شعار معلمان در تجمع تهران:
معيشت، منزلت، حق مسلم ماست
دانا شهسواری
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵
"مجلسيان هفتم طرح هماهنگ چه شد ؟" اين شعاري بود که در فضاي ميدان فلسطين طنين
انداز شده بود و هر عابري را به سوي منبع صدا فرا مي خواند: حياط اداره کل امور
تربيتي اداره کل سازمان آموزش و پرورش تهران.
تعدادي از معلمان که بيشتر در مدارس تهران تدريس مي کردند، در اين محل جمع شده
بودند و خواستار احقاق حقوق صنفي خود بودند. تجمع معلمين از ساعت يازده صبح آغاز شد
و حدود يک ساعت و نيم ادامه يافت.
از ميان حاضران، تعداد بسيار کمي زن بودند که شايد تعدادشان از انگشتان دست
تجاوز نمي کرد. يکي از اين خانم ها در مورد علت نبودن معلمين زن گفت: "علت هاي
بسياري دارد از جمله اينکه به دلايل امنيتي هراس دارند يا شوهرانشان اجازه نمي دهند
به اينجا بيايند."
در حياط امور تربيتي همانجا که معلمان جمع شده اند، درست در مقابل در ورودي روي
يک پرده نوشته شده است: "دست تواناي معلم است که چشم انداز آينده ما را ترسيم مي
کند". معلمي به پوزخند مي گويد: "آينده ما را چه کسي ترسيم مي کند؟ اينان؟"
جمعيت هر لحظه بيشتر مي شود و شعار ها جان مي گيرد: "وعده وعيد نمي خواهيم عمل
به وعده مي خواهيم"، "نشريه معلم آزاد بايد گردد"، "نه چپيم، نه راستيم فقط معلم،
هستيم"، "معيشت، منزلت، حق مسلم ماست" و... اينها از جمله شعار هايي است که جعيت
گاه گاه با مشت گره کرده آن را تکرار مي کند.
به ظاهر اثري از هيچ مامور امنيتي نيست اما کسي باور ندارد که اين تجمع به طور
مخفي زير نظر نباشد. تعدادي از افراد لباس شخصي با گوشي در گوش درطرف ديگر خيابان،
در پياده رو مدام در حال قدم زدن هستند و جمعيت را زير نظر دارند. گاهي هم افرادي
از پنجره هاي پشتي ساختمان اداره کل که مشرف به حياط امورتربيتي است و همچنين از
پنجره هاي مسجد قدس ديده مي شوند که در حال فيلمبرداري هستند و اين محل را زير نظر
دارند.
يکي مي گويد: "اين همه فيلم را مي خواهند چکار کنند؟ اگر به فيلم باشد که همه
مردم در اين فيلم ها هستند، حالا هر کس به يک دليل".
يکي از معدود زناني که در جمع حضور دارد، بلند گوي دستي را از همکار مردش مي
گيرد و شروع به صحبت مي کند. او با نشان دادن فيش حقوقي خود به خبرنگاران مي گويد:
"در مرز بازنشستگي حقوقم در حدود 180 هزار تومان است، آيا اين شرم آور نيست؟"
وي مي افزايد: "از همه مسوولين خواهش مي کنم که اين روز را از تقويم رسمي حذف
کنند چرا که ديگر از اين همه تبعيض خسته شده ايم و..."
به کلاس نمي رويم
در همين موقع از سوي دبير خانه شوراي هماهنگي تشکل هاي صنفي فرهنگيان ايران،
شاخه چهار محال و بختياري بيانيه اي توزيع مي شود که در قسمتي از آن آمده است: "اگر
به هر دليلي تا تاريخ 5 ارديبهشت85 مسوولان از پاسخ به درخواست قانوني تهران جهت بر
گزاري تجمع يا راهپيمايي مخالفت نمايندضمن تجمع در 12 ارديبهشت در مقابل ادارات کل،
در روز 16 ارديبهشت در شيفت صبح و عصر در زنگ دوم به صورت نمادين در دفتر مدرسه جمع
مي شويم."
عدم اعطاي مجوز برگزاري تجمع و نيز راهپيمايي از جمله مواردي است که بهشتي
لنگرودي، دبير کل کانون صنفي فرهنگيان نيز به آن اشاره مي کند. وي در در تجمع
فرهنگيان تهران مي گويد: "چرا به ما مجوز راهپيمايي نمي دهند؟ سئوالم از رئيس جمهور
اين است که شما که در زمان تصدي شهرداري تهران مي گفتيد فقط با درآمد شرکت هاي
دولتي مي توان مشکل معيشت معلمان را حل کرد اکنون که رئيس جمهور هستيد چه کار
کرديد؟"
وي اضافه مي کند: "همچنين در اولين روز افتتاح مجلس هفتم آقاي حداد عادل در تجمع
ما حاضر شد و گفت افتخار مجلس هفتم اين است که اولين مصوبه اش در مورد معلمان باشد
در حالي که ما هنوز منتظر همان مصوبه هستيم."
بهشتي لنگرودي چنين ادامه مي دهد: "تصويب لايحه نظام پرداخت حقوق از خواسته هاي
ماست. همچنين ما به نظام ارزشيابي اعتراض داريم چرا که هيچکس نمي تواند در اين نظام
حداکثر امتياز را کسب کند. چرا؟چون کسي نمي تواند طبق اين نظام از طرف رهبر و رئيس
جمهور تشويق شود يعني امکانش نيست."
معاون وزير دروغگو
بيشتر نمايند گاني که در اين تجمع حضور داشتند معتقد بودند اينکه آقاي عباسپور
معاون وزير در تلويزيون گفته امسال 5/17 درصد به حقوق معلمان افزوده شده دروغ محض
است. امسال حقوق معلمان تنها 3 در صد افزايش يافته است.
معلمي که از شدت التهاب سر از پا نمي شناسد، با فرياد مي گويد: "صدا و سيماي ما
دقايقي طولاني اقدام به پخش جشنواره تخم مرغ مي کند، در حالي که تاکنون حتي يک
ثانيه از اعتراضات ما در اين رسانه ملي انعکاس نيافته است."
پس از پايان حرفهاي اين معلم دو باره شعار اوج مي گيرد: "يا حجت ابن الحسن ريشه
ظلمو بکن"، "رسانه هاي کشور، انعکاس، انعکاس".
در اين تجمع خبرنگاران بسيار محدودي حضور دارند. حدود سه يا چهار خبر نگار در
حال رفت و آمد بين جمعيت هستند و تقريبا از رسانه هاي مهم کشور هيچ کس نيست.
يکي از اعضاي کانون صنفي معلمان که در ميان جمعيت حضور دارد در ارتباط با مشکلات
کانون به روز مي گويد: "ما اصلا هيچ مکان ثابتي نداريم. يعني اصلا اجازه چنين کاري
را نمي دهند به همين علت مشکل ارتباط با معلمين را هم بايد بر بقيه مشکلات افزود."
وي مي افزايد: "در واقع از تجمع معلمان واهمه دارند و گر نه اگر راست مي گويند به
ما مجوز راهپيمايي بدهند و اين روز را هم فقط براي يک بار تعطيل اعلام کنند."
لنگرودي که ديگر بار به ميان جمعيت آمده، پس از پايان سخنراني در مورد اين تجمع
و خواسته هاي معلمان مي گويد: "اين دولت شعار معيشتي مي داد، بنا بر اين اکنون
نبايد به بهانه اتم بحث معيشت مردم به حاشيه رانده شود."
بهشتي لنگرودي اضافه مي کند: "استانداري ها به ما مجوز تجمع و راهپيمايي نمي
دهند و امنيتي بر خورد مي کنند. البته اين نوع بر خورد تا امروز به آنها خوب جواب
داده است."
در شهرهاي ديگر
خاکساري، مدير مسوول هفته نامه توقيف شده قلم معلم که در تجمع حضور دارد در باره
کم بودن تعداد شرکت کنندگان مي گويد: "چون اصلا اطلاع رساني نبوده، اصلا اجازه چنين
کاري را به ما نمي دهند. مديران مسوول قصد دارند تشکل هاي صنفي را به حاشيه ببرند و
از سوي ديگر در سطح مدارس هم مديراني انتخاب مي شوند که اصلا با معلمين همکاري نمي
کنند."
وي ادامه مي دهد: "اما البته امروز خبرهاي خوشي رسيده است مبني بر اينکه در
اصفهان بيش از هزار نفر تجمع کرده اند و در اردبيل نيز حدود سه هزار نفر جمع شده
اند."
يکي از معلم ها از تماس تلفني با در اردبيل مي گويد: "چند هزار نفر جلوي سازمان
تجمع کرده اند. مدير کل نيز به ميان آنها آمده و با آنها صحبت کرده است و به معلمين
احترام گذاشته. در مقابل همکاران ما از او خواسته اند که به مشکلات شان توجه
شود."
تجمع کنند گان در اردبيل، تهران، اصفهان و ديگر استانها نيز تاکيد کرده اند که
روز 16 ارديبهشت به کلاس درس نخواهند رفت.
خاکساري هنوز گفته هايش تمام نشده، ولي با عجله مي گويد: "اين را هم بنويس تا
مسوولين بدانند. شما مسوولين که مي خواهيد با بر خورد هاي امنيتي معلم ها را منفعل
کنيد آيا مي دانيد انفعال معلم يعني انفعال دانش آموز و انفعال دانش آموز يعني
انفعال جامعه؟ در اين صورت اگر خطري کشور را تهديد کند چه کسي ايستادگي خواهد
کرد؟"
شيرازي که از معلمين پيشکسوت است و همه به او احترام مي گذارند در مورد خواسته
معلمين چنين مي گويد: "من فقط سئوالاتي دارم. آيا مسوولين مي فهمند ما چه مي گوييم
يه خير؟ اگر مي فهمند چرا تاکنون کاري نکرده اند؟ يا نمي توانند کاري کنند و يا
اينکه نمي خواهند. اگر بگويند ما نمي خواهيم مشکلات تان حل شود که واي بر ما، اما
گر بگويند نتوانستيم حل کنيم من باور نمي کنم."
رابطه خصمانه با معلمان
در اين تجمع گاهنامه سخن معلم سازمان معلمان ايران نيز توزيع شد که تيتر اول آن
نامه سرگشاده دبير کل سازمان معلمان ايران به وزير آموزش و پرورش است. در قسمتي از
اين نامه آمده: "تا زماني که رابطه وزارت با معلمان خصمانه باشد و ترس و بي اعتمادي
بر تعامل صف و ستاد حاکم باشد و شرايط کاري معلمان در کوتاه مدت بهبود نيابد هيچ
تحولي در جايي که بيشترين اهميت را دارد يعني کلاس درس رخ نخواهد داد."
پايان اين مراسم مصادف بود با چند شعار و صدور قطعنامه. در اين قطعنامه که در ده
بند و با عنوان کانون صنفي معلمان ايران صادر شده، آمده است: "رئيس جمهور و وزير
آموزش و پرورش بايد پاسخگوي وعده هاي خود در انتخابات و زمان راي اعتماد در مجلس
باشند."
بند هفتم اين بيانيه مي افزايد: "حقوق معلمان هرچه سريعتر بايد افزايش يابد و
لايحه خدمات کشوري با توجه به رعايت حقوق فرهنگيان در اسرع وقت تصويب و عمل به آن
از اول فروردين 85 به اجرا در آيد."
در پيان اين قطعنامه هم مي خوانيم: "ما خواهان امنيت شغلي و قضايي و فضايي باز
براي اعلام خواسته هاي خود هستيم، ما معتقديم معلم امروز بازنشسته فردا است و
خواهان اجراي کامل حقوق بازنشستگان هستيم."
ساعت که رفته رفته به يک ظهر نزديک مي شد جمعيت چند صد نفري معلمان هم يک به يک
پراکنده مي شدند و اين پايان همراه بود با تکرار شعار ها از سوي معلمان به تبعيت از
کسي که پشت بلند گو مي گفت: "وحدت و همبستگي شعار هر معلم "، "عمل به حرف وظيفه
مسلم است "، "فرياد هر معلم رهايي از خط فقر" و......
ساعت بيست دقيقه مانده به يک، ديگر کسي باقي نمانده، کارمندان ساختمان مرکزي
اداره کل ساز مان آموزش و پرورش تهران که حياط را خالي ديدند يک به يک آمدند تا به
رستوران امور تربيتي بروند.
ديگر کسي اينجا نمانده است، جز فرياد هايي که مانده و البته همانطور که آن معلم
زن گفت: "بقول سهراب تنها صداست که مي ماند."
|