|
گزارش كميته حقوقی دفتر نمایندگی آیه الله بروجردی
در اروپا از وضعيت ایشان پس از گذشت چهارمين ماه بازداشت غیر قانونی ایشان
ماموران
معاونت عملیات سازمان اطلاعات استان تهران در کنار ماموران یگان ضد تشنج قرارگاه
ثارالله تهران (قرارگاه مقدم امنیتی سپاه در تهران ) هنگامیکه فرمان مستقیم رهبر را
در دست داشتند (پیوست یک ) چهار ماه پيش به منزل آيت الله كاظميني بروجردي حمله
كردند و وقتي با مقاومت اين مرجع ديني و هزاران تن از هوادارانش مواجه شدند با زور
اسلحه حصارهاي مردمي را شكستند و جنايات هولناكي را ثبت نمودند كه شهادت سه نفر (یک
زن و دو مرد ) ، نقص عضو دهها نفر ديگر، جراحات شديد و بروز ناراحتيهاي روحي و
عصبي سنگين در صدها تن ديگر از آن جمله است. بعد از آن، اموال و دارائي آنها كه
غالبا از قشر محروم جامعهاند مصادره و از مصادر شغلي دولتي نيز اخراج شدند.
بنا بر
آخرين گزارشات واصله از قریب به هزار نفري كه در روز درگيري آخر (نيمه مهرماه 1385)
بازداشت شدهاند هنوز تعدادي در زندان اسيرند و از آزادشدهها نيز وثيقههاي سنگين
دريافت كردهاند تا ضمانتي بر عدم فعاليت مجدد ايشان باشد و هم اكنون نيز بايد بطور
هفتگي خود را به مراكز تعيين شده از سوي وزارت اطلاعات معرفي كنند!( مرکز پیگیری
وزارت اطلاعات در خیابان فرصت و دفتر نظارت در پل رومی تهران ) لازم به ذكر است
كه عده ديگري نيز فراري و تحت پيگرد هستند.
آيت الله
بروجردي تا كنون از حق داشتن وكيل و پزشك و اجازه ملاقات با خانواده و نزديكان و
شاگردان خود محروم بوده و مجاز به ارتباط كتبي يا تلفني نميباشد تا در برابر انبوه
اتهامات و شايعاتي كه از طريق رسانههاي تحت امر حكومت و با كمك آخوندها و لباس
شخصی های ذوب شده در ولایت و ... بر سر زبانها جاري كردهاند از خود دفاع كند و
حقايق را بازگو نمايد.
دو ماه قبل
از بازداشت ایشان ، اين مشاور و پناهگاه گرفتاران با استناد به متن صدهاعريضهاي كه
روزانه از سوي گرفتاران دريافت ميكرد طي گزارشي خصوصي به 15 تن از علما و مراجع
مذهبي كشور، اوضاع عمومي ايران را اينگونه توصيف نمود:
"آنچنان
فضائي از بيدادگري در كشور حاكم است كه تاريخنگاران در سالهاي آتي به هنگام نگارش
وقايع آن، متعجب و متاثر خواهند شد:
از هر
زاويهاي كه به مسائل درونمحيطي مملكت بنگريد، لجامگسيختگي و تهاجم بلاها را
مينگريد. هر كس كه به نوعي به هيئت حاكمه متصل باشد از حلقه آهنين زر و زور و
تزوير، برخوردار خواهد شد.
استبداد و تبعيض و خودكامگي در اينجا از هر جاي دنيا، محسوستر و ملموستر است.
قوه قضائيه، عصاي دست
روحانيون
درباري است.
هر حكمي كه پايههاي ديكتاتوري را استحكام بخشد حرف اول را ميزند. دادسرا در اينجا
به مفهوم گرفتن داد حاكم از محكوم است نه بالعكس. دادگاهها، محل رشوهخواري و
پارتي بازي است.
زندانها پر از بيگناه است.
با قوانين شهرداري جان
مردم بالا ميآيد، پوست بيچارهاي كه ميخواهد بناي خود را مرمت و تعمير كند
ميكنند.
مساجد خالي از نمازگزار و فقط محل مانور گروههاي فشار است.
نذورات حاصل از زيارت اماكن
مذهبي و مخصوصا حرم امام رضا محل درآمدي براي عدهاي خاص شده در حالي كه فلسفه
نذورات مالي دستگيري از افتادگان است.
نماز جمعه، پاتوق
حقوقبگيران است.
با قبضهاي آب و برق و تلفن و گاز، بسياري از خانوادهها از هم ميپاشند با آنكه
قول مجاني بودن داده
شده
بود.
در ادارات دولتي، پول حرف نخست را ميزند و داد و ستدها بر مبناي روابط است نه
ضوابط.
نرخ تورم، بسي بيشتر از آن چيزي است كه اعلام
مي شود.
صف بيكاران، هر ثانيه طولانيتر ميشود، ناامني به حدي شده كه نه پاركها قابل
اعتماد است و نه سينماها جاي مطمئني براي زنها و بچهها.
سرقت به تمام معنا در كوچه و خيابان، غوغا ميكند.
براي چندهزار تومان، جنايت مينمايند.
اداره آگاهي، مملو از شاكيان است
و نيروي انتظامي،
انحصارا در مسير اختناق و سركوب جوانان قرار دارد، به شكايات افرادي كه به منازلشان
تجاوز شده توجهي ندارند و تنها به حفظ آرامش خودشان مشغولند.
آب تهران كه
زماني زبانزد خاور ميانه بود، آلوده به ميكروبها و انگلهاست.
نانها عوارض داخلي در بدن ايجاد ميكنند.
گوشتهاي آلوده، مرتبا قرباني ميگيرد.
ميوهها گرانتر از مداخل درآمد طبقات پائين جامعه است و فقط ميتوان نظارهگر رنگ و
بوي آنها بود.
ترافيك هر روز كورتر ميشود و اداره راهنمائي و رانندگي، وظيفه پر كردن جيب
حكومت
را دارد و
جريمهها چندبرابر ولي
بازدهي صفر ميباشد.
وجدان جامعه در برابر الگودهي
"دين سياسي" و "ولايت مطلقه
فقيه"، تعطيل شده
و هيچكس به ديگران اعتماد ندارد.
صفا و صميميت از بين رفته و هر كس در فكر شكار اموال و سرمايههاي ديگري است.
رسانههاي جمعي
انحصارا در خدمت
رهبري ميباشد
و سانسور موجود
از هر جاي ديگر دنيا،
قويتر و فراگيرتر است. استراق سمع و تفتيش عقائد و تجسس اسرار خصوصي، رايج است.
اختلاف خانوادگي، وسيع و طلاق چشمگيرتر از ازدواج است. فرار بچهها از منازل،
گسترده و دختران فراري بسيار. اعتياد به انواع مواد مخدر، همگاني شده
در حالي كه دولت ميتواند
آنرا ريشهكن كند ولي ترجيح ميدهد از تمام قواي خود فقط براي اهداف سياسي بهره
گيرد. روياروئي رؤيائي و سليقهاي با امريكا و غرب در حالي كه هزينه آنرا ملت بايد
بپردازد. فرار مغزها مملكت را به طاعون علمي مبتلا نموده و ..."
همچنين
ایشان در نامه ای سرگشاده به علی خامنه ای رهبر حکومت ایران در بهار امسال هشدار
دادهاند:
"همانطوري كه مستحضر ميباشيد قوام هر حكومتي به عدل است كه نبيّ مكرّم فرمود:
الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظّلم و دليل عمده
فروپاشي ابرقدرت شرق كه فينفسه عامل ترس و وحشت براي ناتو و غرب بود، ستمكاري
مسئولين امورش بود. تاريخ هميشه از استبداد بنياميّه و بنيعبّاس، گزارشات جاودانه
دارد، متاسفانه
برخوردهاي ظالمانه برخي از مسئولين نظام كه به نام خدا و پيامبر و قرآن در زیر سایه
جنابعالی انجام می شود ، مرتكب جنايت ميشوند باعث
تجلّي احاديث نبوي
خواهد شد
كه
فرمود: زماني فرا رسد كه مال و جان و ناموس مردم به تاراج رود و عواطف خاموش گردد و
مردم دسته دسته خود را به مرگ عرضه كنند و مساجد
به دست مسلمين، خراب گردد و آثار مذهب از بلاد مؤمنين برود و خبري از عبوديّت و
تقوي نشود و...
كه
اين،
زنگ خطر را به
هر وجدان بيداري
استماع ميدهد
كه نبايد در برابر فعل و انفعالات مخرّب و منفي، ساكت نشست."
و در اعتراض
به بارها زندان و احضاريه و تعطيلي تحميلي فعاليتهاي خود، تقرير نمود:
"تمامي
منقوشات پرونده
من،
عبارت است از : مـيگـويـنـد،
گـفـتـهاند،
گـزارش دادهانـد،
و يا اقـرارنـامـههـاي
ناشي از فشارهاي عصبي و تنشهاي خانوادگي بوده
كه توسط عوامل اطلاعات اجرا شده و حقيقت نداشته"،
و خواستار ارسال كميتهاي مستقل براي بررسي مصائبي كه به ايشان وارد كردهاند شده
بود.
اين مبارز
نستوه هيچگاه در جلسات مذهبي خود دعاگوي مقامات حكومتي نبوده و تقسيمات چپ و راست
را در كشور قبول نداشته و اعتقادي به حقانيت انقلاب نداشته و آن را يك درگيري و داد
و ستد بين دولتهاي شرق و غرب ميدانست و لذا از همان سالهاي نخست انقلاب در كنار
پدر فقيدش (آيت الله العظمي سيد محمد علي كاظميني بروجردي كه در سال 1381 به دست
عوامل وزارت اطلاعات به شهادت رسيد و اخيرا مسجدش مصادره و مقبرهاش تخريب شد) خود
را از
از صفوف آخوندهاي حكومتي جدا كرد و به هوشياري جامعه در خصوصيّتهاي
پنهان شده اسلام پرداخت.
در پايان
يادآور ميشويم كه اين روحاني آزاديخواه، همواره
سعي در افشاي ماهيّت
دروغين تز "ديانت ما عين سياست ماست"
داشته و التقاط دين و سياست را بدعت و مروجان آن را جيرهخواران شيطان دانسته كه
شريعت را سپري براي حفظ منافع خود ميدانند. اين روحاني مستقل قبل از دستگيري طي
نامههائي از مجامع بينالمللي درخواست نمود تا كمك كنند قطعنامهاي در سازمان ملل
براي آزادي فعاليتهاي مذهبي تصويب شود، و عقيده داشت كه شناخت و تقويت ياد خداوند
به عنوان خالق و هادي انسان كه او را دعوت به مساوات و عدالت نموده و عمل به توصيه
پيامبران تضمينبخش سعادت است و خيرانديشي را همگاني ميكند. ايشان با تاسيس جبهه
فرهنگي در غالب برپائي مجالس مذهبي و مجاهدتهاي قلمي و تاليف كتب متعدد همواره تلاش
نمود تا آگاهي ديني مردم را ارتقاء دهد تا اهرم مذهب از دست حاكمين مستبد كه از آن
به عنوان يك حربه براي دوام ديكتاتوري خود بهره ميبرند، جدا شود و تشكيل محافل
دههاهزار نفري نشانه اقبال آن است ولي به خاطر خفقان موجود و ممانعت حكومت از درج
اخبار واقعي مربوط به ايشان نتوانست آنچنان كه مورد
نظرش بود پرده اسرار استبداد ديني حاكم را بالا بزند و در نهايت در روز نيمه
ماه رمضان مورد كودتا قرار گرفت و حرفهاي ناگفته بسياري
را به همراه آراء و عقائد خود در حل معضلات موجود در كشور به 209 اوين برد و
اكنون اين منادي رهائي از طاغوت، تحت فشار شكنجههاي دهشتناك، آخرين نفسهاي خود را
شماره ميكند! که امداد تمامی آزادیخواهان دنیا را در جهت آزادی شان طلب می نمائیم
.
بار دیگر
یادآور می شویم گرچه این خبر نقل قول مستندی نیست اما شایع شده است که خامنه ای
دستور داده است نسخهای که برای آیه الله العظمی میلانی در زندان 66 سپاه اجرا شد
برای ایشان نیز اجرا شود ! (آیه الله میلانی رهبر گروه مهدویت در زندان 6 سپاه در
سال 1382 با شیاف پتاسیم کشته شد و مرگ وی سکته قلبی اعلام گردید ) . بار دیگر از
تمام مبارزین راه آزادی و فعالان سیاسی و حقوق بشری درخواست می گردد از راه ممکن نه
برای آزادی ایشان بلکه برای اجرای ابتدایی ترین حقوق زندانیان در زندان نسبت به
ایشان اقدام نمایند .
دفتر نمایندگی آیه الله العظمی کاظمینی بروجردی در اروپا
امیر فرشاد ابراهیمی
|