|
یک ترم
محرومیت از تحصیل بخاطر انتقاد از دولت احمدی نژاد و کابینه او
“دکتر زاهدی عضو هیئت علمی پلی تکنیک؟، استفاده از رانت دولت” و ” به
اعتقاد ۹۰ درصد مردم و عدم توجه مسئولین نظام، کاهش شدید محبوبیت دولت”
مطالب انتقادی مجید توکلی، مدیر مسئول نشریه دانشجویی “خط صفر” است که به یک
ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده است. اين دو مقاله كه در نشريه خط صفر منتشر
شده است در پي مي آيد:
مطلب اول
دکتر زاهدی عضو هیئت علمی پلی تکنیک؟ استفاده از رانت دولت
همه چیز شاید از ۲۵ آبان ۸۴ آغاز شد. روزی که دکتر زاهدی، وزیر علوم، با
بیان و ادبیاتی که در حد یک وزیر علوم نبود، تمایل به حضور در دانشگاه
امیرکبیر و تدریس در آن را ابراز فرمودند و در حالی که عدم زمان کافی به
منظور فعالیت را تا حد نبود زمان برای رفع اشکال مسائل دخترش بیان نمودند،
این مسئله را منتفی دانستند و مانع از اعتراض پلی تکنیکیان شدند. اما کمتر از
یک سال بعد دکتر زاهدی مشغول به تدریس در دانشگاه امیرکبیر شدند و کم کم
شایعه عضویت ایشان در هیئت علمی قوت یافت.
اگرچه درجه علمی دکتر زاهدی در وضعیت مطلوبی قرار دارد ولی شأنیت پلی
تکنیک اجازه حضور هر استادی را در این دانشگاه نمی دهد. به ویژه سیاسیون
وابسته به دولت که عضویتشان در جامعه پلی تکنیک را به واسطه خوش خدمتی و
فرمانبرداری به دست آورده اند و نه تلاش مضاعف و بی شائبه علمی!
در روزهایی که اساتید برجسته دانشگاه های کشور به جرم آزاداندیشی یا از
گروه های تخصصی کنار گذاشته می شوند و یا به اجبار بازنشسته می شوند، می توان
امید داشت که جای خالی مجتهد شبستری، عالم زاده، علی آبادی، حجاریان و چه بسا
کدیور و آقاجری با اساتید آزاداندیشی پر گردد و یا رؤسای روحانی دانشگاه ها
باز هم حکمی را امضا خواهند کرد و یا امروز قرار است دکتر زاهدی بر جای کدام
استاد نام آشنای پلی تکنیک تکیه بزند؟
این روزها احتمال عضویت دکتر زاهدی در هیئت علمی دانشکده ریاضی پلی تکنیک
در حالی قوت یافته است که تاثیرات اظهارات اولین حضورش در پلی تکنیک همچنان
آزرده خاطری دانشجویان را حفظ کرده است. در ۲۵ آبان که دکتر رهایی به جای
دکتر فهیمی فر به ریاست پلی تکنیک منصوب شدند، دکتر زاهدی به بیان اظهاراتی
متضاد با روحیه دانشجویان پلی تکنیک پرداخت.
وی ریاست دانشگاه و به صورت ضمنی هر سمتی دیگر را بی ارتباط به رابطه مندی
دولت ندانست و اظهار داشت که موافقان نظر دولت فقط می توانند در بدنه حاکمیت
به فعالیت بپردازند و پس از طرد ضابطه مندی دولت، استقلال دانشگاه را در
انتصابی بودن ریاست دانستند و همگان را در حیرت فرو بردند. ایشان که در تضاد
و عناد با سلایق و روحیات دانشجویان پلی تکنیک هیچ ابایی نداشته اند امروز به
واسطه پست وزارت، خود را به پلی تکنیک تحمیل کرده اند و در ادامه اقداماتی
مشابه، به استفاده از رانت دولت نیز لباس تنقیح پوشانده اند.
البته پس از اتفاقات خردادماه پلی تکنیک و پرداخت پاداش به مدیرانی که به
هر شکل ممکن در مقابل خواست دانشجویان ایستادگی کرده بودند، وقوع هر اتفاق
دیگری نیز در فضای به انفعال کشیده شده پلی تکنیک می رود. اتفاقاتی که پس از
حضور وزیر دولت جدید در پلی تکنیک جز مؤید روزهای سخت و سراسر محدودیت برای
فعالین پلی تکنیک نبود. مدیری که عدم لیاقت او بر تمام دانشجویان محرز
گردیده بود، مدیر صنایع پائین دستی پتروشیمی می گردد و دیگری که در سمتش در
دانشگاه مورد اعتراض بوده است در مرکز پست معاونت می گیرد و یا مورد
انتقادترین رئیس تاریخ پلی تکنیک قرار است وزیر شود.
پاداش هایی که به دلیل مقابله با دانشجویان معترض به این افراد اعطا
گردیده در مقابل پاداش کمیته انضباطی و تعلیق و اخراج و ممانعت از ادامه
تحصیل دانشجویان قرار می گیرد تا اهمیت خوش خدمتی نمایان گردد. البته در
روزهایی که استقلال خاصی که استقلال دانشگاه از دانشجویان است بر دانشگاه ها
حاکم گردیده هرگونه استفاده از رانت ها و منابع دولتی محقق و موجه است.
مطلب دوم
به اعتقاد ۹۰ درصد مردم و عدم توجه مسئولین نظام کاهش شدید
محبوبیت دولت
بیش از ۱۵ ماه است که از آغاز ریاست محمود احمدی نژاد بر دولت و ملت ایران
می گذرد. به نظر می رسد همین مدت کوتاه به اندازه ی کافی گویا و مبین نحوه
عملکرد ششمین رئیس جمهور ایران بوده است.
امروز با فاصله گرفتن از فضای انتخابات و دقت در عمکردها به جای شعار و
حضور در میان مردم حمایت مردم از دولت دچار نوسانات و تفاوت هایی شده است.
سفرهای استانی رئیس جمهور به واسطه تعدد بالا و محل توجه قرار گرفتن از سوی
رسانه های عمومی و دولتی که وظیفه خود را به جای خدمت به مردم و کشور، خدمت
به رئیس مردم و کشور می دانند، در بر دارنده هزینه های بسیاری است. مبالغ
قابل توجهی که هزینه ی آن هیچ دلیلی جز جلب توجه مردم ندارد.
اگرچه دیدارها و سفرهای استانی احمدی نژاد در ابتدای راه (رئیس جمهوری)
مورد توجه و خواست خیل عظیمی از مردم بود ولی غیر مفید بودن این سفرها در
آینده مردم آن بخش و منطقه کم کم به فضای بی اعتمادی بر این امر دامن زد.
حضور متوالی و پشت سر هم رئیس جمهور و بیان مطالبی درباره محرومیت و عدم توجه
مسئولین به منطقه ای خاص آن قدر تکراری شد که گویا ایشان این جمله را در یک
تریبون عمومی و خطاب به کل ملت ایران بیان نموده اند و دیگر دلیلی برای بیان
حضوری آن وجود ندارد و حتی شاید آن را در حد یک شعار نیز تقلیل می داد.
نوع بیان احمدی نژاد در گذر از بیش از یک ساله ریاست جمهوری هیچ تغییری را
به خود ندیده است و وی همچنان در حال و هوای روزهای انتخابات به ذکر جملات و
تهدیدات انتخاباتی خود مشغول است. (دست هایی …، اگر …، تا چند روز دیگر فلان
کار را انجام می دهم، افشاگری ها و مهلت دادن به گروه هایی مجهول الهویه در
تریبون های عمومی و …) همه و همه مردم را به سمت و سوی بی اعتمادی از رئیس
جمهور پیش رانده است.
عدم تحقق وعده های دوران انتخابات و در بیشتر موارد تکذیب آن گفته ها و نه
حتی نوع گفته ها (آوردن پول نفت بر سر سفره مردم و …) باعث گردیده در میان
قول ها و وعده هایی که هر روز بر حجم آن افزوده می گردد مردم توجه و نظر خود
رابر عمکردهای دولت قرار دهند. دولتی که در مسائل بین المللی کشور را درگیر
چالش و بحران فراوان ساخته است. در حالی که روزهای ابتدای استقرار دولت پیوند
خوردن مسئله انرژی هسته ای و یا سرنوشت ملت هایی چون فلسطین و لبنان با زندگی
روزمره ایرانیان امری مطلوب تلقی می گردید، امروز اصرار بیجا و افراطی به آن
در حال شکل دهی آثار معکوس است.
در اختیار بودن تمامی رسانه ها ی جمعی و اکثر روزنامه ها به دولت و
وابستگان دولت در کنار توقیف روزنامه ها و نشریات منتقد و ترس از ابراز و
اعلام این مسائل موجب گردیده است تا نقد دولت و حاکمیت به محیط های کوچکی چون
اتوبوس و تاکسی و … منتقل گردد و ییان نظرات به صورت رودررو شکل گیرد. بیان
انتقادات شدیدی که اکثریت جامعه آن را وسیع می دانند و در این میان دولت از
آن محروم می ماند و البته در این میان فقط مردم از سیاست های غلط آسیب می
بینند. نوع تعامل غلط دولت در عرصه جهانی و به انزوا کشاندن کشور و همچنین
افزایش احتمال بروز وقایع ناگواری چون تحریم و جنگ از دیگر موارد مورد انتقاد
جامعه ایران می باشد.
به هر حال میزان این منتقدین به واسطه فضای ترس و خفقانی که عده ای در پی
خوش خدمتی رقم زده اند برای همگان جای سوال و تردید را باقی گذاشته بود تا
این که سایت آفتاب یکی از سایت های رسمی کشور دست به برگزاری نظرسنجی
هوشمندانه ای زد و در آن با طرح سوالی که در صورت تکرار انتخابات ۳ تیر چه
تغییری در میزان رای احمدی نژاد صورت می پذیرد از بازدید کنندگان سایت خواسته
بود در میان گزینه های که در بر دارنده تمامی سلایق بود به انتخاب
بپردازند.
نتیجه این نظرسنجی باگذشت چند روز از از آغاز به جامعه آماری ۱۸۱۰۱ نفر
رسیده است و در ادامه نیز شاهد تعداد بیشتری خواهد بود که نتایج به این شرح
است: ۶/۷۶ درصد معتقد هستند که رای احمدی نژاد کاهش زیادی خواهد داشت، ۹/۱۴
درصد معتقد هستند رای او کم می شود، ۳/۵ درصد افزایش رای ایشان را زیاد
دانسته اند، ۱/۲ درصد نیز افزایش رای ایشان را غیر زیاد دانسته اند. در این
نظرسنجی ۱ درصد معتقد بوده اند که هیچ تغییری در رای ایشان صورت نمی
گیرد.
به هر حال پس از گذشت بیش از ۱۵ ماه و دادن وعده های فراوان و صرف هزینه
های بسیار تا حد منفی شدن حساب ذخیره ارزی، دولت باید شرایط نقد را ایجاد
نماید تا در این میان راهکاری به دست آید، نه این که با دامن زدن به چنین
فضایی باعث گردد که همه مفاهیم به بازی گرفته شود. (بالا رفتن اعتماد به نفس
پس از رئیس جمهوری احمدی نژاد چون فهمیدم که من هم …)
در مقابل نارضایتی عمومی مردم رسانه های دولتی و حکومتی از مداحی های خود
نکاسته اند بلکه سعی دارند نظر مردم را در پشت افزایش تبلیغات خود مخفی
نمایند و در کنار آن نیز سایر ارکان نظام و رهبری به جای دادن تذکرات لازم به
ستایش روند موجود می پردازند که نمی تواند مثمر ثمر باشد. به عنوان مثال
بیانات اخیر رهبری در استان سمنان در تضاد با دیدگاه مردم است و وجود این
مسائل جامعه را درگیر تردیدهای فراوان می گرداند.(متن بیانات: رئيس
جمهوردارای شيوه و منش مردمی، با ايمان، ساده زيست، دلسوز، خستگی ناپذير،
شجاع و دارای اعتماد به نفس در وسط ميدان کار و تلاش و صاحب ابتکار عمل در
مسايل داخلی و بين المللی است. وضعيت کشور نيز به لحاظ شاخص های مختلف
اقتصادی و اجتماعی در يکی از بهترين شرايط ها قرار دارد. منتقدين دولت با
استفاده از روش های تبليغاتی سعی در زير سوال بردن اقدامات دولت و بزرگ نمايی
برخی عيوب کوچک را دارند)
امید است دولت جدید قبل از این که بحرانی در زندگی مردم پیش آید به
تغییراتی بپردازد و با آزاد گذاشتن فضای نقد شرایط مطلوبی برای کشور رقم
بزند.
-----------------------
تداوم
محرومیت فعالین دانشجو از تحصیل در دانشگاه امیرکبیر
احسان منصوری، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر
به یک ترم تعلیق محکوم شد.
اتهامات واهی کمیته انضباطی که همچون سایر فعالان دانشجو به وی نیز منسوب
شده است، شرکت در تجمعات اعتراضی خردادماه در زمان برگزاری انتخابات انجمن
اسلامی و تخریب اموال عمومی ذکر شده است.
به نظر می رسد که صدور یک ترم تعلیق توسط کمیته انضباطی، پرونده آموزشی
این فعال دانشجویی را (که در کمیسیون آموزشی دانشگاه در دست بررسی است) تحت
تاثیر حکم صادره قرار داده و معاون دانشجویی دانشگاه (عطائی پور) نیز دستور
به لغو مجوز ادامه تحصیل این دانشجو دهد.
لازم به ذکر است که منصوری، چندی پیش با شکایت سپاه و دریافت احضاریه، در
دادگاه حضور یافته و تفهیم اتهام شد.
گفتنی است این روزها هماهنگی مدیریت دانشگاه و سپاه در برخورد با فعالین
دانشجویی به گونه ای است که بطور همزمان در داخل و خارج دانشگاه، با طرح
شکایت و انتساب اتهامات واهی به فعالین دانشجو، زمینه شدیدترین برخوردها را
با دانشجویان فراهم می آورند.
|