|
نامه سرگشاده یکی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر-واحد ماهشهر
چندی پیش نامه سرگشاده ای از یکی از دانشجویان واحد ماهشهر دانشگاه امیرکبیر به دستمان رسید. این دانشجو در این نامه سیر برخوردهای غیرقانونی صورت گرفته با خود را در واحد ماهشهر تشریح نموده است. به نظر می رسد دکتر رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، جو سرکوب خود را تا واحدهای اقماری این دانشگاه نیز گشوده است. متن کامل این نامه به شرح زیر است:
بنده در دوران كارشناسي در دانشگاه امير كبير واحد ماهشهر مشغول به تحصيل بودم و از فعالان صنفي و دانشجويان ممتاز تحصيلي اين واحد بشمار مي آمدم و براي مدتي نيز سر دبير اولين نشريه دانشجويي اين دانشگاه نشريه “حرفي از جنس زمان ” بودم.
به دنبال فعاليت هاي صنفي اينجانب و تعدادي ديگر از دانشجويان در دوره كارشناسي در اين واحد دانشگاهي اينك رياست اين واحد ، دكتر مجيد جوهري از امضاي مدرك فارغ التحصيلي ما به صورت غير قانوني خودداري مي نمايد و هدف خويش را از اين اقدام تاديب ما بيان مي دارد. اينك به علت نقص مدارك و عدم فارغ التحصيلي از دوره كارشناسي در مدت مقرر، ما در خطر حذف ترم و محروميت از تحصيل در دوره كارشناسي ارشد هستيم. لازم به ذكر است كه اقدامات لازم براي اخذ مدرك فارغ التحصيلي و نيز تسويه حساب ما در دوره كارشناسي از آبان ماه جاري انجام شده و جوهري به بهانه هاي مختلف مثل وجود جلسات متعدد و كمبود وقت و … تا امروز از انجام اين وظيفه مسلم خود سر باز ميزد و مسئولين آموزش اين واحد دانشگاهي در هر بار تماس اينجانب يا ساير دوستانم ضمن اعلام عدم امضاي دكتر جوهري به ما پيشنهاد صحبت حضوري و معذرت خواهي از ايشان را مي دادند! و از آنجا كه ما دليلي براي معذرت خواهي و ابراز ندامت از اقدامات به حقمان نمي ديديم اين كار را انجام نداديم اما به دليل اخطارهايي كه از طرف تحصيلات تكميلي دريافت مي كرديم سرانجام به ايشان مراجعه كرديم و راجع به اين مسئله توضيح خواستيم و با برخورد به دور از ادب ايشان مواجه شديم.
ايشان عملا اعلام كردند كه ” آن روز كه شاخ و شانه مي كشيديد بايد فكر امروز را مي كرديد و من امضا نمي كنم” و در ادامه ايشان ما را از اتاق خود واقع در دانشكده نساجي با بهانه اينكه من وقت اضافي براي شما ندارم بيرون كرد كه ما شديدا به برخورد ايشان و لحن به كار رفته معترضيم. لحن و برخورد ايشان بيشتر به رئيس پادگان شباهت دارد تا يك مسئول پلي تكنيك و اين مسئله تازه اي نيست و ما ۴ سالي با اين برخورد ها سر و كله مي زديم. همچنين ايشان با سهميه كارشناسي ارشد بدون كنكور ما در آن واحد، كه از طرف دفتر استعداد هاي درخشان به ايشان پيشنهاد مي شد مخالفت كرده بود.
البته ما اميدواريم با دخالت مديريت آموزشي دانشگاه امير كبير اين مسئله به شكايت از ايشان كشيده نشود. ما تنها خواستار حق مسلم خويش در فارغ التحصيلي از اين واحد و توانايي براي ادامه تحصيل در دوره جاري ( كارشناسي ارشد ) هستيم.
لازم به ذکر است كه دكتر جوهري تحمل هيچ انتقادي را از مديريت خويش نداشت و هر نوع اعتراضي را با سلاح كميته انضباطي جواب مي داد. در ابتداي رياست ايشان در سال ۸۲ ابتدا شوراي صنفي را منحل كرد و سپس تصميم به كاهش شديد امكانات آن هم در دور افتاده ترين و محروم ترين منطقه ايران را به بهانه كمبود نقدينگي گرفت كه با اعتراض ما مواجه شد. از يك طرف مسئولين پتروشيمي كه موظف به تامين اعتبار اين واحد بودند اعلام مي كردند كه تا حد ممكن تامين بودجه مي كنند و از طرف ديگر دكتر جوهري از مضيقه مالي سخن مي گفت. از كوچك ترين اقدامات ايشان ساخت يك خوابگاه كاملا غير استاندارد بود كه هر روز در دست تعمير بود و خوابگاهي كه هنوز ۱ سال از عمر آن نگذشته در اثر يك باد كه سالانه چندين بار به اين ترتيب در خوزستان مي وزيد قسمتي از سقف آن فروريخت. خوابگاهي كه پيمانكار آن ازخارج از خوزستان به ماهشهر آمده بود و به دليل ساخت به موقع اين بناي تاريخي از بودجه بيت المال، تشويق هم شده بود. البته غير بومي ها شايد به ظن دكتر جوهري شرايط اقليمي خوزستان را بهتر از پيمانكارهاي بومي درك كنند. اما عده اي از ما به دليل اعتراض به اين مسئله و نيز پاسخ خواهي از مسئولين اين واحد براي اولين بار با كميته انضباطي مواجه شديم. كه پس از دفاع ما، تا امروز حكم آن نا معلوم است ! پس از اين ماجرا رياست واحد از هر بهانه اي جهت تحت فشار قرار دادن ما با استناد به باز بودن پرونده استفاده مي كرد و حتي يك بار حضوري با لفظ تمسخر آميزي به من گفت كرمي آدم شدي يا نه؟!! كه خوب خودتان قضاوت كنيد كه آيا اين طرز برخورد در شان يك رئيس دانشكده است؟
من در رساندن اعتراضاتمان از طريق برقراري يك تريبون آزاد دانشجويي در واحد مذكور و جمع آوري امضاي همگاني كردم كه قبل از برقراري اين تريبون مسئولين از طريق عواملشان در داخل خوابگاه مطلع و بار ديگر من را به بهانه اخلال در نظم دانشگاه و… به كميته انضباطي احضاركردند كه اين بار به دليل نزديكي به كنكور و شرايط نامناسب من مجبور به دادن تعهد شدم. نكته جالب اينكه مدير دانشجويي واحد عملا در حضور ما اذعان به داشتن جاسوس هايي در خوابگاه داشت كه علاوه بر من چند نفر ديگر هم در آن جمع حضور داشتند. اما در جلسه پاسخگويي، كه مسئولين به سختي حاضر به تشكيل آن شده بودند، رياست واحد و مدير دانشجويي بارها و بارها گفته خود را تكذيب كردند. اين در حالي بود كه نواري از يكي از عوامل آنها در حال اظهار به نياز مالي و پشتيباني دانشگاه از او جهت اين اقدامات از سوي دانشجويان تهيه شده بود كه با اظهارات مدير دانشجويي جايي براي تكذيب باقي نمي ماند. لازم به ذكر است كه اين عمل مغاير اصل ۲۳ قانون اساسي است.
كار بدان جا رسيده بود كه در برخورد فیزیکی يكي از اين عوامل دانشگاه با يكي دوستان ما دانشگاه سعي در تحت فشار قرار دادن ايشان جهت عدم شكايت داشت و مدير دانشجويي هم عملا ايشان را تهديد به فرستادن به كميته انضباطي كرد اما خوب دادگاه عمومي و پزشك قانوني نظري بر خلاف ايشان داشتند و مي خواستند براي خواسته حكم صادر كنند كه دانشگاه هم در اين اثنا به جاي حمايت از حقوق دانشجویان، سعي در بيرون كشيدن پرونده از دادگاه و كشاندن آن به كميته انضباطي داشت كه دادگاه قبول نكرد. و دانشگاه در نهايت با تحت فشار قرار دادن خواهان، اورا مجبور به رضايت و اكتفا به دريافت ديه كرد و شخص ضارب حتي به كميته انضباطي احضار هم نشد! و اين كاملا نشان دهنده اين موضوع بودكه كميته انضباطي تنها مخصوص ما بود نه براي برقراري نظم و عدالت بلكه ابزاري بود در دست مسئولين واحد جهت ايجاد فضاي مونولوگ و خاموشي اعتراضات صنفي و به حق دانشجويي آن هم در شرايط محروم ماهشهر.
|