بازگشت به صفحه اول

 

 
 

باز هم فاجعه ای دیگر

 به نام آن که جان را فکرت آموخت.

 به نام خدای کوهها،دشتها،مراتع و.........

 

خدایی که همیشه پیامبرانش را در دل طبیعت برمی انگیخت و راهبران او همیشه از کسانی بودند که با طبیعت دوست صمیمی بودند و از آن،چیز یاد میگرفتند.

کسانی که کتابهای آنها مملو از الهام از طبیعت بود.

نمیدانم آیا تا به حال ما توانسته ایم پیروانی خوب برای آنان باشیم،یا با تخریب طبیعت،لعن و نفرین ابدی را برای خودمان خریده ایم؟!

میخواهم بدون هیچ گونه مقدمه ای و از سر درد به مساله ای بپردازم که سالهاست به یکی از معضلات بزرگ جامعه ما تبدیل شده است.

معضلی که اگر به سرعت در مقابل آن نایستیم،در سالهای آینده دیگر هیچ گونه امیدی به زندگی در جوانان این مرز و بوم باقی نمیماند.

همان طور که میدانید یکی از عواملی که در جوامع پیشرفته،توسعه یافتگی را با آن میسنجند،محیط زیست و چگونگی استفاده از آن میباشد.

در جوامع اروپایی و آمریکایی این یکی از مهمترین فاکتورها میباشد که درصد امید به زندگی را بیشتر کرده است.

در آن جوامع دیگر فقط صنعت معیار سنجش پیشرفت نیست!

به طبیعت احترام میگذارند،از آن به مقدار کافی بهره میبرند و هیچ گاه در صدد تخریب آن برنمی آیند.

به تازگی یکی از پردرآمدترین عوامل ثروت اندوزی،جذب توریسم از طریق بازدید از مکانهای طبیعی میباشد که آنها راه و روش درست استفاده از آن را میدانند و به خوبی اجرا میکنند.

حال نوبت به این سوال از خودمان میرسد که آیا ما هم توانسته ایم از طبیعت این کشور بزرگ و غنی که سرشار از زیباییهاست،استفاده کنیم یا اینکه سال به سال،ماه به ماه،روز به روز و ساعت به ساعت بر سرعت تخریب این ثروت ملی می افزاییم و به هیچ وجه به فکر آن نیستیم.آیندگان خود را از این نعمت محروم میکنیم و........

در این وهله روی سخنم با مسئولان عزیز این مرز و بوم است.کسانی که متولی جامعه هستند و گاه با بی اعتنایی های خود،ضرباتی بس مهلک بر پیکره طبیعت وارد می آورند و فاجعه ای بزرگ برای خود و آیندگان به جای میگذارند.

ضرباتی چونان،از بین بردن جنگلهای شمال کشور که سرعت آن دائم در حال افزایش است که از عواقب آن سیلهای پی در پی در استانهای شمالی کشور است.

قطع درختان جنگل لویزان تهران برای احداث بزرگراه،اجازه احداث واحدهای مسکونی و تجاری در حریم دریای خزر که حدود 95 درصد از حریم این دریا به تملک افراد و سازمانها درآمده و مردم عادی به هیچ وجه اجازه استفاده از آن را ندارند!

در صورتی که این اراضی ملی است و باید در اختیار همگان باشد.

از این نمونه ها که هر روز در حال افزایش است،میتوانیم تعداد زیادی را نام ببریم.

البته در تمامی این موارد فقط و فقط،قصور و کوتاهی مسئولان،عامل خرابی نبوده و گاه مردم نیز به این آهنگ شتاب بخشیده اند.

نمونه بارز آن را میتوان در غارت اموال تاریخی جیرفت جستجو کرد که منجر به فاجعه ای شد که شاید هیچگاه در تاریخ ایران زمین تکرار نشود!!!

البته علت همگی اینها را میتوان در حرص و طمع آدمی جستجو کرد و بس!

حال نوبت به آخرین مورد از این خرابکاریها رسیده است!

موردی که اگر باز هم دیر بجنبیم،حسرتی بیش برایمان باقی نمیماند.

این فاجعه در کوهستانهای بخش الموت قزوین از سلسله جبال البرز در حال روی دادن میباشد.

کوهستانهای بسیار زیبا و بکر که به عوض اینکه درصدد جلب توریسم برای آن برآییم،در حال نابودی و خراب کردن آن هستیم!!!

در 25 دقیقه ای شهرستان قزوین در مسیر جاده الموت،روستایی به نام رزجرد وجود دارد که دارای دره ای زیبا و باغهای پرباری میباشد که محلی برای استراحت مردم قزوین است.

اگر روستا را پشت سر بگذاریم،در ابتدای گردنه الموت،در سمت راست،مسیر خاکی وجود دارد که با پای پیاده 1:30 ساعت و با ماشین،چیزی در حدود 30 دقیقه تا پای آبشاری بسیار زیبا و بکر به نام دومانچال وجود دارد.

این آبشار که دارای ارتفاعی در حدود 30 متر و دره ای بسیار زیبا و سرسبز میباشد،حتی برای بسیاری از مردم منطقه ناشناخته است!

البته بسیاری از کوهنوردان قزوینی برای رفع خستگی  هفته و تمدد اعصاب در روزهای جمعه به این مکان میروند و از این منطقه استفاده بهینه میکنند.

شاید هم یکی از دلایل بکر و دست نخورده ماندن این آبشار که به گواهی بسیاری از کوهنوردان یکی از 10 آبشار زیبای ایران میباشد،همین ناشناخته ماندن و هجوم نیاوردن مردم به این منطقه میباشد.

از این مسائل که بگذریم،به تازگی گروهی متشکل از افراد بانفوذ استان،از جمله آفای فصیحی(مدیر سابق بنیاد مستضعفان و جانبازان)،مهندس شیری(مدیر سابق جهاد و اداره راه و ترابری) و همچنین آقای پیری(بازنشسته اداره ثبت)،برای استخراج سنگهای گرانیتی که آبشار از میان آنها میگذرد به همراه ادوات راهسازی و معدن به این منطقه آمده و به سرعت در حال تخریب آن میباشند!

شاید اگر کسی مانع کار آنها نشود و با این سرعت به کار خود ادامه دهند،تا 10 روز دیگر اثری از این آبشار زیبا به جای نماند!

برنامه این گروه این است که کل آبشار را در پروسه استخراج سنگهای گرانیتی از بین ببرند!

آبشاری که اگر از آن به عنوان یک مکان توریستی و به طرز صحیح استفاده کنیم،شاید دهها برابر معدن سنگ گرانیت درآمدزایی داشته باشد.

ولی فقط و فقط از روی بی کفایتی بعضی افراد نمیتوانیم از این نعمت خدادادی استفاده کنیم و افراد سودجو با سرعت تمام در حال تخریب آن هستند!

من به عنوان یک دوستدار طبیعت و محیط زیست و کسی که به آن با دیده احترام مینگرد،با تمام بند بند وجودم از تمامی مسئولان،مردم و کسانی که توانایی انجام حرکتی برای جلوگیری از این تخریب بزرگ را دارند،خواهشمندم که تا یک فاجعه دیگر زیست محیطی به وجود نیامده،به خود آیند و جلوی این تخریب را بگیرند.

با تشکر.نادر کاکاوند

 Kavehahangar_iran@yahoo.com

Nader_kakavand2002@yahoo.com

Mobile:09123826407

Tel:02813345704,3334437

Telefax:02812239639

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه