بازگشت به صفحه اول

از اخبار روز

 
 

گزارش کميسيون ارتباطات سنديکايی ايران
به کنگره پانزدهم فدراسيون سنديکايی جهانی!

• اعتراضات و پيکاری که در يک دهه گذشته در کشور ما بوقوع پيوسته اند، هم به لحاظ تعداد و هم مطالبات، از آغاز پيدايش طبقه کارگر در ايران بی مانند است، اما به علت ممنوع بودن فعاليت سنديکاهای مستقل کارگری اعتراضات کارگری تاکنون نتوانسته اند دگرگونيهای اساسی در وضعيت زندگی زحمتکشان بوجود آورند

• انتظار سنديکاهای مستقل و فعالين کارگری آن است که فدراسيون سنديکای جهانی نيز به مانند سنديکاهايی که تاکنون از حق تشکل و سازمانيابی مستقلانه کارگران ايران حمايت کرده اند اعمال ضدکارگری کارفرمايان، دولت و تشکل حکومتی خانه کارگر را محکوم نمايند

 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

چهارشنبه ١٠ اسفند 1384 – اول مارس 2006

 

اخبار روز: چندی پيش پانزدهمين کنگره سنديکايی جهانی در هاوانا پايتخت کوبا برگزار شد که نمايندگانی از کميسيون ارتباطات سنديکايی ايران نيز در آن حضور يافتند. گزارش اين کميسيون به کنگره مذکور اينک منتشر شده است که در زير می آيد:

 

باوجود اينکه ايران يک کشور ثروتمند و برخوردار از امکانات مادی و انسانی بسياری است اما کارگران و مزدبگيران ايرانی به لحاظ وضعيت معيشتی و اجتماعی در شرايط بد و دشواری به سر می برند. بيش از بيست درصد نيروی کار کشور که درصد بزرگی از آنها را جوانان دارای تحصيلات عالی تشکيل می دهند بيکار هستند. اکثريت بيکاران بدون بهره مندی از هر نوع حمايتی از جانب دولت به حال خود رها گرديده اند. در طول پانزده سال گذشته مرتبآ بر تعداد بيکاران افزوده شده و هيچ کدام از دولتهايی که زمام امور را در دست داشته اند تاکنون نتوانسته اند حتی رشد بيکاری را متوقف کنند. زنان هم بدليل تسلط سنتهای کهن و هم به دلايل ديگری مانند تبعيض و نابرابری جنسی و فراهم نبودن شرايط و تسهيلات در محل های کار بيش از مردان از بيکاری رنج می برند و تعداد زنان بيکار جويای کار حداقل يک و نيم برابر مردان بيکار است. حقوق و دستمزد شاغلين در مقايسه با سطح هزينه های زندگی ناچيز و اکثريت کارگران و مزدبگيران يا زير خط فقر و يا در حد خط فقر قرار دارند و کارفرمايان حقوق و دستمزد اندک شاغلين را با ماه ها تاخير پرداخت می کنند. وجود اين شرايط باعث افزايش کار کودکان و تعداد بی سابقه کودکان کارگر، تن فروشی زنان نيازمند، اعتياد به مواد مخدر، افزايش شديد بزه کاری و خودکشی در ميان کارگران گشته است.

سياستهای انتقادی و اجتماعی رژيم بخصوص در شانزده سال گذشته و تداوم و تشديد ديکتاتوری و استبداد که مانع فعاليت سازمانهای سنديکايی و اجتماعی کارگری و مستقل می گردد علت اصلی فقر و زندگی دشوار کارگران و مزدبگيران است. گرچه وضعيت معيشتی و اجتماعی مزدبگيران در شانزده سال پيش چندان مطلوب نبود، اما باروی کار آمدن دولت رفسنجانی و تغييراتی که پس از روی کار آمدن او در برنامه اقتصادی حکومت بوجود آمد وضعيت معيشتی و اجتماعی کارگران هم شروع به بدتر شدن نمود. دولت جديد که توصيه های بانک جهانی را راهنمای برنامه های اقتصادی و اجتماعی خود قرار داده بود بلافاصله پس از استقرار شروع به اجرای اين توصيه ها که تحت عنوان تعديل نيروی انسانی فرمولبندی شده بود کرد. پيامد اجرای اين سياست که در واقع اجرای برنامه اقتصادی بازار اقتصاد آزاد بود بيکاری مليونی، ورشکستگی صنايع داخلی، افزايش تورم و خرابی روز افزون و ضعيت اجتماعی و معيشتی کارگران و زحمتکشان بود. بخصوص که به موازات اجرای برنامه اقتصادی، تعرض به حقوق سنديکايی کارگران و پايمال سازی اين حقوق نيز بطور سيستماتيک به پيش برده شد و در يک دوره هشت ساله با تصويب قوانين و لوايح جديد بخش های عمده قانون کار را ملغی و امنيت شغلی کارگران را از آنها سلب کردند. تعرض به حقوق کارگران در حالی انجام می شود که فعاليت های مستقل سنديکايی همچنان ممنوع بود و فعالين سنديکايی مستقل به شدت تحت تعقيب و سرکوب قرار داشتند.

اجرای برنامه های اقتصادی و اجتماعی حکومت و تاثيرات منفی آن بر شرايط زندگی زحمتکشان باعث افزايش نارضايتی و گسترش بی سابقه اعتراضات کارگری گرديد. اعتراضات و پيکاری که در يک دهه گذشته در کشور ما بوقوع پيوسته اند، همه به لحاظ تعداد و هم مطالبات از آغاز پيدايش طبقه کارگر در ايران بی مانند است، اما به علت ممنوع بودن فعاليت سنديکاهای مستقل کارگری اعتراضات کارگری تاکنون نتوانسته اند دگرگونيهای اساسی در وضعيت زندگی زحمتکشان بوجود آورند.

سرکوب آزاديهای سياسی و سازمانهای سنديکايی و کارگری که مدت کوتاهی پس از انقلاب 1977 ايران آغاز شده بود در سال 1980 با سرکوب و تارو مار کردن آخرين بقايای اين سازمانها تکميل شد. پس از سرکوب ميدان برای ادامه فعاليت خانه کارگر که يک تشکل حکومتی غيردمکراتيک و ضدکارگری بود فراهم گرديد. اين تشکل که با ابتکار و رهبری سازمان های امنيتی و انتظامی به منظور مقابله با تشکل های مستقل شورايی و سنديکايی مستقل و مترقی بوجود آمده بود از آن پس بدون حريف، يکه تاز صحنه شد و به پاس خدماتی که به سرمايه داری ايران کرده بود با واگذاری پست وزارت کار به دبير وقت آن در دولت سهيم گشت، و از آن زمان به مدت 12 سال عملآ وزارت کار ايران در اختيار آنها قرار گرفت و آنها نيز در مقابل نقش فعالی در سرکوب فعالين کارگری به عهده گرفتند. در طول همه اين سالها آنها کوچکترين اعتراض به سياست های دولت نمی کردند. در سال 2001 ميلادی پس از آنکه بدليل تغير شرايط سياسی جامعه، آنها توسط اصلاح طلبان از قدرت تا حدودی رانده شدند. شرايط برای آغاز فعاليت های مستقل سنديکايی تا حدودی فراهم گرديد و فعالين بازمانده از دوران سرکوب مجددآ تلاشهايی را برای احياء سنديکاهای مستقل خويش آغاز کردند، در نتيجه فعاليت فعالين کارگری و شرايط جديدی که تا قبل از تشکيل دولت کنونی کماکان در جامعه حاکم بود و همين فشار سازمانهای سنديکايی و نهادهای بين المللی مانند سازمان بين المللی کار تشکل های کارگری و سنديکايی مستقل و نيمه مستقلی بوجود آمدند که با استقبال کم نظير کارگران مواجه گرديدند، يکی از اين تشکلها، تشکل سنديکای کارکنان شرکت واحد اتوبوس رانی تهران وحومه بود، که خانه کارگر با همکاری ماموران امنيتی از هيچ تلاشی برای جلوگيری از تشکيل آن خوداری نکرد و تا آنجا پيش رفت که مسئولين درجه اول آن در راس عده ای با همکاری نيروهای انتظامی با چماق و چاقو رهبران و فعالين اين سنديکا را مضروب کرده و حتی اقدام به بريدن زبان آقای منصور اسانلو رئيس سنديکا کردند و هم اکنون نيز آنها با تمام قوا نه تنها با سنديکاهايی که بطور دمکراتيک توسط کارگران تشکيل ميشود مخالفت کرده و آنها را سرکوب می کنند، بلکه با تغير و اصلاح فصل ششم قانون کار به منظور انطباق قانون مذکور با کنوانسيونهای 87 و 98 سازمان بين المللی کار مخالفت ميکنند. زيرا که اصلاح اين قانون راه را برای شکل گيری سنديکاهای مستقل و دمکراتيک هموار می کند. واقعيت اين است که اين تشکل از حمايت و پشتيبانی در ميان کارگران ايران برخوردار نيست و کسانی که عضو آن هستند غالبآ افراد گروه نظامی و انجمن های اسلامی حکومتی هستند. اما خوشبختانه روند شکل گيری سنديکاهای مستقل کارگری در ايران آغاز شده است و اين روند را ديگر کسی نمی تواند متوقف کند، زيرا که اهميت و قدرت آنها حاصل تجربه يک دوره مبارزه نيمه علنی و مخفی  25 ساله کارگران ايران است.

انتظار سنديکاهای مستقل و فعالين کارگری آن است که فدراسيون سنديکای جهانی نيز به مانند سنديکاهايی که تاکنون از حق تشکل و سازمانيابی مستقلانه کارگران ايران حمايت کرده اند اعمال ضدکارگری کارفرمايان، دولت و تشکل حکومتی خانه کارگر را محکوم نمايند، خواست حق تشکل، رعايت اين حق که هم در کنوانسيونهای 87 و 98 سازمان بين المللی کار مورد تائيد و تاکيد قرار گرفته است اعم در منشور جهانی حقوق سنديکايی منتشره از طرف فدراسيون سنديکای جهانی و هم مطابق با منشور جهانی حقوق بشر است و بارها به مناسبت های مختلف در بياينه های فدراسيون هم مورد تاکيد قرار گرفته است، يک خواست منطقی، حقوقی و انسانی است که بايد مورد استقبال و حمايت قاطع قرار گيرد.

 

رفقای عزيز ، کنگره ما که تشکيل آن با شصتمين سال فعاليت فدراسيون همراه است فرصت مناسبی است تا بار ديگر تجربه فعاليتهای گذشته مان را مورد برسی و ارزيابی قرار دهيم واز تجربيات مثبت آن برای تغير جهان بسيار ناعادلانه و غير عادلانه کنونی نهايت بهره مندی را ببريم .

متاسفانه امروز گرچه رشد شگرف تکنولوژيک و افزايش عظيم سرمايه های مادی و انسانی امکان بيشتر برای  پيشرفت، آزادی، عدالت، صلح و حفظ محيط زيست را به نحو چشم گيری افزايش داده است. اما به دليل تشکيل کارتل های فرامليتی و دولت های برآمده از آنها بر جهان، اکثريت مردم جهان در مقابله با دهه گذشته در شرايط بدتری به سر می برند. تعرض جهانی صاحبان سرمايه به حقوق کار که باعث فقيرتر شدن کارگران حتی در کشورهای صنعتی پيشرفته گرديده است. افزايش فاصله طبقاتی در همه جوامع، افزايش بيکاری، افزايش فاصله بين شمال و جنوب، استفاده غيرانسانی از زنان و کودکان، تخريب شتابان محيط زيست، افزايش رقابت تسليحاتی و گسترش تجاوز گری و نظامی گری در جهان و پايمال سازی حق حاکميت دولت های مستقل، نتيجه تسلط، شرکتها و دولتهای امپرياليستی بر جهان است.

رفقای عزيز، دهه گذشته، دهه ايستادگی و مقاومت کارگران و زحمتکشان و حاميان محيط زيست، مخالفان و منقدان  جهانی سازی نئوليبراليستی ملل مستقل، مخالفان جنگ و خشونت، نژاد پرستی و مخالفان بی عدالتی، استثمار و استبداد و شکل گيری و گسترش جنبشهای گوناگون نيز بوده است. نارضايتی بسيار گسترده اکثريت مردم جهان از وضع موجود و آمادگی آنها برای تغير اين وضعيت، امکانات بالقوه ای را برای مقابله با اين وضعيت به شدت غير عادلانه، غير انسانی و غيردمکراتيک بوجود آورده و ساختن جامعه جهانی  آلترناتيو جامعه نئوليبراليستی را مهيا و اجتناب ناپذير کرده است، تلاش مردم کوبا برای زندگی مستقلانه و پيشرفت و تلاشهای دولت ها و مردم برزيل و ونزوئلا برای ساختن جوامع نو مخالفت گسترده مردم خاورميانه با اشغال عراق، افغانستان و فلسطين و مبارزه مردم اين کشورها برای پايان دادن به اشغال و دمکراتيزه کردن جوامع خود و تلاش مردم ايران برای تحول دمکراتيک و پيشرفت در کشور، افزايش تلاش اتحاديه های کارگری جهان برای گسترش همبستگی و همکاری با يکديگر و تلاشهای بسيار ديگری که در سراسر جهان در جريان است، همه و همه اقداماتی است در جهت شکل دهی جامعه آلترناتيو نئوليبراليستی.

 

رفقای گرامی، پشتيبانی و اعلام همبستگی فدراسيون جهانی سنديکايی از سازمان يابی سنديکاهای مستقل کارگری و از فعالين آنها، گام مهمی است در راستای تقويت نيروهايی که برای ايجاد آلترناتيو دمکراتيک نئوليبراليستی در ايران تلاش می کنند، کارگران و زحمتکشان زمانی ميتوانند با همکاری با ساير نيروهای اجتماعی مترقی به اين کار مهم نايل آيند که از حقوق تشکل برخوردار شوند و مورد حمايت سنديکاهای برادر قرار گيرند.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه