بازگشت به صفحه اول

از ادوار نيوز

 
 

از کالیفرنیا تا سبزوار

شنبه، 4 آذر 1385

سید سراج الدین میردامادی
برخورد بسیار خشن پلیس با یک دانشجوی ایرانی تبار در دانشگاه کالیفرنیای آمریکا واکنش اعتراض آمیز بسیاری از فعالان حقوق بشر را در آمریکا و ایران برانگیخت. بی تردید این برخورد غیر انسانی پلیس آمریکا محکوم و از دید هر انسانی مذموم می باشد و پلیس حق نداشته در یک محیط علمی با یک دانشجو با دلیل یا بی دلیل موجه چنین رفتاری را روا دارد.
در همین روزها اتفاق دیگری در گوشه ای از دنیای ما و در شهر سبزوار می افتد ؛ عصر روز شنبه 27 آبان 1385 یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم سبزوار به ضرب چاقو ی یک عضو بسیج دانشجویی این دانشگاه به قتل می رسد. شاهدان عینی گفته اند که مقتول با همسرش در محل ایستگاه اتوبوس دانشگاه در حال گفتگو بوده است که ضارب با این پرسش که نسبت شما چیست؟ درگیری را آغاز می نماید. بعد از درگیری لفظی، ضارب در اقدامی غیر انسانی با فرود اوردن چاقویی بر قلب مقتول وی را به قتل می رساند. به گواهی دانشجویان قاتل از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه بوده که پیش از این نیزسابقه درگیری هایی از این نوع را داشته است. گفته می شود قاتل پس از دستگیری در پاسگاه نیروی انتظامی سبزوار ضمن اعتراف به انجام قتل انگیزه خویش را جریحه دار شدن احساسات مذهبی خود از گفتگوی دو جوان دختر و پسر در انظار عمومی دانسته است.
بی تردید حرکت وحشیانه وغیر انسانی عضو یک نهاد شبه نظامی در به قتل رساندن دانشجوی بی گناه در سبزوار باید محکوم شود و از نظر دور نماند. کسانیکه ضرب و جرح یک دانشجوی ایرانی تبار در آمریکا را بیش از حد بزرگ نمایی می کنند اما قتل یک دانشجوی ایرانی را در سبزوار یا نمی بینند و یا ساده از کنار آن می گذرند با وجدان خودشان صداقت ندارند و در پی فریب آن هستند.
از سوی دیگر قبول داریم که هیچ نقض حقوق بشر شدیدتری مجوزی برای نقض حقوق بشر در سطح خفیف تر نمی شود و به همان مقدار که ضرب و جرح دانشجوی ایرانی تبار در کالیفرنیا محکوم است قتل دانشجوی مظلوم در سبزوار نیز محکوم است و همنیطور ضرب و جرح دهها و بلکه صدها دانشجو در هجدهم تیر 1378 در کوی دانشگاه تهران توسط نیروی انتظامی و افراد شبه نظامی و لباس شخصی ها نیز باید مستمرا محکوم شود.
نمی توان با ناقضین حقوق بشر گزینشی برخورد کرد و بخشی را دید و بخشی را نادیده گرفت و اساسا مقوله حقوق بشر نباید به دعواها و درگیریهای سیاسی داخلی و بین المللی آلوده شود که در آنصورت به قلب این مفهوم منجر خواهد شد و دیگر قداستی برای آن باقی نمی ماند..
نکته دیگر در بررسی این دو نمونه نقض حقوق بشر نحوه برخورد با آن بعد از وقوع است. در نمونه کالیفرنیایی که اتفاقا با تصویر برداری نیز همراه بوده است ریاست دانشگاه با به استخدام درآوردن یکی از بهترین وکلای کالیفرنیا به دفاع از حق نقض شده دانشجوی مذکور می پردازد و انجمنهای دانشجویی و دفاع از حقوق بشر در ایالت کالیفرنیا فردای آن تجمع اعتراض آمیز برگزار می کنند. در نمونه نقض حقوق بشر آنهم در سطح قتل و نه ضرب و جرح هیچ خبری از پیگیرها و اعتراضات صورت گرفته در نمونه کالیفرنیا نیست. از سویی بدست گرفتن دوربین فیلمبرداری در بسیاری موارد در سطح شهرهای ایران حتی برای توریستها نیاز به مجوز از اداره اماکن نیروی انتظامی دارد چه برسد به اینکه کسی اتفاقا از این حادثه فیلمبرداری نماید از سوی دیگر خبری مبنی بر پیگیری جدی رئیس دانشگاه آزاد یا دانشگاه تربیت معلم سبزوار حد اقل تا این روز انتشار نیافته است و آندو صرفا به یک مصاحبه کوتاه آنهم مبنی بر بسیجی نبودن ضارب و بی ارتباط بودن موضوع قتل به دانشگاه بسنده کرده اند.
نکته جالبتر آنکه بلافاصله ضارب را فردی روانی اعلام کرده اند تا بتواند در مواجهه با دادگاه و قاضی از مجازات رهایی یابد.
نقش رسانه ها نیز در بررسی این دو نمونه بسیار حائز اهمیت است. در نمونه نقض حقوق بشر کالیفرنیایی اکثر رسانه های محلی و ملی آمریکایی به آن اشاره می کنند و نشریات اروپائی نیز جسته و گریخته خبر آنرا منتشر می نمایند و با چاپ عکسی که از نمایی از فیلم برداشته شده به انتشار خبر آن می پردازند اما در نمونه قتل دانشجو در سبزوار فقط برخی سایتهای فارسی که در ایران فیلتر هستند به انتشار خبر آن پرداختند و عملا خبرگزاریهای رسمی و سایتهای مجاز از سوی جمهوری اسلامی تا این روز کمترین اشاره ای به این حادثه نکرده اند.
اگر سخنگوی وزارت خارجه و رئیس مجلس شورای اسلامی و سایر سینه چاکان مصلحتی حقوق بشر به همان اندازه که برای دفاع از حق یک دانشجوی ایرانی تبار در دانشگاه کالیفرنیا حساسیت بخرج دادند، برای دانشجوی مقتول در سبزوار هم واکنش نشان می دادند می توانستیم صداقت ایشان را تأیید نمائیم در غیر اینصورت ایشان نیز در ردیف نقض کنندگان حقوق بشر می باشند.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه