|
شهلا لاهيجى: جمع آورى امضا مدنىترين نوع فعاليت است

كمپين «يك ميليون امضاء
برای تغيير قوانين تبعيضآميز» عنوان تلاش گروه پرشماری از فعالان
اجتماعی در حوزه حقوق زنان است كه از آغاز تابستان گذشته در تهران و
بسياری شهرستانهای كشور براه افتاده و هدف آن جمعآوری امضاء بهمنظور
درخواست تغيير قوانين تبعيضآميز عليه زنان است. پشتكار كوشندگان اين
كمپين و استفاده از اشكال متنوع و ابتكاری فعاليت برای تماس با آحاد
جامعه و توضيح اهداف خود، آن را به فعاليتی ثمربخش تبديل كرده است.
صداى آلمان در باره اين كمپين و پيشرفت كار آن گفتگويی با خام شهلا
لاهيجی، مدير انتشارات روشنگران و مطالعات زنان داشت.
مصاحبه: مهيندخت مصباح
شما از حاميان كارزار جمع آورى امضا براى تغيير قوانين
تبعيضآميز نسبت به زنان هستيد. چشمانداز چنين برنامهاى را چه
مىبينيد؟ آيا واقعا زمينه وجود دارد براى پيشبرد اين هدف؟
شهلا لاهيجى:
من از كلمه كارزار به معناى
لغوى در كتاب لغت وحشت دارم. شايد منظور از كارزار همان چالش و مباحثه
و مراودهاى باشد كه بايد بين مردم براى گفتگو باشد. در اين كه چشم
انداز مىبينم، اين كار به معناى يافتن حقيقت و قبول وجود چشم انداز
هست كه آيا واقعا چنين دورنمايى وجود خواهد داشت و جامعه، آماده و مايل
و درخواست كننده چنين تغييراتى هست يا نه؟ من فكر مىكنم اين مدنىترين
نوع حركت براى دريافت خواستهاى جامعه است.
آيا آن اندازه كه شما در جريان كار هستيد، پيشرفتى هم حاصل
شده است؟
شهلا لاهيجى: مسلما خانم! كسانى اظهار تمايل به
پيوستن به اين عرصه كردهاند كه براى من اصلا تصورش هم ممكن نبود.
بسيارى خانوادههاى سنتى كه داراى علايق دينى بسيار محكم هستند اما در
امروز زندگى مىكنند، مىفهمند براى زندگى امروز قاعده و روشهاى جديد
بايد باشد. چرا كه آن مناسبات قديم ديگر نيست كه اين قوانين آنها را
پوشش مىدادهاند. زنى كه امروز در سنتىترين خانوادههاى ايرانى، كار
مىكند و درآمد میآورد و در اقتصاد خانه شريك است، بايد وضعيت
حقوقىاش با نگرش ديگرى تبيين شود. ضمنا من بگويم اين بحثهايى كه
امروز مىشود كه زنان بنشينند و شيران نر بزايند و مزدشان را هم
بگيرند، سالها پيش در همان آلمان كه راديوى شما هست، ساليان پيش از
زبان كس ديگرى گفته شده است و موضوع تازهاى نيست! سخن ما اينست كه
مسئله مشاركت زنان در مسائل اقتصادى، اجتماعى و سياسى در كنار
خواستهاى مدنى گنجانده شود.
اشاره كرديد به خانوادههاى سنتى كه معترضند به قوانين
موجود. برجسته ترين تبعيضهايى كه از آنها مىشنويد، كدام
است؟
شهلا لاهيجى: اخيرا در يكى از خانوادههاى
سنتى كه من با آن به دلايل همكارى با فرزندان شان تماس دارم، مادر
خانواده بسيار گلهمند بود كه به دليل يكسرى قوانين تبعيض آميز، عليرغم
بزرگ كردن بچهها و عليرغم رنجى كه در خانه كشيده، بعد از مرگ شوهرش،
سرنوشت اقتصادىاش به دست فرزندانى است كه میتوانند خوب باشند و
مىتوانند خوب نباشند! قانون براى چنين زنانى هيچ تكليفى معين
نكرده و تمام سهم اين زن كه ۶۰ سال با شوهرش زندگى كرده و او را از
پايين به خيلی بالا رسانده، مبلغ ناچيزى بوده كه اصلا به حساب نمىآمده
است. اين خانم بسيار محترم میگفت مىخواهم بدانم من در كجا ايستادهام
و چه هست حق و سهم من از اين همه مرارتى كه در زندگى كشيدهام و امروز
فرزندان من قواعد جارى را به رخ مىكشند و مىگويند سهم شما همانى است
كه روزى به تو داده شده و شما از ماترك پدرى ديگر هيچ نداريد. ببينيد!
قبلا جايگاه يك مادر، يك مادر بزرگ در خانه بسيار محكم بوده است. بر
اساس سنت و نه قانون، اينها آنچنان جايگاه محترمانه در روابط زندگى
قبيلهاى داشتهاند كه كسى تبعيض متوجه نمىشده اما امروز كه بناست
سرنوشتها در آپارتمانهاى چهل پنجاه مترى رقم بخورد و خانواده كاملا
از صورت عمودى به صورت افقى درآمده و هيچكس مسئوليت هيچكس ديگرى
را قبول نمىكند، مثل نان شب تغيير اين قوانين واجب است. من در اين
كمپين دارم سوال مىكنم از ديگر مردم كه آيا شما هم مثل من چنين
كمبودهايى را حس مىكنيد؟ اگر آرى و ما به يك ميليون آدم بطور بالفعل
رسيديم ، مىتوانيم بگوييم پنج مليون هم بالقوه وجود دارد و آنوقت بايد
به فكر باشيم كه چطور مىتوانيم اين خواسته را به گوش خانمها و آقايان
قانونگزار برسانيم.
به نظر میرسد در مراودهاى كه ميان فعالين اين كمپين است،
رابطه متقابلى وجود دارد كه آنها به توضيح آنچه درون
زندگىهايشان است مىپردازند و شما بازتاب مىدهيد. سوال است كه شكل
جمع آورى امضا و انتقال دوجانبه اين آگاهىها چگونه است؟ خانه به خانه
مراجعه مىكنيد؟ كارگاه مىگذاريد؟ به محلهها میرويد؟
شهلا لاهيجى: ما از تمام اين وسايل كه شما
نام برديد استفاده مىكنيم. ما اصلا يك گروه و طبقه خاص را در نظر
نداريم. فكر نكنيد كه اين فقط يك موضوع زنان است. ما اين را يك كارگاه
توسعه پايدار میدانيم. اصلا به شكل مسايل صرفا زنانه به آن نگاه
نمىكنيم. ما میگوييم اگر بخواهيم وارد فرآيند توسعه پايدار شويم، يكى
از روشها، رفع تبعيض ميان جنسهاست. مردان هم بايد به اندازه ما
خواستار اين تغيير باشند و ما بسيارى اوقات از طريق مردان اين صداها را
به گوش زنان مىرسانيم.
آيا با توضيحاتى كه میدهيد باور داريد كه موضوع از اليت و
پيشتازان جامعه فراتر رفته است؟
شهلا لاهيجى:
اصلا اليت كه مشكلى ندارد.
آنها میتوانند با آگاهى خود در قبال اين قوانين ايستادگى كنند. چه به
لحاظ مالى، چه به لحاظ موقعيتهايى كه در اجتماع دارند. مثلا خانمهايى
كه در حكومت هستند، موقع خروج از كشور به قصد يك ماموريت سياسى، آيا
شوهرشان میتواند يا جرات دارد مانع خروج شان شود؟ توجه كنيد اين هميشه
بلايى است كه بر سر قشرهاى فرودست جامعه مىآيد. آنها كه از خود حفاظت
مادى نمىتوانند بكنند. به دليل كم سوادى نمىتوانند از خود حفاظت
قانونى بكنند و خواستهاى خود را مطرح كنند. وگرنه اگر شما قباله
ازدواج مادر مرا در سالها پيش ببينيد، فكر مىكنيد مثلا در كشورى
اروپايى بوده. كلی حقوق براى خودش گرفته چون آگاه بوده، تحصيلكرده بوده
و با قوانين ديگر آشنا بوده و در همين مجموعه قوانين هم اين حقوق را
گرفته است. اتفاقا اينجا زنان قشرهاى پايين هستند كه اذيت میشوند
وگرنه طبقات بالا زورشان میرسد و آنها كه نزديك قدرت هستند، قدرتاش
را دارند.
منظورم از نظر فعاليت در اين راستا بود كه تنها منحصر به
روشنفكران نشود.
شهلا لاهيجى:
خوب! اگر دوستان ما نتوانند
اين اطلاع را به گوش كسانى كه بايد برسانند، بخشىاش مربوط به
كمبودهايى است كه جامعه ما به لحاظ ارتباطى دارد. جامعهاى كه در آن
احزاب و گروهها نيستند و ان جى اوها محدود شدهاند و من به شوخى مى
گويم ”اى جى او ها“ وجود دارند (سازمانهاى وابسته به دولت)، هيچ
رسانهاى در كار نيست و بسيارى فعاليتهاى مدنى ما درگير چنين
كمبودهايى است. ما دلمان میخواهد اين تلاش كاملا در قالب يك حركت مدنى
آزادى داشته باشد و مانعى برايش ايجاد نشود. مسئولان لازم است درك كنند
كه نبايد با اين حركت مدنى برخورد خشونت آميز شود. اما اگر نگذارند اين
حركت كه اينقدر آرام و با متانت دارد پيش مىرود، آنوقت بايد كار ديگرى
كنيم.
ميدانيد تا حالا چقدر امضا جمع شده است؟
شهلا لاهيجى: بمن گفته شده ۲۰۰ هزار و به نظر من
براى اين مدت كم فوق العاده است.
دويچه وله: با سپاس فراوان از خانم لاهيجى براى اين
گفتگو.
|