در مورد گرايشهاى كنونى در جنبش دانشجويى، دورى روزافزون
دانشجويان از اصلاحطلبان، و نيز نزديكى آنها با ديگر جنبشهاى مدنى و
اجتماعى، رضا خجسته رحيمى عضو سرويس سياسى روزنامه «شرق» و صاحبنظر در
مسايل دانشجويى، به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده
است.مصاحبهگر: بهنام باوندپور
آقای خجسته رحیمی، «دفتر تحکیم وحدت» بعنوان نماد جنبش
دانشجویی و بزرگترین تشکیلات دانشجویی ایران چه فراز و نشیبهایی را از
سر گذرانده و چه مسیری را تا امروز پیموده است؟
رضا خجسته رحیمی: همانطور که شما اشاره کردید،
«دفتر تحکیم وحدت» فراز و نشیبهای بسیار زیادی را در دوران حرکت و در
دوران تحولات خودش داشته است. پس از استقرار حکومت اسلامی در سالهای
بعد از انقلاب «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام»، دفتر تحکیم وحدت را
شکل دادند. در آن سالها دفتر تحکیم وحدت بازوی نظارتی حاکمیت در
دانشگاه بود و ما دیدیم که فعالیتهایی همچون تسخیر سفارت آمریکا يا
آنچه آنها میناميدند «لانه جاسوسی»، یا «انقلاب فرهنگی» و پاکسازی در
دانشگاهها توسط همین دانشجویان تحکیمی صورت میگرفته. پس از گذران
دورهای، دانشجویان تحکیمی بموازات خروج نیروهای چپ مذهبی و نیروهای خط
امام از حکومت، آنها هم نقش بازوی حکومتی خودشان را در دانشگاه را به
بازوی احزاب چپ مذهبی در دانشگاه تقلیل دادند. و در این دوره اگرچه
دانشجویان صرفا بازوی حکومت در دانشگاه نبودند و دیگر دوران حکومتی
بودن آنها بطور کامل بهپایان رسیده بود، ولی همچنان پیشبرندهی احزاب
سیاسی گروههای چپ و گروههای خط امامی در دانشگاه بودند. تا اینکه ما
دیدیم حتا در پیروزی آقای خاتمی در انتخابات دوم خرداد سال ۷۶ این
دانشجویان نقش بسیار زیادی و سهم بسزایی در این پیروزی داشتند. پس از
این انتخابات و پس از استفادههای بسیار زیادی که بعنوان پیادهنظام
این نیروهای سیاسی در دانشگاه از این دانشجویان شد، دانشجویان بهسمت
جداشدن از نیروهای سیاسی حرکت کردند و با طرح بحث دوری از قدرت، دوری
خودشان را از نیروهای سیاسی رقم زدند و پس از آن هم دیدیم که با طرح
شعار «دیدهبان جامعه مدنی» عملا رابطه خودشان را بیش از پیش با جامعه
مدنی و با گروههای اجتماعی بجای گروههای سیاسی و گروههای حکومتی برقرار
کردند. ما میبینیم که در این ۲۸ سال پس از انقلاب «دفتر تحکیم وحدت»
اگرچه در سالهای ابتدایی انقلاب بازوی حکومتی حاکمیت در دانشگاه بود و
حتا برخیها به طنز و کنایه از آن بعنوان «دفتر تحکیم وحشت» هم یاد
میکردند، اما اکنون دفتر تحکیم وحدت بسیار نزدیک به گروههای فعال در
عرصه اجتماعی و گروههای مدنی شده است.
برسیم به امروز آقای خجسته رحیمی. اگر بخواهید
گرایشهای موجود در جنبش دانشجویی
ایران را بربشمرید، چه گرایشها یا
اختلافنظرهایی بیشتر خودشان را نشان میدهند؟
رضا خجسته رحیمی: در کنار بسیج دانشجویی و جامعه
اسلامی دانشجویی که دو گروه کاملا حکومتی در دانشگاهها هستند و در
حقیقت نمیشود آنها را بخشی از جنبش دانشجویی دانست، تنها گروه فعال در
دانشگاههای سراسر کشور که دارای مرکزیت، دارای بدنه و دارای ساختار
متشکل در دانشگاهها هست، دفتر تحکیم وحدت است. متاسفانه باید عنوان
بکنیم که دفتر تحکیم وحدت در حقیقت یک گروه بیرقیب در دانشگاههاست و
بخاطر بسته بودن فضای دانشگاهها و عدم اعطای مجوز به گروههای مختلف در
دانشگاهها، امکان بوجود آمدن هیچ تشکل دیگری که تشکل مستقلی باشد در
کنار دفتر تحکیم بوجود نیامده و دفتر تحکیم وحدت از همین روی هم بوده
که در سالهای گذشته بحث پارلمان دانشجویی را مطرح کرده تا بتواند در
فضایی که امکان فعالیت تشکلهای مستقل در دانشگاهها فراهم نیست، خود
این محلی باشد برای حضور فعالیت دانشجویان سیاسی در دانشگاهها،
دانشجویان سیاسیای که به حرکت اصلاحطلبی میاندیشند و فارغ از اینکه
چپ هستند، راست مدرن هستند، لیبرال هستند، سوسیال هستند و یا مذهبی
هستند سعی کرده است که از سقف کوتاه انجمنهای اسلامی فضایی بسازد تا
دیگر فعالان سیاسی در دانشگاهها هم در زیر این سقف به فعالیتهای سیاسی
مشغول باشند. واقعیت این است که تنها تشکل فراگیر و موجود در درون
دانشگاهها همین دفتر تحکیم وحدت علامه هست که البته ما شاهد دو تفکر در
درون این انجمنهای اسلامی هستیم که در همین انتخابات ریاست جمهوری
گذشته هم مواجه این دو جریان را با همدیگر دیدیم. جریانی که در اقلیت
هست و بهمراهی با اصلاح طلبان حاکم و گروههای اصلاحطلب چپ در جمهوری
اسلامی میاندیشد، و گروه دیگر که در اکثریت قرار دارد و بیشتر به
ارتباط با بدنه اجتماعی میاندیشد و بحث «دوری از قدرت» را مطرح کرده
و تاکید دارد که انجمنهای اسلامی دانشجویان نباید پیادهنظام گروههای
سیاسی در دانشگاه باشند.
بهنظر میرسد که حکومتها و حکومت ایران بطور مشخص توان
مهارکردن جنبش دانشجویی و کنترل و سلطه کامل بر آن را ندارند. دلیل این
ناتوانی را به نظر شما در چه چیزی باید جست؟
رضا خجسته رحیمی: همانطور که شما عنوان کردید،
این واقعیت وجود دارد و آنرا هم باید به نافرمانی مدنی که شیوه برگزیده
توسط این دانشجویان هست، حوالت داد. واقعیت این است که دانشجویان
تحکیمی علیرغم مصوبات شورای عالی غیرقانونی انقلاب فرهنگی و مصوبات
وزارت علوم و دخالت مدیریت دانشگاهها در انجمنهای اسلامی، فعالیت
خودشان را بدون توجه به این قوانین در حقیقت تحمیلی پیش میبرند. ما
میبینیم که اکنون در بسیاری از دانشگاهها نتیجه این انتخابات که باید
ریاست و مدیریت دانشگاه تایید بکند، این اتفاق نمیافتد و نتیجه این
انتخابات تایید نمیشود. اما دانشجویان تحکیمی فارغ از چنین اتفاقی
بکار خودشان ادامه میدهند و با برگزاری انتخابات، فارغ از تایید آن
توسط مدیریت دانشگاهها، بکار خودشان ادامه میدهند. من گمان میکنم که
نافرمانی مدنی بعنوان شیوهای که دانشجویان تحکیمی در مقابله با حاکمیت
و فشارهای حکومتی برای پیش بردن اهداف خودشان در دانشگاهها
برگزیدهاند، تا حدودی شیوهای نتیجهبخش بوده که آنها را در رسیدن به
اهداف خودشان کمک کرده و حاکمیت را در مقابله کامل با آنها ناتوان
ساخته است.
حالا چرا جنبش دانشجویی در ایران، همانطور که شما هم گفتید،
حداقل گرایش مسلط آن، بطور کامل از اصلاحات درون حکومتی روى گردان
شد؟
رضا خجسته رحیمی: دانشجویان تحکیمی در سال ۷۶
بیشترین فعالیت را در دانشگاهها برای حمایت از آقای خاتمی از خودشان
بروز دادند و پس از آنهم در سال ۸۰ علیرغم انتقاد بسیاری که بر آقای
خاتمی و اصلاحطلبان بود، باز همین دانشجویان از آقای خاتمی حمایت
کردند. ولی در سال ۸۱ بود که این دانشجویان خروج خودشان را از «جبهه
دوم خرداد» اعلام کردند و در کنار آن از تشکیل جبههای بنام «جبههای
برای دمکراسیخواهی» سخن گفتند. من با ذکر یک مثال در همین مورد توضیح
میدهم که علت مفارقت و جدایی این دانشجویان از اصلاحطلبان چه بوده و
چه هست. ما میبینیم که در همین زمان دانشجویان تحکیمی در حین آنکه
خروج خودشان را از جبهه دو خرداد اعلام میکنند و بر تشکیل جبههای
بنام دمکراسیخواهی تاکید میکنند، پس از مدتی که قصد دارند نشست
خودشان را با عنوان «نشست جبهه دمکراسیخواهی» برگزار کنند، وزارت علوم
آقای معین و وزارت علوم دولت اصلاحات تاکید میکند که با این عنوان و
در ذیل چنین عنوانی به این نشست مجوز داده نمیشود. خوب، این در
حالیست که ما میبینیم در سالهای بعدتر همین اصلاحطلبان بحث جبهه
دمکراسیخواهی را مطرح میکنند و خودشان همان شعاری را که چندسال پیش
همین دانشجویان شعار میدادند بعنوان برنامه انتخاباتی خودشان اعلام
میکنند. خوب، این دانشجویان مسلما از خودشان خواهند پرسید که چرا
زمانیکه ما چنین شعاری را بعنوان شعار سیاسی در دانشگاهها مطرح کردیم و
اعلام کردیم که دفتر تحکیم میتواند سببساز تشکیل چنین جبههای در
دانشگاهها باشد و از نیروهای سیاسی و فرهنگی هم برای نظردادن در مورد
شکل این جبهه دعوت کردیم، چرا آقای معین و وزارت علوم دولت اصلاحطلبان
با طرح چنین بحثی مخالفت کردند، و اکنون چه شده است که بدون هیچ توضیحی
این اصلاحطلبان چنین شعاری را در اولویت شعارهای تبلیغاتی و انتخاباتی
خودشان قرار میدهند! علاوه براین ما دیدیم که در داستانهای مختلف،
همچون بازداشت دانشجویان، اصلاحطلبان هم چندان پیگیر و چندان همراه با
این دانشجویان نبوده و آنها مورد بیمهریهای زیادی از سوی
اصلاحطلبان قرار گرفتهاند. به این ترتیب بود که این دانشجویان احساس
کردند که آنها گویی پیادهنظام اصلاح طلبان حاکم در درون دانشگاهها
هستند و صرفا بعنوان یک ابزار به آنها نگاه میشود. و این نگاه ابزاری،
به نظر من، بیشترین تاثیر را در مفارقت و جدایی دانشجویان تحکیمی از
اصلاحطلبان حکومتی داشت وبیشترین تاثیر را در این زمینه از خودش بجای
گذاشت.
فعالان جنبش دانشجویی
همواره تاکید بر احترام به قانون
دارند، اما درعینحال میبینیم که بسیاری از حرکتهای آنها از نظر حکومت
غیرقانونی اعلام میشود. پرسش این است که جنبش دانشجویی ایران از
واژهی «قانون» چه چیزی را مراد میکند؟
رضا خجسته رحیمی: مسلما تفسیر ما از قانون در این
زمینه بسیار راهگشا خواهد بود. آیا ما به قانون نگاهی صرفا شکلی و
ظاهری داریم یا نگاهی محتوایی داریم؟ آیا اگر حکومتی قانونی مصوب کند
که بنابر آن قانون بتواند همهی فرهنگدوستان و اندیشمندان و
دگراندیشان کشور خودش را به زندانها راهی بکند، آیا میتوان چنین
قانونی را بهصرف اینکه به تصویب رسیده و صورت قانونی بخود بخشیده است
قانون نامید؟ مسلما چنین قانونی را، علیرغم اینکه ظاهر قانونی دارد،
نمیشود یک قانون با محتوای قانونی و با محتوایی که در حقیقت با روح
قانون همخوانی داشته باشد، دانست. بسیاری از قوانینی که اکنون وجود
دارد و بر فضای دانشگاهها هم تحمیل میشود از همین جنساند. اما،
بسیاری از قوانین هم دچار بدفهمی و دچار تاثیرهای نادرست از
قانون شدهاند. بعنوان مثال، مطابق اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی
ایران برگزاری تجمعات در صورتی که مخل مبانی اسلام نباشد مجاز است و
احتیاجی به دریافت مجوز از هیچ نهادی ندارد. این در حالیست که ما
میبینیم تمام تجمعاتی که امروز برگزار میشود و به صورت آرام و
به صورت بسیار ملایمی هم برگزار میشود، این تجمعات غیرقانونی اعلام
میشوند و مسلما چنین مسئلهای با روح قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
در تضاد است. بنابر این باید از دو زاویه به این داستان نگاه کرد. در
منظر اول، بسیاری از تفسیرهایی که از قانون اساسی میشود و توسط حکومت
بر جامعه تحمیل میشود تفسیرهاییست متضاد و متفاوت با روح قانون اساسی
که توسط عدهای خاص و با تفسیری خاص عنوان و مطرح میشود. و در درجه
دوم بخشی از قوانین هم که در همین مجلس به تصویب میرسد، حتا، در تضاد
با روح قانون اساسی خود ایران هست و علاوه بر آن با روح قانون هم
میتواند در تضاد باشد.
فعالان جنبش دانشجویی بخصوص در ماههای گذشته تاکید ویژهای
بر نقد قدرت و ساختار دولتی دارند. اگر جنبش دانشجویی در اصل جنبشی
صنفی باشد که هست، فعالان دانشجویی در ایران لزوم نقد ساختار قدرت
سیاسی را چگونه توضیح میدهند؟
رضا خجسته رحیمی: دفتر تحکیم وحدت هیچگاه مدعی آن
نبوده که صرفا به فعالیتهای صنفی در دانشگاهها میپردازد. ما، چه
زمانیکه بحث دوری از قدرت مطرح شد، چه زمانیکه بحث نقادی قدرت مطرح شد
و چه زمانیکه بحث دیدهبانی جامعه مدنی از جانب دانشجویان تحکیمی و
دانشجویان انجمنهای اسلامی مطرح شد، شاهد آن بودهایم که نگاه اجتماعی
و نگاه سیاسی در درون انجمنهای اسلامی حاکم بوده و آنها بهنوعی سعی
داشتند که مطالبات مردم ایران را پیش ببرند و بر این مطالبات در حقیقت
تاکید داشته باشند. بنابراین، دانشجویان اگرچه بر مطالبات صنفی خودشان
هم تاکید دارند و حتا بهنظر میرسد که بعد از انتخابات ریاست جمهوری
سعی میکنند که اعتراضات خودشان را بیشتر از کانال همین اعتراضات صنفی
پیش ببرند، اما آنها همواره مباحث و مطالبات سیاسی را در دستور کار
خودشان هم قرار داده بودند. کمااینکه ما میبینیم انتخاب آقای خاتمی
بعنوان یک تحول بزرگ سیاسی در ایران تا حدود زیادی محصول همکاری و
فعالیت دانشجویان در دانشگاهها و جنبش دانشجویی در انجمنهای اسلامی
بوده و آنها در این زمینه فعالیت چشمگیری از خودشان به نمایش
گذاشتند.
جنبش دانشجویی در ایران بخصوص در ماههای اخیر ارتباط
تنگاتنگی داشته با جنبشهای مدنی یا صنفی دیگر، مثل جنبش زنان و یا
جنبش کارگری. شما دلیل و لزوم این پیوند را چگونه توضیح
میدهید؟
رضا خجسته رحیمی: پس از اینکه به نظر رسید اصلاحات
از مفر حکومت و اصلاحات از بالا چندان راهگشا نیست و نتوانسته است به
بازشدن فضای سیاسی در ایران یاریدهنده باشد و کمکی بکند، دانشجویان در
انجمنهای اسلامی با طرح بحث «دیدهبانی جامعه مدنی» بر ارتباط با بدنه
اجتماعی و ارتباط با گروههای اجتماعی تاکید کردند. زیرا آنها معتقدند
که احزاب اصلاحطلب هم اگر در پیشروی خودشان ناموفق بودند، به این دلیل
بود که ارتباط تنگاتنگی را با نیروهای اجتماعی و گروههای فعال در
عرصهی اجتماعی نداشتند و در حقیقت اگرچه در شعار از فشار از پایین سخن
میگفتند، ولی اعتقادی به این فشار از پایین که لازمهاش ارتباطات با
گروهها موثر در پایین و در درون اجتماع بود، نداشتند. به این ترتیب بود
که دانشجویان درحالیکه دیدند اصلاحطلبان چنین برنامهای را در دستور
کار خودشان قرار ندادند، خودشان به این بحث پرداختند و در ذیل بحث
دیدهبانی جامعه مدنی به ارتباطگیری با گروههای موثر در عرصه اجتماعی
پرداختند و به این امر مهم مشغول شدند.
حالا آقای خجسته رحیمی، خود شما چشمانداز جنبش دانشجویی
ایران را چگونه میبینید؟
رضا خجسته رحیمی: من احساسم این است که دانشجویان
تحکیم در طی ۸ سال فعالیت اصلاحطلبان عملکرد مناسبی را از خودشان بروز
دادهاند. آن زمانیکه باید اصلاح طلبان را همراهی میکردند در پیشبرد
اهداف خودشان از هیچ کوششی فروگذار نبودند و آن زمانی هم که احساس
کردند اصلاحطلبان با طرح بحث «اعتدال» از مسیر وعدههایی که داده
بودند خارج شدند، آنها هم در حقیقت حاضر به حمایت و همکاری و پیاده
نظام بودن این فعالان سیاسی در دانشگاهها نشدند. اما پس از انتخابات
ریاست جمهوری در حالیکه اصلاحطلبان ما در بحران استراتژی و تعلیق
استراتژی فرو میروند، دانشجویان تحکیمی هم به نظر میرسد که در این
تعلیق و بحران استراتژی با آنها همسفره شدهاند. انتظار میرود که
دانشجویان تحکیمی و دانشجویان فعال در دانشگاهها بسترساز تحولات جدی
در درون دانشگاهها باشند و با دعوت از چهرههای فرهنگی و با دعوت از
چهرههای جدید به دانشگاهها به طرح راهکارهای جدید برای برونرفت از
بحران و برونرفت از این دوران تعلیق استراتژی بپردازند. به نظر میرسد
که دانشجویان تحکیمی اصلیترین وظیفهشان در شرایط فعلی همین هست. کما
اینکه در دورههای پیشین هم این دانشجویان دقیقا محرک اجتماع و محرک
نیروهای سیاسی برای برونرفت از شرایط بحرانی بودند، در فضای فعلی که
همگان در یک سکوت زمستانی بسر میبرند، این دانشجویان بتوانند با یک
بسترسازی مناسب در درون دانشگاهها، امید به تحول و امید به اصلاح را در
جامعه ایران زنده بکنند.