بازگشت به صفحه اول

از ايلنا

 
 

گزارشي ديگر از مشكلات كارگران شهرداری:
يكي همسرش سبزی خرد مي كند و كمك خرج خانه است
آن يكي وسيله اش را فروخت و اكنون...؟!
اين زحمتكشان را چه مي شود؟

تهران- خبرگزاري كار ايران
كارگران شاغل در بخشهاي خدمات شهري شهرداري تهران مي گويند : دستمزد دريافتي ما به هيچ عنوان با شرايط دشوار كارمان تناسب ندارد و متاسفانه پيمانكاران با استثمار ما به سودهاي باد آورده اي دست پيدا مي كنند .

به گزارش ايلنا, كارگري كه خود را اهل اراك و 55 ساله معرفي مي كرد، مي گويد : 24 سال است كه در شهرداري مشغول هستم ودر حال حاضر در فضاي سبز پارك آفتاب واقع در اميرآباد كار مي كنم .
او درآمد ماهيانه اش را180 هزار تومان اعلام كرد وگفت : از 6 صبح تا 5 بعد از ظهر كار مي كنم آن هم با قرارداد موقت! 80 هزار تومان از اين مبلغ را بايد به صاحب خانه ام بدهم و با 100 هزار تومان باقي يك خانواده پنج نفره را تامين كنم .
او مي گويد : بعد از اين همه خدمت در شهرداري چرا بايد 180 هزار تومان حقوق بگيريم , آيا مديران شهرداري نبايد به فكر كارگران و كارمندانشان باشند .
كارگر ديگري كه خود را آذري و ساكن تهرانپارس معرفي كرد ، گفت : در يكي از پارك ها نگهبان هستم و به صورت شيفتي و يك روز در ميان كار مي كنم.
وي گفت: پيش از اين راننده ميني بوس بودم به علت بدهي ماشينم را فروختم و اكنون ... ؟!
اين شهروند زحمتكش ادامه داد: ماهانه 120 هزار تومان حقوق مي گيرم ؛درست كه مستاجر نيستم اما اين مبلغ كفاف زندگي را نمي دهد چون يكي از فرزندانم دانشجوي دانشگاه است و همسرم هم از بيماري ريوي رنج مي برد .
كارگر ديگري كه خود را 34 ساله و متاهل معرفي كرد، از ذكر محل كارش خودداري كرد و گفت : اگر آدرس محل كارم را بدهم ممكن است كه ماموران شهرداري بفهمند كه باخبرنگار صحبت كردم و برايم دردسر ساز شود.
او شغل خود را سم پاش و مسئول هرس و نگهداري از فضاي سبز عنوان كرد و گفت : 150 هزار تومان حقوق مي گيرم و 70 هزار تومان اجاره مي دهم و روز تعطيل و جمعه هم نداريم .
وي اضافه كرد : همسرم براي همسايه ها سبزي خرد مي كند و كمك خرج خانه است .
كارگري كه اهل كردستان و 32 ساله است،مي گويد: راننده وانت شهرداري هستم و درخت , نهال ها و گل جا به جا مي كنم .
او با بيان اين كه مجرد است، گفت : شبها را داخل پارك مي خوابم و در زمستان كه هوا سرد است داخل كيوسك نگهبانان شهرداري شب را به صبح مي رسانم .
وي مي گويد: ماهي 120 هزار تومان حقوق مي گيرم كه علاوه بر مخارج خودم بايد مبلغي از آنرا هم به خانواده ام كه در سنندج زندگي مي كنند، بفرستم .
او مي گويد : درس خواندن رادوست داشتم اما به دليل فقر مالي نتوانستم تحصيلاتم راادامه بدهم و پس از سوم راهنمايي تحصيل را رهاكرده و مشغول كار شدم .
گزارش: پروانه شيخ

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه