|
|
|||
گزارشي از برگزاري مراسم تقدير از پايداري اكبر گنجيدر اين کوچه کسي را کشته اند؟دانا شهسواري ۱۲ دی ۱۳۸۴
زني به نسبت كوتاه قد اما اندكي مغرور ايستاده بر آستان در، تو گويي نگهبان اين دژ است. آري شايد هم نگهبان. اما با همه آشناست و همه را به اسم مي شناسد. امروز نه در هيأت نگهبان، كه ميزبان است. ميزبان است براي آناني كه آمده اند آزادي اكبر گنجي را آرزو كنند. او همان است كه بود. معصومه شفيعي همسر اكبر گنجي. همان كه محسن كديور مي گويد حتي گاهي از همسرش اكبر نيز تند تر رفته و نامه هايي از او كوبنده تر نوشته است. اينجا در منزل اكبر گنجي، همانجا كه فعلا معصومه شفيعي دژبانش است، طبق اعلام رسمي قرار است مراسم شعر خواني و سخنراني باشد درباره اكبر گنجي. مراسم با نيم ساعت تأخير آغاز مي شود، ولي جمعيت بسياري خانه آمده اند. تمام اثاثيه خانه را بيرون برده و تنها بركف آن موكت پهن است. بابك احمدي، عيسي سحرخيز، سعيد حجاريان، احمد زيدآبادي، يوسفي اشكوري، محمد ملكي، دكتر مصطفي ملكيان، دكتر صدر حاج سيد جوادي، دكتر غلامرضا كاشي، محسن كديور، ابراهيم يزدي، تقي رحماني، مهندس توسلي، نرگس محمدي، بسته نگار، مهندس موسوي خوئيني و ... از جمله شخصيت هايي هستند كه در مراسم حضور دارند. جانباز اصلاحات مي آيد هنگام ورود سعيد حجاريان كه همراه با عيسي سحر خيز آمده است همهمه ها بالا مي گيرد و همه يكباره به احترام جانباز اصلاحات بر مي خيزند. مجتبي بيات عضو دفتر تحكيم وحدت و دبير انجمن اسلامي دانشگاه تهران مجري مراسم است و مراسم را با قطعه اي ادبي آغاز مي كند و لعنت مي فرستد بر تاريکي. سپس فرستاده خانم سيمين بهبهاني پشت تريبون قرار مي گيرد و در جملات كوتاهي از
زبان خانم بهبهاني از اينكه نتوانسته در مراسم حضور يابد عذر خواهي مي كند. بهبهاني
به مراسم ديگري دعوت دارد، اما به اكبر درود فراوان مي فرستد. دختر جواني شعري مي خواند از خسرو گلسرخي با اين مضمون كه ما مسئوليم كارهايي را انجام دهيم. انتقاد از موسوي خوئيني ها اما اولين سخنران مراسم، احمد زيد آبادي، از فعالين ملي و روزنامه نگار است كه به واسطه رفاقت و نيز سابقه بازداشت با اكبر گنجي، به نقل خاطراتي از زندان مي پردازد. مجتبي بيات مجري، مراسم زيد آبادي را اينگونه معرفي کرده بود: كسي كه مي داند زندان چيست، و زيد آبادي که مي داند "زندان چيست" در سخنراني خود ضمن احترام به پايداري و ايستادگي اكبر گنجي به انتقاد از برخي از اصلاح طلبان از جمله حجت الاسلام موسوي خوئيني ها مي پردازد و مي گويد: "ايشان احتمالا جاي مناسبي نشسته اند كه اين حرف ها را مي زنند، نمي دانم اگر به جاي اكبر گنجي و ناصر زر افشان بود آيا باز از همين موضع سخن مي گفت؟ نيرويي كه به نظر مي رسيد پشت اصلاح طلبان قرار دارد اكنون در موضع مخالف قرار گرفته است". زيد آبادي به آخرين سخنان موسوي خوئيني ها اشاره دارد که گفته: اگر كسي به زندان افتاد و مورد بي حرمتي و شكنجه قرار گرفت اين دليل نمي شود از نظام انتقاد كند. معلم مدرسه فرزند اكبر گنجي نيز هست که شعري مي خواند و تقديمش مي کند به
پايداري گنجي. سانسور در مطبوعات پس از اجراي قطعه كوتاهي موسيقي، همسر ناصر زرافشان پشت تريبون رفت و شعري خواند در رثاي اكبر گنجي و تمام زندانيان، بخصوص شريك زندگي و يار و ياورش و همسرش، ناصر. عنوان شعر او براي همه آزاديخواهان بود: نامه اي از آسمان. سپس فريد مدرسي عضو شوراي مركزي تحكيم وحدت در سخنان كوتاهي به انتقاد از رسانه ها پرداخت كه اخبار و رواديد ها را اغلب سانسور و يا از درج آنها خودداري مي كنند. موسوي خوئنيی ها دبير كل ادوار تحكيم وحدت سخنران بعدي مراسم بود كه ضمن احترام
به اكبر گنجي و تمام زندانيان خوستارآزادي آنان شد. او همچنين ازتحت فشار قرار دادن
اعضاي سنديکاهاي ايران و بخصوص اعضاي سنديكاي اتوبوسراني تهران، انتقاد كرد و
خواستار آزادي منصور اصانلو شد،کسي كه در ملاء عام زبانش را قطع كرده
بودند. و نگهبان دژ سخن گفت دعاي حضرت امير المومنين قرار بود آخرين بخش برنامه باشد، پس ازآن ديگر نه مجري بود و نه... اما معصومه شفيعي همسر اكبر گنجي، كسي كه او را دژبان اين دژ مستحكم ناميدند، پشت تريبون قرار گرفت و از فشارها گفت و از محدوديت ها. از اينكه بيش از دو ماه است كه از اكبر خبري نداريم. از اينکه بيماري او در آخرين ديدار جدي تر شده و اذيتش مي كند، از عدم همکاري دستگاه قضايي و ... مراسم ديگر تمام شده است. عده اي بيرون خانه در كوچه حق طلب، همانجا كه مقابل دانشگاه امام صادق است، پرسه مي زنند و برخي ميز گرد گذاشته اند و گپ و گفتي مي كنند. به زبان بي زباني گفته اند كه مراسم تمام شد برويد اما هنوز هستند عده اي. کساني كه حتي به اين بهانه كه سيگارشان تمام شود تا بروند هنوز مانده اند ... اتومبيل تويوتاي دو كابين نيروي انتظامي مدام اين كوچه بن بست را بالا و پايين مي كند. آقا! ببخشيد در اين كوچه خبري هست؟ كسي را كشته اند ... ؟
|
||||
|