بازگشت به صفحه اول

 

 
 

بسمه تـعالي

بيانيه جمعي از تشكلهای دانشجويي دانشگاههای شمال غرب كشور

حق سئل كيمي دريايه آخيب يؤل تاپاجاقدير      داش آتماغيــنان كيمسه اؤنو چوندره بــيلم

 عالمـــده قارانليـــقلار اگـر بيـر لشـه با هـــم       بير خيرداجا شمعين ايشيقين سوندؤره بيلمز

بيش از يك هفته از اعتراضات عمومي مردم آذربايجان نسبت به هتك حرمت روزنامه ايران به ساحت فرهنگ و زبان اين ديار مي گذردو آتش افروخته شده در خرمن خشم اين مردم به دليل بي تدبيري مسئولان ارشد منطقه و كشور كماكان شعله ور است.آنچه كه تا به امروز از سوي برخي دولتمردان،احزاب،تشكل هاوشخصيت هاي سياسي_اجتماعي اظهارگشته يا به كلي تهي از واقعييت هاي جاري بوده يا در نازل ترين سطح به شكل تمجيد يا تقبيح اين واكنش ها بيان شده است.اگر تا به امروز سياست هاي غلط بستر چنين وقايعي را فراهم كرده،امروز نيز رفتارشناسي نادرست وتجويز نسخه هاي غير واقعي مي تواند مسبب وقايع مشابه آتي باشد لذا امضا كنندگان اين بيانيه با عنايت به درك خود از واقعييت هاي جاري در آذربايجان بخشي از ديدگاههاي خود را جهت اطلاع حكمرانان ،احزاب،فعالان سياسي،دانشگاهيان وتوده مردم شريف ايران وبه ويژه آذربايجان به شرح زير اعلام ميدارد:

نسبت دادن اتفاقات اخير صرفا به يك كاريكاتور به لحاظ تحليلي نادرست بوده،منجر به ساده سـازي مسئله خواهد شد.

1- كاريكاتور منتشر شده تنها يكي از موارد اهانت هاي عريان وتحقير فرهنــگ وهــويت آذربايجان است ومردم اين ديار در حافظه تاريخي خود انبوهي از اين موارد را به يادگار دارند.آنــچه كه امروز در آذربايجان مي گذرد ،محصول غير قابل كتمان سياستهاي نادرست دراين منطقه بوده است كه در بستري از آزردگي رواني ناشي ازاهانت روزنامه ايران سوار گشته و بديــن شكـل ظــهور كرده است.دولتهايي كه بذر محروميــتهاي اقتصـادي ،  توسعه نيافــتگي وهـــويت زدايي را دراين منــطقه كاشتــه اند وسوداي مستحيل كردن اين هويت وتنوعات فرهنگـي آن را در درون فرهــنگ وهـويت ديگــري در سرپرورانده اند امروز بايد آماده برچيدن محصولشان باشند.اگر امروز حاكمـــيت در گير مسئله آذربايجان است ريشه هاي آن را نه در آنسوي مرزها بلكه در دل برخي از سياستهاي غلط خــود بايستي جستجو كند.چگونه وبا چه منطقي آذربايجان با اينهمه پتانسيل هاي اقتصادي،اجتماعي وفرهنـگي به لحاظ شاخص هاي توسعه انساني در طي ده سال گذشته جزواستانهاي توســعه  نيافته ايران گرديــده است؟كدامين سياستهاي اقتصادي،مجموع بودجه تخصيص يافته به استانهاي آذربايجان شـرقي ،غربـي  و اردبيل را كمتر از يك بخش بودجه استان كرمان رقـــم زده اســـت ؟ ( البتـه در اين ميان غـفــلت  و ســـهل انگاري نمايندگان و مسئولان اين خطه خود جاي بحث دارد )كدامين سياستهاي اعمال شـــده مـــيزان مهاجرت نيروي كارآمد آذربايجان را در صدر آمارها  نشانده است؟از نظرما مســئله پيـــچيده نيســت  ، اگر حاكميت نگاهي به عملكرد خويش داشته باشد،رفتار امروز آذربايجان را به آســاني درك خواهدنمود.                      

2- در اين برهه حساس در يك تلاش ناموفق جهت كاستن از حجم اعتراضها،سيل تعريفها وتمجيدها از سوي مسئولان نسبت به آذربايجان ،مردم وتاريخ آن جــاري گشته اســـت ومداهنه وتكرارشــعارهاي بي پشتوانه سابق كماكان دردستوركار آنها قرار دارد.به صراحت اعلام مي كنيم كه مردم آذربايجان نيازي به تمجيد نداشته و از تقبيح نيز بي واهمه هستند. براي آنان ،اينكه آذربايجان سرايران است،مردمانش مظهر غيرت هستند وتاريخ درخشاني دارند ابدا اهميتي ندارد. تشت مهمل بودن اين غزل سراييهاديرزماني است كه ازبام افتاده است .حكمرانان !سه دهه حقوق معوقه مصرح در قانون اساسي اين دياررا احقاق كنيد،تمجيدو قدر داني پيشكش .!!

لازم ميدانيم به گروههايي كه تلويحا دل نگران اوضاع آذربايجان وخون به جگر شده ي خطر تجزيه هستند يادآور شويم كه انگشت بر روي موضوع بلا ربطي نهاده اند.

3- اگر امروز تجزيه طلبي به عنوان خطري اساسي تلقي مي گردد ريشه هاي آنرا نه در آذربايجان،بلكه در سياستهاي غير اصولي آناني بايد جست كه ايران را تنها در غالب نژاد وزباني خاص مي پندارندو كمر به حذف ساير هويت هاي اين سرزمين بسته اند.آذربايجان را دير زماني است كه بر خلاف خواست و اراده ملت آن، از ايران جدا كرده اند،از همان روزي كه از عرصه ي تصميم گيري هاي ملي محروم گشته و در معرض نابودي فرهنگ بومي خويش قرار گرفته است. اگر عزم و جسارتي براي مقابله با اين مشي نادرست داريد از سياست گذاريهاي كلان اجتماعي خود آغاز كنيد.

4- مراتب نگراني و اعتراض عميق خود را نسبت به برخوردهاي پليسي،امنيتي شكل گرفته به ويژه بازداشت جمعي از فعالان دانشجويي،مطبوعاتي و سياسي ابراز داشته و معتقديم تداوم اين برخوردها نه تنها كمكي جهت بهبود اوضاع نخواهد كرد كه بر وخامت و تشديد آن نيز خواهد افزود.

5- به عنوان بخشي از بدنه ي جنبش اصيل دانشجويي اين سرزمين با تاكيد بر اعتراضات مدني مردم آذربايجان،مخالفت خود را با رويكردهاي تجزيه طلبانه و اعمال و روشهاي پوپوليستي و هجمه اي اعلام داشته و يادآور مي گرديم كه اين نحوه ي مواجهه با مسائل تنها به نفع لباس شخصي ها وگروههاي فشاري است كه حيات ومماتشان متكي و وابسته به وجود بحران وخشونت در حوزه اجتماعي است.                

:در پايان رسيدگي هر چه سريع تر حاكميت نسبت به موارد زير جهت التيام بخشيدن به زخمهاي اين ملت را خواستاريم

الف)استعفاي وزير فرهنگ وارشاد اسلامي به جای انحراف افکار عمومی وبه بندکشیدن روزنامه نگاران روزنامه ایران

ب)عذر خواهي مستقيم رئيس جمهوراز مردم آذربايجان

ج)رفع توقيف از مطبوعات منطقه اي

د)رعايت حقوق مدني فعالان دستگير شده سياسي ودانشجويي وآزادي بازداشت شدگان فله اي

ه )ايجاد فضاي آزادومنطقي در دانشگاهها،جامعه و رسانه هاي جمعي براي كالبد گشايي مسئله با حضور نمايندگان فكري مختلف و صداهاي خاموش مانده ي آ ذربايجان

 انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم آذربایجان

انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی زنجان

 انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه

 سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) آذربایجان شرقی

 کانون وحدت اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز

 تشکل آرمان دانشجویی دانشگاه آزاد تبریز

 انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل

 انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز

 انجمن اسلامی دانشجویی دانشگاه آزاد مراغه

 انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه پیام نور تبریز

کانون دانشجویی دیار سبز دانشگاه آزاد تبری

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه