
سرکار خانم بهبهاني، شما از اولين حاميان کمپين يك ميليون امضاء بوديد، ممكن است كمي توضيح دهيد كه شما به عنوان يک شاعر متعهد اين حركت را چگونه ميبينيد ؟
ـ به نظر من اين کمپين به اصطلاح يک "اتمام حجت " است که شما با دليل و مدرک به جامعه نشان ميدهيد که فراخوان شما و کاري که انجام ميدهيد مورد توجه همه هموطنان شماست که از افراد فرهيخته، دانشگاهي، اهل قلم، فعال اجتماعي، کارمند، دانشجو، زن خانه دار شهري و روستايي و... به آن ملحق شده اند. در واقع آوردن يک حجت است که ديگر هيچکس به شما انگ خشونت نزند و حق خواهي و تلاش براي عدالت و برابري زنان حق طلب را دال بر ايجاد خشونت و بلوا ندانند. چون فضاي اين کمپين و اين حركتي كه آغاز شده فضايي متفاوت است که صد البته به دنبال حرکتهاي حق طلبانه قبلي در 22 خرداد در ميدان هفت تير بوده و هدفش رسيدن به برابري حقوقي و رفع تبعيض است اما فضاي آن با حضور وسيع همه مردم و جمع آوري امضاي يکايک آنها فضاي متفاوت به وجود ميآورد كه با فضايي که در ميدان هفت تير ايجاد شد و خشونت هايي که بر شما روا شد فرق دارد يعني ديگر کسي نمي تواند به شما انگ بزند.
شما به 22 خرداد اشاره کرديد آن واقعه را چگونه ديديد؟
من در آن مقطع ايران نبودم، و در کانادا بودم که شنيدم به تجمع آرام زنان حق جو در ميدان هفت تير حمله شده و کتک خوردند و دستگير شدند، حتا شنيدم که گفته بودند سيمين بهبهاني هم کتک خورده مثل اينکه قرار است من در هر تجمعي باشم و کتک هم بخورم البته که واقعا دلم مي خواست که در آنجا مي بودم و در کنار هم باشيم حتي آقاي بهرام مشيري با من تماس گرفت و من همان موقع گفتم که که اين ها زناني هستند که حقوق عادلانه خود را مي خواهند و مستحق اين خشونت نيستند و شما بدانيد که ما زنان هر طوري شده حق خودمان را ميگيريم. بعد آقاي مشيري از من سوال کرد که فکر مي کني اين ماجرا به کجا مي رسد و من گفتم که من به اين زنان و به اراده قوي و حقانيت آنان اعتقاد دارم و مي دانم که آنها به هرشکل آنقدر ادامه مي دهند تا اينکه حقوق شان را به دست بياورند بنابراين وقتي شنيدم که شما به دنبال خواسته ها و بيانيه تان در آن روز، كمپين را اعلام کرديد که همه مردم همکاري کنند و براي گرفتن حقوق خودشان با اين حركت متحد شوند همکاري با کمپين يک ميليون امضا را آغاز کنند بسيار خوشحال شدم و بدون كمترين ترديد حمايت خودم را اعلام کردم.
شما خوب مي دانيد که در همان زمان عده اي به اين حرکت مسالمت آميز انگ ايجاد خشونت زدند در حالي که يکي از مهم ترين خواست هاي ما در تجمع ها و كليه فعاليت هاي حقوقيمان، منع خشونت است، فکر مي کنيد چرا اين انگ به ما زده شد؟
من در اکثر تجمع هاي شما بوده ام و شاهد بوده ام که زنان در نهايت آرامش اجتماع کردند و حتي کوچکترين توهيني به کسي نکردند فقط خواست هايشان را با ادب و نزاکت و در قالب جملات و شعارهاي صلح آميز و زيبا بيان کرده اند و بيانيه خودشان را خوانده اند. اما با آنها درنهايت خشونت و بي ادبي و الفاظ رکيک برخورد شده و مايه شرمندگي همه مردهايي است که ساکت مي نشينند و در مقابل اين کساني که به مادران ، خواهران و دختران آنها اهانت مي کنند سکوت کرده اند. اما اين زنان نه تنها سکوت نکرده اند بلکه براي رسيدن به خواست هاي حقوقي و انساني خودشان به هر شکلي که توانسته اند از طريق فعاليت هاي مختلف و تظاهرات پي در پي و آرام، تلاش کرده اند. تا حالا که به اين نتيجه رسيدند که اين کمپين را راه بياندازند.... و اما چرا به ماها انگ خشونت ميزنند، والله چه بگويم، به قول شاعر:
تا نشان سم اسبت گم كنند / تركمانا نعل را وارونه زن
در واقع آنهايي كه به شما خشونت روا داشته اند براي توجيه حركت خود چاره اي نداشتند جز آنكه بگويند شما موجب خشونت بوديد. اما در مورد ديگراني كه اين انگ را به شما زده اند بايد واقعا از آنها پرسيد كه آيا در اين تجمع به خصوص يا در تجمع ديگري كه به خشونت كشيده شده حضور داشته اند يا نه؟ اگر حضور ميداشتند چنين قضاوت ميكردند؟
خانم بهبهاني همانطور که خودتان اشاره کرديد خواست حقوق برابر و انساني هدف اصلي فعاليتهاي مختلف جنبش زنان در طول يكصد سال اخير بوده اما تفاوت عمده کمپين يك ميليون امضاء با انواع ديگر فعاليتها به نظر شما در چيست؟
ـ ببينيد انواع و اقسام فعاليتها براي يك هدف وجود دارد و هدف همه ي اين فعاليتها يکي است و آن هم رسيدن به حق انساني است. ما براي رسيدن به حقمان اقدامات مختلفي مي کنيم اما اين حركت همانطور که گفتم تظاهري است که بدانند شما تنها نيستيد و مردم بسياري از سراسر ايران با شما هم عقيده هستند و از شما و هدفهاي انسانيتان، حمايت مي کنند.
سه ويژگي اصلي اين کمپين را ميتوان در فرايندي متصل و پايدار چنين برشمرد: ارتباط، آموزش و جمع آوري امضا. اما در اين كمپين با توجه به گستردگي طيفهايي كه در اين حركت وجود دارد، هر گروه و فردي بر يكي از اين وجوه بيش از ديگر ابعاد تاكيد ميكند البته ،مجموعه ي اين تاكيدها با توجه به گستردگي فعالان آن باعث ميشود که هر سه جريان با هم پيش برود و نقصاني در هيچ يك از اين سه حوزه ايجاد نشود. حال از اين سه ويژگي به نظر شما کدام يک بار اصلي اين حرکت را به دوش دارد و تضمين موفقيت نهايي کمپين است؟
ـ به نظر من در درجه اول جمع آوري امضاهاي هرچه بيشتر، از دو عامل ديگر اهميت بيشتري دارد. چون شما با اين کار تکيه ميکنيد بر آراي مردم و از اين زاويه تاكيد ميكنيد بر پشتيباني مردم از اين حركت. در درجه بعد جنبه ي ارتباط گيري مطرح ميشود و در واقع آموزش در سايه ارتباط اتفاق مي افتد و شما پيش از آموزش بايد بر ارتباط تکيه کنيد و موفقيت اين ارتباط حتما بستگي به افرادي دارد که در بخشهاي مختلف اين كمپين کار مي کنند که تا چه حد نفسشان گرم باشد، نفسشان حق باشد، مهربان باشند، صبور باشند تا مردم را هرچه بيشتر جلب کنند.
تاکيد اعضاي اين کمپين به جمع آوري امضا با روش جديد و بيسابقه ي ”چهره به چهره“ و ”كوچه به كوچه“ به همين دليل بوده که ارتباط بيشتري ايجاد شود در غير اين صورت مي شد که با چند کليک در فضاي اينترنتي هزاران امضا جمع کرد و....
ـ به نظر من تاكيد بر اينترنت هم مهم است و اتفاقا من توصيه ميکنم که از سايت هاي اينترنتي بيشتر استفاده کنيد. البته اين بستگي به هدف دارد اگر هدف كمپين، اعلام همبستگي مردم باشد از طريق اينترنت سريع تر و گسترده تر خواهد بود اگر هدف ارتباط و آموزشي باشد که الزاما به جمع آوري امضا منجر نشود که خب فرق مي کند ولي اگر مي خواهيد زودتر به حد نصاب يعني يك ميليون برسد اينترنت ابزار خوبي است.
البته از طريق اينترنت هم جمع آوري امضا براي کمپين ميسر است و افرادي كه مايل هستند ميتوانند روي سايت ما (www.we-change.org) امضاي خود را بگذارند اما تکيه اصلي در شمارش نهايي بر امضاهاي بر روي کاغذ )فرمهاي مخصوص کمپين) است و گام بعدي طي كردن فرايند ارتباط و آموزش است. به ويژه که کمپين وارد شهرهاي دور، و در آينده اي نزديک به روستاها و نقاط دوردست خواهد رسيد....
ـ من هيچ اشکال و مانعي نميبينم که زني در روستايي دور بعد از آگاه شدن نسبت به جرياني مثل همين كمپين و بيانيه ي آن، از دوست و آشنايي مثلا بخواهد که به جايش در اينترنت امضا کند. چنانکه در جريان "سد سيوند" خيلي از افرادي که به اينترنت دسترسي نداشتند امضا ميکردند. من خودم شاهد بودم که آدمهايي ميگفتند که اگر شما اينترنت داريد امضاي من را هم بگذاريد. چون اين مسئله برايشان مهم بود.
شما تا چه حد اميدوار هستيد كه جريان کمپين يك ميليون امضاء و حرکتهاي اجتماعي – حقوقي زنان به اين ميزان از عينيت و ملموس بودن در زندگي مردم وارد شود؟
ـ اين زنهايي که من مي شناسم ـ به خصوص جوانها ـ حتما موفق خواهند شد. زنهايي که بر خودشان واجب مي بينند که به هر شکلي از حقوق خود و از حقوق همجنسان خود دفاع کنند حتما موفق ميشوند. ممكن است كمي طول بكشد ولي حتما موفق خواهند شد. فقط نبايد نااميد شوند و از همديگر پشتيباني كنند و يار هم باشند.
حال که گرماي اميد، آفتاب گفتگو راداغ کرده براي نوميداني که گاه در مواجهه با فعالان کمپين، عبارت معروف " چه فايده دارد " را تکرار مي کنند، چه پيامي داريد؟
ـ در واقع به آنها بايد گفت: "من آنچه شرط بلاغ است مي گويم / تو خواه از سخنم پندگير و خواه ملال." به هرحال متاسفانه نوميدي در ميان افراد جامعه رسوخ کرده و گاهي از اوقات خود من هم دچار نوميدي ميشوم، ولي کار خودم را به هرحال انجام ميدهم، خواه از لحاظ شعري و خواه از لحاظ فعاليتهاي اجتماعي. به کمپين يك ميليون امضاء هم خيلي اميدوار هستم، همانطور که در طول تاريخ صدساله ي مبارزات زنان همواره شاهد تغييراتي در قوانين و در وضعيت آنان بوديم و اين به سبب خواست خود زنان و تلاش زيادشان براي رسيدن به حق و برابري بوده است. پس هيچ تلاشي نميتواند بيهوده تلقي شود.
کلام آخر؛ به فعالان کمپين از جانب شما چه بگوييم؟
ـ به فعالان کمپين به خصوص به جوان ترها بگوييد که مهربان باشند و در برخورد با مردم، با صبر و حوصله و گشاده رويي برخورد كنند. زني که مادر است، خواهر است، همسر است، عاشق است، دوست است و دوست مي دارد ميبايست با محبت ذاتي و دروني خود و صرف زمان بسيار، راه را ادامه دهد... به همه شان خسته نباشيد ميگويم و مثل هميشه در كنارشان هستم.
ـ خانم بهبهاني عزيز ومهربان، واقعا سپاسگزارم از اوقات گرانبهايي كه در اختيار ما قرار داديد. از حمايت و پشتيباني هميشگي و بيدريغتان (چه در اين كمپين و چه در تجمعها و همايشها و...) همواره سپاسگزار و قدردان هستيم. وجود شما براي همه ي ما به ويژه در طي راه پر فراز و نشيب پيش رويمان سبب دلگرمي و اميد و مباهات است.
منبع : تغییر برای برابری