| |
|
بومي سازی 8
مارس
دکتر ناهید توسلی
|
 | |
انگاري از
زماني كه آدم [نر و ماده] به انسانشدن رو گردانيد و همهي مؤلفههاي
آدم بودن را به سود انسانشدن چرخش داد (گرچه بنا به ول كتابهاي
مقدس، كه هم با نوشته و هم با تأويل مردانه وارد صحنهي زندگي مردمان
شد، اين توان را "مادينهي جان آدم" به آدم ارزاني كرد و او را از آدم
بودن به انسانشدن چرخش داد)، سهم نيمي از آدمِ انسان شده، يعني جنس
زن ـ (اگر نخواهيم بگوييم بهدليل توانايي و قدرت انجام غريزيِ تكثير
نوع آدمي توسط جنس مادهي نوع آدم، حتماً بايد بگوييم بهدليل ناآگاهي
نيمهي ديگر يا همان جنس نرِ نوع آدم) ـ بهدليل همين توانايي و قدرت
انجام غريزيِ زن/ مادرانه بهوسيلهي اقتدار دروغين و كاذبانهي بهدست
آمدهي مرد از دوران پس از كشاورزي، صرف حذف نيم ديگر نوع خود گرديد.
اين نابخردي و ناآگاهي نرينه/ مردانهي چرخهي چرخان هستي و بودن، نوع
انسان را بهگونهاي جدا از آنچه بايد ميشد چرخاند و شد آنچه
ميبينيم. زندگي و جهاني دو سويه و دوگانه كه كارش اين كه همه بچرخد و
بچرخد تا مگر به يگانگيِ از دستشدهي تاريخياش بازگردد و در اين
چرخه، هم خود را و هم او را - كه بيآنكه بداند چرا از هم جدا ساخته
است – بههم بپيوندد. اين مصيبت تاريخي كه قدمت آن بهطول تمامي
تاريخ زندگي آدميزادگان ميرسد با پيدايي اساطير و اديان در پي بهدست
آوردن آبرو و حيثيت از دستشدهي خود، بسيار و بسيار كوشيد و اَسَفا كه
اين كوشش كه همه با خِرَد تكجنسيِ مردانه صورت ميگرفت، نتوانست
راهكاري موفقيتآميز و صلحجويانه براي از ميانبردن اين مصيبت تاريخي
كه در طول گذشت زمان ضربههايش پيكرهي مردانهي جامعه را نيز درهم
ميكوفت پيدا كند.... و اينچنين شد كه "زن"، خود، با خِرَد "زن/
مادرانهي" غريزي/ تاريخي خود وارد داو شد با اميد به اينكه شايد
بتواند با همياري، همراهيِ همراه زندگيِ خود، هم خود را و هم،
"همنوع" خود را از اين آتشي كه با ناآگاهي و خودمحوريِ خرد تکجنسی
مردانه روشن شده بود برهاند. ظهور اديان سامي و آريايي پس از دوران
مدنيت كه با خطّ ـ مشخصهي دوران تاريخ ـ آغاز ميشود، قدمهاي اساسي و
نخستين را براي اتصال و وصل اين دو نيروي يگانهي جداشده از هم، يعني
زن و مرد، برداشت؛ غافل از آنكه حاكميت اقتدارگرايانه و تكصدايي و تك
(خود) محوري و يكسويهي مردانه كه چونان اختاپوسي هزاردست و هزارپا
همهي جامعهي جهاني را در چنگ خود گرفته بود، فرصت حضور و ظهور تفسير
و تاويل "فراجنسي" يا "دوجنسي" زن/ مردانه را نميداد!! اما، با توجه
به فطرت تاريخ و فطرت هستي زندگيِ انساني، نيروهاي اهورايي و هابيلي بر
نيروهاي اهريمني و قابيلي (كه خود اين تقابل دوگانه نيز ساختهي
حاكميت مرد/ پدرسالارانه است) سرانجام پيروز خواهد شد.... زنان،
سرانجام توانستند پس از دوران رنسانس كه عقلانيت صِرف مرد/
پدرسالارانهي مدرنيته كه مدرنيسم محصول آن بود، هستي و بودن خود را ـ
گرچه با سختي ـ از پستوها و لابيرنتهاي سياه و تاريك حاكميت مردانه
بهدر آورند و حضور خود را در جهاني كه از آغاز به آنان نيز تعلق داشت
و از آنان دريغ گشته بود، اعلام نمايند. يكي از پيآمدهاي اين حضور،
علاوه بر بهدست آوردن حقوق از دستشدهي انسانيِ خود زن، ميتواند
موجب احقاق حقوق از دستشدهي بخش عظيمي از جامعهي انساني از جمله
زنان، مردان و كودكان شود كه در پي ظلم به زن، آنان نيز حقوق حقهي
انساني خويش را در بسياري از موارد از دست دادهبودند. ***** 8
مارس (برابر با 18 و گهگاه 17 اسفند)، گرچه داستان جداگانهي تاريخي/
جغرافيايي خود را در غرب دارد، ولي بهدليل تعميم آن به "روز جهاني زن"
از سوي سازمان ملل متحد، روزي عام براي آزاديخواهي و دادخواهي زنان از
بند ستم مردانهي تاريخ پذيرفته شده است. بدون شك، مشكلات تاريخي/
جغرافيايي همهي زنان از يكنوع و از يكجنس نيست، نيز نبايد فراموش
كنيم كه هر منطقهاي ـ جهانيشدن را اينجا كمي جدي نميگيريم!! مشكلات
اسطورهاي/ سنتي/ محلي/ بومي جاي خود را دارد، مشكل زنان غرب با مشكل
زنان شرق هرگز يكي نيست! مشكل زنان مسيحي يا زنان كليمي با مشكل زنان
مسلمان بهويژه در منطقهي شرق و خاورميانه و نيز حتي با مشكل زنان در
آسياي جنوب شرقي (مثلاً تايلند و...) يكي نيست! بنابراين بايد 8
مارسي محلي/ بومي (local) براي خود لحاظ كنيم تا بتوانيم مشكلات زنان
ايراني را حل كنيم كه هنوز در فرهنگ سنتي و پيشامدرن ميزيند و هنوز
بسياري از مؤلفههاي اين فرهنگ كه برخاسته از خوانش و تفسير مردانهي
متون، دستورات، شريعت و نيز تفسير و تأويل مردانهي فقه شيعي ماست كه
پاسخ "زيستي" جهان امروزهي زنان را نداده است. بيشك، همانگونه
كه همواره بايد "جهاني" بينديشيم ولي "بومي" عمل كنيم، در مورد احقاق
حقوق زنان نيز حتماً و حتماً بايد از ويژگيهاي "بومي" (كه در منطقهي
تاريخي/ جغرافيايي ايران نقش عظيمي را ايفا ميكند بسيار و اثرگذار
استبهرهگيريم، ضمن اينكه رفتارهاي مدرن و پسامدرن "جهاني" را نيز در
نظر دور نداريم.
| | |
|