|
دفاع از حقوق بشر در ایران
به
همبستگی نیروها
نیاز
دارد
د
کتر
فرهنگ قاسمی
ghassemi@cogefi.com

بمناسبت ١٠ دسامبر
٢١ مورد موضوعی نقض حقوق بشر در ایران
تقدیم به زندانی سیاسی، این سرمایه پر ارزش آزادی و ستون استوار
ضدارتجاع
در
این نوشته سعی شده است فقط موارد موضوعی نقض حقوق بشر در ایران منعکس شود، زیرا اگر
بخواهیم به موارد عینی هر موضوع بپردازیم باید کتابها نوشت. همهء سایتهای ایرانی و
غیرایرانی درباره موارد نقض حقوق بشر، هر روز مطالب گوناگونی منتشر میکنند که با
اسناد و مدارک از پشتوانه واقعی و غیرقابل تردید برخوردارند. این نوشته کوشش دارد
به عنوان یک وسیله برای افشاء بیش از پیش جنایات جمهوریاسلامی در اختیار عموم قرار
گیرد.
١٠ دسامبر روز جهانی حقوق بشر است. وظیفه همه ما ایرانیان، در هرجا که هستیم، می
باشد که از همهء امکانات موجود استفاده کرده موارد نقض حقوق بشر را چه به مفهوم
موضوعی و چه به مفهوم عینی با تکیه به اسناد و شواهد آن به اطلاع طرفداران آزادی،
دموکراسی و حقوق بشر برسانیم. شایسته است تا همهء مبارزان سیاسی از هر طرز فکر و
اندیشهای در این روزها در هر شهر و کشوری صدای هموطنان محروم از آزادی و حقوق
انسانی، صدای زندانیان سیاسی، صدای سندیکالیستهای مبارز، زنان رزمنده، جوانان
محروم، فعالین عقیدتی و حزبی و قومی که در زندانهای ایران زیر ضرب و شتم و شکنجه
قرار میگیرند، صدای استادان دانشگاه، نویسندگان، قانوندانان، هنرمندان و شاعران و
کارگران و برزگران زحمتکش ایران را به گوش جهانیان برسانند.
روز ١٨ نوامبر بار دیگر و برای ششمینبار در دو سال گذشته اتحادیه اروپا جمهوری
اسلامی ایران را به علت موارد نقض حقوق بشر محکوم کرد. روز ٢١ نوامبر کمیته " سوم "
مجمع عمومی سازمان ملل متحد به پیشنهاد کانادا به موارد نقض حقوق بشر در ایران
اعتراض کرده و آنرا به نشست عمومی سازمان ملل متحد ارجاع داد. این چهارمین بار است
که به پیشنهاد کانادا رژیم ایران در رابطه با نقض حقوق بشر توسط سازمان ملل محکوم
میشود. از زمانی که احمدینژاد به ریاست جمهوری رسید رژیم منحوس جمهوری اسلامی که
خون ملت ایران را در شیشه کرده بود و جلوی هرگونه آزادی را گرفته بود، دامنه
زورگوئی و تجاوز به آزادی و حقوق انسانی خود را چندین مرتبه گسترش داده است. اعدام
زندانیان سیاسی برای رژیم کنونی امری طبیعی و قابل دفاع شده و زندانیکردن زنان و
مردان مبارز، سندیکالیستها، جوانان، بستن سایتهای اینترنتی امری عادی شده است.
خفقان و تجاوز به حقوق مردم در همهء سطوح در ایران از حد و نصاب گذشته است.
١- در ایران حقوق بشر جرم است
واژه حقوق بشر در ایران واژهای ممنوع و غیرقابل استفاده است. در ایران هر کسی از
حقوق بشر سخن بگوید مجرم شناخته شده نوکر خارجی قلمداد می شود یا به دادگاههای
فرمایشی جمهوری اسلامی احضار شده و یا مستقیماً به زندان انداخته می شود. استفاده
از واژه حقوق بشر باید مشروط به هویتهای اسلامی باشد.
نهادهای بینالمللی حقوق بشری در ایران حق فعالیت ندارد و هرگونه اقدامی در این
عرصه باید از طریق مقامات دولتی و بوسیله دستنشاندههای آنها انجام گیرد.
کسی حق ندارد از حقوق بشر دفاع کرده و یا عضو عفو بینالملل –Amnesty
International
- و فدراسیون جهانی حقوق بشر، و دیگر سازمانهای طرفدار حقوق بشر باشد..
