بازگشت به صفحه اول

 

 
 

پیام دانشجو در پلی تکنیک و تهران

محمد مسعود سلامتی

http://rozane1.blogspot.com

به فاصله کمتر از یک هفته از شور آفرینی دانشجویان در دانشگاه تهران ، پلی تکنیک این آتشفشان جنبش دانشجویی دوباره فوران کرد. اهمیت حرکت دانشجویان تنها در آن نیست که عدم محبوبیت یک جریان سیاسی حاکم را در ویترین افکارعمومی نهادند. ارزش این میتینگ دانشجویی محصور به اثبات ایستادگی و زنده بودن آن جنبش نیز نمی باشد. آنچه حرکت دانشجویان را برجسته تر می سازد آن است که نمایندگان حاکمیت را در برابر واقعیات عریان جامعه و بدور از تبلیغات کاذب و مسموم بوقها و بنگاههای سخن پراکنی حکومتی نهاد. دانشجویان به حکومتگران اعلام نمودند که مطالبات مردم را نه در شعارهای جمعیت های دست چین شده و نه صف های استقبال تصنعی بلکه در حنجره رسای دانشگاه باید جستجو کنند. فریاد های دانشجویان گرچه آمیخته با خشم و درد بود و نوعا در چنین فضاهایی کمتر امکان پذیرش مطالبات برحق برای مخاطبان است . اما برای احمدی نژاد در ورای این فریادها پیام روشنی نیز قابل تشخیص بود. از همین روی احمدی نژاد خود را برآمده از دانشگاه خواند و درد آشنای بی عدالتی ها موجود درجامعه . اما مگر راه اثبات صداقت شعار دادن است. اگر کسی شعار عدالت و مبارزه با مفاسد اقتصادی سر می دهد باید در عمل ثابت کند که شعارها تنها محدود به ایام انتخابات نیست و مواجهه با باندهای قدرت که به مدد رانت های سیاسی سالهای سال مشغول تجمیع ثروت شخصی اند تنها تا آنجا پیش نمی رود که با یک سخن یا پیام یا دستور متوقف شود.اگر قرار است دانشجویان باورکنند که آنکه شعار مبارزه با قارون ها را سرمی دهد در عمل پایبند به شعارهای خود است باید ثابت شود که قارون ها در هر مقام و لباسی که باشند به میز محاکمه آیند. باید قداست های کاذب را در هم شکست. آنکه دیروز از توزیع پول نفت در میان توده ها می گفت و بحث مقابله با مافیای نفتی و... را سر می داد باید اعلام کند که در این کارنامه یک سال و اندی چه نمره ای به خود می دهد. خصلت دانشجویی را نه در رویه های پوپولیستی بلکه باید در امثال «پیام دانشجو» سراغ گرفت که بر عهد خود در مواجهه با صاحبان مکنت و قدرت استوار ماند و هیچ عتاب و دستوری آنرا از تداوم راه باز نداشت تا آنجا که تنها راه چاره را در توقیف و تعطیل آن دیدند. مصلحت جویی و مماشات طلبی ممکن است منتهی به کاخ قدرت شود اما به یقین راهی به پهنه عدالت خواهی نخواهد داشت.

دانشجویان همچنین می خواهند بدانند که چرا برخلاف حقوق انسانی و قانونی شان به جرم حرف زدن یا فعالیت دانشجویی از حق ادامه تحصیل محروم می شوند. چرا شماری از دانشجویان هم اکنون درسلولهای حکومت محکوم به حبس اند. کیانوش سنجری ، کیوان رفیعی ، بهروزجاوید طهرانی ، امیرساران، مهرداد لهراسبی ، عباس دلدارو...خیل فراوان دانشجویان و جوانان چه وقت از رنج زندان رها می شوند و
تا چه زمان باید به تاوان فکر
و سخن خود به صلیب صدایشان مصلوب شوند. آنکه برآمده از دانشگاه است خواهان فضای بازسیاسی است، نمی شود که خواهان سرکوب دانشجویان باشد. آنکه برآمده از دانشگاه است خواهان بال و پردادن به عرصه علم و تقدیر از ساحت دانش است ، نمی شود که دسته دسته از مفاخر دانشگاه را خانه نشین کند. ازدانشگاه هرگز ترویج جهل و
خرافه برنمی آید. رساترین صدای دانشگاه آگاهی بخشی، صلح جویی و بشر دوستی است. در طول تاریخ تنها دو گوهر است که مکرر در مکرر از دانشگاه بر می آید آزادی ، عدالت .

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه