روزجهاني معلم
شيرزاد
عبداللهي
۱۲ مهر ۱۳۸۵
پنجم اکتبر يرابر با 13 مهرماه روز جهاني معلم است. در سال هاي اخير بزرگداشت
اين روز مورد توجه تشکل هاي صنفي و بخش هايي از جامعه معلمان ايران قرار گرفته است.
به اين ترتيب با دو روز معلم روبه روهستيم، 12ارديبهشت و 13 مهر. اولي روز ملي و
دومي روز بين المللي معلم است. ايا اعلام روزي به نام معلم اقدامي شيطنت آميز از
سوي مجامع بين المللي براي کمرنگ کردن 12 ارديبهشت روز معلم در ايران وشهادت استاد
مطهري است؟ چرا دولت از وجود چنين روزي خبر ندارد؟ تقويم سال 85 رابا هم ورق مي
زنيم. تنها مناسبت ثبت شده در تاريخ 13 مهر روز نيروي انتظامي است ونامي از روز
معلم ديده نمي شود. شايد معلمان زياده خواه شده اند واگر به آنها ميدان بدهند همه
روز هاي سال را به نام خود ثبت مي کنند. قبل از پاسخ به اين پرسش ها ابتدا به دو
سوال مقدماتي جواب مي دهم. چه کساني روز 5 اکتبر را روز معلم اعلام کرده اندوچرا؟
ودوم اينکه در 5 اکتبر چه اتفاقي افتاده است؟
يونسکو: 5 اکتبر از سوي يونسکو روز معلم ناميده شده است. "سازمان اموزشي، علمي
وفرهنگي ملل متحد" را به اختصار يونسکو مي نامند. اين سازمان در سال 1945 ميلادي،
درست پس از پايان جنگ جهاني دوم و با اين استدلال پا گرفت که جنگ ها نخست در ذهن
بشر شکل مي گيرد. پس دفاع از صلح نيز بايد از ذهن بشر شروع شود. نماينده ايران در 4
نوامبر سال 1946 ميلادي (1325 شمسي) اساسنامه يونسکو را امضا کرد. دو سال بعد،
درتاريخ 15 تير ماه 1327، مجلس شوراي ملي عضويت قطعي ايران را به تصويب رساند.
اساسنامه کميسيون ملي يونسکو در 13 ماده ودر سال 1328 ه. ش. توسط هيات وزيران تصويب
شد. بعد از پيروزي انقلاب، اساسنامه مورد بازنگري قرار گرفت وسرانجام در 17 ماده و4
تبصره تنظيم شد وپس ازتاييد وزارت فرهنگ و آموزش عالي در جلسه مورخ 29 شهريور ماه
سال 1366 توسط هيات وزيران به تصويب رسيد. ايران يکي از اعضاي اوليه اين نهاد
وابسته به سازمان ملل بوده و عضويت آن بعد از انقلاب نيز ادامه داشته است. بسياري
از ايرانيان نسبت به فعاليت مجامع بين المللي نظر منفي دارند و معتقدند که عامل عقب
ماندگي کشور ما در 200 سال اخير توطيه هاي کشورهاي استعماري وامپرياليستي بوده است
و نهاد هاي بين المللي چيزي جز ابزار سلطه وغارت نيستند. عده اي هم معتقدند که اين
گونه نظرات نوعي فرافکني است وبايد عوامل عقب ماندگي را در داخل جست وجو کرد. اين
يادداشت گنجايش چنين بحثي را ندارد. اما به فرض نظر گروه اول درست باشد، باز هم
يونسکو را نمي توان آلت دست دولت هاي غربي دانست. مرکز عمل و معرف هر کشور در
يونسکو، کميته ملي يونسکو است. رييس اين کميته در ايران وزير علوم، تحقيقات وفن
آوري است. اين کميته بر قراري ارتباط بين يونسکو ونهادهاي علمي، اموزشي و فرهنگي
داخل کشور را بر عهده دارد. در شوراي عالي کميته ملي علاوه بر وزير علوم، وزراي
خارجه، ارشاداسلامي، آموزش و پرورش ورييسان سازمان هاي حفاظت از محيط زيست وصدا
وسيما نيز حضور دارند. دبير کل کميته ملي يونسکو هم با ابلاغ وزير منصوب مي شود. مي
بينيد که فضايي براي رخنه احتمالي وجود ندارد.
قهر آمريکا: ساختار يونسکو دمکراتيک است. برنامه ها وتصميات يونسکودر مجمع عمومي
اين نهاد که سالي يک بار تشکيل مي شود اتخاذ مي گردد. در مجمع، همه کشور ها داراي
حقوق مساوي هستند. فقير وغني، توسعه يافته و در حال توسعه هر کدام يک راي دارند.
هيچ کشوري حق وتوي تصميمات اين سازمان را ندارد. مدير کل يونسکو توسط کنفرانس عمومي
وبراي مدت 6 سال انتخاب مي شود. مدير کل کنوني که در سال 1999 ميلادي انتخاب شد
آقاي کويي چيروماتسويورا از کشور ژاپن است. مدير کل قبلي يک روشنفکر اسپانيايي به
نام فدريکو مايور بود. در ربع قرن ميلادي گذشته، يونسکو زير نفوذ افکار غير متعهدها
وروشنفکران جهان سومي قرار داشت. کار به جايي رسيد که آمريکا درسال 1984 و انگلستان
در سال 1985 يونسکو را به حالت اعتراض وقهر ترک کردند. انگلستان در سال 1997 و
ايالات متحده درسال 2003 به اين سازمان بازگشتند. نکته ديگر اينکه توصيه هاي يونسکو
سياسي نيست. حفظ ميراث فرهنگي ويا اموزش براي همه ويا تاکيد بر اموزش مهارت هاي
زندگي در برنامه هاي آموزشي توصيه هاي کلي است. براي يونسکو فرق نمي کند که اثر
تاريخي مجسمه بودا در باميان افغانستان باشد يا ميدان نقش جهان اصفهان يا مسجدي در
هند يا ارامگاه کورش در پاسارگاد. انگونه که برخي مي گويند يونسکو با آموزش مهارت
هاي مومنانه مخالفتي ندارد. اصلا يونسکو اهرمي براي تحميل نظرات خود ندارد.
روز جهاني معلم: در چهل و چهارمين اجلاس وزراي آموزش وپرورش که در تاريخ 3 تا8
اکتبر سال 1994 درشهر ژنو برگزار شد، فدريکو مايور دبير کل وقت پيشنهاد کرد که مجمع
روزي را به نام روز معلم اعلام کند. اين پيشنهاد از سوي مجمع تصويب شد. در اين
اجلاس 70 وزير، 27 معاون وزير و 38 ناظر از 135 کشور جهان حضور داشتند.
آامريکاوانگليس در اين اجلاس حضور نداشتند و هنوز به يونسکو باز نگشته بودند. از
ايران نيز هياتي به رياست محمدعلي نجفي در اين اجلاس شرکت کرده بود. اعضاي هيات
ايراني عبارت بودند از اقايان: سيروس ناصري، غفراني، نادرقلي قورچيان، عباس صدري،
محمود مهرمحمدي و حسين معيني. هيات ايراني به اين پيشنهاد راي مثبت داد. از سال 95
به بعد، اين روز همه ساله با صدور اطلاعيه وچاپ پوستر و طرح شعار هاي جذاب در مورد
اهميت کار معلمان جشن گرفته مي شود. برگزاري مراسم در سطح ملي بر عهده کشور ها
گذاشته شده است. طرح اين پيشنهاد ازسوي فدريکو مايور را مي توان چرخشي در ديدگاه
هاي يونسکو نسبت به اموزش وپرورش دانست. تا قبل از اين اجلاس مشکلات آموزش و پرورش
را ناشي از کمبود سرمايه گذاري هاي فيزيکي مي دانستند. اما با بحث هايي که در اجلاس
44 صورت گرفت اين نظر تقويت شد که براي بالا بردن کيفيت آموزش بايد کيفيت کار
وزندگي معلمان را ارتقا يابد و معلم از جايگاه اجتماعي مناسبي بر خوردار شود. توصيه
يونسکو به کشورهاي عضو، ايجاد شرايط مناسب کار وزندگي براي معلمان و تقويت اميد
واعتماد در ميان ان هاست. براساس امارهاي يونسکو يک سوم از جمعيت 60 ميليوني معلمان
جهان زير خط فقر زندگي مي کنند. سطح زندگي و رفاه معلمان در کشورهاي در حال توسعه
سال به سال کاهش مي يابد و جاذبه هاي شغل معلمي براي جوانان جوياي کار کمتر شده
است.
سوالي که ممکن است براي خواننده اين يادداشت مطرح شود اين است که چرا 5 اکتبر؟
مجمع عمومي سال 94 از 3 تا 8 اکتبر برگزار شد و روز 5 اکتبر يک تاريخ قرار دادي است
وياد آور هيچ مناسبت تاريخي، سياسي وفرهنگي نيست. شايد اگر اجلاس يک ماه زودتر
برگزار مي شد اين روز به تعطيلات تابستان مي افتاد وخيال خيلي ها راحت مي شد!
فعالان صنفي با تعجب مي پرسند که چرا وزراي آموزش وپرورش اين روز را در تقويم هاي
خود يادداشت نکرده اند و حتي يک تشکر خشک و خالي را در روزجهاني معلم از معلمان
دريغ داشته اند. تنها در مهر ماه سال 83 وزارت آموزش وپرورش دل به دريا زد و با
صدور اطلاعيه اي به تقارن آغاز سال تحصيلي با روز جهاني معلم اشاره کرد و از واحد
هاي اموزشي خواست تا با برپايي جشن وسرور ومراسم ويژه، سال تحصيلي را با تعظيم
وگراميداشت مقام معلم اغاز کنند.
معلمان و روز معلم: روند نگران کننده اي که از 18 سال پيش آغاز شده وکسي هم به
فکر چاره اي براي آن نيست زوال شغل معلمي به عنوان يک حرفه تخصصي وتمام وقت است. در
جامعه نيز معلمي اعتبار خود را از دست داده است. معلم ديگر الگوي جوانان نيست. معلم
ديگر به شغل خود افتخار نمي کند. معلم انساني ژنده پوش، غمگين ومضطرب است که در حل
نا معادله پيچيده دخل و خرج زندگي درمانده است. روز معلم چه جهاني و چه ملي و مذهبي
براي معلم جز غم واندوه چه رهاوردي دارد؟ نميدانم در آستانه روز جهاني معلم
فراکسيون 105 نفري فرهنگيان در مجلس چه دغدغه اي دارند؟ معلوم نيست سرنوشت لايحه
نظام هماهنگ که نمايندگان براي وصول ان بي تابي مي کردند چه شد؟ دلم مي خواهد بدانم
که نمايندگان عضوکميسيون اموزش وتحقيقات مجلس اين روز ها به چه کاري مشغولند؟ ازپول
نفت هم که قرار بود سر سفره معلمان بيايد خبري نشد. وعده اي که براتي مدير کل امور
اداري داد تا چند روز ديگر تمام مي شود. او حدود دو ماه پيش در اراک با قاطعيت گفت،
تادوماه ديگر همه مشکلات معيشتي، رفاهي وشغلي معلمان حل مي شود. وزير هم که مي گويد
چاه نفت در اختيار ندارد. اما سخنان رييس مجلس در مراسم بازگشايي مراکز تربيت معلم
به اندازه کافي صريح وگويا است: "اين که حقوق مدرسان مراکز تربيت معلم، با حقوق
اعضاي هيات علمي برابر شود به ظاهر مشکل جديي نيست. چون تعداد مدرسان حدود دو هزار
نفر است. اما به محض انجام اين کار، دبيران دبيرستان ها هم اين تقاضا را مي کنند. .
. دولت نمي تواند به يک ميليون معلم، در اموزش وپرورش حقوق مدرسان دانشگاه ها را
بدهد." معلمان مي دانند که خيال پردازي در باره حقوق هاي يک ونيم تا دو ميليون
توماني هيات علمي، رويايي تحقق نيافتني است. به همين دليل با واقع بيني خواستار
اجراي نظام هماهنگ حقوق و مزاياي کارمندان دولت وخروج لايحه مديريت خدمات کشوري از
بايگاني مجلسند. وضع از ان چه که آقاي حداد عادل فکر مي کند بدتر است. معلم خود را
نه با استاد دانشگاه بلکه با آبدارچي و سرايدار ساير دستگاه ها مقايسه واحساس غبن
مي کند. آقاي حداد از دور دستي بر اتش دارد. دشمن طاووس امد پر او. زيادي تعداد
معلمان که نقطه قوت ان هاست، در شرايط رکود وپراکندگي تبديل به نقطه ضعف ان ها شده
است
تعداد معلمان زياد است وبه همين دليل دولت ومجلس نمي توانند براي ان ها کاري
بکنند. اين استدلالي رايج در سازمان مديريت، مجلس وساير مراجع تصميم گيري است. بر
اساس همين منطق، لايحه مديريت خدمات کشوري در مجلس خاک مي خورد. فايده اي هم ندارد
که معلمان گلوي خود را پاره کنند که ما زياد هستيم اما زيادي نيستيم. بهتر اين است
که مجلس و دولت بنشينند واول فکري براي کم کردن تعداد معلمان بکنند. يک راه حل جدي
اين است که نيمي از مدارس را منحل ومعلمان انها را اخراج کنند. راه ديگر اين است که
اموزش وپرورش را به 5 وزارتخانه تبديل کنند اين گره کور را چگونه بايد گشود؟ گفتار
درماني و وعده و وعيد هم ديگر جواب نمي دهد.
نمايند گان مجلس، رييس جمهور، وزرا، مدير کل ها و. . . که شب وروز سخن از عدالت
مي گويند فيش حقوقي 200 هزار توماني يک دبير ليسانس دبيرستان هاي تهران را با مبلغ
دريافتي خود درپايان ماه مقايسه کنند. وجدانا چند برابر است؟ 5، 6، 10 برابر يا باز
هم بيشتر؟ بيچاره مدرسان مراکز تربيت معلم. (همان دو هزار نفري که مي خواهند
حقوقشان با اعضاي هييت علمي برابر شود). آنها چه گناهي کرده اند که به خاطر کلمه
نفرين شده معلم نانشان آجر مي شود؟
اقاي حدادعادل که روزي روزگاري معلم بوده است آيا به تاثير رواني سخنان خود بر
جواناني که تازه وارد مراکز تربيت معلم شده اند، انديشيده است؟ در سخنوري و بلاغت
فضيلتي است اما گاهي فضيلت سکوت بيشتر است. زخم خون چکان فقر ونداري معلمان، زخم
تبعيض وناعدالتي سالي چند بار دهن باز مي کند و يکي از اين دفعات، همين روز جهاني
معلم است. مراسم جشن معلمان شبيه عزاداري است. ابروان گره کرده، چهره ها دژم، نگاه
ها تيره وسنگين، دل ها پرخون صداها لرزان وپر اضطراب و . . . |