بازگشت به صفحه اول

از نامه

 
 

فـقر زنـان، مهم‌ترين عامل گسترش ايدز

دكتر نيره توكلي *

مطالعات نشان مي‏دهد كه در كشورهاي در حال توسعه يا فقير، زنان بيش‌ترين قربانيان ايدز هستند. زماني بيش‌ترين قربانيان ايدز را معتادان تشكيل مي‏دادند، اما امروز طيف قربانيان بيش‌تر بر اساس الگوي روابط جنسي تعريف و تفسير مي‏شود. در نتيجه، جوانان و زنان آسيب‏پذيرترين قشرها را در برابر اين بيماري تشكيل مي‏دهند. بارها گفته‏اند و مي‏گويند كه براي مبارزه با ايدز، دادن آگاهي‌هاي بهداشتي، به‌ويژه بهداشت جنسيتي، ضروري است. در درستي لزوم چنين آموزش‌هايي شكي وجود ندارد. اما آيا آموزش به‏تنهايي براي مبارزه با گسترش اين بيماري مرگبار كافي است؟
پاسخ منفي است. هشدارهاي بهداشتي بايد در زندگي اقتصادي و اجتماعي جوانان و زنان كاربرد داشته باشد. در جوامع و در ميان قشرهايي كه چنان فقير، ناتوان و تحت‌سلطه‌ي ديگران هستند كه نخستين انديشه‌ي آنان به‌دست آوردن لقمه ناني براي نمردن از گرسنگي است، توصيه‏هاي بهداشتي چندان كارساز نيست. بنا‌براين، در بهداشت و پزشكي، جامعه‏شناسي و فرهنگ‏شناسي را نيز بايد در نظر داشت. شناخت جامعه و طبقات و اقشار آن بزرگ‌ترين كمك را به شناخت افراد آسيب‏پذير و انتقال‏دهنده‌ي احتمالي بيماري‌ها مي‏كند. چيزي كه اگر امروز در مورد آن كوتاهي شود، فردا خيلي دير است. ايالت كوازولو- ناتال آفريقاي جنوبي، هم بالاترين ميزان ايدز را دارد و هم بالاترين ميزان فقر و محروميت و نابرابرهاي اجتماعي را. در تحقيقي كه در همين ايالت انجام شده، محروميت اقتصادي و اجتماعي در افزايش احتمال مبادرت به انواع رفتارها و تجربه‏هاي ناسالم جنسي تأثير معني‏دار داشته است.1 با وجود آن‌كه فقر و محروميت اجتماعي و اقتصادي، هم براي زنان پيامدهاي زيانبار دارد و هم براي مردان، زنان را به‌مراتب آسيب‏پذيرتر از مردان مي‏كند. برخي دلايل اين آسيب‏پذيري را مي‏توان به‌صورت زير فهرست كرد:
1) فقر بر احتمال فروش تن در مقابل پول مي‏افزايد. فقر همواره يكي از علت‌هاي روسپي‌گري بوده است. در جريان قتل‌هاي زنجيره‌اي زنان خياباني، به‌دست سعيد حنايي، ديديم كه او توانست بيش از 19 زن گرسنه را سوار موتورش كند و پس از سوء ‌استفاده‌ي جنسي از آن‌ها، به‌جاي پرداخت پولي براي خريد لقمه ناني به آن‌ها، خفه‌شان كند و اين زنان چنان در فقر و فاقه دست و پا مي‌زدند كه اگر در همه‌ي روزنامه‌هاي دنيا مطالبي درباره‌ي سرنوشت زنان خياباني همشهري‌شان نوشته مي‌شد، نمي‌توانستند روزنامه‌اي بخرند و از اين سرنوشت آگاه شوند. در تهران نيز كارگري افغاني توانست با وعده‌ي پرداخت مبلغي پول، پنج زن خياباني را بفريبد و پس از رسيدن به مقصود خود آن‌ها را به قتل برساند. چه‌چيز باعث شد كه پنج زن جوان و ميانسال، كه طبيعتاً از ايجاد رابطه‌ي جنسي با كارگري افغاني احساس خطر مي‏كنند، در شرايطي ناامن به تن‌فروشي مبادرت ورزند؟
2) فقر بر احتمال واداشتن زن به برقراري روابط جنسي مي‏افزايد. زناني كه از دستيابي به سلسله‏مراتب قدرت و مديريت و منابع اقتصادي محرومند، با قرارگرفتن در مراتب پايين اجتماعي و تصدي مشاغلي كه زيردستي آنان را به‌همراه دارد، همواره در معرض تهديد به از دست دادن شغل در صورت امتناع از ايجاد رابطه‌ي جنسي با مافوق خود هستند. به‌ويژه در جامعه‏اي كه قرباني تجاوز و آزار جنسي، گناهكار به‌شمار مي‏آيد.
3) فقر سن شروع و ايجاد رابطه‌ي جنسي را پايين مي‏آورد. خانواده‏هاي فقير ممكن است، در نخستين فرصتِ ممكن، دختران خود را با استدلال "كم‌كردن نان‌خور اضافي" در سنين پايين وادار به ازدواج كنند. روشن است كه كم‏تجربگي زن و داشتن همسر نامناسب، در واقع به‌معناي فروختن يا دست‏كم سپردن طفلي معصوم و نادان به كساني است كه، با در نظر گرفتن مجموعه‌ي شرايط اجتماعي و حقوقي، اختيار تصميم‏گيري را از اين طفل بي‏پناه و بي‏تجربه سلب خواهند كرد. در سابقه‌ي اغلب روسپيان، ازدواج در سنين پايين و ازدواج اجباري ثبت شده است.
4- فقر بر احتمال حاملگي‌هاي ناخواسته و بدون آمادگي براي زنان مي‏افزايد. پيامدهاي اين نوع حاملگي بسيار زيان‌بار است و ممكن است به سقط‏جنين‌هاي غيربهداشتي و مرگ‏آور يا بيماري‌زا، يا تولد فرزندان بي‏گناهي كه كسي نمي‏خواهد يا نمي‏تواند مسؤوليت پرورش و نگهداري از آنان را بپذيرد بينجامد. تولد كودكاني كه وارد چرخه‌ي فقر مي‏شوند و فقر را تصاعدي مي‏كنند.
5) فقر باعث مي‏شود كه مرداني كه حتي صلاحيت نگهداري از همسر اول خود و فرزندان حاصل از ازدواج اول را نداشته‏اند، ازدواج‌هاي مكرر كنند. سرپرست بسياري از خانواده‏هاي بدسرپرست به‏راحتي آب خوردن، با ارائه‌ي پول ناچيزي در عوض شيربها، همسران كم‏سال‏تري را اختيار مي‏كنند و به ازدواج‌هاي مكرر يا همزمان دست مي‏زنند، بي‏آن‌كه مرجعي از آن‌ها بازخواست كند كه آيا صلاحيت يا استطاعت تجديد فراش را دارند يا نه. اين نيز از طريق افزودن بر تعداد زنان مطلقه و كودكان بدسرپرست به چرخه‌ي فقر تداوم مي‏بخشد. روزنامه‌ها را كه ورق بزنيد، پر است از اخبار مربوط به خانواده‌هاي فقير و از هم‌پاشيده‌اي كه در آن كودكان، به‌ويژه دختران، در معرض انواع آزارهاي جنسي و جسمي و حتي قتل ‌هستند.
فقر و نابرابري اجتماعي به تداوم ناآگاهي و محروميت زنان فقير از دسترسي به رسانه‏ها و منابع اطلاعاتي كمك مي‏كند و برنامه‏هاي آگاهي‏دهنده را به شكست مي‏كشاند.
نتيجه آن‌كه تنها دادن آگاهي درباره‌ي لزوم پيش‌گيري از بيماري‌هاي آميزشي و پرهيز از اعمال خطرزاي جنسي كافي نيست. توانمند كردن زنان، انديشيدن راه‌حل‌هايي براي خنثي‌كردن تأثير مخرب بدسرپرستي براي خانواده‏ها كه منشأ دختران فراري، فروش دختران يا واداشتن آنان به روسپي‌گري، اعتياد، خشونت‌هاي خانوادگي و تداوم‌بخشيدن به چرخه‌ي فقر است، حياتي است. تأييد اجتماعي و قانوني ايجاد روابط متعدد جنسي براي مردان و واداشتن زنان به تمكين از چنين شوهراني، هرگونه برنامه‏ريزي بهداشتي را براي مبارزه با بيماري‌هاي آميزشي و از آن جمله، ابتلا به ويروس ايدز خنثي مي‏كند. توانمند‏سازي زنان، ايجاد موقعيت‌هاي شغلي و تحصيلي مناسب براي آنان و شركت‌دادن آن‌ها در مقام‌هاي مديريتي و تصميم‏گيري‌هاي مربوط به سرنوشت خود بهترين راه مبارزه با فقر و فحشا و پيش‌گيري از ايدز است.

پي‌نوشت:
1- Hallman, Kelly. "Socioeconomic disadvantage and unsafe sexual behaviors among young women and men in South Africa, "Policy Research Division, Working Paper no. 190. New York: Population Council. Download the full working paper in PDF format at:
http://www.popcouncil.org/pdfs/wp/190.pdf

* داراي درجه‌ي دكتري جامعه‌شناسي

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه