|
اعدام حکم غیرانسانی
محمد مسعود سلامتی
شاید نزاع وستیزه نخستین زبان انسانها بود.
اگرانسان نخستین می خواست ازحق خود دفاع کند تنهاشیوه ای که با آن آشنا بود نزاع
وتوسل به زوردربرابرسایرهمنوعان خود بود. اگربشردوران بدوی می خواست حکمی را درجمع
کوچک قبیله ای حاکم کند با توسل به زوروچماق به این امرمبادرت می ورزید. ای بسا خطا
ها یا جرم های ناچیزقبیله ای که تنها با خونریزی وکشتار چاره جویی می شد. اما
بسیاربرعمربشرگذشت تا خط وزبان را آموخت وقادرگردید درروابط بین انسانها ازشیوه های
صحیح تربهره جوید. هرچه تاریخ روبه پیش نهاد وآثارمدنیت درزندگی بشرنمایان تر شد
رویکرد به قانون ودوری جستن از شیوه های خشن وغیرانسانی درروابط اجتماعی پررنگ
ترشد. حتی آنگاه که قانون برجوامع حاکم شد شکل مجازات ها که اساس آن با هدف
تغییررویه های انسانها وجهت دادن به سمت وسوی خاص بود بتدریج تلطیف شد. سربریدن
توسط جلادان، زنده سوزاندن درآتش ، به صلیب کشیدن و بردن به زیرتیغ گیوتین
مجازاتهای وحشیانه ای بود که بتدریج با رشد فرهنگ انسانی ازجوامع بشری رخت بربست.
به مرورزمان این رشد فکری درانسانها به منصه ظهوررسید که نه تنها برای مردم خود
بلکه برای همه جوامع، حقوقی برابرودرخورشان انسان راطلب کند.
اکنون سالهاست که یک کارزاردامنه داربین مجامع
مدافع حقوق انسانی وبرخی حکومتها برسرلغو مجازات اعدام بعنوان یکی دیگرازنمادهای ضد
بشری برپاست. اگراندکی درتاریخ تطورفکری انسانها بیندیشیم آنگاه اذعان می کنیم که
این راهی است که دیریا زود همه دولتها بایست بپیمایند. حکم اعدام چه درمجازاتهایی
که جنبه برخوردباجرایم عمومی دارد و چه مجازاتهایی که رنگ سیاسی بخود می گیرد
درهمه حال حکمی وحشیانه وغیرانسانی است. درمجازاتهای عمومی اگرقراراست فلسفه مجازات
تربیت یا تنبیه انسانها باشد با اجرای حکم اعدام ومرگ یک انسان او نه تنها تنبیه
نمی شود بلکه ازحیات ساقط می گردد. اجرای چنین حکمی نه تنها انسانی راازادامه زندگی
بازمی دارد بلکه تبعات ناگواردرخویشاوندان وبستگان او اعم ازپدرومادریا همسروفرزند
و... خواهد داشت . به این ترتیب این حکم اگرتنها به اصطلاح یک جنبه مثبت یابد که
درسی برای مجرمان بالقوه گردد جنبه های منفی آن بیشتراست هم ازنظرساقط کردن حیات
ازیک انسان ، هم آثارروحی روانی برخانواده اش که منجربه لطمه خوردن زندگی چند ین
وچند انسان دیگرشده وهم تبعاتی که ترویج چنین احکامی برجامعه خواهد داشت که آن
جامعه بهترین راه حل تربیتی را کشتن ونیست کردن تلقی خواهد کرد. بعلاوه نمایش صحنه
های رقت انگیزبردارکردن یا تیرباران یک انسان خود مقوم روحیه قساوت درجامعه خواهد
شد. جامعه ای که می بایست برپایه مهروانسانیت بنا شود. جامعه ای که می بایست برپایه
نوع دوستی و تعاون وهمیاری انسانها رشد یابد آنگاه خشونت وقساوت را که ازویژگی های
حیات وحش است درخود تقویت خواهد نمود.
نکته مهم دیگرآنکه باید توجه نمود که این مساله
تنها درخصوص جرایم عمومی مطمح نظراست ودرزمینه آنچه که درعرصه سیاسی جرم تلقی می
شود موضوع باید اززاویه دیگری مورد نقد وبررسی قرارداد. اگرسیاست وحکومت به مفهوم
اداره کردن امورجامعه باشد . بدیهی است آن جامعه ای که تحت اداره یک شیوه یا افراد
وحاکمانی خاص قراردارد که درواقع می بایست به وکالت ازآحاد اجتماع حکمرانی کنند.
این ازنخستین حقوق مردم است که بخواهند نسبت به شیوه ها ی اداره جامعه یا افراد
حاکم انتقاد کنند وافراد وروشها رازیرسووال ببرند ودرجاییکه این روندها را مخالف
خواست وآمال خودبیابند برای دگرگونی شیوه ها ونیزبرکناری حاکمان به فعالیت برخیزند.
ازاین رو مجازات سیاسی خود ظلمی آشکاردرحق مردم یک کشوراست واصولا وجود زندانی
سیاسی به مفهوم وجود ظلم دریک کشوراست. حال اگرحاکمان بخواهند یک زندانی سیاسی را
بعنوان مجازات درقبال فعالیتی که خود ازحقوق اولیه اوبشمارمی رود به اعدام محکوم
کنند بوضوح این ظلم مضاعف خواهد بود. که هیچ حکومتی قادربه انکارآن نیست ازهمین
روست که غالب حکومتهای غیرمردمی برغم دارابودن زندانی سیاسی این امرراانکارمی کنند
چراکه می دانند وجود زندانی سیاسی امری غیرقابل دفاع است.
با توجه به این واقعیات است که می بایست براین
امرپای فشرد که حکم اعدام چه درجرایم عمومی وچه آنچه که جرم سیاسی تلقی می شود
امری مطرود وغیرانسانی بوده وشایسته است ازقوانین جزایی کشورمان حذف شود.
http://rozane1.blogfa.com |