بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

نابرابری جنسيتي در ترک اعتياد!

ليلي پورزند

۱۹ تیر ۱۳۸۵

مطابق گزارش هاي منتشر شده از سوي دفتر پيشگيري و درمان اعتياد سازمان بهزيستي، آمار دقيقي از ميزان جمعيت زنان معتاد در کشور در دسترس نيست.* بنا به اين گزارش تعداد 2 ميليون معتاد در کشور وجود دارد که هر سال ميزان 8 در صد به اين جمعيت افزوده مي شود ولي آماري که از جنسيت معتادان وجود دارد چندان معتبر نيست. اين آمارها به طور معمول از طريق مراجعات معتادين به مراکز ترک اعتياد به دست مي آيد و از آنجايي که زنان به دلايل گوناگون فرهنگي و اجتماعي از اعلام اعتياد خود پرهيز دارند، نمي توان بررسي دقيق تري در مورد وضعيت آنان داشت.

مطابق اين گزارش حدود 2/46 درصد معتادان زن بين سنين 15 تا 24 سال قرار دارند. اين در حالي است که حدود 90 درصد مبتلايان، بي سواد يا داراي تحصيلاتي تا مقطع راهنمايي هستند. با وجودآنکه اين آمار به تصريح سازمان بهزيستي کشور از دقت کافي برخوردار نيست، ولي به خودي خود نمايان گر وضعيت بحراني زنان معتاد از نظر ميانگين سني، طبقاتي، تحصيلاتي و اقتصادي است. بسياري از زنان جوان معتاد براي دسترسي به مواد مخدر مجبور به تن فروشي مي شوند ولو اينکه در زير چتر "ازدواج موقت" باشد. زنان معتاد معمولا زناني بي پناه و محتاج کمک هستند. اين بدان معنا نيست که اعتياد در ميان زنان مرفه يا تحصيلکرده وجود ندارد، بلکه بايد به اين نکتۀ مهم توجه کرد که اعتياد در خانواده هاي مرفه گرچه نابود کننده و نکوهيده است ولي کمتر باعث صدمات اجتماعي جانبي مي شود. مهمترين معضل معتادان تهيۀ مواد مخدر است که طبيعتا اين مسأله در قشر کم درآمد و بي سواد، شکل يک معضل بحراني به خود مي گيرد. همچنين زنان اقشار متوسط و مرفه براي شرکت در برنامه هاي ترک اعتياد به سازمان بهزيستي مراجعه نمي کنند، بلکه مراکز خصوصي ترک اعتياد را براي درمان خود برمي گزينند که به ازاي خدماتي که ازائه مي دهند حق الزحمه دريافت مي کنند.

زنان که توسط همسران معتاد خود به اعتياد کشيده شده اند حتي بعضا در صورت تمايل شخصي براي ترک اعتياد با مخالفت و مقاومت همسرانشان مواجه مي شوند. از سوي ديگر زنان متأهل معتاد که همسرشان معتاد نيست تقريبا از هيچ حمايت رواني وخانوادگي براي ترک اعتياد برخوردار نيستند. اين در حالي است که زناني که شوهران معتاد دارند همواره تلاش خستگي ناپذيري براي کمک به ترک اعتياد همسر خود مي کنند، ولي در موقعيتي برعکس همسران زنان معتاد به دلايل مختلف که ريشه در فرهنگ خانوادگي، اجتماعي و نابرابري هاي قانوني دارد، حاضر به پشتيباني زنان براي عبور از مراحل ترک اعتياد نيستند.

مانع ديگري که بر سر راه ترک اعتياد زنان معتاد وجود دارد، وظيفۀ مادري است. آنان براي بستري شدن و تحت مراقبت قرار گرفتن جهت ترک اعتياد، حمايت خانواده يا همسر خود را براي نگهداري از فرزندان ندارند. اين زنان به دليل فشارهاي اجتماعي تمايل به اعلام اعتياد خود ندارند. به اين دليل معمولا تقاضاي کمک از اطرافيان براي ترک اعتياد از دايرۀ راه حل ها و يا انتخاب آنان خود به خود خارج است . از سوي ديگر چنانچه اعتياد اين زنان بين اطرافيان علني شود، به طور معمول به دليل فشارهاي اجتماعي و اخلاقي مورد طرد خانوادگي و اجتماعي قرار مي گيرند. در بسياري از محيط ها، اعتياد مردان يک ناهنجاري کمابيش پذيرفته شده است، ولي اعتياد زنان به عنوان يک انحراف اخلاقي شديد تلقي مي شود.

تا زماني که زنان معتاد از چنان حمايت اجتماعي برخوردار نباشند که اعتياد آنان در اذهان عمومي نه به عنوان انحراف شخصيتي بلکه به عنوان يک معضل يا بيماري چاره پذير نگريسته شود، همواره ما با مشکل قابل اعتماد نبودن آمار معتادان زن در کشور مواجه خواهيم بود. آموزش هاي اجتماعي و عمومي اولين گام براي پذيرش اين زنان در اجتماع و خانواده و تلاش براي درمان آنان است. به ويژه آن که زنان جوان معتاد به دليل نياز خود براي تهيه مواد معمولا به سهولت بيشتري مورد خشونت و سوء استفاده جنسي قرار مي گيرند و به همين دليل نياز کمک رساني به آنان مقوله اي است خاص که از برنامه هاي ترک اعتياد مردان متمايز است.

متاسفانه، شکاف بين جايگاه زنان و مردان در جامعۀ ايران تا بدين حد است که حتي اعتياد و ترک اعتياد را براي مردان سهل تر و جامعه پذيرتر مي کند. درک عميق اين مسأله که مقولۀ ترک اعتياد زنان بايد با کيفيت و برنامه ريزي کاملا متفاوت از برنامه هاي مشابه براي مردان، طراحي شود اولين قدم براي گام نهادن در مسيري درست است.

  • آمار اين مطلب از روزنامۀ اعتماد پنج شنبه 1 تير ماه 1385 | 22 ژوئن 2006 | شماره روزنامه 1143 (بخش جامعه- مطلب 7/66 درصد زنان معتاد مجردند) برگرفته شده است.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه