روزهای دشوار تری نيز بود . آنچه مرا به نوشتن اين يادداشت واداشت، توضيح تغييراتی نيست كه در توازن نيروهای سياسی در ايران رخ داده و به سهم خود تاثيراتی بر رعايت حقوق بشر در ايران بجای گذاشته است. شكی نيست، هرگاه كه بنيادگرايان حاكم بر ايران مقاومت محدود تری در مقابل خود احساس نمايند تعرض به حقوق بشر را افزايش میدهند. آنچه من در نوشتههای مختلف كمتر مشاهده میكنم، نقشی است كه اپوزسيون ميتوانسته و میتواند در اين راستا ايفا نمايد. ما كه به رعايت حقوق بشر معتقديم و در اين راستا میكوشيم، آيا توانسته ايم طی سالهای اخير در حد امكانات خود موثر عمل كنيم؟ و بالاخص چنين مبارزه ای آيا جايگاه شايسته خود را در فعاليت فعالين و سازمانهای سياسی اپوزسيون ايران يافته است؟ نگاهی گذرا به آرشيو نشريات اينترنتی در اين زمينه میتواند تصوير روشنی بهما ارائه دهد. هر روز مقالات بسياری توسط فعالان سياسی در نشريات مختلف خارج از كشور منتشر میگردد و در آنها شرائط سياسی حاكم بر ايران و راههای تغيير توازن نيروها مورد بررسی قرار میگيرند. هر روز دهها مقاله در رابطه با افشای شرائط حاكم بر ايران و اثبات ضرورت تغييراتی در حكومت جمهوری اسلامی، منتشر میگردد. اما در برابر آنها، نوشتههايی كه هدفش تقويت مبارزه ای مشخص در رابطه با رعايت حقوق بشر در ايران باشد در صد كوچكی را به خود اختصاص میدهند. امروزه در ايران مبارزه برای كسب دستاوردهای معينی در اين رابطه، جريان دارد. مبارزه ای كه نه تنها برای افشای رژيم، بلكه بخاطر تغييراتی مشخص و پيروزی در آن راستاست. موفقيت در چنين تلاشهائی است كه به شركت كنندگان در حركت اميد داده و آنان را به كوششهای نوينی در سطوحی بالاتر متقاعد ميسازد. كسانی كه تصور ميكنند متشكل شدن مردم در راه تحولات بنيادين، بدون گذار از مبارزه برای تغييرات كوچك ممكن است، دچار خطا هستند. برای مثال، كسانی كه تصور ميكنند حركت دوم خرداد، حادثهای بوده كه تنها در عرض چند روز رُخ داد و يا تنها نتيجه فعاليت نيروهای سياسی معينی بوده، در اشتباه هستند. جوانان و زنانی كه نيروی محركه اصلی اين حركت بودند، سالها پيشتر از دوم خرداد ذره ذره و سنگر به سنگر مبارزه كرده و رژيم را به عقب نشينی وادار كرده بودند. هزاران دانشجوی دختر و پسری كه زمانی اجازه نداشتند در دانشگاه با هم حرف بزنند، با بی اعتنايی به قوانين رژيم، حاكمين را وادار كردند كه در عرصههای مشخصی گام به گام عقب بنشينند. دراين راه صدها تن از آنان شلاق خوردند و شبهای زيادی را در بازداشتگاهها گذراندند. زنان و دختران بيشماری برسر جابجائی هر ميليمتر روسریشان مبارزه كرده و بارها به اتهام بدحجابی مجازات شدند. دهها كانون متشكل از روشنفكران، فارغ التحصيلان، وكيلان و .. از همان امكانات محدود دوره اول رياست جمهوری رفسنجانی بهره گرفته و خود را تثبيت نمودند. اين تلاشها و موفقيتهای معين در همين عرصههای شايد به نظر برخی كوچك و به نظر من بزرگ، زمينه ساز مشاركت آنان در حركت دوم خرداد گرديد و اميد تغييرات بزرگتر را در دل هزاران جوان كاشت و آنها را واداشت تا خيابانهای تهران را به صحنه تبليغات انتخاباتی و انعكاس خواستههای خود بدل سازند وشرايطی مشابه دورانهای انقلابی پديد آورند. آنچه ما در خارج از كشور ميتوانيم انجام دهيم حمايت از مبارزات معينی است كه در راستای حقوق بشر، آزادی تشكلها، آزاديهای فردی، رفتاری و فرهنگی در جامعه جريان دارد. ما ميتوانيم در سطح بينالمللی برای چنين مبارزاتی پوشش حمايتی پديد آوريم و سركوب آنان را دشوار سازيم. ما در خارج از كشور امكانات زيادی برای حمايت از مبارزات معينی كه در كشور صورت ميگيرد در اختيار داريم. امكاناتی كه در دسترس نيروهای داخل كشور نيست. سازمانهای سياسی اپوزسيون مستقر در خارج كشور قادرند در اين عرصه ياری دهنده سازمانهای مدافع حقوق بشر در داخل ايران باشند. اگر قائل به تقسيم كار و وظايف ميان مبارزات داخل و خارج باشيم، فعاليت در عرصه بينالمللی و فعال كردن حمايتهای جهانی برای مبارزات حقوق بشری در داخل كشور از وظايفی خواهد بود كه به عهده اپوزسيون خارج است. متاسفانه امكانات بين المللی در حد لزوم مورد استفاده قرار نميگيرد. ما كمتر شاهد تلاش سازمان يافته و گسترده فعالان سياسی و اجتماعی برای تقويت مبارزه در زمينههای مشخص میباشيم. مواردی همچون تلاش برای آزادی فرج سركوهی، بسيار نادر اند. شايد فعاليت بخش بزرگی از فعالين زن در خارج را میبايد از چنين ارزيابی مستثنی دانست. آنان همواره در جهت تقويت و حمايت از مبارزه عملاً جاری زنان ايران عليه تبعيضات مختلف در عرصههائی كاملاً مشخص تلاش كرده و میكنند؛ حمايت از مبارزاتی را دنبال كرده اند كه تغييراتی مشخص آنهم در همين شرائط امروزين را در نظر دارند. نجات جان افسانه نوروزی و تلاش برای آزادی وی يكی از نمونههای مشخص و قابل ذكر در اين راستاست. علت اين كم كاری, كم توجهی در ميان سازمانهای سياسی اپوزيسيون در خارج در كجاست؟ طبعاً كم كاری و حتی بی عملی آنان میتواند دلايل عديده ای داشته باشد. بخشی از نيروهای سياسی اپوزسيون بر اين نظرند كه در شرائط جمهوری اسلامی هر نوع دستاوردی در رابطه با رعايت حقوق بشر ناممكن و مبارزه در اين راه و نفی حكومت اسلامی بر هم منطبق است. با چنين ديدگاهی تا زمانيكه حكومت اسلامی حاكم است، مبارزه برای رعايت حقوق بشر بی ثمر مانده و شرائط ايران ٢٠ سال پيش و ١٠ سال پيش و امروز يكی است و همه چيز با قدرت حاكم توضيح داده ميشود. با چنين ديدگاهی تلاش برای افشای تعرض به آزاديها و حقوق بشر در ايران تنها میتواند زمينه ساز شرائطی باشد كه به تغيير اين حكومت منجر گردد نه با هدف دستيابی به اهدافی كوچك و در شرائط امروزين. اما بخش ديگری از اپوزيسيون كه به چنين فعاليتی معتقد هست نيز از فعاليت عملی ناچيزی برخوردار است. برای مثال اتحاد جمهوریخواهان در همايش كلن تصميم گرفت تا مبارزه برای آزادی زندانيان سياسی و بطور مشخص آزادی آقايان گنجی و زرافشان را در رده اصلی ترين وظايف خود قرار دهد. اين مبارزه نيازمند تكرار مداوم در همه رسانهها، مراجعه به همه نهادهای بين المللی وسازماندهی و بهره گيری از كار حقوقدانانی است كه بتوانند بطور مشخص برخورد كنند. اما با تاسف میبينيم كه در عمل چنان تصميمی با چنين تلاشهائی همراه نميشود و تنها با يك اعلام موضع سياسی خاتمه میيابد. وقتی چنين سوالی را در برابرشان قرار میدهيم كه چرا سازمانهای سياسی به مسائل حقوق بشر نمیپردازند، پاسخ اينگونه است كه اين وظيفه سازمانهای حقوق بشری است و ما يك سازمان سياسی هستيم! آيا وظيفه سازمانهای سياسی با اعلام موضع بر سر مسائل حقوق بشری به پايان میرسد و آيا مسير مبارزه سياسی از درك حقوق مشخص مردم وشركت در مبارزات آنان نمیگذرد؟ واقعيت اينست كه چنين فعاليتهائی از ديد بسياری از فعالين سياسی، اموری خرد و كم اهميت محسوب میشود. دوست گرامی سعيد شروينی چنين حسی را در مقاله اش چه زيبا بيان میكند: "بزرگترين چيزى كه وجود نداشته باشد از كوچكترين چيزى كه موجود باشد، كوچكتر است" ----------------------- * مقاله سعيد شروينی |