بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

همزمان با دريافت جایزه انجمن روزنامه نگاران آمريکا

گفتگوی گنجي با رييس ديده بان حقوق بشر

۲۷ تیر ۱۳۸۵

گفتگوي گنجي با رييس ديده بان حقوق بشر

صبح دوشنبه اکبر گنجي در سومين روز از سفر خود به آمريکا با رييس سازمان ديده بان حقوق بشر کنت راک و اعضاي ميز ايران در مقر اين سازمان در نيويورک ديدار و درباره موارد نقص حقوق بشر در ايران گفتگو کرد. مديران سازمان ملل در ملاقاتي با گنجي تاکيد کردند که بايد نداي صلح طلبان ايراني به گوش جهانيان برسد و ضمن محکوم کردن نقص حقوق بشر در ايران، مخالف مردم صلح دوست ايران با حمله نظامي به آن کشور نيز منعکس شود.

گنجي که به دعوت دو تن از مديران عالي رتبه سازمان ملل، به برج شيشه اي اين سازمان در نيويورک رفته بود بعد از پايان آن ديدار يک ساعته به خبرنگاران گفت در اين ديدار حول دو موضوع گفتگو شد. اول خطر حمله نظامي به ايران و دوم نقص حقوق بشر در ايران.

گنجي در گفتگو با مقامات سازمان ملل اعلام کرد ما به شدت مخالف حمله نظامي به کشورمان هستيم، جنگ نمي خواهيم ما پيام صلح و دوستي براي جهانيان آورده ايم، بنيادگرايان مسيحي، يهودي و اسلامي منطقه خاورميانه را درگير جنگ کرده اند. ما خواهان دموکراسي حقوق بشر و آزادي هستيم، دموکراسي خواهي گوهر صلح طلبي ماست. وي تاکيد کرد تا زماني که منطقه خاورميانه گرفتار فقر و بي سوادي و استبداد است بنيادگرائي رشد خواهد کرد از همين رو براي حل مشکل بايد شکاف اصلي و ظالمانه شمال و جنوب را برطرف کرد و همزمان دموکراسي را به منطقه به ارمعان آورد. اما دموکراسي از طريق حمله نظامي به دست نخواهد آمد. تجربه عراق همه را کفايت مي کند.

به گفته گنجي مديران سازمان ملل هم اعلام کردند: "ما نيز چون شما مخالف حمله نظامي به ايران هستيم و از هر راهي که بتوانيم تلاش خواهيم کرد که مانع از وقوع جنگي ديگر شويم. شما چهره مشهور و سرشناس مبارزه براي آزادي در جهان هستيد، وقتي در زندان بوديد آقاي کوفي عنان مساله آزادي شما را پي گيري مي کرد، اينک که آزاديد از شهرت جهاني خود استفاده کنيد و مانع حمله نظامي به ايران شويد. اگر شما صداي صلح طلبي مردم ايران را بلند کنيد،. دنيا اين صدا را خواهد شنيد." مديران سازمان ملل در عين حال نگراني خود را از نقص حقوق بشر در ايران اعلام داشته و تاکيد کردند که سازمان ملل توسط نهادهاي خود مساله نقص حقوق بشر در ايران را پي گيري مي کند اما اين پي گيري نبايد بهانه اي اما براي يک حرکت نظامي در اختيار جنگ طلبان قرار دهد.

گنجي به خبرنگاراني که در پايان ديدارهاي وي در نيويورک براي گرفتن خبر جمع شده بودند گفت بنا به اطلاعاتي که به دست آوردم اگر چه ايران داوطلب عضويت در شوراي جديد حقوق بشر سازمان ملل شد اما راي نياورد و از ديد کارشناسان حقوق بشر مساله شرکت سعيد مرتضوي در هيات ايراني کميسيون حقوق بشر سازمان ملل از نظر اينان مساله چندان مهمي نبود. ديدار کنندگان به گنجي گفته اند ما مرتضوي را مي شناسيم . شوراي جديد قصد دارد نه تنها با مسوولين دول بلکه با نهادهاي مدني و ناراضيان سياسي هم ديدار و رابطه فعال داشته باشد.

در پايان اين ديدار مسوولان سازمان ملل متحد توصيه کردند که اکبر گنجي براي ديدار و گفتگو در حوزه هاي تخصصي تري که در ساختار جديد حقوق بشر سازمان ملل به وجود آمده است به ژنو سفر کند.

دريافت جايزه روزنامه نگار برجسته 2006

شب گذشته اکبر گنجي همچنين جايزه سال 2006 انجمن روزنامه نگاران آمريکا را دريافت کرد. وي در سخنرانيش در مراسم اعطاي اين جايزه، خود را "شهادت دهنده بر طاعون زدگان خشونت" و "گزارشگر پنهانخانه هاي خشونت ساز" خواند. گنجي موج فزاينده نظامي گري و جنگ افروزي در منظقه خاورميانه و افزايش به اختلافات قومي و فرقه اي را هشدار تکان دهنده اي از "همه گيرشدن بلاي وحشتناک طاعون خشونت" توصيف کرد. متن سخنان اين روزنامه نگار ايراني را با هم مي خوانيم:

خانمها‍، آقايان . بسيار سپاسگزارم از اين كه اين جايزه را به من مي دهيد. اما همچنان كه پيشتر هم گفته‌ام، من فقط به نمايندگي همه‌ي آن كساني كه در سالهاي دور و دراز رنجهاي بسياري را متحمل شده اند، اين جايزه را دريافت مي كنم. و فكر مي كنم فقط بايد مرا صدايي به حساب آوريد كه هم رنجها و هم اميدها و آرزوهاي مردمم را منعكس مي كنم، مردمي كه دل نگران آنند كه مبادا آنچه حاكمانشان مي كنند و مي‌گويند به حساب آنان گذاشته شود و انسانيتشان، كه در آن با همه مردمان جهان سهيمند، از ديده ها پنهان بماند. من خبرنگارم و كارم گزارش كردن است. مدتي است نصيب من اين شده است كه از قتلهاي سياسي، از زندان و شكنجه گزارش كنم. گزارش مي‌كنم، تا به اعتراض فراخوانم. و در سه روز گذشته ما اعتراض كرديم، من و جمع بزرگي از ايرانيان در سرتاسر جهان، در تهران، در آنكارا، استانبول، سيدني، تورنتو، مونترآل، استكهلم، وين، لندن، كلن، هامبورگ، برلن، پاريس، بروكسل، آتلانتا، سانفرانسيسكو، نيويورك، لس‌آنجلس، شيكاگو، سانفرانسيسكو و بسياري شهرهاي ديگر، سه روز دست به اعتصاب غذا زديم و خواستار آزادي سه زندانيان سياسي در ايران شديم، سه زنداني‌اي كه مي‌دانيم هم اكنون در سلول انفرادي هستند، زير شكنجه‌اند. از اين سه تن يكي رهبر سنديكاي كارگري، يكي رهبر مبارزات دانشجويي است و يكي روشنفكري سرشناس است. ما خواهان آزادي همه‌ي زندانيان سياسي هستيم. تأكيدمان بر اين سه تن تأكيد بر سه ركن مهم جنبش آزاديخواهي مردم ايران بوده است.

دكتر ريو در پايان رمان طاعون آلبر كامو فاش مي كند كه به چه دليل تصميم گرفته است فاجعه طاعون‌زدگي روايت كند. مي گويد اين فاجعه را با جزئياتش روايت مي‌كنم تا از آناني نباشم كه در برابرفاجعه سكوت پيشه مي كنند، تا برطاعون زدگان شهادت دهم ، تا ياد آورم از آن شمعهاي مرده، تا دست كم از ظلم و خشونتي كه بر اين طاعون زدگان رفته است، يادبودي باقي بگذارم. و باز مي گويد علي‌رغم همه‌ي اينها، علي‌رغم اين كه طاعون هم در هر جايي روزي پايان مي گيرد امااين روايت نمي‌تواند روايت پيروزي نهايي باشد، فقط مي‌تواند نشان دهد طاعون زدگان مجبور بوده اند چه كنند و باز همه‌ي انسانها با همه‌ي ضعفها و ناتواني بشري‌شان، اگر مي‌خواهند زندگي چهره‌ي انساني داشته باشد، بايد از پذيرفتن ظلم وخشونت سر باز زنند و اين مبارزه‌ي خستگي ناپذير بر ضد وحشت و خشونت را همچنان ادامه دهند. و مي گويد شايد مردمان شادان اينك از بند طاعون رسته نمي‌دانند، اما در كتابها آمده است كه باسيل طاعون هرگز نمي‌ميرد واز ميان نمي‌رود ومي‌تواند سالهاي سال در ميان اثاث خانه، ملافه ها، توي اتاقها، زيرزمينها، چمدانها، لاي دستمالها و لاي صفحات كتابها لانه كند و منتظر بماند تا روزي كه دوباره موشهايش را بيدار كند و بفرستد تا در شهري خوشبخت بميرند.

من نيز امروز در ميان شما هستم تا شهادت دهم بر طاعون زدگان خشونت. من امروز در ميان شما هستم تا از آناني نباشم كه در برابر خشونت و وحشت سكوت پيشه مي‌كنند. من اينجا هستم تا ياد و نماد زنده اي باشم از اينكه باسيل خشونت نمي‌ميرد وهم اكنون در مغزها و افكار و انديشه هايي لانه كرده است . اگر امروز در فلان كشور موشهايش را بيدار كرده است فردا نوبت كشور ديگري خواهد بود. باسيل طاعون خشونت هم مثل باسيل بيماري طاعون نمي‌ميرد و در برابرش بايد بهوش بود. اين باسيل مرز نمي‌شناسد، يك روز در هيبت استالين خاك پهناور روسيه را گرفتار مي‌كند، يك روزدر هيئت هيتلر مردم آلمان و يهوديان و ديگر مردمان جهان را، يك روز در هيئت موسوليني كشور زيبا و كهنسال ايتاليا را و يك روز در هيئت بن لادن زندگي آرام شما مردم امريكا را مي‌آشوبد. و كجاي جهان هست كه در اين يا آن زمان گرفتار اين مصيبت و طاعون خشونت نشده باشد؟ امروز موج فزاينده نظامي گرايي و جنگ افروزي در منطقه خاور ميانه و دامن زدن به اختلافات قومي و فرقه اي، هشدار تکان دهنده اي است از همه جاگير شدن بلاي وحشتناک طاعون.

در منطقه‌اي و كشوري كه من از آن مي‌آيم، خشونت به نام دين صورت مي‌گيرد. خشونت ديني، خشونتي است كه خود را مقدس مي‌داند، خود را موجه مي‌داند و خود را بر فراز هر قانوني مي‌نشاند. جهان زماني مي‌پنداشت كه ديگر عصر اين خشونت به سر آمده است. اما ديديم كه چگونه صورت پنهان اين خشونت كه در لابلاي كتابهاي قديمي و ذهنهاي تارعنكبوت‌گرفته پنهان بود، ناگهان آشكار شد.

من امروز اينجا در ميان شما هستم تا به ياد آوريم كه همه مردمان زماني گرفتار اين طاعون بوده اند. آنچه را كه گذشته است از ياد نبريم، زيرا چيزي كه انسانها را بيش از هر چيز مي‌تواند به هم پيوند دهد و ميانشان همبستگي ايجاد كند، وراي همه پيوندهاي ديگري چون مليت، دين، نژاد، جنسيت و همه اين عناوين ثانويه، اشتراكشان در رنجهايي است كه برده اند وهمچنان هم در معرضشان هستند، و نيز اشتراكشان در آرزوي جهاني بهتر و زندگي آزاد وآسوده براي همگان .ما كه خواهان جهاني بهتر و عاري از خشونت هستيم، بايد در برابر بلاي انسان ساخته خشونت و ارعاب همانگونه عمل كنيم كه در برابر بلاياي طبيعي. سونامي دو سال پيش اگر چه فاجعه‌اي عظيم و پر از داغ و درد و رنج بود، اما واكنش يكپارچه مردم جهان، آن فرياد رسي بيسابقه، اميدي انساني با خود به همراه داشت و نمايشي از همبستگي انساني بود. انسانها امروز هم مثل هميشه تاريخ در معرض خطر فراز آمدن موجهاي سونامي خشونت هستند كه مي‌تواند همگان را بي هيچ حاشيه امنيتي در كام خود فرو ببرد. مگر يازده سپتامبر در كشور شما امريكا يك سونامي خشونت نبود؟ و براي مبارزه با ترور در هر شكلش چه راهي پيش پاي ما گشوده است جز همبستگي انساني جز به ياد داشتن و به يادآوردن و از ياد نبردن جز انجام وظيفه فرياد رسي و جز پذيرفتن حق مسلم فرياد خواهي.

من امروز اينجا هستم تا هم سپاس بگزارم آناني را كه بي اعتنا از كنار رنجهايي كه در گوشه گوشه جهان بر انسانها تحميل ميشود نگذشتند و نمي‌گذرند و هم سنت يادآوري را ادامه دهم ، سنتي كه محكمترين رشته پيوند را ميان انسانها ايجاد مي‌كند، انسانهايي كه آرزومند جهاني بهتر هستند و مي‌دانند كه طاعون خشونت هميشه در كمين است و سرنوشت انسان سر نوشتي مشترك است. ‍‍

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه