|
قربانی
بعدی کیست؟
به فاصله
بیش از یکماه وبرای دومین بار ودر شرایطی همسان ، به عمر ولی الله فیض مهدوی همچون
اکبر محمدی پایان داده شد. بدون هیچ تردیدی عامل اصلی این جنایات سردمداران نظام ضد
انقلابی و زندان بانان آن می باشند.
ولی
اله فيض مهدوي، 5 سال پيش در پی دستگيری
اش
به اتهام همکاری با سازمان مجاهدين خلق ايران
به اعدام محکوم گردید. اما این حکم در مقابل اعتراضات وسیع و گسترده در اردیبهشت
ماه ،
مورد تجديد نظر قرار گرفت و به حبس ابد تبديل شد. علی رغم تغييرحکم ، ولی الله
فيض مهدوی
،
طی پیامی از
تهديدات و قصد مسئولين زندان گوهر دشت کرج، برای کشتن خود سخن گفته و
دراعتراض به وضعیت زندان عدم ابلاغ حکم و انتقالش به زندان اوین
دست به اعتصاب غذا زد.
سرانجام
درنهمين روز اعتصاب غذای خود، به ادعای مسئولان زندان گوهر دشت کرج، ظاهرا در اثر"
اقدام به خودکشی"
و
"
سکته
قلبی"
و"
مغزی
"
فوت کرد. درمورد اکبر محمدي هم مسئولان
زندان اوين علت مرگ را سکته قلبی اعلام کرده بودند.
آنچه مشخص
است : فیض مهدوی در اعتراض به مسا ئل ذکر شده ی فوق
اعلام اعتصاب غدا نمود و مسئولین زندان کمترین توجهی به خواسته او از خود
نشان ندادند تا اینکه او بر سر ایستادگی و مقاومتش جان باخت. به ادعای
مقامات زندان، علت مرگ اين دومين قرباني، ولی الله
فيض مهدوی 29 ساله، نيز سکته قلبی بوده است.
برای ما و
همه آزادیخواهان جهان ، که به سرشت این نظام آگاهند مشخص است که:
ادعای
اعلام
سکته قلبی برای مرگ
پر ابهام و نابهنگام
دو زندانی سياسي، آنهم جوان،
و پی در پی و در فاصله کمتر از چهل روز،
در زندانهای جمهوری اسلامی در اثر اعتصاب غذا، از سوی حکومتی که درطی
28 سال حاکمیت اش، کشتار های خونین خلق عرب، دیپلمه های بیکار اهواز، ترکمن صحرا،
ماهیگیران انزلی ، قتل عام کردستان ، سرکوب دانشگاهها، دستگیری های وسیع همه این
سالها، کشتار دو تابستان خونین 60
و67
را سازمان داده و
پس از آن
در طول روند قتلهای زنجيره ای سياسی اقدام به قتل نويسندگان، روشنفکران و دگر اند
يشانی نظير:
فروهرها، پوينده و مختاری،
سعیدی سیرجانی ،احمد میرعلایی، کشیش دیباج و کشیش میکائیلیان ، دکتر احمد تفضلی،
دکتر مجید شریف، پیروز دوانی ، سیامک سنجری وصد ها تن دیگر
نموده
وسرکوب
خونین کوی دانشگاه را در 18 تیر 78 سازمان داد و
پس از آن در داخل زندان خبرنگار عکاس
زیبا( زهرا)
کاظمی را به قتل رسانده ، برای هيچ فردی
حتی
با حد متوسطی از شعور انسانی باور کردنی نيست.
از نظر ما
فعالان : کانون دفاع ازآزادی بیان – گوتنبرگ (سوئد)
پيام
آشکارآمران و عاملان این قتل ها بر دو پایه استوار است . اینکه در
مرحله اول زندانیان سیاسی را به عقب نشینی وا
دارند و
در صورت پافشاری
زندانیان
سیاسی
برعقايد و نظرات خود، حتی اگر در دادگاه به اعدام محکوم نگردند، به شکل ديگری به
زندگيشان پايان داده می شود.
که اکبر محمدی و فیض مهدوی نمونه آشکار آن است.
دیگر اینکه پیشروی جنبش های اجتماعی کارگران و زحمتکشان، زنان ، دانشجویان ، اقلیت
های ملی و روشنفکران ترقیخواه را از حرکت و مقاومت باز دارند و با
این جنایات آشکار ، آنان را مرعوب سازند.
وظیفه و رسالت همه آزادیخواهان ایرانی است که در چنین شرایطی ،
ضمن دفاع بی قید وشرط ازآزادی بیان واندیشه و مقاومت همه زندانیان سیاسی جدا از
عقیده و مرام ومسلک آنان،
به
ا فشاء
اين شکل تازه از به قتل رساندن زندانيان سياسي،در
سراسر جهان و
بويژه در شرايطی که افکار عمومی جهان فقط متوجه مساله فعاليتهای
پرونده
اتمی جمهوری اسلامی ايران می باشد،
به اشکال گوناگون عمل نماییم تا
روند نابودی زندانيان
سياسی در ايران را متوقف سازیم.
اگر به وظیفه خود عمل نکنیم، معلوم نیست نوبت بعدی از آن کیست ؟
کانون دفاع از آزادی بیان –
گوتنبرگ( سوئد)
11سپتامبر 2006
|