بازگشت به صفحه اول

 

 
 

یاد بود اکبردرسازمان ادوار

محمد مسعود سلامتی

حسب دعوت سازمان ادوارتحکیم وحدت بمنظور مراسم یاد بود اکبرمحمدی شب گذشته به محل این دفتردر میدان عشرت آباد(سپاه) رفتیم . برای اولین باربود که به این محل می رفتیم وشاید این یکی ازثمرات شهادت اکبربود که سبب تقریب نیروهای دمکراسی خواه گردیده است. حضورچهره های فعالان سیاسی ازگروههای مختلف نظیر کانون نویسندگان ، جبهه دمکراتیک ایران ، کمیته گزارشگران حقوق بشر، انجمنهای عضو دفترتحکیم (شاخه علامه) ، جبهه ملی ایران ، حزب ملت ایران ، احزاب کرد ، جنبش مسلمانان مبارزو... حکایت ازیک اتحاد نمادین سیاسی دربرابرهجوم حاکمیت به زندانیان سیاسی می داد. اکبرودیگرهمرزمانش که مدت 7سال رنج زندان را تحمل کردند وعلاوه برفشارهای حکومت ازسوی برخی گروههای سیاسی نیزمورد شماتت قرارگرفته وبه حرکتهای رادیکالی محکوم می شدند امروزدرفضای تازه ای قرارگرفتند .یک ثمره شهادت اکبر این شد که این وسعت دید درمیان گروههای سیاسی خواهان دمکراسی درعمل تحقق یابد که  بطور عینی  مشی دمکراتیک را تمرین کنند واین  مهم راجزو فرهنگ سیاسی خود نمایند که لازمه نیل به دمکراسی آن است تا اندیشه ها وافکاروخط مشی های گوناگون سیاسی بیاموزند دیدگاههای اختصاصی ومحدودترخود را مانع ازدستیابی به اهداف مشترک وکلان جامعه ننمایند.

نه تنها سخنان مطرح شده ازسوی اشخاص ونمایندگان گروههای مختلف حکایت ازفضای تازه سیاسی می داد بلکه نحوه اداره جلسه وتحملی که برای شنیدن سخنان نمایندگان تشکلهای مختلف ازسوی میزبانان به چشم می آمد نیز موید این مساله بود.

با خود اندیشیدم چه سری دراین جان سپردن برای آزادی نهفته است که این قدردرجامعه نافذ است . خون فروهرها چند برابردهها سال مبارزاتشان درجامعه اثربخش وحرکت آفرین شد. زیبا کاظمی درطول عمرفعالیتهای خبرنگاری وکوشش های سیاسی اش آنقدربرای جامعه حرکت آفرین نبود که شهادتش به جامعه حیات بخشید. چه گوارا ها ، حنیف نژاد ها ، جزنی ها ، عزت ابراهیم نژاد ها واکبرمحمدی ها وقتی جان باختند زنده ترشدند وقتی حق حیات را ازآنان ستاندند به مردم حیات تازه بخشیدند وراستی چه بی خردند دیکتاتورها ومستبدان مفتون قدرت که تصورمی کنند با کشتن آزادیخواهان می توانند نفوذ وتاثیربیدارگری آنان درجامعه را محو کنند.

وقتی به اتفاق دوستانم دکترامامی ، سفری ، عباسقلی نژاد ، سنجری ، نظرآهاری ، پورآقایی ، محسن ، سعید و.... ازپلکان ساختمان دفترسازمان ادوارتحکیم پایین می آمدیم یک دغدغه خاطرمشترک داشتیم . باطبی ، طبرزدی ، منوچهر ، جاوید تهرانی ، دلدار، لهراسبی ودیگرزندانیانی که گاه نامی هم برسرزبانها ندارند اکنون دراوین ، گوهردشت ودیگر زندانهای جمهوری اسلامی درچه حالی هستند وبرای آنکه اکبرشهید دیگرنداشته باشیم چه باید بکنیم.

نازلی سخن نگفت،
سرفراز
دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت…

نازلی سخن نگفت،
چو خورشید
از تیرگی برآمد و در خون نشست و رفت…

نازلی سخن نگفت
نازلی ستاره بود
یک دم درین ظلام درخشید و جست و رفت…

نازلی سخن نگفت
نازلی بنفشه بود
گل داد و
مژده داد: «زمستان شکست!»
و
رفت…

http://rozane1.blogfa.com

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه