
سامان رسول پور
s.rasoulpour.gmail.com
تحصن آرام جمعي از دانشجويان دانشگاه آزاد سنندج در اعتراض به فضاي امنيتي دانشگاه ها و تنگ شدن فضا براي فعالين همه عرصه ها، صورت گرفت منجر به تعليق از تحصيل و توبيخ هشت تن از فعالين دانشجويي اين دانشگاه شد.
ياسر گلي، فعال دانشجويي و يکي از دانشجوياني که در اين ارتباط توبيخ شده، در گفتگو با روز از برخوردهاي امنيتي با دانشجويان گفته است.
تحصن در چه روزي برگزار شد و خواسته هاي دانشجويان چه بود؟
بعد ازگذشت يك ماه از درخواستهاي مكرر دانشجويان و به ويژه تشكل سياسي "هاوري" در دانشگاه آزاد سنندج براي برگزاري مراسم سالگرد 16 آذر روز دانشجو و عدم موافقت دانشگاه با اين درخواست، دانشجويان تصميم به برگزاري يك ميتينگ 1 ساعته گرفتند. در واقع اين ميتينگ اعلام مواضع دانشجويان نسبت به اوضاع سياسي موجود در سطح كشور و دانشگاهها بود. اين ميتينگ روز پنجشنبه 23 آذر ساعت 11 صبح در حياط مركزي دانشگاه با خواندن بيانيه دانشجويان و تشكل هاوري برگزار شد. در اين مراسم شعارهايي ازقبيل: مرگ بر استبداد، زنده باد آزادي، زنداني سياسي آزاد بايد گردد، ستارهدانشجو نشان افتخار است و. . سر داده شد. البته برگزاري اين ميتينگ همزمان با پخش شايعاتي مبني بر جان باختن شيركو جهاني در زندان نيز بود كه طبعا جو را تحت تاثير خود قرار داد. بعد هم با خواندن بيانيه ميتينگ به پايان رسيد.
در همان روز برخوردي هم با متحصنين صورت گرفت؟
خير، در زمان برگزاري هيچ برخوردي با دانشجويان نشد. فقط برخي از دانشجويان كه با گوشي موبايل خود از ميتينگ عكسبرداري ميكردند با برخورد انتظامات دانشگاه روبرو شدند.
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، از برخورد مسئولين دانشگاه آزاد سنندج با تعدادي از فعالين دانشجويي خبر داده. اين برخوردها به چه شکلي بوده؟
روز پنجشنبه هفتهگذشته چند نفر از دانشجويان به حراست دانشگاه احضار شدند و در آنجا به آنها اعلام شد دانشجوياني كه حضوري فعال در ميتينگ برگزار شدهداشته اند توسط كميتهانضباطي دانشگاه توبيخ شدهاند و براي آنها احكامي صادر شده است. بعد از پيگيري معلوم شد احكامي به قرار زير براي برخي از دانشجويان صادر شدهاست: سوران حسيني 2 ترم تعليق، آكو قيصري 1 ترم تعليق، احسان احمدي 1 ترم تعليق، كامران رحماني 1 ترم تعليق، پيمان نعمتي 1 ترم تعليق، خسرو الهي توبيخ كتبي و درج در پرونده، كوروش مرب توبيخ كتبي و درج در پرونده وخود من توبيخ كتبي و درج در پرونده. البته طبق اطلاعات ناموثق دريافتي، دانشجويان بعد از گذراندن دورهتعليقي خود، مجاز به ادامهتحصيل در اين واحد دانشگاهي هم نيستند و بايد در شهري ديگر واحدهاي ماندهخود را بگذرانند و به نوعي از دانشگاه خود تبعيد مي شوند. اين در حالي است كه اكثر اين دانشجويان نهايتا بعد از ترم بهار فارغالتحصيل مي شوند.
کسي هم بازداشت شده؟
در ده روز گذشته آرام نصرت پور از ديگر دانشجويان فعال دانشگاه آزاد سنندج از سوي نيروهاي امنيتي بازداشت شده و هنوز اطلاع دقيقي از وضعيتيش نداريم اما احتمالا بازداشت وي هم در ارتباط با تحصن مذکور بوده است.
احکام صادره مشخصا مربوط به چه نهادي است و آيا کتبا به شما ابلاغ کرده اند؟
با توجه به اينكه نهاد حراست دانشگاه تا امروزچنين برخوردهايي را در دستور كار خود نداشته، و اين کار حداقل در اين چند سال سابقهاي هم نداشتهاست، اكثر دانشجويان بر اين باورند كه نهادهايي ديگر در صدور اين احكام نقش محوري داشتهاند.
منظورتان ار نهادهاي ديگر، نهادهاي امنيتي بيرون از دانشگاه است؟
بله احتمالا غير مستقيم به تحريک نهادهاي امنيتي خارج از دانشگاه اين برخوردها صورت گرفته.
برخوردهاي از اين قبيل تا حالا در دانشگاه سابقه نداشته؟
در چند سال اخير نه، اما پاييز گذشته دانشگاه كردستان براي آسو صالح و برخي از دانشجويان ديگر احكامي از اين قبيل صادر كرد كه گويا بعدا هم در آنها تجديد نظرصورت گرفت. اما قلع و قمعي اينچنين فلهاي و گسترده و سنگين تاكنون سابقه نداشته است.
دانشجوياني که تازگي محکوم شده اند براي اعتراض به اين احکام چه اقداماتي تدارک ديده اند؟
در مرحلهاول دانشجويان اين احكام را كه به صورتي غيرقانوني و خارج از ضوابط حداقلي دانشگاه صادر شده، قبول ندارند و به اين مساله به عنوان كاري غير قانوني، اعتراض خواهند کرد. بعد از آن اگر باز هم مساله ادامه يافت و دانشگاه بر اين احكام اصرار ورزيد آن وقت دانشجويان براي مقابله با اين طرز نگاه و رفتار، تصميمات لازم را خواهند گرفت.
فضاي حاکم بر دانشگاههاي کردستان به طور عام و بالاخص دانشگاه سنندج در ماههاي گذشته چطور بوده؟
در كل ميتوان فضاي حاكم بر دانشگاههاي كشور را بسيار سنگين ارزيابي كرد. اين در حالي است كه دانشجويان منتقدان راديكال دولت نهم هستند و حاضر به مصالحه نيستند. اما قطعا طرف مقابل نيز هزينهها را بالا برده تا به محض هرگونه اظهار وجود و انتقاد از سياستهاي رايج از جانب دانشجويان، واكنش لازم را انجام بدهد. با اين وجود دانشجويان از هر موقعيتي براي ابراز نارضايتي خود كه در حقيقت آينهاي از نارضايتيعمومي از سياستهاي دولت نهم و محدود كردن حقوق مدني شهروندان است، استفاده ميكنند. بسته به ميزان هزينهها هم قطعا بطور سينوسي واكنش دانشجويان متغير است. آن هم به اين علت که ما با يك جنبش همگن و متشكل وسازمان يافته همراه نيستيم، بلكه ساختار اين جنبش به صورتي مسطح و شبكه اي است.
شما تنگتر کردن فضاي دانشگاهها و فشار بر فعالين دانشجويي را در چنين مقطعي ناشي از چه مي دانيد؟
هر سيستمي كه در آن حاكميت حاضر به محترم شمردن حقوق شهروندان خود نباشد، به صورت مكرر به نقض حقوق بشر بپردازد، داراي سياستي غير شفاف در عرصه داخلي و خارجي باشد، آزادي را به بند بکشد، وضع معيشتي مردم را تا سرحد بحراني همهگير بكشاند ـ گزارش رسمي و دولتي چند روز اخير در مورد درصد مردمي كه زير خط فقر هستند - و. . . بايد منتظر انتقاد نيروهاي دمكرات و آزادي طلب در جامعه باشد. در اين شرايط دانشجويان، به عنوان بخشي از وجدان بيدار جامعه به اعتراض ميپردازند و قطعا حاكميت نيز برخورد مي کند. اين روند در لحظات مختلف مي تواند ابعاد متفاوتي به خود بگيرد.
تصور نمي کنيد تداوم برخوردها عليه دانشجويان، جنبش دانشجويي را به رکود بکشاند؟
در نگاه به تاريخ جنبش دانشجويي در ايران، در مي يابيم که هميشه بعد از تنگتر كردن فضاي دانشگاهها و برخوردهاي حذفي شديد با دانشجوها ـ كه نمونهآن را ميتوان در اين چند سال اخير به زمختي وحشتناكي ديد ـ دانشگاه ها توانستهاند بعد از مدتي تجديد قوا كنند و با رويكردهايي متناسب با جريانات روز به عرصهاعتراض و انتقاد برگردند. در اين برهه نيز ما شاهديم كه دانشجويان در صدد تاثير گذاري بيشتر بر عرصهعمومي و دوري از ساختار قدرت هستند. دانشجويان با همكاري با ديگر جنبشهاي اجتماعي فعال موجود در كشور، همچون جنبش زنان، جنبش كارگري و. . . در جهت تغيير رويكردهاي خود در عرصهاستراتژي و تاكتيكي گام بر مي دارند . اثر بخشي دانشجويان بر اوضاع كشور را در اين برهه از زمان ميتوان در ماههاي آينده كه كشور قطعا آبستن اتفاقات ديگر است مشاهده نمود.
يعني شما معتقديد تحرکات تازه اي از سوي جنبش دانشجويي براي بازتعريف مباني کار در جريان است؟
بله قطعا بر اين باورم که از لحاظ مباني، جنبش دانشجويي در حال شکل دهي تحولات عظيمي است. من معتقدم جنبش دانشجويي ايران يک جنبش مانيفستي نيست بلکه بيشتر حاصل تحولاتي است که در ايران شکل مي گيرند. اتفاقات تاکتيکي همواره در دستور کار اين جنبش بوده است و در آينده هم خواهد بود.