|
باطبی را دریابیم
علی افشاری
دوباره خبر های بد از لعنت آباد اوین به گوش می رسد. احمد باطبی مظهر زخم عمیق و التیام نیافته فاجعه کوی دانشگاه تهران با دور جدیدی از فشار های روانی دست و پنجه نرم می کند.
در حالی که تشنجات پیاپی وضعیت جسمانی باطبی را به مخاطره افکنده است ،افرادی به ظاهر ناشناس، ناجوانمردانه همسرش را بازداشت کرده اند!
نفرین بر همه این پلشتی ها و بیدادگری ها. آخر باطبی چه قدر باید تاوان پس دهد .قریب به هشت سال حبس ،شکنجه های سخت در دوران بازجویی و محرومیت های گوناگون کافی نیست؟
او که تمامی درب ها را به روی خود بسته می بیند ،دست به اعتصاب غذای خشک زده است تا شاید بدین
ترتیب بتواند حداقل همسرش را نجات دهد.
در کشوری که مسئولانش هر روز اقتدار بالا و امنیت آهنین نظام را به رخ همگان می کشند ،چه طور می شود در روز روشن و در مقابل چشم ناظران ، فردی را بازداشت کنند و مقامات امنیتی و انتظامی اعلام کنند که در جریان کار نیستند!
تجارب قبلی نشان می دهد که حتما بازداشت کنندگان را با دستگاه قدرت قرابتی هست.
ارتکاب این اعمال ظالمانه و غیر انسانی ، فقط و فقط ضعف و هراس کسانی را نشان می دهد که طراوت و زنده بودن دانشجویان را خار چشم خود می دانند و حتی شهامت آن را ندارند که به صورت علنی مسئولیت کارشان ر ابپذیرند.
اسف بار تر آنکه این طبل های توخالی در حالی برای دنیا خط و نشان می کشند که از آزادی باطبی و فعالیت های منتقدانه او وحشت دارند.
فاجعه ای در کمین است .تا دیر نشده باید آستین همت را بالا زد و به فراخوان پدر رنج کشیده اش پاسخ داد و کارزاری را برای حفظ جان و سلامت باطبی و آزادی همسرش سازمان داد و نگذاشت تا حکم اعدام اولیه او در مرگی تحمیلی اجرا شود.
دیگر جای سکوت نیست. باید دست همه از هر طیفی و با هر تفکر و گرایشی را گرفت و صفوفی فشرده را تشکیل داد که دفاع از حقوق انسانی و شهروندی هیچ مرز عقیدتی ، نژادی ، سیاسی و ایدئولوژیک نمی شناسد . اینجا جایی نیست که با انگیزه کاوی دیگران را متهم کرد و دفاع از حقوق بشر را نیز روانه کوچه تنگ خاص گرایی کرد.
به جای متهم کردن دیگران به فکر همگرایی بین همه معترضین به این اعمال ضدانسانی بود.
همبستگی و استقامت کلید پیروزی است. باطبی باید زنده بماند و وجودش همه رهروان راه آزادی را گرما بخشد.
---------------------
بيانيه انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده مديريت در رابطه با وضعيت احمد باطبی
هدف اقتدار تنها سرکوب جنبش های آزادی خواهانه نيست بلکه حذف کردن صفحات مربوط به اين جنبش ها و نام آزادی خواهان از کتاب های تاريخ است و وظيفه ی ما زنده نگه داشتن تاريخ و نام آزادی خواهان.
پس از حوادث ۱۸ تير ۱۳۷۸، دانشجويی به نام احمد باطبی در ميان سيل عظيم معترضان به تعرض وحشيانه به کوی دانشگاه تهران پارچه ی خونينی از حوادث روز قبل را بر سر بلند کرد که مورد توجه خبرنگار اکونوميست واقع شد و او نيز عکسی به ياد ماندنی از احمد باطبی در همان روز گرفت که تيتر يک نشريه ی اکونوميست را در کنار همين عکس در پی داشت « انقلاب اجتماعی در ايران ؟ »! اما همين عکس بهانه ای بود بر پايان آزادی و فرياد بی هراس باطبی تا اکنون در کوشه ی زندان پس از ۷ سال با مرگ دسته و پنجه نرم کند.در حالی که حمله کنندگان به کوی دانشگاه تبرئه گشتند، احمد باطبی به همراه مرحوم اکبر محمدی و ساير دانشجويان دستگير شده در حوادث تير ماه ۱۳۷۸ به جرم اقدام عليه امنيت ملی و جرايمی با همين عناوين به اعدام محکوم شد و روزها به انتظار اعدام نشست و اما از آنجا که می دانست اين حرکت و عکس او نمادی برای جنبش آزادی خواهانه ی ايرانيان گشته در زندان دوام آورد تا حکم او نيز به همراه ديگر دستگير شدگان با عفو رهبری به ۱۵ سال زندان تقليل يافت. جالب آنجا که دولت اصلاح طلب آقای خاتمی و اصلاح طلبان به اصطلاح پيش رو در اين ۷ سال هيچ تلاشی برای آزادی او و ساير زندانيان دانشجويی ۱۸ تير نکردند و اينک احمد باطبی پس از ۷ سال تحمل زندان در پی وخيم تر شدن بيماری و وضعيت جسمی و همچنين عدم اجازه برای معالجه اش دچار تشنج گشت و پس از انتقال به بيمارستان و به هوش آمدن دست به اعتصاب غذا زد. اما پس از آن سميه بينات همسر مقاوم و زجر کشيده ی احمد باطبی از آنجا که بيم مصاحبه های او با اصحاب خبر می رفت بازداشت شد و اينچنين شد که اصرار احمد باطبی برای اعتصاب غذای خشک دو چندان گشت که هم اينک در وضعيت روحی و جسمی بسيار خطرناکی به سر می برد.
پس از مرگ مشکوک اکبر محمدی ديگر دانشجوی دستگير شده حوادث تير ماه ۷۸ در زندان اوين در تابستان امسال، اينک احمد باطبی در آستانه ی حذف فيزيکی از صحنه ی مبارزات دانشجويی قرار گرفته و اينچنين است که بوی اراده ای بر حذف اينان از صحنه ی تاريخ از سوی اقتدار به مشام می رسد. ما دانشجويان دانشکده ی مديريت دانشگاه تهران ضمن محکوم کردن ادامه ی بازداشت احمد باطبی در شرايط بد جسمی از مسئولين می خواهيم تا ضمن آزادی همسر محترم احمد باطبی و بازبينی پرونده ی اين دانشجو با در خواست مرخصی استعلاجی او موافقت کنند تا در بيرون زندان به درمان بپردازد که مرگ او در اين اثنا و شرايط بين المللی برای حاکميت هم هزينه زا خواهد بود. مگر جرم احمد باطبی چه بود که شکار دوربين عکاسی نشريه ی اکونوميست شد آن هم بين هزاران دانشجوی معترض در تير ماه ۷۸ . و هم چنين از آقای خاتمی که در دوران رياست جمهوريشان در ادامه ی روند زندان اين دانشجويان نقش توجيهی ايفا کرده اند می خواهيم که جبران و جلب اعتماد دوباره ی مردم برای آزادی او و ساير زندانيان سياسی تلاش نمايند و از نهاد های حقوق بشری می خواهيم که قبل از تکرار حادثه ی اکبر محمدی به نجات جان ارزشمند احمد باطبی بشتابند.
---------------------
برای
احمد و سمیه
علی رضا خادمی
این
دستنوشته را به دور از همیشگی های معمول هر چند ساده و مختصر، هر چند دور از
استدلال های قوی برای یک مطلب سیاسی، برای احمد و سمیه که هر دو در بند و در شرایط
سختی به سر می برند، می نویسم.
دلم گرفته
از بس که این روزها خبر های نگران کننده و پر از دلهره می شنوم هنوز چهره سمیه
بینات در پیش خاطرم است که در مراسم ختم اکبر محمدی ، با نگاهی اشک آلود و توام با
التماس تلاش دوستان و همرزمان احمد باطبی را برای جلوگیری از تکرار کشته شدن یک
زندانی سیاسی دیگر را خواستار بود .شاید اگر برای آزادی اکبر محمدی و نجات او از
چنگ این انسان ستیزان بی هویت را بیشتر در دستور فعالیت های خودمان قرار می دادیم
نتیجه کشته شدن اکبر نمی بود.
خدایش
بیامورزد اکبر که در راه اصول و آرمان آزادیخواهی و دمکراسی برای میهن جانش را در
طبق اخلاص گذاشت و رفت اما احمد را در چنین شرایط وخیم و نگران کننده ای نباید تنها
گذاشت و نگذاریم با سکوت خودمان مجوز رفتار های غیرقانونی و ضد حقوق بشری اقتدار
گرایان فراهم آید .اما امروز احمد باطبی پس از تحمل هفت سال شکنجه های روحی و جسمی
، دوری از همسر و خانواده در بند 350 زندان اوین لحظه های وحشتناک و نگران کننده ای
را می گذراند که وخامت وضع جسمی و روحی و اعتصاب غذای خشک و تر او به دلیل ربودن
همسرش سمیه بینات و انتقال او به مکان نامشخصی ، وضع را سختتر و خطرناکتر می کند.
زبانم لال اگر برای آزادی بی قید و شرط احمد و همسرش سمیه عجله نکنیم اتفاق دلخراش
دیگری حادث خواهد شد که دیگر قابل جبران نیست .
اما برای
احمد که بسیار نگران حال او هستم تنها می خواهم این را بگویم که در چنین شرایطی که
حاکمیت در انواع و اقسام فشار های بین المللی است اعتصاب غذای تو با توجه غیر مساعد
بودن وضعیتت، هم ادامه مبارزه را برای خودت و هم همسرت سخت و شاید غیر ممکن می کند
.این بند شعر از شاملو را از لحظه ی شنیدن خبر آغاز اعتصاب غذای تو در ذهنم می پیچد
:
با مرگ نحس پنجه ميفکن!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار.
. .
حال که
حاکمیت عزم و اراده ی خود را برای خاموش کردن صدای منتقدان و مخالفان قدرت خود جزم
کرده است وظیفه ی خطیر و مهمی بر عهده فعالان سیاسی و حقوق بشری است که با اعتراض و
بر پایی میتینگ های سیاسی مطالبات خود را به شیوه های مسالمت آمیز ( که هر چند همین
نوع طلب کردن حقوق هم خالی از دردسر و هزینه دادن نیست) بیان کنند و نسبت به نقض
فاحش حقوق بشر در ایران منفعلانه عمل ننمایند .
Alirezakhademi_iran@yahoo.com
---------------
ادوارنیوز: سمیه بینات همسر احمد باطبی زندانی
سیاسی که چند روز قبل در شهر گرگان بازداشت شده بود آزاد شد |