هرچند وقت يکبار جامعه در شوک شنيدن خبر يک اعدام قرار
ميگيرد اساسآاينکه حکم اعدام در هيچ زمينه ای موجب وقوف و تعطيلی جرمی نگرديده اين
خود از آمارهای مختلف جرايم انجام شده در جامعه نمودار ميگردد .اما اينکه چرا به
جای اقدامات خشن که هيچ ثمری ندارد الا ترويج خشونت.
به اقدامات تربيتی اقدام نميگردد و اساسا چرا
زمينه های وقوع جرايم مورد مطالعه قرار نميگيرد وزمينه های نا بسامانيهای اجتماعی
مورد بررسی قرار نميگيرد .
عواملی همچون۱ فقر ۲تبعيضات طبقاتی ۳بدعمل کردن سيستمهای
تربيتی ۴تبعيضات جنسی۵عدم تناسب درآمد با ميزان سرانه زندگی ۶بالا بودن خط فقر ۷عدم
بينش صحيح و درک درست از فردا ۸نااميدی مفرط در بين لايه های مختلف مردم و به خصوص
جوانان ۹تبعيضات مذهبی و .... ميتوانند عوامل بسيار مهم در وقوع جنايات ممکنه در
جامعه باشند .که بايد از طرف مسولان مورد مطالعه قرار گيرد
فقر ميتواند زمينه ساز بسياری از جرايم در جامعه قرار
گيرد و بسياری از افراد را به خاطر داشتن يک زندگی حداقلی وادار به کاری کند که از
لحاظ اجتماعی جرم محسوب شود و فرد اقدام کننده را مجرم گويند اما اگر باديد {پزشکی
اجتماعی }به مسيله نگاه شود فرد مجرم خود يک قربانی ناهنجاريهای اجتماعی است که
بايد علل جرم را مورد مطالعه قرار داد .
آنوقت بايد به درمان ريشه ای علل وقوع جرم
پرداخت تا ديگر انسانها به طرز بسياری زشتی از طناب دار آويزان نشوند
به راستی تا کنون اعدام در کدام زمينه کارايی داشته؟ و
ياموفقيتی نسبی داشته؟
اعدام فقط سرپوشی است بر عدم کارايی مديريتی
اجتماعی
مديريتی که با لجاجت سخت سعی بر اين دارد که تجربه
ناموفق خود را باز تکرار کند .
يکی ديگر از مسايلی که ميتواند در ارتکاب جرم و جنايت
دخيل باشد عدم توسعه فرهنگی است .
و با پژوهش و با به کار گيری اساتيد جامعه شناس و با
انتخاب مديران کارا ميتوان وقوع جرم را به حداقل رساند