روزنامه ها در مقابل سانسور بايستند
عيسي سحرخيز در مصاحبه با
روز
دوشنبه
13 آذر
1385 [2006.12.04]

آرش بهمني
با عيسي سحرخيز در مورد وضعيت روزنامه
نگاري و روزنامه نگاران در دولت جديد به گفت و گو نشسته ايم. صحبت هاي مديرمسئول
ماهنامه آفتاب که به تازگي حکم زندان او صادر شده است و قصد اعتراض به حکم صادره را
نيز ندارد، خواندني است.
آقاي سحرخيز اخيرا سازمان گزارشگران
بدون مرز بيانيه اي در ارتباط با وضع روزنامه نگاران در ايران منتشر کرد. فکر مي
کنيد اين بيانيه تا چه حد با واقعيت هاي امروز مطبوعات ايران مطابق است؟
آنچه که بر مطبوعات و روزنامه نگاران ايران در يک سال
ونيم گذشته رفت اين بود که با پايان دولت خاتمي و حاکميت دوگانه، که باعث مي شد
دولت و بخصوص مجلس ششم از مطبوعات
حمايت و گزارش هايي در مورد نقض حقوق مطبوعات منتشر کنند ـ حتي
اگر اين گزارشات به رهبري مربوط مي شد ـ حزب پادگاني بر سرکار آمد که به مقابله به
روزنامه نگاران و مطبوعات پرداخت. يعني درواقع همان باند سعيد امامي و جريان پشت
پرده اطلاعاتي ـ امنيتي کارها را به دست گرفتند و حاکميت يکدست را غالب کردند و
همان وضعيت گذشته بار ديگر تکرار شد. يعني حالا قوه قضاييه نوعي نرمش در رفتار با
مطبوعات نشان مي دهد و وظيفه برخورد با روزنامه نگاران و مطبوعات به دولت سپرده شده
که اين کار را توسط دو وزارت خانه خود يعني ارشاد و اطلاعات انجام مي دهد.
يعني دولت امروز چگونه عمل مي کند؟
ببينيد در حال حاضر بر اساس سياست خودي و غيرخودي عمل مي
کنند، و به بعضي از رفتارها لباس قانون مي پوشانند. مثلا اعلام مي کنند ما به
مطبوعات سوبسيد کاغذ نمي دهيم. اما در عمل به کساني که به آنها اعتقاد ندارند و قصد
محدود کردن آنها در عرصه مطبوعات و کتاب را دارند، کاغذ ارزان قيمت نمي دهند. مثلا
فکر کنيد مردم را از نان سوبسيد دار محروم کنند. با اين روش، جريان روشنفکر و
دگرانديش را حذف مي کنند و کل پول را به انحاي مختلف در اختيار دوستان خود قرار مي
دهند. آنها از اين طريق سعي مي کنند جو سانسور و اختناق را بر عرصه مطبوعات حاکم و
مطبوعات مستقل و منتقد را ورشکسته و ازصحنه حذف کنند.
نقش نهادهايي چون انجمن صنفي را در
برخورد با چنين مسايلي چگونه ارزيابي مي کنيد؟
جريان برآمده از حزب پادگاني در مقابل انجمن صنفي
روزنامه نگاران و انجمن دفاع از آزادي مطبوعات، انجمن روزنامه نگاران مسلمان را
تاسيس کرد. در اين انجمن مسلمانان کساني هستند که در سطح وزير يا معاون وزير ايفاي
نقش مي کنند. طبيعتا جرياني که با هدف برخورد با نهاد مورد قبول روزنامه نگاران و
اهالي مطبوعات شکل گرفته، بعد از به قدرت رسيدن، برخوردها بااين نهادها را تشديد
خواهد کرد. مثلا مي بينيد که در مورد انتخابات انجمن صنفي حاضر نيستند انتخابات را
بپذيرند و يا در مورد ديگر نهادها سعي مي کنند پروانه آن ها را ندهند يا جلوي
کارشان را بگيرند و هزار نوع کارشکني مي کنند. يعني به هر شکل شده سعي مي کنند
فعاليت اين نهادها به رسميت نشناسند و آنها را تحت فشار قرار دهند. بازجويي از
روزنامه نگاران اعزامي به هلند از سوي انجمن صنفي نيز در همين راستا قابل ارزيابي
است. قبلا هم روزنامه نگاران مختلفي به کشورهاي مختلفي سفر کرده بودند و مشکلي هم
پيش نيامده بود. ضمن اينکه برخي از روزنامه نگاران اعلام کردند که پيش از سفر با
وزارت اطلاعات هماهنگي هاي لازم را انجام داده بودند. در واقع مي خواهند همان بلايي
را که بر سر خبرگزاري جمهوري اسلامي و روزنامه ايران آوردند و بازي را که بر سر آن
ها انجام دادند، همان را در مورد اين نهادها هم اجرا کنند. مثلا اعلام مي کنند هيچ
خبرگزاريي نبايد باشد جز خبرگزاري هاي دولتي. يعني اينها با نام انجمن صنفي مشکل
ندارند، با انتخابات آن مشکل دارند.
مطبوعات براي شکستن اين جو سانسوري که
شما اشاره مي کنيد، چه کاري مي توانند بکنند؟
تا سياست، سياست بقا باشد و حاضر به باج دهي باشند و
کوتاه بيايند، جريان همين است، و روز به روز هم جريان محدودتر خواهد شد. شما ديديد
که روزنامه شرق را هم تعطيل کردند، يعني حتي حاضر به تحمل اين حد از آزادي نيز
نبودند. به نظر من ـ در عين حالي که نمي خواهم نقش مثبت اين روزنامه را منکر شوم ـ
اگر مطبوعات بيايند و دسته جمعي اعلام کنند ديگر چاپ نمي کنيم، همان کاري که گروهي
از مطبوعات در قزوين انجام دادند، اگر تمام مديران مسئول اين روزنامه ها اعلام کنند
به دليل فضاي رعب و وحشت وسانسور و خودسانسوري امکان چاپ روزنامه آزاد و مستقل وجود
ندارد و ما منتشر نمي کنيم، آن موقع حاکميت به دليل هزينه سنگيني که بايد بپردازد
مجبور مي شود بخشي از فشارها را کم کند، هر روز مديران را به دادگاه نکشد، هر روز
دستورهاي مختلف ندهد که چه تيتري بزنيد و چه تيتري نزنيد، چه مطلبي را چاپ کنيد و
چه مطلبي را چاپ نکنيد و اين فشارها کم خواهد شد. اما اگر بخواهند زير هر فشاري سر
خم کنند، شاهد وضعيتي که در يک سال و نيم گذشته ديديم، خواهيم بود. روز به روز نيز
وضع بدتر خواهد شد. به اين معنا که فضاي سانسور و خودسانسوري بيشتر مي شود، خفقان
بالا مي گيرد و هر هفته هيات نظارت يا يک نشريه را مي بندد يا....
يعني شما وضعيت آينده مطبوعات ايران را
به هيچ وجه روشن نمي بينيد؟
ما در کوهستان پربرفي قرار گرفته ايم که مدام بهمن هاي
بزرگ در آن به وقوع مي پيوندد؛ هر روز نيز اين بهمن ها بزرگ تر مي شود و مانند آوار
بر سر مطبوعات و روزنامه نگاران ايران خراب مي شود و آن ها را خفه مي کند.
البته بسياري از مسئولان مطبوعات را به
بي انصافي در قبال دولت و تخريب دولت متهم مي کنند. دليل اين امر را چيست؟
زيرا شخص اول مملکت نمي خواهد به ملت پاسخگو باشد. مي
دانيد که دستور توقيف فله اي مطبوعات را شخص آقاي خامنه اي صادر کرد. ولي حتي اين
حد بسيار پايين از آزادي مطبوعات را که با سانسور و خودسانسوري شديد همراه است را
نيز نمي پذيرد. هر چه قدر فرد خود را در موضع قدرت ببيند، در جايگاه نقدپذيري کمتري
قرار دارد؛ و به دليل اينکه هر روز توانايي وي
کمتر مي شود، و آقاي احمدي نژاد که برخاسته از اراده شخص
آقاي خامنه اي است، هر روز خرابکاري هاي بيشتري انجام مي دهد، در نتيجه فضاي سانسور
و خودسانسوري بايد به بالاترين حد و نقد دولت و حاکميت بايد به کمترين حد خود برسد.
يعني مطبوعات حتي اگر بخواهند در حد فضاي پيش از دوم خرداد نيز کار کنند، مورد
پذيرش قرار نمي گيرد. در واقع الگوي اينها، الگوي شاه است. فقط بايد خبرهاي دربار و
روابط عمومي وزارت خانه ها، بدون کم و زياد کردن چاپ شود. اگر مطبوعات اين کار را
انجام دهند يعني روزنامه نگاري ايده آل را انجام داده اند. در غير اين صورت و حتي
در صورت وجود يک انتقاد کوچک، اين افراد طرد خواهند شد.
اين مساله تنها به روزنامه نگاران نيز مربوط نمي شود.
چند روز پيش من آقاي بهمن آرمان، از 50 نفر اقتصادداني که به نقد سياست هاي اقتصادي
دولت پرداختند را ديدم. ايشان مي گفتند دچار مشکلات متعدد شده اند. بحث مختص به
روزنامه نگاران نيست، بلکه هر کسي
که به نقد سياست ها بپردازد دچار مشکل مي
شود. آن هم در حاليکه به نظر من روزنامه نگاران از بي خطاترين و کم اشتباه ترين
قشرهاي اين مملکت هستند. يعني اگر يک آمار علمي گرفته شود من مطمئنم يک به صد خطاها
و جرم هايي را که روحانيت در بيست و هفت سال گذشته در اين کشور انجام داده، روزنامه
نگاران نکرده اند
|