|
|
|||
روایت گنجی
ساسان
آقایی
من نه طراحم،نه چیز زیادی از علم گرافیک می دانم.نه عکاسم و نه چندان میزان ارزش
هنری آن را می فهمم اما این را خوب خوب می دانم که گه گاه این عکس است که حرف می
زند،عکس ها هستند که سخن می گویند و باز گه گاهی بهترین سخن ها را.برای گنجی بسیار
نوشته شده است و بر او،این جان بر کف ایرانی ب'd3یار رفته است.گنجی با این وجود سال
هاست که اسیر بند لجوج اوین است و امیدی گویی به رهایی از این بند سخت و لجوج
نیست.برای او این بار به جای نوشتن،خودش را به تصویر کشیده ام، با عکس هایش، کوشیدم
بار دیگر از او سخن بگویم.نمی دانم،ارزش هنری هر کدام از این عکس ها چه مقدار است
اما می دانم که ارزش تاریخی آنها بسیار. نمی دانم که این طراحی بدسلیقه کجایش لنگ
از آب درآمده اما می دانم که بسیار بسیار مبتدیانه و ناشیانه است.قصد من نه به رخ
کشیدن هنری که این کار ناشیانه،صدق بی هنری است که زدن حرفی از گنجی بود،حرفی که هر
چه فکر می کردم پیش تر گفته شده بود و جز اين راه، حرفی تازه تر از دغدغه ی غمناک
همه ی این سال های مان نبود. |
||||
|