بازگشت به صفحه اول

از ايران ما

 
 
۷۰۰ راننده شرکت واحد به زندان اوین منتقل شدند
در پي اعتصاب روز شنبه رانندگان شركت واحد

ايران ما -در پی بازداشت سحرگاه شنبه کارگران و رانندگان شركت واحد تهران به منظور سرکوب اعتصاب آنها، پلیس با مراجعه به منازل بازداشت شدگان همسران و كودكان آنان را نیز به زندان برد. یعقوب سلیمی ، که ممسر و دو فرزندش به همراه همسران چند تن دیگر از فعالان سندیکا به زندان منتقل شدند، صبح یکشنبه در مصاحبه اي با رادیوفردا شمار دستگیر شدگان را 700 نفر اعلام كرد و گفت رانندگان در زندان اوین تحت بازداشت قرار دارند و همسران آنها در مقر سازمان امنیت در وزرا باز داشت هستند. وی گفت دو فرزند دو ساله و 10 ساله او شب گذشته آزاد شدند و آثار زخم و جراحت بر چهره خود داشتند. وی که هنگام بازگو کردن ماجرا به گریه می افتد، گفت : قرار است خانواده بازداشت شدگان در اعتراض به دستگیری آنها در برابر سازمان ملل یا در برابر دادگاه انقلاب اسلامی تجمع کنند. وی به شعبه 14 این دادگاه احضار شده است.

یعقوب سلیمی، از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد، که جزء احضار شدگان به دادگاه انقلاب است، در مصاحبه با رادیوفردا در باره آخرین تحولات اعتصاب کارگران شرکت واحد گفت:

آخرین خبر این است که 700 تن از رانندگان فعلا دستگیر هستند در زندان اوین هستند به اضافه شماری از خانم‌های همکاران. یکی از آنها خانم خودم است، خانم سلیمی، یکی دیگر هم خانم حیات غیبی است. و الان هم که قرار شده تعدادی احضاریه داریم به دادگاه انقلاب (اسلامی)، شعبه 14، و قرار است برویم پیش آقای راسخ متین، صحبت دارد با ما. الان هم پیگیری کردیم در وزرا که خانم‌های ما در وزرا بودند و گفتند برده‌اند آنها را به سازمان امنیت. و هماهنگی‌ای هم که شده است با همکاران قرار شده است خانواده‌های این 700 نفر یا درب سازمان ملل یا درب دادگاه‌ انقلاب (اسلامی) جمع بشوند. دارند با آنها هماهنگی می‌کنند. از هر خانواده حداقل سه نفر هم باشد، بدنیست. من یک پیام هم دارم به خانواده‌های دستگیرشدگان، که لااقل برای ناحقی که در حق خانواده‌‌ها شده، خواهشی که دارم این است که اگر بتوانند، جمع بشوند جلوی در سازمان ملل یا جلوی در دادگاه انقلاب.

وي در پاسخ به اين سوال كه گفته مي شود چند كودك به همراه مادرانشان به زندان برده شده اند و آيا هنوز در زندان هستند يانه گفت :

يكي از آنها بچه خودم بود. مثل اینکه آنجا فشار زیادی روی مادرانشان آورده بودند، اینها تحت تاثیر قرار گرفته بودند، و روی روحیه آنها تاثیر گذاشته شده بود. حالا چطور شده... آزادشان کردند. بچه‌ام دیشب آمده بود خانه، بچه کوچک من دوسالش است. صورتش زخم بود. ازش پرسیدم... (به گریه می‌افتد) هیچوقت تا حالا من در زندگی‌ام گریه نکرده‌ام ولی بچه دوساله را با گاز اشک آور زدند و صورتش را زخم کردند، گریه‌ام می‌اندازد.

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه