بازگشت به صفحه اول

 

 
 
ولی الله فیض مهدوی پس از ۹ روز اعتصاب غذا دچار سکته مغزی شده و به بیمارستانی در خارج از زندان منتقل گردید
يكشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۸۵

شماره 402

بر اساس خبر دریافتی ، ولی الله فیض مهدوی پس از ۹ روز اعتصاب غذا در زندان رچائی شهر کرج دچار مرگ مغزی شده و به خارج از زندان منتقل گردیده است.
به گزارش واحد خبر کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی ، همبندان فیض مهدوی امروز با وجود تلاش های خود مبنی بر اطلاع از وضعیت او با بی توجهی مسئولان زندان رجایی شهر مواجه می شدند تا اینکه عصر امروز حراست زندان به سایر زندانیان سیاسی اعلام کرد، فیض مهدوی دچار مرگ مغزی شده است.

ولی الله فیض مهدوی شب گذشته در حال اغما به بهداری زندان رجایی شهر منتقل شده بود که پزشکان زندان متوجه می شوند وی دچارایست قلبی شده که با تلاش آنها  قلب وی احیا می شود، اما پس از دقایقی فیض مهدوی مجددا از حال رفته و دچار سکته مغزی می شود.

واحد خبر کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی

komitedefa@gmail.com

www.komitedefa.mihanblog.com

برابر گزارشات رسيده از زندان اوين روز شنبه 11 شهريور خالد هرداني زنداني امنيتي به دليل مشكلات قلبي به بهداري زندان اوين منتقل شد
گزارشات حاكي از اين هست كه خالد هرداني دو روز قبل در مورد وضعيت نامناسب جسماني خود به مسئولين زندان تذكر داده بود كه هيچ يك از مسئولان در اين مورد اقدامي نكرده اند
 خالد هرداني ديروز بعد از بهداري به بيمارستان نا معلومي براي مداوا منتقل شده هست كه تا كنون هيچ خبري از وي در دست نيست و تا اين لحظه به بند خود بازنگشته است
كمپين آزادي براي خالد هرداني ضمن ابراز نگراني از وضعيت اين زنداني از تمامي فعالان حقوق بشري درخواست مي كند تا در مورد وي و ديگر زندانيان سياسي اقدام فوري انجام دهند
 
كمپين ازادي براي خالد هرداني و همراهانش
 

تاریخ : 12/6/85

شماره : گ/104 – 85

به نام آزادی

بنا بر گزارشات رسیده از زندان اوین وزارت اطلاعات از طریق مسئولین زندان بر زندانیانی که بیانیه محکومیت مرگ اکبر محمدی را امضا کرده اند  فشار وارد می آورد .

از جمله این زندانیان آقای حسن ناهید می باشد که  برای درمان بیماری خود باید در بیمارستان تحت درمان قرار بگیرند . اما مسئولین زندان از انتقال ایشان به بیمارستان خودداری می کنند . مسئولین زندان علت مخالفت برای درمان را امضای متن بیانیه زندانیان اوین از سوی آقای حسن ناهید در اعتراض به مرگ مشکوک اکبر محمدی عنوان کردند .

لازم به ذکر است آقای حسن ناهید به دلیل مبتلا بودن به بیماری سرطان باید بستری گردند ، تا کنون معالجه ایشان در زندان توسط داروهای تجویزی بهداری زندان عوارض جانبی دیگری به همراه داشته است .

همچنین آقایان سعید شاه قلعه و هاشم شاهی نیا به دلیل امضای بیانیه محکومیت قتل اکبر محمدی در زندان به عناوین دیگر تحت فشار قرار دارند . آقای سعید شاه قلعه به دلیل پیشنهاد برگزاری مراسمی در زندان برای بزرگداشت اکبر محمدی تحت فشار مضاعف مسئولین زندان قرار دارد .

 

فعالان حقوق بشر در ایران ضمن اعلام نگرانی نسبت به وضعیت آقای حسن ناهید و سایر زندانیان ، خواستار توجه مجامع حقوق بشری بر زندان های ایران است .

 

Human Rights Activists in Iran

Hra.Iran@Gmail.Com

Http://Hra-Iran.Blogfa.Com

Tel: 0031620720193

گزارش وکلاي ميرزاپور شفيعي از سير پرونده اين وکيل زنداني در قم

*ميرزاپور بدليل خونريزي داخلي و مشکلات کليوي خواستار فراهم شدن امکان مداواي خود در خارج از زندان شد

دو تن از وکلاي رمضان ميرزاپور شفيعي با تنظيم گزارشي خواستار اجراي اعمال ماده 2 قانون اختیارات و وظایف رئیس قوه قضائیه و آزادي اين وکيل دادگستري از زندان لنگرود قم شدند.

ميرزاپور شفيعي که در پرونده‏اي با عنوان کلاهبرداري و خيانت در امانت دو نفر از مسئولان وقت تعاوني مسکن فرهنگيان قم وکالت بيش از صدها نفر از فرهنگيان مالباخته قم را برعهده داشته، با شکايت يکي از محکومين آن پرونده در دادگاه ويژه روحانيت قم به تحمل 6 ماه حبس محکوم مي‏گردد.

بنا بر اظهارات ميرزاپور شفيعي و وکلايش، عليرغم اينکه با پيگيري‏هاي صورت گرفته، رئيس قوه قضائيه دستور اعمال ماده 2قانون اختیارات و وظایف رئیس قوه قضائیه مبني بر خلاف بین شرع تشخیص دادن رای دادگاه و ارجاع آن به مرجع صالح جهت رسيدگي را صادر کرده بود، اين وکيل دادگستري و فعال سياسي در 13 تيرماه در مازندران بازداشت و جهت تحمل حکم به زندان لنگرود قم منتقل مي‏شود.

قائم مقام رئیس مجمتع آموزش عالی قم(پردیس دانشگاه تهران)، مدرس دروس تخصصي حقوق مجمتع آموزش عالی قم(پردیس دانشگاه تهران)، مشاور آموزش مركز تخصصي قضا حوزه علميه و نماینده حقوقی وزارت علوم از جمله فعاليت‏هاي فرهنگي حقوقي و دبيرکلي انجمن نوانديشان عصر سبز، عضويت در شوراي مرکزي مجمع روحانيون مبارز استان قم، موسس و قائم مقام دبيرکل مجمع اسلامي کارمندان خط امام، عضو شوراي مرکزي مجمع طلاب خط امام و نماينده مجمع در شوراي هماهنگي جبهه دوم خرداد از جمله فعاليت‏هاي سياسي وي در گذشته مي‏باشد.

ميرزاپور شفيعي که 44 ماه سابقه حضور در جبهه داشته و جانباز شيميايي 30 درصدي مي‏باشد که مشکلات ناشي از جانبازي تحت عمل جراحي لابراتوار شکمي قرار گرفته و 20 سانتي متر از روده‏اش نيز قطع شده، و پيش از اين بدليل عوارض ناشي از اصابت گلوله در پاي چپ و لگن، 10 بار مورد عمل جراحي قرار گرفته، و تا قبل از حبس تحت نظر پزشک قرار داشته، از خونريزي داخلي و دچار شدن به مشکلات کليوي و مجاري ادراري به دليل عدم دسترسي به امکانات پزشکي تخصصي در بهداري زندان و عدم امکان دسترسي به متخصصين خارج از زندان در روزهاي گذشته در زندان لنگرود قم خبر داده است.

اين وکيل دادگستري که هم اکنون در زندان به سر مي‏برد خواستار فراهم شدن امکان مداواي خود در خارج از زندان شده است.

گفتني است اين وکيل در نامه‏اي به مقام رهبري در ماه گذشته از استعفا و تشکيل پرونده براي وکيل سابق خود خبر داده است.

لازم به ذکر است همسر اين وکيل زنداني پيش از اين در نامه‏اي به انجمن دفاع از حقوق زندانيان و کانون مدافعان حقوق بشر خواستار پيگيري وضعيت اين وکيل زنداني براي آزادي و رسيدگي مجدد به پرونده شده بود.

از آنجا که رسانه‏هاي داخلي با توجه به عدم اطلاع از محتواي پرونده و اينکه پرونده اقتصادي مطرح مي‏شود، ممکن است تمايل چنداني به اطلاع رساني پيرامون اين پرونده و وکيل زنداني نداشته باشند، متن گزارشي که دو تن از وکلاي اين زنداني تهيه کرده‏اند بدون کم و کاست در زير مي‏آيد:

***

 

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع : گزارش سیر مراحل پرونده آقای میرزاپور شفیعی

در پرونده­ی کلاسه81/6/285، فرهنگیان قم علیه دو نفر از مسئولان تعاونی مسکن فرهنگیان قم تحت عنوان کلاهبرداری و خیانت در امانت دعوای کیفری طرح می­نمایند که حجه الاسلام آقاي میرزاپور وکالت جمع كثيري از فرهنگیان را قبول می­کند. متعاقب این امر، این دو متهم، برای اخذ رضایت به وکیل پرونده (آقای میرزاپور) مراجعه می­کنند و حاضر می­شوند بخشی از مطالبات فرهنگیان را به وکیل پرونده، مرجوع نمایند. به این منظور دو چک چهل میلیون تومانی در وجه وکیل پرونده صادر می­کنند. چک اول به شماره773493  نقد می­شود و وکیل پرونده تمام آن را حتی حق الوکاله­ی خود را به یکایک موکلینش تسلیم می­کند. 

در مورد چک دوم با شماره 773494 به سررسید 2/9/79، به خاطر احتمال نبودن محل، چک دیگری با مبلغ 20 میلیون تومان به شـماره 773495  به سررسـید ایضـا 2/9/79 ، بابت تضمین این چک، اخذ می­شود. چکها تماما به امضای این دو متهم که در آن زمان هنوز مجرم شناخته نشده بودند، به عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره شرکت، رسیده است و مهر شرکت تعاونی نیز روی آن نقش بسته است.

چک چهل ملیون تومانی در سررسید2/9/79 نقد نشده و در تاریخ 3/9/79 گواهی عدم پرداخت آن، اخذ می­گردد. پس از دو ماه با توجه به این امر، چک بیست میلیون تومانی نیز برگشت می­خورد  و تعقیب کیفری در این خصوص آغاز می­شود.

یکی از متهمان در مقطع دادگاه بدوی، با تحویل یک چک 10 میلیون تومانی، رضایت وکیل فرهنگیان را بدست می­آورد. اما در مورد متهم دیگر، به علت متواری بودن او، شعبه نهم دادگاه عمومی قم به شکل غیابی تشکیل می­شود و در دادنامه شماره 26/8/80- 3174 ، او را به دو سال حبس و پرداخت یک چهارم کسر موجودی به عنوان جزای نقدی، محکوم می­کند.

متهم پس از حدود یک سال از دادنامه­ی فوق­الذکر واخواهی می­نماید. در جلسه­ی اول واخواهی، متهم می­گوید: «این چک بابت تضمین دو فقره چک به شماره 773493 و 773494 عهده بانک سپه بوده است و چون چکها وصول شده، از بانک استعلام شود...» به همین دلیل از بانک سپه استعلام می­شود و بانک سپه در پاسخ اظهار می­دارد که چک شماره 773494 در شعبه سابقه ندارد. در جلسه دوم دادگاه، وکیل فرهنگیان اظهار می­دارد: «نظر به اینکه در متن چک تصریح شده است که بابت تضمین چک شماره 773494 بوده است و متهم ادعای پرداخت وجه چک مذکور را نموده است  در حالی که به استناد پاسخ بانک سپه که طی نامه 59518/3/81، در استعلام از دادگاه محترم، تصریحا مرقوم داشته­اند که چک 773494، وصول نشده است، جرم صدور چک بلامحل محرز است و تا کنون دلیلی برای پرداخت وجه چک، ارائه نداده­اند لذا رد واخواهی و ابرام دادنامه­ی بدوی را خواستارم.» شعبه نهم در طی دادنامه شماره 24/6/81- 1901، ضمن رد واخواهی ، دادنامه­ی غیابی را تایید می­کند.

متهم با وکالت یکی از وکلای پایه یک، تقاضای تجدیدنظر می­نماید که شعبه پنجم دادگاه تجدید نظر استان قم، با خارج از فرجه دانستن اعتراض، پرونده را غیر قابل طرح تشخیص داده و برای اجرای ماده 245 قانون آیین دادرسی مدنی، به دادگاه بدوی بر می­گرداند. دادگاه بدوی هم در تاریخ 9/6/82 قرار رد دادخواست تجـدیدنـظر، صادر می­نماید و رای قطعی می­گردد.

پس از قطعی شدن این رای، شکایتی علیه وکیل فرهنگان، توسط محکوم علیه این پرونده، در دادگاه ویژه روحانیت، مطرح می­شود.

دادنامه شماره 4/4/83- 82/204/17 شعبه دوم دادگاه ویژه روحانیت چنین است:

«نظر به اینکه طبق اقرار متهم و مدارک موجود  چک شماره 773495 به مبلغ بیست میلیون تومان به عنوان تضمین چک شماره 773494 مورخ 3/9/79 به مبلغ چهل میلیون تومان اصدار یافته بود و این امر در متن چک نیز قید گردیده است و موضوع چک شماره 773494 در تاریخ 4/11/79 به موجب صورتجلسه پیوست حل و فصل گردیده بوده بجریان انداختن چک شماره 773495 در تاریخ 17/2/83 بعنوان صدور چک بلامحل وجهی نداشته و عمل متهم از مصادیق بارز خیانت در امانت است لذا دادگاه در اینخصوص متهم را به تحمل شش ماه حبس محکوم می­نماید. ....» ( برای حفظ امانت، عین مکتوبه­ی دادگاه ویژه نقل شد.)

وکیل فرهنگیان از این رای، نزد رئیس قوه قضاييه، شکایت می­برد و خواستار آن می­شود که به استناد ماده2 قانون اختیارات و وظایف رئیس قوه قضائیه و تبصره 2 ماده 18 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب، رای مجددا بررسی گردد.

ماده2 قانون اختیارات و وظایف رئیس قوه قضائیه چنین است: « ریاست قوه قضائیه سمت قضایی است و هرگاه رئیس قوه قضائیه ضمن بازرسی رای دادگاهی را خلاف بین شرع تشخیص دهد آن را جهت رسیدگی به مرجع صالح ارجاع خواهد داد.»

ذیل تبصره 2 ماده 18 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب اعلام می­دارد: «... تصمیمات یاد شده­ی شعبه تشخیص در هر صورت قطعی و غیر قابل اعتراض می­باشد. مگر آنکه رئیس قوه قضائیه در هر زمانی و به هر طریقی رای صادره را خلاف بین شرع تشخیص دهد که در این صورت جهت رسیدگی، به مرجع صالح ارجاع خواهد شد.»

در تبصره 4 ماده فوق الذکر امده است: «جز در مورد اختیار ذیل تبصره 2 این ماده از هیچ حکم قطعی یا قطعیت یافته بیش از یک بار نمی­توان به عنوان خلاف بین درخواست تجدید نظر نمود.»

  برخی از ایراداتی که در این درخواست مطرح شده­اند، نقل می­شوند:

1- ایراد امر مختومه و امر قضاوت شده: این پرونده و چک مورد بحث، قبل از دادگاه ویژه، در شعبه نهم دادگاه عمومی  و شعبه پنجم دادگاه تجدید نظر استان، مورد رسیدگی قرار گرفته و رای قطعی اصدار یافته است. بنابراین به جریان انداختن دوباره پرونده، به استناد بند 6 ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی، ممکن نیست و دادگاه ویژه دادگاهی عالی محسوب نمی­شود تا بتواند در برخی از موارد، پس از اصدار رای، مجددا رای را بررسی کرده و تغییر دهد.

2- بر اساس ماده 14 قانون صدور چک، مصوب 1372 ،  اگر چک از طریق جرمی مثل خیانت در امانت (در ماده 14 به این جرم به صراحت اشاره شده است) و یا جرایم دیگر تحصیل شده باشد، صادرکننده، می­تواند جلوی وصول آن را بگیرد و باید علیه دارنده، به دادگاه شکایت کند، رای دادگاه محترم ویژه، اولین رای در طول تاریخ قانون چک است که علاوه بر صادرکننده، که در دادگاه دیگری، محکوم شده بود، دارنده را هم محکوم می­کند و این امر با توجه به ماده 14 قانون صدور چک، محال است.

3- ایراد به سمت شاکی پرونده: نظر به اینکه چک 773495 – 2/9/79 مربوط به شرکت تعاونی مسکن فرهنگیان منطقه 2 قم، بوده و مهر شرکت در روی چک حک شده است، به استناد بند 5 ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی، حق طرح دعوی در سال 83 را نداشته­اند چون در این زمان، از مدیریت شرکت عزل شده و حتي از آموزش و پرورش هم اخراج شده­اند و هیـچ سمتی در شرکت نداشته­اند و دادگاه محترم ویژه، در مورد چکِ شرکت،  از افراد فاقد سمت، به عنوان شاکی، اخذ اظهارات کرده است و صرفا کسی می­تواند در مورد چکِ شرکت، ادعای خیانت در امانت نماید که در شرکت واجد مسئولیت باشد.

4- صورتجلسه­ای دال بر مصالحه بین وکیل فرهنگیان و محکوم علیه چک بلا محل وجود نداشته است و الا محکوم علیه در دادگاه متقاضی استعلام از بانک سپه نمی­شد و صورتجلسه مصالحه را ارائه می­کرد.

5- در رای دادگاه ویژه، متاسفانه به خطا، تاریخ چک چهل میلیون تومانی 3/9/79 ذکر شده در حالی که 2/9/79بوده است.

6- در رای دادگاه ویژه، ایضا به خطا، تاریخ به جریان انداختن چک تضمینی بیست میلیون تومانی 17/2/83 ذکر شده در حالی که تاریخ  برگشت آن 3/11/79 بوده و در تاریخ 13/6/82 این چک کلیه­ی مراحل دادرسی را پشت سر گذاشته است.

7- اگر وکیل فرهنگیان چک تضمینی و یا هر چک دیگری را بدون اقدام حقوقی و کیفری به صادر کننده­ی آن تحـویل می­داد، آیا فرهنگیان محترم، او را به خـیانت در امانـت متهم نمی­کردند.

8- بر فرض محال كه مطالب دادگاه ويژه صحت داشته باشد، ، با توجه به سوابق وکـیل فرهنگیان و شرایط او، دادگاه می­توانست، به استناد ماده 22 قانون مجازات اسلامی، به متهم تخفیف دهد. اگر چه که تشخیص این موضوع با دادرس محترم دادگاه ویژه است اما به نظر می­آید که اگر دادگاه ویژه، به دلیل سوابق ایشان و به استناد ماده22 قانون مجازات اسلامی، به ایشان تخفیف می­داد، از عدالت قضایی دور نمی­شد.

برخی از سوابق ایشان عبارتند:

43 ماه و 23 روز شرکت داوطلبانه بسیجی، در جبهه­های جنگ تحمیلی به عنوان فرمانده گردان و جانشین فرمانده تیپ و دیگر مناصب، جانباز 30 درصد دائم،  سابقه 16 سال درس خارج حوزه علمیه قم، دانشجوی نمونه دوره كارشناسي ارشد سراسر کشور، نماینده حقوقی وزارت علوم، قائم مقام رئیس مجمتع آموزش عالی قم(پردیس دانشگاه تهران)، مدرس دروس تخصصي مجمتع آموزش عالی قم(پردیس دانشگاه تهران)، مشاور آموزش مركز تخصصي قضا حوزه علميه

ریاست محترم قوه قضائیه پس از ملاحظه­ی این اعتراضات، به تاریخ 25/12/83 در هامش نامه­ی ایشان مرقوم می­دارند: «بسمه تعالی  جناب آقای شیرج اولا اجرای حكم متوقف شود تا رسیدگی مجدد ثانیا پرونده جهت اعمال ماده 2 در نظارت بررسی شود.» 

  دفتر نظارت ویژه قوه قضائیه در تاریخ 28/1/84 با نامه شماره 943/84/62، و با پیوست نمودن تصویر این نامه، خواستار ارسال سریع پرونده می­شود. این نامه به شماره ثبت 6693 – 31/1/84 در دفتر اندیکاتور دادسرای ویژه روحانیت ثبت می­شود.

پس از گذشت حدود یک سال، علی رغم دستور صریح رئیس محترم قوه، دادگاه ویژه به این دستور عمل نکرده و رئیس حوزه نظارت قضایی ویژه قوه قضائیه، در طی نامه مورخه 30/2/85، به شماره 943/84/62،  با ارسال مجدد تصویر نامه­ی حجه الاسلام میزاپور و پاسخ ریاست محترم قوه، خواستار ارسال پرونده شدند و علت تاخیریک ساله در ارسال را جویا شده­اند.

با ارسال نـشدن مجدد پرونده، آقای میـرزاپور، مجددا از رئیس محـترم قـوه، تقاضای اعـمال ماده 2 می­نماید و ریاست محترم قوه در ظهر آن مرقوم می­دارند: «بسمه تعالی قوانین دادرسی شامل کلیه­ی دادگاههای کشور و ضمنا دادگاه ویژه می­شود و لازم الاجراست بجز به آنچه که رهبـری معـظم انقلاب در آیین نامه­های مربوطه استثنا نموده­اند اعمال ماده 2 را رهبر معظم انقلاب استثنا ننموده­اند لهذا دادگاه ویژه مکلف به اجرای این قانون است و در صورت تخلف پیگرد قانونی خواهد داشت 8/3/85»

پس از این دستور، رئیس حوزه نظارت قضایی ویژه قوه قضائیه، در طی نامه مورخه 22/3/85، به شماره 943/84/62،  با ارسال تصویر نامه­ی جدید حجه الاسلام میزاپور و دستور دوباره ریاست محترم قوه، خواستار ارسال پرونده شدند.

ریاست محترم قوه قضائیه قبلا نیز طی بخشنامه شماره 12502/78 مورخ 26/11/78 به کلیه روسای دادگستری­های استانهای سراسر کشور به منظور ابلاغ به دادگاههای عمومی و انقلاب اسلامی و تجدید نظر و سایر مراجع، از قضات معزز خواسته­بودند، در ارسال پرونده­ها بدون علت، تاخیر روا ندارند. عین این بخشنامه نقل می­شود:

« از اداره کل نظارت و پیگیری قوه قضائیه اطلاع داده­اند که بعضی مراجع قضایی در فرستادن گزارش یا پرونده­های مورد مطالبه به کندی اقدام می­نمایند و در مواردی نیز پاسخ نامه­های ارسالی را بدون رعایت موارد اداری به امضای مدیر دفتر صادر و اعلام داشته­اند همچنین بعضی از مراجعان به آن اداره کل اعلام کرده­اند هنگام مراجعه به مراجع مذکور یا ارائه نامه یا گزارش متضمن ارائه طریق اعمال بند 2 ماده 18 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب و تبصره 4 ماده 235 قانون آیین دادرسی دادگاههای مذکور با رفتار تند و موهن قاضی رسیدگی کننده و امتناع وی از دریافت اعلام نظر قضایی آن واحد به داعیه تعارض آن با استقلال قاضی روبرو شده­اند. اقدامهایی از این نوع (هر چند نادر)، علاوه بر ایجاد نارضایتی و شکایت انتظامی روشی مغایر ضوابط و مقررات و از عاملهای منفی و موثر در ارزشیابیهای ضمن اشتغال قاضی محسوب می­شود که پس از بررسی، در پیشینه خدمتی منعکس می­گردد. یرخورد مناسب با مراجعین و پذیرش درخواستهای قانونی و پرهیز از اعمال خلاف شئون، علاوه بر جلب اعتماد عمومی، بخشی از لوازم اشتغال به امر قضا و اهتمام در احقاق حق افراد بوده و منافاتی هم با استقلال قاضی ندارد، انتظار دارد چنان مواردی بعد از این گزارش نگردد و قضات محترم در دادن پاسخ نامه­ها دقت کافی معمول دارند، پرونده ها را به موقع ارسال کنند و چنانچه عذری برای تاخیر باشد، با ذکر دلیل اداره مذکور را مطلع سازند تا موجب مسئولیت نگردد.»

دادگاه محترم ویژه متاسفانه به جای توجه به قانون و بخشنامه­ی فوق­الذکر و دستور خاص دفتر نظارت و ارسال پرونده، در تاریخ 13/4 85  اقدام به دستگیری ایشان و تحویل ایشان به زندان لنگرود قم می­نماید و ایشان هم اینک در زندان لنگرود قم به سر می­برند.

ایشان پس از زندانی شدن، نامه­های متعددی به رهبر معظم انقلاب،  مراجع عظام تقلید نوشته­اند و خلاصه پرونده را مطرح نموده و تقاضا نموده­اند دستور ریاست محترم قوه قضائیه اجرا شود.

وکلای حجه­الاسلام میرزاپور

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه