بازگشت به صفحه اول

 

 
 

ما متهم نمي كنيم ما اسير بودن سميه (‌محمدي )‌ و سميه ها را در سازمان مجاهدين اثبات كرده و مي كنيم

  Mustafa_mohammady@hotmail.com

امروز 9 سپتامبر برابر 25 مين سالروز تولد  سميه بود . اين نامه رادر حالي مينويسيم كه  بيش ا زهر زمان ديگر نگران امنيت و سلامت فرزند جوان مان هستيم زيرا امروز خبر خودسوزي ياسر اكبري نسب  دراعتراض به اسارتش در پادگان اشرف به نگراني و دلشكستگي ما افزود .

خودسوزي ياسرجوان كه در 16 سالگي به همراه برادرش موسي از آلمان  به عراق برده شده بود نشان داد كه نگراني ما د رمورد سلامتي جان سميه جدي است .

غم انگيز است براي تاريخ ما وشرم آور براي شما ،  كه ما امروز استناد حقانيت ادعايمان را د رمورد غير قانوني و غير انساني بودن اسارت اين افراد در اشرف به مرگ مظلومانه جواني استوارمي كنيم كه او نيز مانند سميه جوان ، فرزندمردم ايران بود.   في الواقع شرايط رواني و اجبارو روشهاي روانشناسانه “ كا.گ.ب “  و سانسور خبري توسط مسولين اين تشكيلات انتخاب ديگري براي اين جوانان باقي نگذاشته است.

تنها راه خروج از قلعه اشرف  خودسوزي است كه يا  برده وار  براي رهبري است  ،‌ مانند ند ا حسني كه  وي را مجاهد خواهند خواند و يا مانند ياسر براي مخالفت با رهبري است كه در اين صورت بعد از درز خبر خودسوزي  در“ سيماي اسارت “ ، وي بعد زا 8 سال عضويت در سازمان ،‌ مجاهد هم خوانده نمي شود.  . البته   تنها روح اين قربا نيان از اشرف آزاد خواهد شد و جسم سوخته شان در اشرف در اسارت خواهد ماند تا تاريخ و آيندگان به مظلوميت اين قربانيان جوان شهادت دهد.

چه كسي است كه نداند تنها يك انسان نا اميد كه آينده اي براي خود متصور نيست و  فرياد رسي ندارد اقدام به خودسوزي  و خود كشي مي كند . براستي  چگونه  يك جواني كه به ادعاي سازمان ،‌ آگاهانه به سازماني پيوسته است كه نويد پيروزي و شادي را مي دهد ‌خودكشي مي كند.

 هرچند ياسر اولين خودكشي در سازمان  نبود وآخرين آن هم  نخواهد بود ولي بي شك رهبري و دستگاه فرماندهي سازمان مجاهدين مسول پاسخگوئي ان د ربرابر خدا و خلق خواهند بود .  همانگونه كه جمهوري اسلامي پاسخگوي مرگ اكبر محمدي و فيض مهدوي در زندان مي باشد.

در هفته اي كه  گذشت صداي رسمي سازمان در نامه اي نمايشي و فرمايشي كه  بر عليه همه كساني كه جدا شده اند و سعي كرده اند  در مورد شيوه هاي غير انساني و غير دموكراتيك ولايت مطلقه رهبري سازمان ، جرئت ابراز عقيده شان رابه خود داده اند  بارها و بارها تكرار كرده است  حضور سميه در قلعه اشرف  را با انتخاب خودقلمداد كرده اند و از انسو تلاش ها ي نافرجام ما  براي فراهم كردن شرايط سالم برا ي  يك انتخاب اگاهانه و آزادانه سميه  را به رژيم جمهوري اسلامي نسبت دا ده اند .

ما معتقديم كه اين اتهامات براي مردم ايرا ن منجمله نيروهاي سياسي شناخته شده است بنابر اين ضرورتي براي پاسخ گوئي بر  ان نمي بينيم و با اين جمله بسنده مي كنيم كه  “كافر همه را به كيش خود خواند “ اين شما هستيد كه بايد پاسخ گو باشيد نه ما.

شما مي توانيد هر انچه را ميخواهيد به خانواده ما نسبت بدهيد..

شما  مي توانيد سعي كنيد از فرزندان ما با تزوير و دروغ نامه بر عليه خانواده هايشان  دريافت كنيد .

آيا شما پاسخي به خود كشي ياسر اكبري ،‌ خودكشي آلان محمدي 14 ساله و كشته شدن سعيد نوروزي براي خانواده هاي آنان و مردم ايران  داريد ؟ براستي كه  شما براي  رسيدن به قدرت  حاضريد همه جوانا ن ما را قرباني كنيد. همانگونه كه د رفروغ همه را به كشتن داديد و مسوليت انرا به گردن ان عزيران شهيد انداختيد  .

براستي اگر انچه كه مي گويئد دروغ نيست و سميه خودش مي خواهدد ر عراق باشد ،‌پس چرا از رويارو كردن جوانان و اعضا با خانواده هاي خود ا و حشت داريد ؟‌ آيا به اين  د ليل نيست كه   ارتش شما سالهاست كه  مرخصي ندارد. زيرا مي دانيد كه  سميه ها بدون ترس از جو خفقان سازمان  و توهين شدن در نشست جمعي با اتهامات تكراري وارعاب ديگر  هر گز از مرخصي به اسارت بر نخواهند گشت.  زيرا د رارتش شما براي منتقدان و مخالفان مرخصي وجود ندارد .  زيرا شما بخوبي به اين آگاهيد كه تمامي اين نو جوانان را بر خلاف ميل خودشان د راشرف نگه داشته ايد .  زيرا ادامه حيات شما براي معامله اسارت اين قربانيان هست.

ما براي اطلاع مردم ايران ، كپي نامه سفارت كانادا را كه در ان بهزاد صفاري در تمامي مراحل مصاحبه سميه با اعضا سفارت كانادا حضور داشته است و به درخواست آنان براي تنها گذاشتن سميه اعتنا نميكند و نيز نامه درخواست سميه به سفارت كانادا برا ي خروج از اشرف  را در مورد دموكرات بودن و راستگوئي اين سازمان و آزاد بودن اين افراد در“ بودن “ و يا “ نبودن “ در اشرف ،‌ را   براي قضاو ت مردم منتشر ميكنيم.

ما از مردم ايران تقاضا مي كنم كه ما را در نجات سميه از ارتش جهالت ،‌ دروغ و اسارت ،‌ياري كنند .  

د راينجا اعلام مي كنيم در صورتي كه تا پايان سپتامبر 2006 سميه به كانادا اعزام نشود ما ا زتمامي رهبران سازمان و دست اندر كاران تشكيلات  سازمان در كانادا در دادگاه هاي حقوقي و حقوق بشري  كانادا ولاهه شكايت خواهيم كرد .

آخرين سخن ما با رهبري سازمان اين است:

شما كه  دين تان را به شيطان  فروختيد ،‌ آزادگي را با اسارت جوانان ،‌ بر باد داديد ، به اعتماد ما هواداران و مردم ايران خيانت كرديد لاقل ا از تجربه مرگ ميلواسويچ ( ديكتاتور يوگسلاو) در زندان دادگاه جنايت جنگي ،‌دستگيري خفت بار  صدا م (‌ديكتاتوري كه با اسلحه اش مخالفان بي دفاع  را ميكشت ولي از اسلحه اش در زماني كه بايد استفاده ميكرد نكرد )  و چارلز تايلور ( ديكتاتور ليبريا )، عبرت بگيريد .  به راه خلق بر گرديد و جوانان واعضا را آزاد كنيد.  بخشش خدا و خلق قهرمان ايران عظيم است. اين شانس را از دست ندهيد.

خانواده محمدي

ريچموند هيل -كانادا 
 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه