بازگشت به صفحه اول

از ايران امروز

 
 

در اعتراض به تبعیض های جنسيتي در قانون اساسی

زنان در برابر دانشگاه تهران تظاهرات کردند

● جمعیت زنان معترض با کف زدن و فریادهای " آزادی زن، آزادی همگان است" ، "حقوق ضد بشر ملغی باید گردد" ، "قربانی خشونت آگاه باید گردد"، "عدالت حقوقی کف مطالبات است" و " قوانین زن ستیز منشا استبداد است"، سخنان سيمين بهبهانی را بدرقه کردند.
● قعطنامه تجمع زنان: "دموكراسی بدون آزادی و حقوق برابر و انسانی برای زنان متحقق نخواهد شد". اين جمله‎ای است كه ما برگزاركنندگان اين تجمع عميقا به آن اعتقاد داريم"

 

ايسنا: عصر روز يك‌شنبه جمعی از زنان در اعتراض به آنچه نقض حقوق زنان و مسدود بودن قانون اساسی در اين زمينه می‌ناميدند، مقابل در اصلی دانشگاه تهران تجمع كردند.
به گزارش خبرنگار ايسنا، اين عده در حالی كه نيروی انتظامی در محل حضور داشت با سردادن شعارهايی، بازنگری در حقوقو زنان و اصولی از قانون اساسی را خواستار شدند.
بر اساس اين گزارش در اين تجمع كه افرادی از جمله سيمين بهبهانی، فريبا داوودی‌مهاجر، شادی صدر، نوشين احمدی ‌خراسانی، مرتاضی لنگرودی و ... حضور داشتند، سيمين بهبهانی، شاعر و نويسنده در ميان حضار سخن گفت و به قرائت اشعار خود در ارتباط با زنان پرداخت.
وی گفت: ما با مردان جنگ نداريم، بلكه می‌خواهيم حقوق خود را طلب كنيم. مردان نيمه‌ی ديگر ما هستند و ما مردان را در خود پرورش می‌دهيم و جان خود را برای پرورش آنها به خطر می‌اندازيم.
به گزارش خبرنگار ايسنا، مرتاضی لنگرودی نيز در اين تجمع خواستار رعايت حقوق زنان و هم‌چنين ايجاد تغييراتی در قانون اساسی در جهت احيای اين حقوق شد.
بنابراين گزارش، مسوولان برگزاری از تجمع‌كنندگان می‌خواستند كه از دادن شعار سياسی خودداری كنند.
يكی از آنان اظهار داشت: گروه‌های سياسی به اندازه‌ی كافی شعار سياسی سر می‌دهند. تجمع ما صلح‌آميز و در جهت احيای حقوق زنان است. افراد نيروی انتظامی نيز در اين‌جا در جهت حفاظت از ما جمع شده‌اند. در اين هنگام نيز تجمع‌كنندگان سر دادند «نيروی انتظامی، تشكر تشكر».
سرودی با اين مضمون «ای زن، ای حضور زندگی، به سر رسيد زمان بندگی، جهان ديگری ممكن است، تلاش ما سازنده‌ی آن است. اين صدا صدای آزادی است، اين ندا طغيان آگاهی است، رهايی زنان ممكن است، اين جنبش زاينده‌ی آن است. لای لای لای» از سوی زنان شركت‌كننده در اين تجمع قرائت شد.

به گزارش ايسنا، هم‌چنين تجمع‌كنندگان شعارهايی از جمله «قانون عادلانه، آگاهی زنانه، راه رهايی ماست»، «قانون نابرابر، حقوق ضدبشر، ملغی بايد گردد»، «ما زنيم، انسانيم، شهروند اين دياريم، اما حقی نداريم»، «قوانين زن‌ستيز، منشأ اختناق است»، «حقوق نوع بشر، آزادی ايران است»، «قوانين زن‌ستيز، گفتمان صلح‌ستيز، جنگ عليه زنان است»، «يكصدا، متحد، صلح، قانون آزادی»، «آگاهی، آزادی، قانون انتخابی»، «قانون ظالمانه، سنت‌های مردانه، ملغی بايد گردد»، «حق زن ايرانی، احيا بايد گردد»، «قوانين ضدزن، منشأ استبداد است»، «عدالت حقوقی، كف مطالبات است»، «تساوی حقوقی، خواسته‌ی جنبش ماست»، «قوانين ضد زن، مانع پيشرفت ماست»، «خشونت قانونی، ملغی بايد گردد، قربانی خشونت، آگاه بايد گردد»، «قانون مردمحور، اين جايگاه برتر، تحقير ما زنان است»، «زن ايرانی اگر آگه شود، اين قوانين را به كل منكر شود».

تجمع‌كنندگان با سر دادن سرود «ای ايران، ای مرز پرگهر» خواهان پيوستن ساير زنان به اين تجمع شدند كه نيروی انتظامی با عده‌ای از زنان برخورد كرد و تجمع‌كنندگان با سر دادن شعار «نيروی انتظامی، خجالت، خجالت» اعتراض خود را نسبت به اين اقدام ابراز كردند.


قطعنامه‎ی پايانی تجمع زنان در اعتراض به نقض حقوق‎شان در قانون اساسی

تريبون فمينيستی ايران: ”دموكراسی بدون آزادی و حقوق برابر و انسانی برای زنان متحقق نخواهد شد“. اين جمله‎ای است كه ما برگزاركنندگان اين تجمع عميقا به آن اعتقاد داريم. مي‎دانيم كه اگر خواسته‎ها و مطالبات گروه‎های مختلف زنان از اقوام، مذاهب و طبقات گوناگون متحقق شود بي‎شك همه‎ آحاد جامعه از آن بهره خواهند برد. مسلما خواسته‎های زنان صرفا به مطالبات حقوقی محدود نيست اما در شرايط كنونی، كسب حقوق برابر و انسانی، محوری است كه توانسته ما را به گرد هم آورد و جنبش همبستگی زنان ايران را شكل بدهد. تلاش در جهت تغييرات قانونی و حقوق مدنی و شهروندی برای زنان به ما ياری مي‎دهد كه چارچوب‎های تنگ قانونی را فراخ سازيم تا بتوانيم خواسته‎های ديگر زنان يعنی شرايط اقتصادی مناسب برای همه‎ و حق انتخاب واقعی برای يكايك زنان را مطرح و در جهت آن تلاش كنيم. اين افق گسترده‎ای است كه مرحله به مرحله آن را پی خواهيم گرفت. در شرايطی كه علاوه بر موانع نانوشته، حقوق مدنی و شهروندی برای زنان در سايه‎ی قانون اساسی نقض مي‎شود و حقوق بسياری از گروه‎های فكری، طبقاتی، قومی، مذهبی زنان به رسميت شناخته نمي‎شود و نيز هر حركت و فعاليتی برای تغيير وضعيت نابسامان زنان با موانع بسياری مواجه مي‎شود، تغييرات ساختاری در قوانين پيش شرط حركت‎های بعدی به نفع زنان محسوب مي‎شود.
جنبش همبستگی زنان در شرايط حاضر، حول تغييرات قانونی در سطح كلان، گردهم آمده است و مسلما اين حركت، نافی آن نيست كه ما در گروه‎های مختلف برای كسب ديگر خواسته‎ها تلاش كنيم. ما در زندگی روزمره و فعاليت‎های اجتماعی هر روزه‎ی خود با سنت‎ها و نگرش‎های تبعيض‎آميز و مردسالارانه‎ مبارزه مي‎كنيم. ما حقوق برابر و انسانی مي‎خواهيم تا اين اهرم‎های قانونی، مشروعيت و قدرتی به ما بدهد تا بتوانيم:
ـ تا بتوانيم در برابر ازدواج‎های اجباری دختربچه‎ها در گوشه و كنار اين مملكت قدعلم كنيم
ـ تا بتوانيم برای حقوق مادران در حضانت و ولایت كودكان‎شان تلاش كنيم
ـ تا بتوانيم جلوی تعدد زوجات (رسمی و غيررسمي) و طلاق‎های يكطرفه و ظالمانه را بگيريم
ـ تا بتوانيم حق دختران جوان را در انتخاب نوع زندگي‎شان گسترده سازيم
- تا بتوانيم با نگرشی كه در جامعه زنان را نيمی از مرد به حساب مي‎آورد مبارزه كنيم
ـ تا بتوانيم بدون موانع قانونی خانه‎ی امن درست كنيم و خشونت عليه زنان را كاهش دهيم و جلوی قتل‎های ناموسی را بگيريم
ـ تا بتوانيم خودسوزي‎های زنان را كه بر اثر بن‎بست در زندگی اجتماعی و خصوصي‎شان حاصل مي‎شود از بين ببريم
ـ تا بتوانيم خواهان تامين اجتماعی و زندگی مناسبی و خدمات و سرويس‎های رايگان برای همه‎ی زنان به‎ويژه زنان طبقات پايين جامعه شويم
ـ تا بتوانيم دموكراسی و آزادی را در جامعه نهادينه سازيم
......
و در مجموع به پشتوانه‎ی قوانين مترقی و حقوق بشری، آگاهی جنسيتی و خودباوری بين زنان را در جامعه گسترش دهيم (لااقل در گسترش آن با موانع قانونی روبه‎رو نشويم). از اين‎روست كه در شعارهاي‎مان مي‎گوييم: ”برابری حقوقی، كف مطالبات است“...
اما همه‎ی اين خواسته‎ها با بن‎بست‎های قانون اساسی روبه‎رو شده است چراكه نگرش به زن در قانون اساسی كنونی، نگرشی تبعيض‎آميز است و زن را جز در خانواده و در مقام مادر، آن هم مادری كه هيچ حقوقی ندارد نمي‎بينيد. قانون اساسی كنونی در بخش ”حقوق ملت“ از ”همه افراد“ صحبت مي‎كند اما تفسير از اين واژه (همه‎ی افراد) در جای جای قانون اساسی، طبق اصل ٩٨ به عهده‎ی شورای نگهبان گذاشته شده است و در مقدمه‎ی قانون اساسی نيز تفسير از زن، ”مادر بودن زن“ و ”پرورش انسان‎های مكتبي“ آمده است و از اين‎رو وقتی قرار است در اصل ٢١ قانون اساسی وظايف دولت در مقابل زنان را برشمارد، صرفا زن را در مقام مادر يا زن بي‎سرپرست قلمداد مي‎كند و حقی را هم كه برای اين تعريف از زن (مادر) برمي‎شمارد ”اعطای قيموميت فرزندان به مادران شايسته“در صورت نبودن ”ولی شرعي“ (مردان خانواده) است.
در اصل بيست و يكم قانون اساسی اشاره شده است كه :”دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعايت موازين اسلامی تضمين كند“. در واقع باز هم وظيفه‎ی دولت در مورد حقوق زنان به تفسير از موازين اسلامی موكول شده و تفسير معينی نيز از اين اصول اسلامی در مورد زنان در مقدمه‎ی قانون اساسی آمده است .
زنان سال‎ها تلاش كردند تا اين تفاسير را تغيير دهند و بتوانند در قوانين مدنی تاثير بگذارند اما با بن‎بست‎های قانونی يعنی نهادهای انتصابی كه در قانون اساسی مفسر قوانين هستند روبه‎رو شدند. به‎نظر مي‎رسد تا وقتی اجرای قوانين مشروط به تفسيرهای مراجع قانونی انتصابی است، كه دست زنان در تاثيرگذاری بر آن كوتاه است، زنان هيچ‎گاه به حقوق برابر و انسانی از اين طريق نخواهند رسيد. برای نمونه زنان نمي‎توانند كلمه رجال را در اصل ١١٥ قانون اساسی آن‎طور كه مي‎خواهند تفسير كنند. يا هنگامي‎كه در اصل ٤١ قانون اساسی تابعيت كشور ايران را حق مسلم ”هر فرد ايراني“ مي‎داند اما با توجه به آن‎كه در جای ديگری از قانون اساسی بالای سر اين قانون، نهادهای انتصابی همراه با شرط ”انطباق با قوانين اسلامي” گذاشته شده است، تفسير واژگان ”هر فرد ايراني“ در قوانين تابعيتی كشور شامل زنان و يا بخشی از زنان نمي‎شود و بدين‎ترتيب تابعيت زنان مشروط به مردان خانواده مي‎شود. در واقع كليه قوانين تبعيض‎آميز موجود در امور ازدواج، ولايت بر فرزندان، ارث، اقامتگاه، اشتغال و غيره با پشتوانه‎ی شرط ”موازين اسلامي“ در قانون اساسی به‎نگارش درآمده است و اين حق انحصاری تفسير از اين ”موازين“ نيز مشروط به ارائه‎ی نظر نهاد انتصابی خاصی شده است. بدين ترتيب سلسله مراتب موجود در خود قانون اساسی عملا ”حقوق ملت“ را با شرط‎های بسيار، محدودتر از آن‎چه هست كرده است.
اما مشكل مبنايی در قانون اساسی علاوه بر تناقضات ناشی از ”حقوق ملت“ و ”حقوق حاكمان“ (كه مسلما زنان بيش از ديگر گروه‎ها از اين تناقض‎ها رنج مي‎برند) و نيز عدم به رسميت شناختن گروه‎های مختلف زنان از جمله گروه‎های مختلف قومی، مذهبی زنان، آن است كه بسياری از قوانينی كه بايد بر حقوق زنان تاكيد كند در قانون اساسی لحاظ نشده است. در دنيای كنونی اين مسئله به‎درستی ثابت شده است كه اگر در قوانين و مقررات مكتوب و ميثاق‎های ملی و بين‎المللی بر حقوق زنان جداگانه و به‎طور روشن و صريح تاكيد نشود، نمي‎توان آن قوانين را به نفع زنان تفسير كرد زيرا با توجه به گستردگی عرف و سنت‎های ضدزن در همه‎ جای دنيا، تاكيد و درج قوانين تساوي‎طلبانه ضرورتی اساسی است و بدون چنين تاكيداتی هيچ‎گاه قوانينی كه در آن از واژگانی هم‎چون ”همه“ استفاده شده است عملا زنان را شامل نمي‎شود، چه برسد به آن‎كه قوانين مربوط به ”ملت“مشروط به اموری هم‎چون انطباق با موازين اسلامی باشد و توسط ”حقوق حاكمان“ نقض شود.
درهرحال مشكلات عديده‎ای در قانون اساسی در رابطه با زنان وجود دارد، چه مشكلات نگرشی، چه نقض آشكار حقوق گروه‎های مختلف زنان و چه كمبودهای بسيار و عدم تاكيد بر حقوق برابر و انساني.
بنابراين ما خواستار آنيم كه:
١ ـ قانون اساسی و ديگر قوانين كشور با كنوانسيون‎های بين‎المللی از جمله اعلاميه حقوق بشر، كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان و... منطبق شود تا لااقل به لحاظ حقوقی، تساوی و برابری زنان و حقوق انساني‎شان به رسميت شناخته شود.
٢ – اعلام مي‎داريم كه اگر دولتمردان پس از ٢٦ سال باز هم به خواسته‎های برحق و عدالت‎جويانه‎ی ما زنان، وقعی نگذارند، اعتراض مدنی و مسالمت‎آميز خود را ادامه خواهيم داد.

گزارش تصويری ‌از تجمع اعتراضی زنان

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به همبستگی