بازگشت به صفحه اول

از ايران امروز

 
 
 

مرضيه مرتاضی لنگرودی:

تقسيم بندی جنسيتی‌ به زنان تحميل شده است
  • ما در ديدگاه سنتي جمهوريت نداريم. در اين ديدگاه زنان را در سمت قانون‌‏گذار مي‌‏پذيرند ولي به عنوان مجري قانون نمي‌‏پذيرند، آنها با تفكر قوانين قبيله‌‏اي خود مي‌‏خواهند نظام مدرن را به ما تحميل كنند
  • فريبا داوودی مهاجر:هيچ اعتقادي به حجاب اجباري ندارم...مهم‌‏ترين دليل شكست جنبش اصلاحات، حذف خرده جنبش‌‏هايي نظير جنبش زنان، جنبش دانشجويي و نظاير آن بود و اين قاعده‌‏اي است كه مورد تاييد تمام نظريه‌‏پردازان در جهان است
  • سيمين فصيحي: زنان مدرس را عامل از بين رفتن حق راي خود در زمان مشروطه مي‌‏دانند
  •  
    يك فعال ملي مذهبي گفت: مهمترين مشكل براي مشاركت سياسي- اجتماعي زنان، تقسيم بندي جنسيتي است كه به زنان تحميل شده است.
    به گزارش خبرنگار "ايلنا"، عصر روز دوشنبه در نشست "مشاركت سياسي اجتماعي زنان در ايران" كه از سوي سازمان دانش‌‏آموختگان ايران اسلامي- ادوار تحكيم وحدت- برگزار شد، با بيان اينكه زنان در جامعه ما كدبانو هستند، گفت: واژه جديدي كه در دوران ما مطرح شده، زن‌‏كارگر است اما جامعه ما با توجه به بافت سنتي، به دليل اينكه صنعت كشور يك صنعت مونتاژ است در واقع تقليدي از صنعت است، نه توليد بنابراين اسرار بر اين كه زن‌‏ كارگر متخصص باشد، وجود ندارد به همين دليل زنان در مقابل مردان كمترين خواسته را در زمينه حقوق صنفي دارند.
    وي، يكي از مشكلات اصلي زنان را دوپهلو بودن قانون اساسي دانست و با بيان اينكه در كشور ما دو قانون اساسي نوشته شده است، گفت: قانون اساسي زمان مشروطه و قانون اساسي انقلاب 57 كه در هر دوي آنها واكنش نسبت به تبعيض‌‏هاي فقر و جهل بود و تبديل قانون اساسي يك واكنش اساسي براساس خاستگاه دموكراتيك نبود.
    مرتاضي لنگرودي، دولت متمركز و اقتدارگرا را مانع اصلي براي فعاليت هر نوع تشكلي دانست و تصريح كرد: رفتار نظام متمركز اقتدارگرا مبتني بر فرديت و يك دولت نخبه‌‏گراست و در ادامه جامعه بيشتر بر مردان توجه دارد، مهمتر اينكه نگاه مطلق‌‏گرا چون پشتيبان دين است، خود را نماينده خدا بر روي زمين مي‌‏داند و سعي مي‌‏كند ديدگاه‌‏هاي سنتي خود را مخفي كند.
    وي در ادامه تصريح كرد: ما در ديدگاه سنتي جمهوريت نداريم و جمهوريت در ديدگاه سنتي به ما تحميل شده است، پس هيچ‌‏گاه نمي‌‏شود مدرنيته و سنت را در يك جا جمع كرد، در اين ديدگاه زنان را در سمت قانون‌‏گذار مي‌‏پذيرند ولي به عنوان مجري قانون نمي‌‏پذيرند، آنها با تفكر قوانين قبيله‌‏اي خود مي‌‏خواهند نظام مدرن را به ما تحميل كنند.
    اين فعال مسائل زنان با بيان اينكه بايد بين دين و شرع تفكيك قائل شد، گفت: كساني كه معتقدند بين دين و شرع نبايد تفكيك قائل شد، سعي مي‌‏كنند زنان را عقب‌‏تر نگه دارند و در برابر جنبش زنان به شدت ايستادگي مي‌‏كنند.
    وي، خانواده را يكي از موانع اصلي براي مشاركت زنان در عرصه‌‏هاي سياسي دانست و تصريح كرد: زنان آرماني بايد بين خانواده آرماني و مشاركت سياسي يكي را انتخاب كنند و زنان ايراني به طور معمول خانواده را ترجيح مي‌‏دهند چون خود را در برابر خانواده مسوول مي‌‏داند.
    مرتاضي‌‏لنگرودي، عامل ديگر براي جلوگيري از مشاركت زنان در عرصه‌‏هاي سياسي را رفتار و فرهنگ سلطه دانست و اظهار داشت: رفتار سلطاني براي گسترش "منيت" است و زنان را براي خواستن حداقل رفاه به سكوت و تن سپردگي و ادار مي‌‏كند.
    وي تصريح كرد: عدم استقلال مالي و مادي مانع ديگري براي مشاركت سياسي زنان است و بيشتر زنان انرژي خود را صرف به دست‌‏آوردن حداقل امنيت مي‌‏كنند تا زماني كه مردان آنها را از خانه اخراج كردند، بتوانند امنيت داشته باشد.
    لنگرودي با بيان اينكه هويت زنان دچار مشكل است، گفت: ساختار فلسفي به طور اعم و ساختار فلسفي سياسي به طور اخص بر پايه تقابل بنيادي ميان زن و مرد تعريف شده است و اين تقابل باعث مي‌‏شود، هويت يك‌‏سره در دست مردان قرار بگيرد.
    وي مانع ديگر مشاركت زنان در عرصه سياست را قدرت دانست و اظهار داشت: قدرت به معني سلطه، زور و سركوب است، يعني با اين مولفه‌‏ها ديگران را وادار مي‌‏كنيم تا در مقابل اراده ما تسليم شود و با وجود انحصار منابع قدرت در اختيار مردان، زنان به طور كلي در حاشيه قرار مي‌‏گيرند.
    لنگرودي افزود : قرائت پدرسالارانه از كتاب قرآن، شرع، فلسفه، تاريخ و فرهنگ باعث مي‌‏شود كه زنان از ديدگاه مردان به خود نگاه كنند.
    وي با بيان اينكه در حال حاضر توجهي به توانمندي زنان نمي‌‏شود، گفت: جامعه ما يك جامعه غيرمولد است و در جامعه غيرمولد به خواست‌‏هاي مردان توجه نمي‌‏شود چه برسد به خواست‌‏هاي زنان، بنابراين نه تنها اصراري بر توامندي زنان صورت نمي‌‏گيرد بلكه در اين جامعه اصرار بر به حاشيه راندن آنها بيشتر است.
    لنگرودي تصريح كرد: عامل ديگر براي مشاركت نكردن زنان در عرصه سياسي به تقابل كشاندن اخلاق مدني و اخلاق ديني است و نظام جمهوري اسلامي يك رفتار متناقض در حوزه زنان نشان مي‌‏دهد، اين نظام تجدد را مي‌‏پذيرد و سعي مي‌‏كند زنان را به حوزه اجتماعي دعوت كند و از طرفي هنجارها را در حوزه عمومي نمي‌‏پذيرد و بعد همان رفتارهاي سنتي را بر زنان مي‌‏پسندد و زنان در اين نظام زماني كه وارد حوزه عمومي مي شوند، نمي دانند چه بايد بكنند.
    وي در پايان گفت: زنان با توجه به اينكه در جامعه سركوب مي‌‏شوند و نهادها و ساختارهاي عميق حمايتي از زنان وجود ندارد، ترجيح مي‌‏دهند كه در حمايت سنتي قرار گيرند تا كنار گذاشته نشوند و همين ترجيح دادن عاملي مي‌‏شود كه كمتر به سمت حوزه‌‏هاي اخلاقي بروند و رفتارشان همچنان تناقض‌‏آميز باقي مي‌‏ماند.

  • فريبا داوودی مهاجر:هيچ اعتقادي به حجاب اجباري ندارم
    فريبا داودي‌‏مهاجر از فعالان مطبوعاتي و حقوق زنان معتقد است: برخلاف آنچه ادعا مي‌‏شود، حجاب در ايران هيچ مصونيتي ايجاد نكرده است.
    به گزارش خبرنگار "ايلنا"، داودي مهاجر در جلسه "بررسي مشاركت سياسي- اجتماعي زنان در ايران" كه عصر روز دوشنبه از سوي سازمان دانش‌‏آموختگان ايران اسلامي- ادوار تحكيم وحدت- برگزار شده بود، با اشاره به اينك مسأله "زن، قدرت و تصميم‌‏گيري" اساسي‌‏ترين مساله مربوط به زنان در ايران است، گفت: يكي از خطرناك‌‏ترين مسائل براي زنان، عدم امكان حضور زنان در عرصه قدرت و تصميم‌‏گيري است.
    اين فعال مسائل زنان با طرح ديدگاه‌‏هاي مختلف در مورد مفهوم قدرت، گفت: مفهوم قدرت نه فقط در عرصه خانواده بلكه حتي در عرصه جهاني تغييركرده است و اين تغيير به سمت تلاش براي تأمين خواسته هر دو طرف مي رود، زنان نيز قصد دارند كه روند قدرت به سمتي برود كه خواست زن و مرد به صورت توام برآورده شود نه اينكه رابطه سلطه‌‏گر و سلطه‌‏پذير ميان مرد و زن كه از قبل وجود داشته است، معكوس شود.
    وي خاطرنشان كرد: نظام بين‌‏المللي از تعريفي كه 25 سال است در ذهن ما وجود دارد، تغيير كرده است چه برسد به نهاد خانواده اما به نظر مي‌‏رسد در شرايط كنوني ما مي‌‏خواهيم خانواده‌‏هاي مدرن را با روش‌‏هاي سنتي اداره كنيم.
    داودي‌‏مهاجرتصريح كرد: وعده‌‏هايي كه برخي كانديداهاي رياست‌‏جمهوري در مورد عدالت جنسيتي مي‌‏دهند، در واقع نوعي پرستيژ سياسي است چرا كه وقتي چارچوب‌‏هاي عدالت جنسيتي در خانواده‌‏ها تأمين نمي‌‏شود چگونه مي‌‏توان باور كرد كه زنان به عنوان وزراي كابينه انتخاب خواهند شد.
    وي افزود: قانون در عمل از اينكه منابع اقتدارگرا باقي بمانند، حمايت مي‌‏كند و در نظام‌‏هاي اقتدارگرا و سنتي تلاش مي‌‏شود كه جامعه كمتر متكثر شود و از اين رهگذر از حضور زنان در عرصه قدرت جلوگيري مي‌‏شود.
    داودي‌‏مهاجر خاطرنشان كرد: اگر منابع اقتدار مردانه، در جامعه تقسيم نشود، هرگز امكان تكثر در حوزه سياست وجود نخواهد داشت به عنوان نمونه در بحث خشونت عليه زنان بحث وابستگي اقتصادي زن به مرد يكي از عوامل مهم است، از سوي ديگر براي اثبات ادعا در مورد خشونت عليه زنان، نياز به شاهد است.
    وي با تأكيد بر لزوم توجه به مسأله منابع قدرت در عرصه مسائل زنان گفت: وضعيت خاص منابع قدرت در ايران، زنان را دچار مشكلات جدي مي‌‏كند.
    اين فعال مسائل زنان يادآور شد: بر اساس قانون اساسي ما، زنان و مردان با هم برابر نيستند چرا كه برابري نژادي، رنگ پوست و نظاير آن در قانون مطرح شده و اصلا به برابري جنسيتي اشاره‌‏اي نشده است، در عرصه فعاليت سياسي ما تا زماني با مردان برابر هستيم كه بخواهيم به يك مرد رأي دهيم اما اگر بخواهيم يك زن را به عنوان كانديدا مطرح كنيم، با مردان برابر نيستيم و جزو رجال محسوب نمي‌‏شويم.
    داودي‌‏مهاجر در بخشي از سخنان خود با اشاره به اينكه ابزار تغيير، هرگز در دست زنان نبوده است، گفت: كسي مثل مرحوم اكبر عطري، خودش به من گفت كه خانمي در دانشگاه در عرصه انتخابات انجمن اسلامي بود كه بسيار از من توانمندتر بود اما من تمام تلاشم را براي اينكه او بالا نيايد، به كار بردم و متاسفانه چنين مشكلي حتي در ميان فعالان دفتر تحكيم وحدت نيز وجود دارد.
    وي در ادامه ابراز خرسندي از اينكه امروز جنبش زنان به جنبش آزادي‌‏خواهي و دموكراسي‌‏خواهي پيوند خورده است، گفت: مهم‌‏ترين دليل شكست جنبش اصلاحات، حذف خرده جنبش‌‏هايي نظير جنبش زنان، جنبش دانشجويي و نظاير آن بود و اين قاعده‌‏اي است كه مورد تاييد تمام نظريه‌‏پردازان در جهان است.
    داودي مهاجراز اينكه عرصه سياست در شرايط كنوني كشور در دست مردان سياسي قرار گرفته، ابراز تأسف كرد.
    وي با بيان اين مطلب كه فمنيست‌‏هاي جهان معتقدند كه گفتمان مردسالار در تمام دنيا وجود دارد، افزود: البته اين گفتمان در هر كشوري به شكل خاصي وجود دارد، به طور مثال در كشورهاي آفريقايي، خشونت عليه زنان جدي است و در ايران مسأله مشاركت سياسي زنان دچار مشكل است.
    داودي مهاجر در پاسخ به سوالي در خصوص عدم مسووليت‌‏پذيري زنان در جامعه ايران گفت: مسووليت به معناي واقعي هيچ وقت به زنان واگذار نشده است كه ميزان واقعي مسووليت‌‏پذيري زنان مشخص شود.
    وي در پاسخ به مسأله حجاب زنان در ايران گفت: برخلاف آنچه ادعا مي شود، حجاب در ايران هيچ مصونيتي ايجاد نكرده است و شخص من هيچ اعتقادي به حجاب اجباري ندارم.

  • سيمين فصيحي: زنان مدرس را عامل از بين رفتن حق راي خود در زمان مشروطه مي‌‏دانند
    مدرس در مجلس گفت: بايد از روي برهان صحبت شود؛ امروز ما هر چقدر تامل مي‌‏كنيم، مي بينيم خداوند قابليت در اينها (زنان) قرار نداده‌‏است كه لياقت حق انتخاب را داشته باشند, مستضعفين و مستضعفات و آنها از آن زمره‌‏اند كه عقول آنها استعداد ندارد, آنها تحت قيموميت‌‏اند و ابدا حق انتخاب نخواهند داشت.
    به گزارش خبرنگار سرويس فرهنگ و انديشه ايلنا، سيمين فصيحي در سخناني كه در سمينار زن در تاريخ ايران معاصر ايراد كرد، با اشاره به سه دوره مشروطه اول و دوم و استبداد صغير و سه قانون انتخابات در اين دوره‌‏ها تصريح كرد: در هر سه قانون زن‌‏ها را از حق راي محروم كردند؛ يكي از علما يعني مرحوم مدرس مشاركت زنان را در پروسه سياست پارلماني خلاف نص صريح قرآن تشخيص داد و كمتر كسي از اين حركت حمايت كرد. اين حركت باعث شد زنان در دوره‌‏اي طولاني از حق راي محروم شدند.
    وي با بيان تاريخچه روند اخذ راي زنان آمريكا بين سال‌‏هاي 1906 تا 1911 افزود: در جنبش زنان ايران تاكيد مترقي‌‏ترين افراد جامعه بر روي حق تعليم و تربيت زنان، ايجاد مدارس زنان و تشكل انجمن زنان بود در حالي كه كسي از حق سياسي حرف نمي‌‏زد و اگر هم در اين باره حرفي زده مي‌‏شد در درجه آخر اهميت قرار داشت.
    فصيحي با بيان اينكه اگر تحول لازم در بينش علماي طراز اول مشروطه پديد مي‌‏آمد و با نظر مدرس در اين باره مخالفت مي‌‏كردند زنان مي‌‏توانستند در مجلس دوم صاحب حق راي شده و نماينده مجلس شوراي ملي شوند و نيم قرن مبارزه در اين راه ادامه نمي‌‏يافت تا در مجلس هجدهم به هدف خود برسند, افزود: در آن زمان فقط 4 كشور در سطح جهان راي زنان را به رسميت شناخته بودند و اگر اين اتفاق در مجلس دوم مي‌‏افتاد ايران پنجمين كشور بود؛ تا جايي كه روزنامه‌‏نگاري آمريكايي كه در ايران شاهد بحث در اين باره بود از اين سخنان اظهار شگفتي كرد. در اين زمان آمريكا هنوز 10 سال براي رسيدگي به حق راي زنان فاصله داشت. زيرا تنها ايالت وايومينگ در سال 1869 اين حق را به زنان داد و تا سال 1900 هيچ ايالت ديگر اين كار را نكرد تا جايي كه در سال 1920 ضمن تصويب متمم نوزدهم قانون اساسي آمريكا حق راي براي همگان آزاد اعلام شد.
    وي ادامه داد: هيچ يك از سه فراكسيون حاكم بر مجالس مشروطه درباره حق راي زنان اقدامي نكرد, محافظه‌‏كاران به صحبت از زنان درباره آموزش و تعليم و تربيت زنان به شدت اعتراض داشتند تا جايي كه يكي از مخالفان تاسيس مدارس در سخناني در مجلس از تصويب قانوني دفاع كرد كه مانع رفتن دختران و پسران زيبا به مدارس شود. در اين ميان هم مي‌‏توان به فتواي شيخ فضل‌‏الله نوري كه عليه گشايش مدارس دخترانه صادر كرد, اشاره نمود. ديگر شخصيت مهم و تاثيرگذار اين عصر سيد علي شوشتري بود كه او هم فتواهايي در مخالفت با تاسيس مدارس در اين دوره صادر كرد. علمايي هم چون آيت‌‏الله طباطبايي و بهبهاني همواره نسبت به حقوق زنان با احتياط برخورد مي‌‏كردند.
    فصيحي به مخالفت مدرس در مجلس دوم با حق زنان اشاره كرد و گفت:"مدرس در مجلس گفت بايد از روي برهان صحبت شود." او گفت," امروز ما هر چقدر تامل مي‌‏كنيم، مي بينيم خداوند قابليت در اينها قرار نداده‌‏است كه لياقت حق انتخاب را داشته باشند, مستضعفين و مستضعفات و آنها از آن زمره‌‏اند كه عقول آنها استعداد ندارد. آنها تحت قيموميت‌‏اند و ابدا حق انتخاب نخواهند داشت". در مجلس اول و دوم و نه در بيرون مجلس امكان تحصيل زنان وجود نداشت.
    وي افزود: تاكيد مبارزات زنان به ترتيب برحمايت از اصل نهضت ملي، حق فرهنگي و در نهايت آخرين آن حق سياسي بوده‌‏است. زنان در سطح ملي و در عصر مشروطه, انجمن‌‏هاي مخفي و نيمه مخفي زيادي تاسيس كردند. در مشروطه نقش داشتند. فعاليت مسلمانه كردند، در تخريب بانك روسي شركت كردند, با جمع‌‏آوري پول و جواهرات به تاسيس بانك ملي كمك كردند و در تاسيس مشروطه و كوتاه كردن دست انگليس و روسيه بسيار موثر بودند.
    فصيلي با بيان اينكه آيا آن امكان مفروض كه عبارت بود از تحول لازم در بينش علماي آن دوره (مشروطيت) مي‌‏توانست تحقق يابد يا خير؟ اظهار داشت: پاسخ به اين سوال مثبت است, زيرا مخالفت مدرس با حق راي زنان از جوهر ديني سرچشمه نگرفته بود. بلكه از درك ديني او برخاسته بود, دركي كه امري متحول است و حتي در آن زمان چيزي كه مدرس خلاف مي‌‏دانست، طباطبايي ضمن اينكه به دختران خود اجازه داد بخوانند و بنويسند، با حق راي زنان مخالفت شرعي نكرد و همچون ذكاءالملك فروغي زمان را مناسب ندانست.
    وي تصريح كرد: گرچه زنان، همچون مردان خود را مديون مبارزات آزادي خواهانه مدرس و مجاهدت بي پي دريغ او مي دانند اما او را مسئول سلب حق راي خود نيز مي‌‏پندارند.
    فصيحي در انتها با بيان اينكه درك ديني امري متحول است و با توجه به شرايط معاصر ايران گفت: اگر زنان بخواهند مبارزات اسلاف خود در حوزه حق راي در زمان مشروطه را ادامه دهند بايد به طور جدي از قانون‌‏گذاران بخواهند تا كلمه رجال مندرج در قانون رياست جمهوري را برداشته و به جاي آن به طور صريح زن و مرد بگذارند.
  •  

     
     
    بازگشت به صفحه اول

    رجوع به مطالب مشابه