|
|
|||
|
درختی که تلخ است وی را سرشت !؟
· فاجعه قتل فجیع سید کمال اسفرام ( شوانه ) گواه دیگری است بر ضد مردمی بودن و ددمنشی رژیم حاکم بر ایران . · کارگزاران جمهوری اسلامی که جز خون انسانهای بی گناه تشنگی شان را فرو نمی نشاند، هر لحظه در جستجوی بهانه ای هستن تا خون بریزند و، بیش از پیش ، تخم وحشت را در جامعه ایران فشانده و ، بدان، چند روزی بر عمر حکومت منحوس خود بیفزایند . · این جوان غیرتمند کرد ، در پی برگزاری مراسم شانزدهمین سال قتل زنده یاد دکتر عبدالرحمن قاسملو ، رهبر حزب دموکرات کردستان ایران ، هدف شقاوت رژیم قرار گرفت . شقاوت تا بدانحد که مأموران پس از جلب و شکنجه ، جسم نیمه جانش را به خود روئی بستند و، بقصد ارعاب هرچه بیشتر اهالی مهاباد، در شهر گرداندند . · این عمل شنیع موجی از اعتراض را در منطقه مهاباد برانگیخت. دامنه اعتراض به شهرهای دیگر کردستان کشید : در شهر اشنویه ، قتل حیدر عبدالله زاده و عمر امینی و ابراهیم پسر حاجی قادر و رسول ، پاسخ مأموران رژیم به اعتراض به حق مردم شد. اینگونه رفتار با شهروندان ایرانی ، حتی در دورن رژیم گذشته ، با تمام سیاهکاریهایش ، غیر قابل تصور می نمود . · سالها است هم میهنان کرد ما ، بخاطر بدست ﺁوردن حقوق مشروع و قانونیشان ، در مبارزه اند و تا کنون، جز گلوله ، پاسخی دریافت نکرده اند . بخصوص در این روزهای حساس که دشمنان یکپارچگی ایران، به عناوین مختلف، در حال دامن زدن به اختلافهای قومی و مذهبی میان شهروندان ایرانی هستند و برﺁنند که میهن عزیز ما را پاره پاره کنند ، اینگونه اعمال وحشیانه ، با یکی از اصیل ترین تیره های ایرانی که خود از بنیان گزاران اولین دولت مستقل در ایران بوده اند، ﺁب به ﺁسیاب دشمن ریختن است . · رهروان نهضت ملی ایرانیان و پیروان ﺁزادی اندیشه و قلم با تمام قوا این اعمال وحشیانه و ضد ملی را محکوم می کند و از کلیه مراجع و جوامع بین المللی متصدی دفاع از حقوق بشر ، در احقاق حقوق ایرانیان و دفع خشونتی که رژیم حاکم بر ضد مردم ایران بکار می برد، استمداد می طلبد . باشد که فردای پیروزی ، زنان و مردان ایرانی ، از هر تیره و هر نژاد ، هر دین و هر مذهب ، در برابر قانون ، یکسان شوند و دیگر اقلیت زورگو و اکثریت زورپذیری بر جا نماند . چنین باد !
رهروان نهضت ملی ایرانیان و پیروان ﺁزادی اندیشه و قلم 10 مرداد 1384 |
||||
|