صحبت از کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، صحبت از کمیسیون حقوق بشر اتحادیه اروپائی یا
نزدیکشدن به این نهادها برای مطرحکردن وضعیت ضدبشری در ایران گکاهی بزرگ بوده و
عاملین این اقدام آزادی و جان خود را به مخاطره می اندازند.
هیچ سازمان غیراسلامی حقوق بشری در ایران حق فعالیت ندارد.
گزارشات عفو بینالملل، دفتر جهانی و دفتر اروپائی حقوق بشر و دیگر نهادهای حقوق
بشری جهان در مورد ایران منفی بوده و حاکی از نقض مداوم حقوق بشر در رژیم جمهوری می
باشد.
مردم ایران حق ندارند از اصول و موازین منشور جهانی حقوق بشر را مطآلبه کنند. این
اصول و موازین که حاصل مبارزات آزادیخواهان جهان است در ایران حق انتشار و توزیع
ندارد.
کنوانسیونهای حقوق بشر چه بصورت مطرحشده در نشستهای جهانی و چه بصورت آنچه که در
اتحادیه اروپائی آمده است برای جمهوری اسلامی ارزش و اعتباری ندارد.
در ایران هیچ چشمانداز مثبتی از آزادیها و حقوق بشر دیده نمی شود. برعکس آنچه از
چهره این رژیم منحوس تشعشع می یابد نقض تمامی موازین انسانی و حقوقی نه تنها برای
شهروندان بلکه برای منطقه و جهان است. رژیم ایران خطر بزرگی برای صلح و آزادی در
جهان محسوب می شود.
٢- تروریسم دولتی
جمهوری اسلامی ایران یک رژیم مذهبی – نظامی می باشد که از عقبماندهترین قشرهای
جامعه برای بقای خود سوءاستفاده میکند، این نظام اخیراً سعی دارد تا شعارهای
ناسیونالیستی و شوونیستی بیش از پیش خود را به جامعه تحمیل کرده و به اقدامات خود
مشروعیت بدهد. تروریسم دولتی در ایران بسیار فعال است. این تروریسم در داخل و در
خارج بطور عمده عمل کرده و مخالفان خود را از بین می برد. هیچ شهروند ایرانی حق
اعتراض به این تروریسم را ندارد.
٣- حق انتقاد
هیچکس حق ندارد علیه راسیسم –
Racism
- مذهبی حرفی انتقادی یا مخالف بزند یا فعالیتی داشته باشد و در حکومت اسلامی ایران
کوچکترین نهادی در این زمینه و علیه راسیسم مذهبی وجود ندارد.
انتقاد به نظام جمهوری اسلامی، به دولت، به رئیس جمهور به وزراء و یا دیگر مقامات
دولتی به هیچوجه قابل تحمل نیست حتی اعضای پارلمان جمهوری اسلامی نیز حق ندارند
بطور آزاد نسبت به این مقامات اعتراض کنند. مجلس جمهوری اسلامی ایران که باید از
جمله نقش نظارت به امور مملکت و سؤال از مسئولین دولتی را داشته باشد، هیچگاه
نتوانسته است به این وظیفه خود عمل کند. پارلمان جمهوری اسلامی نمایشی و اعضای آن
دستنشاندگان رژیم هستند.
در جامعه ایران شهروندان حق اعتراض و مخالفت مدنی ندارند. و هرگونه تجاوز از سوی
رژیم به حقوق مردم باید با اطاعت آنها همراه باشد.
٤- ضرب و شتم، شکنجه و کشتار مخالفین
جمهوری اسلامی ایران در تداوم سیاست اختناق و ضدانسانی خود هزاران زندانی سیاسی و
عقیدتی را در بدترین شرائط و در وحشتناکترین زندانها، به دست جانورانی که
زندانبان نامیده میشوند به زنجیر کشیده است. سختترین و مخوفترین نوع شکنجهها
نسبت به زندانیان سیاسی ایران اعمال میشود.
فعالان سیاسی، دگراندیشان، محققین، استادان دانشگاه، زنان و مردانی که کوچکترین
مخالفتی با اندیشه مذهبی حاکم بر ایران داشته باشند و یا در رفتار روزمره آن گونه
عمل نمی کنند که رژیم می خواهد، بوسیله عاملان جمهوری اسلامی دستگیر شده زیر شکنجه
و آزارهای جسمی و روحی قرار می گیرند.
٥- سندیکاهای کارگری
رهبران سندیکائی که تقاضایی جز بهبود وضع زندگی کارگران را ندارند و تنها خواهان
آزادی هستند تا بتوانند مطالبات درجهاول حرفهای خود، به مانند بیمه بیکاری، حق
اعتصاب، حق اظهار نظر و .. را به اطلاع کارفرمایان خصوصی و یا عمدتاً دولتی
برسانند، بدنبال حمله وحشیانه مأموران جمهوری اسلامی به دفتر سندیکا و غارت آن و
ضرب و شتم آنان در زندان بسر می برند. علیرغم همه فشارها و تهدیدات و دستگیریها
جنبش سندیکائی در بسیاری از شهرستانها گسترش یافته است. امروز زندانهای ایران پر از
سندیکالیستها و رهبران انجمنهای کارگری است.
٦- سازمانهای سیاسی
همه سازمانهای سیاسی قلع و قمع شدهاند، حق فعالیت آشکار و یا مخفی ندارند. حق
اظهار نظر درباره مسائل سیاسی را ندارند، حق عضوگیری، جمعشدن را ندارند؛ حق تشکیل
کنگره یا اجلاسهای متعارف و یا پلنوم ندارند. رهبران آنها حق خروج از کشور و حرکت
آزاد در داخل کشور را ندارند؛ حق داشتن سخنگو از احزاب سلب شده است. و در بهترین
شرائط سخنگویان آنها اگر ترور نشوند، اگر در خانهاشان به فجیعترین شکل به قتل
نرسند، اگر در خیابانها زیر ماشین نروند، اگر دزدیده و کشته نشوند و در بیابانها
رها نگردند... زندانی شده و دهان آنها را می بندند.
٧- سیستم قضائی و حق وکالت
سیستم قضائی ایران که برپایه قوانین اسلامی بنیاد گذارده شده است، نه تنها مبنا و
اساس حقوق قضائی مرسوم در کشورهای جهان را محترم نمی شمرد، بلکه اصلاً در جهت رفورم
سیستم قضائی که یکی از دلمشغولیهای جوامع متمدن است کوچکترین گامی بر نمی دارد و
قانون خود را براساس قوانین و سنتهای قرون وسطائی به مردم اعمال میکند.
دادگاههای ایران از هیچگونه موازین معمول بینالمللی برخوردار نمی باشند. احکام
متهمین قبل از حضور در دادگاه معین میگردد.
وکالت در ایران باید تحت تعاریف با هویت خاصّ جمهوری اسلامی باشد، فعالان سیاسی،
مخالفان، دگراندیشان، کسانیکه مورد تهمت قرار گرفتهاند، کسانیکه به زندان
افتادهاند، نمیتوانند در شرائط آزاد از حقوق خود دفاع کنند. زندانیان سیاسی و
عقیدتی قادر نیستند از وکیل مدافع معمولی و آزاد برخوردار باشند. بهترین وکلای
ایران بجای دفاع از حقوق متهمین در زندانهای جمهوری اسلامی بسر برده در خطر مرگ
هستند.
آوردن شاهد در دادگاهها از موارد بسیار نادر است. کمتر فردی پیدا میشود که از ترس
ترور و ضرب و شتم رژیم و از ترس جان خود حاضر به شهادت در دادگاههای اسلامی باشد.
٨- آزادی بیان
حق بیان و اظهار نظر، نگاشتن مقالات در شرائط آزاد، گردهمائی و گفتگو، بحث آزاد،
اعلام تظاهرات، شرکت در تظاهرات و انتقاد به مسائل، اعتصاب در مدرسه، دانشگاه،
کارخانه و ادارات دولتی و حصوصی به شدیدترین وجه سرکوب می شود. مردم ایران به
هیچوجه قادر به استفاده از حقوق شهروندی خود نیستند.
٩-
حریم خصوصی شهروندان
در جمهوری اسلامی حریم خصوصی افراد و خانوادهها مورد احترام نیست؛ مقامات دولتی و
سپاه پاسداران هر وقت که بخواهند وارد منزل و آپارتمان و محل کار شهروندان می شوند
و انسانها حق ندارند حتی در محل زندگی و کار خود از آزادی فردی برخوردار باشند.
١٠- حقوق کودکان و نوجوانان
حقوق کودکان و نوجوانان به هیچوجه در جمهوری اسلامی رعایت نمی شود. کودکان از سنین
بسیار پائین برای تأمین معاش مجبور به کارکردن هستند. براساس یک گزارش فقط در شهر
همدان حدود ٣٦ هزار کودک از سنین ٨ سالگی برای امرار معاش کارهای بدنی می کنند.
کنوانسیون حقوق بشر در مورد کودکان در ایران هر روز زیر پا گذارده میشود. کودکان
آلت تبلیغات ایدئولوژیکی جمهوری اسلامی قرار میگیرند. مغز آنها شستشو می شود و رشد
تربیتی طبیعی از آنها کلاً گرفته شده است.
١١- حقوق زنان
زنان که بیش از ٥٠ درصد نیروی فعال ایران را تشکیل میدهند، از حقوق یک انسان عادی
بهرهمند نیستند. تمامی آزادی " زن بودن " در ایران بوسیله شریعت و اسلام و جمهوری
اسلامی پایمال میشود و زنان حق ندارند حتی در مورد آن بخشی از اصول اسلامی که مربوط
به " زن اسلامی " می شود، اظهار نظر نمایند. حقوق اسلامی و غیر اسلامی زنان بوسیله
آخوندها و آیتالههای جمهوری اسلامی تعیین شده و میشود.
سازمانهای مستقل زنان در ایران وجود واقعی و آزاد ندارند. هرچه تحت عنوان سازمان
زنان فعالیت میکنند، مجبورند موازین و نظراتی را دنبال و اجراء کنند که دولت جمهوری
اسلامی و قوانین سنتی اسلامی به آنها دیکته کرده و میکند. بسیاری از زنان مبارز و
آزادیخواه در زندانهای ایران اسیرند و به وحشیانهترین وضعی مورد تجاوز قرار
میگیرند.
زنان ایرانی حق ندارند با سازمانهای زنان جهانی ارتباط داشته باشند و یا خود را عضو
یا فعال آن جوامع معرفی نمایند. هیچگونه چشمانداز مثبتی برای آزادی و حقوق زنان
ایران وجود ندارد و آنچه به چشم میخورد جز فرورفتن در تاریکترین چاههای ارتجاع
مذهبی نیست.
١٢- جوانان
ایران از جمله معدود کشورهائی است که جوانانش برای زندگیکردن آزاد و معمولی
بزرگترین رنجها را متحمل میشوند. ()
ازآنجا که جوانان از آزادیهای طبیعی برخوردار نیستند، بهرقیمتی شده ایران را ترک
کرده و به عنوان مهاجر رسمی و غیر رسمی به سایر کشورهای جهان فرار میکنند و این
جلای وطن به هیچوجه جنبه اقتصادی نداشته و فقط برای برخورداری از آزادی است. به
همین علت تعداد مهاجرین در دوران جمهوری اسلامی در تاریخ ایران بیسابقه می باشد.
١٣- سنگسار
عمل وحشیانه سنگسار که برخاسته از غرایز وحشیانه و عقبگرایانه و خشکمغزی مذهبی می
باشد، بنابر احکام دادگاههای اسلامی بطور روزمره انجام می شود و این مردم نیستند
که به انداختن سنگها به سوی محکومین اقدام میکنند، بلکه عاملین و مأمورین رژیم
جمهوری اسلامی به این کار دست میزنند تا این سنت انسانستیز را به عنوان نهادی زنده
نگهدارند.
١٤- حکم اعدام
حکم اعدام که در بسیاری از کشورهای مترقی لغو شده است هنوز در ایران معمول و مرسوم
است و روزی نیست که مخالفینی عقیدتی و مدافعین آزادی بطور انفرادی یا دستهجمعی
اعدام نشوند. اگر برای جمهوری اسلامی کشتار یهودیان و سوزاندن آنها در کورهها مورد
تأیید نیست، شاید یکی از دلائلش این باشد که جمهوری اسلامی از نادر رژیمهائی است که
اعدامهای دستهجمعی را درباره فعالین سیاسی و عقیدتی بکار برده است و آنها را در
قبرستانهای دستهجمعی به خاک سپرده است.
١٥- اقوام و اقلیتها
اقوام و اقلیتهای فرهنگی، مذهبی، عقیدتی حق ابراز و عملکردن به سنن و موازین خود
را ندارند. جمهوری اسلامی اقوام ایرانی را با فشار و کشتارهای دستهجمعی مجبور به
اطاعت از حکومت مرکزی نموده با هرگونه تبلیغات فرهنگی، مذهبی و عقیدتی که برپایه
اصول اسلامی نباشد، به شدت مخالف بوده و آنها را سرکوب و مرعوب میکند. زردشتیان،
یهودیها، بهائیها و حتی اهل تسنن از حقوق شهروندی مساوی در رابطه با مسلمانان شیعه
بهرهمند نیستند.
در جمهوری اسلامی مجازات بیدینبودن، نداشتن اعتقاد به بهشت و جهنم تا مرحله مرگ
پیش میرود.
١٦- آموزش و فرهنگ
استفاده از علوم و آموزش و فرهنگ و دانشگاه و مدرسه حق همه نیست و وابستگان به رژیم
جمهوری اسلامی و کسانیکه اسلامی و یا اسلامیتر هستند از حقوق ویژهای برخوردارند.
استادان دانشگاه باید اسلامی باشند. باید درسها و علوم فنی و نظری خود را در قالب و
بستهبندیهای اسلامی به دانشجویان عرضه کنند. هر روز اخبار تازهای از کنار گذاردن
و استادان دانشگاه انتشار می یابد. حتی مسئولینی که در وزارت علوم سالها برای
برقراری رژیم کار می کردند و عاملین تبلیغات در راه اهداف جمهوری اسلامی بودند
امروز بوسیله رئیس جمهور وقت – کنار گذارده می شوند.
١٧- خلاقیت و آزادی شغلی
خلاقیت و آزادی شغلی در ایران تحت موازین و کنترل شدید جمهوری اسلامی قرار دارد و
حق خلاقیت و اکتشاف و آزادی حرفهای و هنر در ایران مورد تحدید می باشد.
بازرگانان و صاحبان شرکتها و صنایع نمی توانند بطور آزادانه در حرکت اقتصادی و
تولیدی قرار گرفته و از تازههای تولیدی و اقتصادی و گسترش صنعتی متعارف بطور عادی
و طبیعی استفاده نمایند. هرگونه اقدامی در این مورد نیاز به اجازه ویژه مقامات
دولتی دارد و این مقامات بنا به مصالح خود و سیاست کلی اسلامی جامعه تولید و اقتصاد
و صنعت را جهت میدهند.
١٨- هنرمندان و ورزشکاران
هنرمندان که یکی از سرمایههای مهم فرهنگی محسوب می شوند حق فعالیت آزاد ندارند.
آفرینشهای آنها باید طبق موازین اسلامی باشد. در ایران شاعران، نویسندگان، نقاشان،
فیلمسازان و هنرمندان تئاتر، مجسمهسازان و ... آزادی بیان و آزادی آفرینش ندارند.
ورزشکاران و مربیان ورزشی مجبورند براساس سیاست دولتی جمهوری اسلامی رفتار کنند؛
حتی ورزش در ایران آزاد نیست، مربیان ورزشی حق بیان و اظهار نظر در امور فنی ورزشی
را ندارند و رژیم کوچکترین عمل آنها را تحت نظارت و جهتگیریهای اسلامی قرار داده
است.
١٩- الیگارشی
سیاست، اقتصاد و منابع انسانی ایران را الیگارشی آخوندها و بچهآخوندها اداره می
کند.
قائلشدن حق و امتیاز ویژه برای عدهای که وابسته به رژیم هستند و در باند جمهوری
اسلامی عمل میکنند از مسائل بسیار پیشپاافتاده است. پست و امتیاز و منصب با
ویژگیها و لیاقت و کاردانی ارزیابی نشده، بلکه تنها دلیل رسیدن به مسئولیت همانا
اسلامی بودن و یا تظاهر به مسلمانی و قبول رهبری آن و سرفرودآوردن در مقابل دستگاه
عظیم مذهبی است که بر ایران حکومت می کند.
٢٠- اتباع خارجی
حقوق اتباع خارجی و مهاجرین در ایران محترم شمرده نمی شود و هر خارجی که به ایران
می رود مجبور است خود را از نظر ظاهر تحت شرائط اعمالشده در ایران در آورد و از
حقوق بینالمللی مهاجرت یا اقامت در ایران به نوعی که در کشورهای جهان مرسوم است
برخوردار نیست. خبرنگاران و پژوهشگران و ایرانشناسان نمی توانند بطور آزاد در مورد
مسائل ایران اظهار نظر نمایند. هرگونه موضعگیری که خلاف اصول تحمیلی جمهوری اسلامی
باشد، باعث به زندان انداختن حتی کشتن و یا اخراج از ایران می شود و در مراحل بعدی
به این افراد اجازه ورود به ایران داده نمی شود.
٢١- آثار باستانی
ایران یکی از مراکز تمدن جهان است. آثار باستانی که باید جزئی از سرمایه ملی محسوب
شود، بوسیله آخوندها و دستاندرکاران آنها به خارج از کشور انتقال یافته و به
قیمتهای بسیار گران به فروش رفته و میرود. تختجمشید که یک پدیده تمدن جهانی می
باشد به بهانه اینکه بوسیله شاهان ساخته شده است نه تنها مورد حفاظت قرار نمی گیرد،
بلکه هر روز به دلیلی بخشی از آن ویران می شود. سایر آثار باستانی از وضعیت بهتری
برخوردار نیستند. بسیاری از آثار باستانی اصفهان، شیراز، خراسان، کرمان و ... به
نابودی کشیده شده است.
|