بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

چهارشنبه 10 اسفند:

دختران در آزادی

شهرام رفيع زاده

۹ اسفند ۱۳۸۴

 دختران در آزادي

جمعي از دختران ايراني تصميم گرفته اند يک بار ديگر حکم نانوشته اي را که قريب به سه دهه تماشاي فوتبال از نزديک را برايشان ممنوع کرده زير پا بگذارند. آنها در حالي که امکان استفاده از رسانه هاي رسمي براي انتشار اخبار مربوط به اين ماجرا را ندارند، با فراخوان در وبلاگ ها وعده کرده اند که فردا، و در جريان برگزاري مسابقه تيم هاي ملي فوتبال ايران و کاستاريکا در استاديوم آزادي حضور يابند.

خرداد ماه گذشته 33 نفر از زنان ايراني پس از بيست و هفت سال طلسم ممنوعيت حضور زنان در استاديوم ها را شکستند، و اگر چه در جريان درگيري با ماموران انتظامي پاي يکي از همراهانشان نيز شکست. همان روز در گوشه ديگري از استاديوم آزادي، جعفر پناهي فيلم ساز پرآوازه ايراني نيز مشغول ساختن فيلمي درباره تلاش چند دختر براي ورود به اين استاديوم بود: آفسايد. پناهي، هفته پيش با اين فيلم موفق شد جايزه ويژه هيات داوران جشنواره برلين را از آن خود کرد.

زنان ايراني اما هنوز اجازه ورود به استاديوم ها را نيافته اند. جمعي از آنها در فراخوان وبلاگي خود با اشاره به اينکه نيمي از جمعيت ايران را زنان تشکيل داده اند، ممنوعيت ورود زنان به استاديوم ها را محروميتي ناعادلانه خوانده و نوشته اند: "تصميم گرفتيم اين قانون رو به چالش بکشيم". در اين فراخوان تاکيد شده که در آستانه هشتم مارس، روز جهاني زن، چهارشنبه اين هفته براي تماشاي بازي تيم ملي ايران و تيم کاستاريکا به استاديوم صدهزار نفري آزادي خواهند رفت. دختران ايراني تاکيد کرده اند که در جمع شان، تعدادي از بازيکنان تيم ملي فوتبال زنان ايران نيز حضور خواهند داشت و بر آنند که نه با زور بلکه با حضور، ممنوعيت ورود به استاديوم هاي فوتبال براي زنان ايراني را براي هميشه لغو کنند.

قفل کوچک، زندان بزرگ

زنان اگرچه در انقلاب 57 سال ايران نقش پر رنگي داشتند، اما تنها اندکي بعد، وقتي پسوند اسلامي انقلاب پر رنگ تر شد، نخستين فرزندان انقلاب بودند که با اعمال محدوديت هاي نوشته و نانوشته انقلاب آنها را خورد. ممنوعيت ورود زنان به استاديوم هاي ورزشي نيز ازجمله محدوديت هايي نانوشته اي بود که در همان سال ها به زنان تحميل شد. دو دهه بايد مي گذشت تا زنان به خود آيند و براي دستيابي به حقوق خود در هيئت جنبشي پر قدرت و فراگير به عرصه تحولات اجتماعي کشور بازگردند. آنها با استفاده از روش هاي مسالمت آميز، آرام و فراگير به تدريج به عنوان يکي از نيروهاي موثر در تحولات دهه گذشته جايگاه تازه اي يافتند. نخستين دستاورد اين بازگشت، آمارهايي بود که نشان مي داد در دوره هاي تحصيلات عالي زنان از مردان پيشي گرفته اند. اندکي بعد زنان براي کسب استقلال اقتصادي، به شکل گسترده وارد بازار کار شدند و کوشيدند ممنوعيت ها را يک به يک پشت سر گذارند.

ممنوعيت ورود زنان به استاديوم هاي ورزشي اما تا چند ماه پيش از جمله احکام نانوشته و همچنان جاري سه دهه اخير بود. خرداد ماه گذشته تعدادي از فعالان حقوق زنان با استفاده از فضاي انتخاباتي در کشور در نامه اي خطاب به استاندار تهران، از او خواستند اين ممنوعيت را لغو و اجازه ورود به استاديوم آزادي را براي آنها صادر کند. آنها به استاندار نوشتند: "سال هاست زنان ايراني به بهانه فقدان امنيت در ورزشگاه ها از حق ساده و طبيعي حضور در استاديوم هاي ورزشي و يک فرصت مسلم براي گذران اوقات فراغت خود محروم شده اند". نويسندگان آن نامه با اشاره به اينکه چند بار براي تماشاي فوتبال به استاديوم ها مراجعه کرده، اما ماموران انتظامي مانع از نشستن شان بر روي صندلي هاي استاديوم شده اند، مسئولان را به کوتاهي متهم کردند و نوشتند: "ما معتقديم در طول سال هاي سکوت و انتظارمان شاهد هيچ تلاشي از سوي مسئولاني که نگران امنيت ما هستند براي بهبود فضاي ورزشگاه ها صورت نگرفته است". نويسندگان نامه در ادامه با اشاره به به برگزاري مسابقات فوتبال مقدماتي جام جهاني،گفتند که خود را ملزم به تلاش براي احقاق حقوق خود مي دانند. آنها همچنين از استاندار تهران خواستند تا براي امنيت زناني که براي تماشاي بازي و تشويق تيم ملي ايران مقابل بحرين به استاديوم مي روند چاره انديشي کند. آنها در پايان نامه خود تاکيد کردند که در صورت ممانعت از ورودشان به استاديوم آزادي، تلاش شان براي تماشاي معمولي يک بازي ملي تبديل به تحصن و اعتراض در پشت درهاي استاديوم آزادي خواهد شد.

روايت وبلاگي از شکستن طلسم

روز بازي ايران و بحرين،33 تن از زنان ايراني براي تماشاي مسابقه فوتبال با بليت در دست، به استاديوم آزادي مراجعه کردند. پرستو دوکوهکي، روزنامه نگار و نويسنده وبلاگ زن نوشت، ورود زنان به استاديوم آزادي را اين طور روايت مي کند:

«هنوز هم باورم نمي‌شه! مدت‌ها بود دوست داشتم يه نقطه از اون موج مکزيکي خفن باشم که هر بار سر بازي‌هاي ملي توو استاديوم ايجاد مي‌شه. حاضر هم نبودم با کارت ويژه و اين‌ها برم توو. مي‌خواستم يه شهروند معمولي باشم و حق ورود بگيرم. امروز گرفتيم اين حق رو. دقيقن 30 نفر از زناني که امضا کرده بودند اون نامه رو اون‌قدر پايه بودند که به سختي ايستاديم و حقمون رو گرفتيم. محبوبه عزيز پايش شکست توي درگيري ما با حراست ورزشگاه آزادي. اما ما رفتيم تو. امروز اين‌قدر فعاليت داشتيم و اون‌قدر اتفاق هيجان‌انگيز افتاده که نمي‌دونم کجاش رو تعريف کنم. الان هم له و خسته، تازه رسيدم خونه. وقتي نشسته بوديم جلوي در ورودي غربي استاديوم با بليت‌هايي که دستمون بود، داد مي‌زديم: "سهم من، سهم زن، نيمي از آزادي"، "آزادي، برابري، عدالت جنسيتي"، "آزادي حق من، ايران وطن من" و... پلاکارد هم دستمون بود: "چند قدم تا آزادي؟"، "حقوق من، حقوق بشر است"، "آزادي، آزادي، آزادي" و ...

توجه جمعيت حسابي جمع شده بود، يه عالمه نيروي انتظامي هم اومده بود. منتها روبرومون ايستاده بودن و کاري نداشتن بهمون. درگيري وقتي شروع شد که حدود ساعت 5:30 اتوبوس بچه‌هاي تيم ملي داشت مي‌رفت توو و ما پلاکارد به دست دويديم به سمتش. اتوبوس رفت داخل و ما هم در حال شعار دادن دنبالش وارد شديم. يکهو حراست قاطي کرد و در ميله‌اي فلزي رو هُل داد طرفمون. بعدش هم شروع کردن به لگد زدن. در رو چسبيده بوديم و حاضر نبوديم بريم بيرون. توو همين گير و دار محبوبه افتاد زمين. پاش گير کرده بود لاي ميله‌هاي در و حسابي دردناک شده بود. بعدن فهميديم پاش رو گچ گرفتن. وارد محوطه شديم و محمدپور، رئيس حراست تربيت‌بدني قول داد هماهنگ کنه بريم توو به شرطي که شعارهامون رو نديم و پلاکاردها رو بذاريم کنار. از ساعت 5:45 هماهنگي‌کردن شروع شد تا 7:45 که از خوان دهم هم رد شديم. پشت هر خوان که مي‌رسيديم، فکر مي‌کرديم سر کاريم. مثل دفعه‌ي قبل که باتوم زدن بهمون و پرتمون کردن بيرون. اما اين بار بيشتر بوديم. از اول هم مدني شروع کرده بوديم. مدني هم تموم شد.»
ورود زنان به استاديوم آزادي براي تماشاي فوتبال ايران و بحرين، بازتاب بسياري در وبلاگ ها، سايت هاي اينترنتي، و مطبوعات و خبرگزاري هاي داخلي و خارجي داشت. با اين همه از آن روز گرم خردادي بيش از هرچيز اعتراض سمبوليک زنان ايراني به نقض حقوق شان به يادها ماند و در ساير مسابقات هم تکرار نشد.

فوتبال بدونِ TV حق مسلم ماست

حالا زنان بار ديگر در تلاش اند تا آن اعتراض سمبوليک را به يک رويه تبديل کنند. وقتي چند روز پيش نويسندگان وبلاگ اميد ايران مهر پيشنهاد دادند تا بار ديگر زنان خود را براي حضور در استاديوم آزادي آماده کنند، خودشان هم انتظار استقبال گسترده از اين پيشنهاد را نداشند. آنها اين بار براي حضورشان در استاديوم آزادي با اشاره به نام انتخابي جعفر پناهي براي فيلمش شعار"يک قانون در آفسايد، يا فوتبال بدون TV حق مسلم ماست" را برگزيده اند.

از خرداد تا اسفند اما خيلي چيزها در ايران تغيير کرده است. اين را خود زناني که قرار است به استاديوم بروند هم مي دانند. نويسنده وبلاگ جزيره بي خيالي که قرار است اين بار راهي براي ورود به استاديوم آزادي پيدا کند نيز در وبلاگش با اشاره به تغييرات چند ماه اخير، نوشته: "يادم نمي رود 18 خرداد را که روسري سفيد ها غوغا کردند. خاتمي هم بود. سحر طلوعي هم نوشته: "چانه زدن با آن سرباز شهرستاني نگهبان آزادي! سخت است. ته دلش هيچي نيست، اما اهل گفتگو هم نيست. روز بازي با آلمان تجربه اش کردم؛ خودش و باتومش را. جعفر پناهي هم نشانمان داد. اين روزها حتي نمايش آن روز دل انگيز را هم بر نمي تابند". با اين همه او تاکيد کرده:" دهم اسفند دوباره جمع مي شويم".

مريم مهتدي هم از جمله دختراني است که مي خواهد چهارشنبه براي فوتبال بدون تلويزيون راهي استاديوم آزادي شود. او در وبلاگش از آرزوهاي دختران ايراني و محروميت هاشان نوشته:" دوره راهنمايي که عشق فوتبال مثل خيلي از همسن و سال هام خفه ام کرده بود...هميشه حسرت اين رو داشتم که چرا من نميتونم مثل داداشم برم ورزشگاه و فوتبال رو از نزديک ببينم... بزرگتر که شدم عشق به فوتبال از بين رفت...ولي بغض تبعيض جنسيت و مردونه بودن ورزشگاه جايش رو گرفت. هميشه اين دغدغه رو داشتم که چرا من به جرم زن بودن حق بودن تو اين فضا رو ندارم؟" او که تجربه حضور در استاديوم فوتبال در خارج از ايران را دارد، در توصيف تجربه اش نوشته: "جام ملت هاي آسيا سال ۲۰۰۰ رو که تو لبنان بودم همه بازي هارو رفتم استاديوم. تجربه بودن تو ورزشگاه و داد کشيدن براي تشويق کردن تيم و هماهنگ کردن بچه ها...جاي اينکه شوق رفتن به استاديوم رو تو من بخوابونه بيشتر مشتاقم کرد". او با اشاره به شکستن طلسم ورود با استاديوم در خرداد گذشته، به تجربه هاي چند ماه گذشته زنان براي ورود به استاديوم اشاره کرده و نوشته: "حالا ... بعد از اينکه زن ها موفق شدن تو خرداد برن استاديوم....و بعد از اينکه همين چند وقت پيش يک عده اي واسه بازي ايران- ژاپن رفتن ورزشگاه و حتي مصدوم هم شدن...۱۰ اسفند قراره اين حرکت دوباره انجام بشه....رفتن به ورزشگاه و تشويق تيم ملي. مثل يک شهروند عادي".

چهارشنبه. ايران و کاستاريکا. مردان ايراني مي توانند تنها ساعتي قبل، براي تماشاي اين مسابقه از هر دري که بخواهند به استاديوم آزادي بروند، زنان و دختران ايراني اما شهروندان عادي نيستند. نها مجبورند براي عادي ترين حق يک شهروند، با نگهبانان غيرعادي آزادي دست و پنجه نرم کنند.

http://iranmehrdaily.blogfa.com

http://saharee.blogspot.com/2006/02/blog-post_23.html#links

http://www.parastood.com/archives/002032.php
http://tedi.blogfa.com/post-13.aspx

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه