بازگشت به صفحه اول

از ادوار نيوز

 
 

ستاره ها را به آسمان بازگردانید

گفتگو با سیامک کریمی از دانشجویان ستاره دار

ادوارنیوز: سایت خبری شعبه همدان سازمان دانش آموختگان ایران در گفتگویی با سیامک کریمیاز فعالان دانشجویی محروم از تحصیل به موضوع دانشجویان ستاره دار پرداخته است .

ستاره ها را به آسمان بازگردانید

اشاره: پس از استقرار دولت جدید شاهد موج جدیدی از برخوردها با جنبش دانشجویی به انحاء گوناگون هستیم. احضار به نهادهایی قضایی و کمیته های انضباطی، محکومیت های گوناگون، انحلال انجمن های اسلامی، و ستاره دار کردن دانشجویان منتقد و جلوگیری از ادامه تحصیل شان در مقاطع بالاتر نمونه هایی از این برخوردهای بی سابقه هستند. موضوع دانشجویان ستاره دار، اما، به دلیل کش و قوس های فراوان، غیر قانونی بودن صریح آن و محکومیت آن از سوی بسیاری از شخصیت های سیاسی و به ویژه موضع گیری مجلس هفتم از حساسیت خاصی برخوردار شده است. به همین علت گفت وگویی با یکی از این دانشجویان ترتیب داده ایم تا هر چه بیشتر در متن این جریان قرارگیریم. سیامک کریمی، یکی از دانشجویان سه ستاره است که با ما به گفت و گو نشسته است. او دانش آموخته ی رشته حقوق دانشگاه بوعلی سینا همدان است و به گواهی کارنامه ی ابتدایی و ثانوی آزمون کارشناسی ارشد حایز رتبه ی 17 در گرایش حقوق بشر و66 در گرایش حقوق بین الملل و پذیرش در دانشگاه شهید بهشتی شده است اما به دلیل آن که هنوز در این کشور مسائل غیر علمی بر علم چیرگی مطلق دارد موفق به حضور در مقطع کارشناسی ارشد نشده است. او در طی تحصیل در دانشگاه بوعلی سینا سردبیر نشریه ی موفق و منتقد " سینا" – ارگان انجمن اسلامی- که در طی 3 ماه،18 شماره از آن منتشر شد، بود. ضمن آن که چندین جزوه ی سیاسی – اجتماعی به قلم او و از سوی واحد سیاسی انجمن اسلامی دانشگاه بوعلی سینا به مناسبت های گوناگون انتشار یافته است. پاسخ فعالیت های او محکومیت به پرداخت جریمه نقدی بود که در آذرماه سال جاری و به اتهام توهین به مقامات کشوری برای وی صادر شد.

آقای سیامک کریمی در ابتدا مختصری از جریان ستاره دار شدن دانشجویان و تقسیم بندی آن ها به یک، دو و سه ستاره توضیحاتی را بیان نمایید.

هر ساله پس از برگزاری آزمون کارشناسی ارشد، کارنامه اولیه داوطلبین در اردیبهشت ماه صادر می شود و پس از آن داوطلبین براساس رتبه هایی که کسب کرده اند اقدام به انتخاب رشته می کنند. تا این جای کار هیچ مشکلی برای داوطلبین پیش نیامد بلکه پس از اعلام نتایج نهایی در 8 شهریور است که پروژه موسوم به ستاره دار کردن دانشجویان عیان می گردد و در طی آن دانشجویان به یک، دو و بی ستاره یا همان سه ستاره تقسیم بندی می شوند. به گونه ای که اسامی دانشجویان بی ستاره که سه ستاره خوانده می شوند علی رغم کسب رتبه های ممتاز در ویژه نامه پذیرفته شدگان ذکر نمی شود و مابقی هم پس از مراجعه برای ثبت نام متوجه درج یک یا دو ستاره در کنار نام خود می شوند. که خوشبختانه با پی گیری هایی که در همان موقع انجام شد تمامی دانشجویان یک و دو ستاره دار ثبت نام شدند.
مساله اصلی که اتفاقا مناقشات بسیاری بین دانشجویان ستاره دار و مسؤولان وزارت علوم برانگیخت، معیار ستاره دار شدن است،شما ستاره دار شدن دانشجویان را ناشی از چه می دانید؟
ببینید من نمی خواهم کسی را در این جا متهم به دروغ گویی کنم یا این که بگویم فردی در اثر فشار افکار عمومی و برای توجیه این موضوع مجبور به گفتن صحبت هایی شد که اتفاقا خود فهمید چه حرف های دور از واقعیتی زده است و بالفاصله بخشی از آن را تکذیب کرد. به نظر من همان کسانی که این موضوع را تکذیب می کنند ویا آن را به شکلی غیر واقعی تجلی می دهند خود می دانند که ما وجود داریم و برای چه نیز هستیم. من آن ها را به وجدان خویش و قضاوت تاریخ، افکار عمومی و آیندگان ارجاع می دهم که برخی از دانشجویان را به خاطر فعالیت های سیاسی که کاملا قانونی بوده است، از ادامه تحصیل محروم نمودند. این موضوع از یک سو علاوه بر آن که مغایرت تام و تمام با قوانین حقوق بشری که ایران پای بندی خود را به آن ها اعلام داشته است، دارد و از سوی دیگر با متون حقوقی داخلی از جمله اصول 19 و 30 قانون اساسی نیز سنخیتی ندارد. ضمن این که هیچ وجدان پاک بشری نیز این موضوع را نمی پذیرد. ضمن آن که من از کسانی که باعث پیش آمدن این مشکل شدند و اتفاقا در دین مداری خود را بالاتر از همه می شمارند می خواهم تا با همان اصول دینی نیز دلیل رد صلاحیت ما را عنوان نمایند و بگویند کجای دین شان و کدام سنت دینی ای را سراغ دارند که چنین ظلمی آشکار را به کسانی که هم چون آنان نمی اندیشند روا می دارد.

پس دلیل رد صلاحیت شما و و سایر ستاره دارها سیاسی بوده است ...

دقیقا، این که از سوی وزیر علوم عنوان شد که ستاره دارها برای مثال در پرونده اشان تقلب و مشکل اخلاقی وجود داشته است کاملا غیر منطقی و خلاف آئین نامه های پژوهشی و آموزشی دانشگاه ها است و انتظار می رود که آقای وزیر به عنوان عالی ترین مسؤول یک وزارت خانه از قوانین تحت امر خویش اطلاع داشته باشد. واقعا اگر کسی تقلب کرده باشد برای مثال دانشجویی که در ترم اول تقلب کرده به کمیته انضباطی می رود و علاوه بر سوء سابقه، نمره ی آن در س هم 25/0 رد می شود و دیگر قرار نیست که تا 7،8 ترم بعد جواب پس دهد و مجازات این فرد براساس مقررات آموزشی همین است و از سوی دیگر اگر در آزمون ارشد تقلب کرده که قبولی او کان لم یکن است و دیگر برای اوکارنامه با رتبه ممتاز صادر نمی شود. تمامی ستاره دار ها به خاطر فعالیت سیاسی، صنفی، فرهنگی و یا قومیتی رد شده اند. ضمن این که براساس نامه ایی که به دست دانشجویان سه ستاره رسیده نیز ردصلاحیت شان را به قوانین شورای عالی انقلاب فرهنگی مستند کرده اند که شما کل این آئین نامه را زیر و رو کنید اصلا مساله تقلب و... در آن دیده نمی شود این ها جز اتهاماتی که سلامت نهادهایی که وزیر مسؤول آن هاست را زیر سؤال برد، چیز دیگری نیست.
آئین نامه شورای انقلاب فرهنگی که دلایل رد صلاحیت تان منتسب به آن است در این رابطه صراحت دارد؟

صراحت که دارد،اما مساله این است که گذشته از بررسی حقوق بشری آن، به هیچ وجه شامل حال ما نمی شود.این آئین نامه کسانی را که با نظام عناد دارند و یا دارای فساد اخلاقی هستند را مردور از صلاحیت عمومی می داند. خوشبختانه مصادیق این موارد که حصری هستند نیز آورده شده است. شورای عالی انقلاب فرهنگی در صدوپنجاهمین جلسه خود مورخ 31 خرداد سال 67 مصادیق عناد را مبارزه ی مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی، داشتن وابستگی تشکیلاتی به گروه های محارب پرداخت‌ كمك‌ مالي‌ به‌ گروههاي‌ محارب‌ يا هواداري‌ تشكيلاتي‌ نمودن‌ از آن‌ گروه‌ها، ياداشتن‌ عضويت‌ در آنها، و تبليغ‌ ماترياليسم‌ و اديان‌ ساختگي‌ (مراد از تبليغ‌ صرف‌ تفوّه‌ به‌ افكار ماترياليسم‌ نيست‌، بلكه‌ سعي‌ در ترويج‌ و اشاعه‌ آن‌ است.) و مصادیق فساد اخلاقی را اعتیاد به مواد مخدر و اشتهار به فحشاء معرفی می کند. خوب کدام یک از سه ستاره ها دارای محکومیت به یکی از موارد بالااست."نگفته ندارد کسی با تو کار چو گفتی دلیلش بیار". از طرف دیگر همین شورای عالی انقلاب فرهنگی در ماه های بعدی مصوبه ی جدیدی پیدا می کند که دیگر جا برای هیچ شک و تردیدی در رابطه با عدم مشمولیت آن نسبت به ما باقی نمی ماند و براساس اصول اولیه و بدیهی حقوقی باید مصوبه اول را با تصویب مصوبه ی اخیر نسخ شده دانست که چون عمل کنندگان آن می دانند با وجود آن هیچ دست آویزی نخواهند داشت به گونه ای آن را کنار نهاده اند.

آقای کریمی این امکان وجود دارد که دلیل ستاره دار شدن خود را بفرمایید؟

من هم به مانند سایر ستاره دارها به دلیل فعالیت های سیاسی ستاره دار شدم. سردبیری نشریه سینا – ارگان نشریاتی انجمن اسلامی- و دیگر فعالیت های سیاسی که همگی و به جرات در چهارچوب قانون بوده اند باعث ستاره دار شدنم شد. البته من هیچ محکومیتی از کمیته انضباطی ندارم و تنها محکومیت کیفری ام هم مربوط به آذرماه امسال می شود که بدیهی است که هیچ نسبتی با ستاره دار شدنم ندارد. در مجموع به شخصه معتقدم که محکومیت ها هیچ تاثیری در ستاره دار شدن افراد نداشت چراکه اصلا ما در این موضوع شاهد حضور جریانی قانونی نیستیم و سلیقه ها حکم به محرومیت عده ای دادند و به همین خاطر باید عبارت مشهور " قانون بد از بی قانونی بهتر است" را کنار بگذاریم چرا که اگر قانون، خوب هم که باشد اما عده ای باشند که نخواهند به قانون تمکین کنند فرقی بین قانون خوب، بد و بی قانونی نمی ماند.

موضوع ستاره شدن افراد در دولت های پیشین هم سابقه داشته است یا این که آن را معلول حضور دولت نهم می دانید؟ چراکه مسؤولان فعلی وزارت علوم مصرا اعتقاد دارند که این پدیده در سال های پبش نیز وجود داشته است اما این مساله بلافاصله از سوی دکتر معین و دکتر توفیقی وزرای علوم دولت پیشین تکذیب شد...

ببینید این موضوع از سالیانی پیش وجود داشته اما مساله اصلی این جاست که وجودش به مانند امسال نبوده است. برای مثال اگر هم بوده سالانه یک یا دو نفر بوده که آن ها نیز با برخوردی مناسب و با گرفتن تعهد که باز جای نقد دارد و در کوتاه زمانی به کلاس ها می رفتند اما امسال آن گونه که من شنیده ام نزدیک به 100 نفر یک و دو ستاره داشته ایم و 17 نفر سه ستاره که باز گفته می شود سه ستاره ها به مراتب بیشتر از این تعداد است. از طرف دیگر برخوردهایی که با جنبش دانشجویی می شود نیز بی سابقه بوده و دولت نهم با روندی که در پیش گرفته نشان داده که توان تحمل مخالف را ندارد، در حالی که شما این موضوع را در گذشته نمی توانستبد ببینید.این موضوع به خوبی نشان می دهد که این برخوردها عَرَضی است و قانون اساسی دارای راه کارهایی خلاف جریان امروزی است که البته چون به وضوح نیامده اند تابع تفسیر افراد شده و تفسیر دولت جدید نیز به گونه ایی در حال رقم خوردن است که از خود متن فراتر می رود و تبدیل به نقض غرض آن می شود.

از جمله برخوردهایی که شما گفتید نمونه ایی از آن را نیز در همدان دیدیم که در طی آن و پس از کش و قوس فراوان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا منحل اعلام شد...

در این رابطه من حرف زیادی برای گفتن ندارم چون از یک طرف در سال پایانی حضور در دانشگاه به دلیل پرداختن به دروس دانشگاهی رابطه ام با انجمن کمتر شد و از سوی دیگر در همان سال نیز به دلیل موضع گیری متفاوتی که بر سر انتخابات رییس جمهوری بین ما و انجمن پیش آمد عملا جدایی ما از آن ها رقم خورد چون به شخصه حضور در انتخابات و حمایت از دکتر معین را راهی به سمت باز شدن فضای سیاسی می دانستم. اما این تفکر در انجمن اسلامی دانشگاه بوعلی نبود البته این خود نیز یک راه حل بود و قابل احترام. به شخصه نظرم این است که اگر دوستان انجمن با تدبیر کار می کردند چه بسا انجمن اسلامی منحل نشده بود، اگرچه نمی توان انحلال انجمن اسلامی همدان را نیز جدای از روند سراسری برخورد با فعالیت های دانشجویی دانست. الان جای نقد از نیروهای سیاسی هم فکر نیست اما آن بخشی از انجمن اسلامی که در هنگام انحلال آن کلید داران اش بودند در فرصت های مختلف رادیکالیسم و محافظه کاری را به اشتباه و به جای یکدیگر به کار بردند و ...

آقای کریمی موج جدید برخوردهایی که با دانشگاه می شود، در ابتدا با بازنشسته کردن اساتید آغاز شد و سپس به مرحله یی رسید که شاهد آنیم، به نظر شما این برخوردها تا به کجا ادامه خواهد داشت؟

بله این موج با بازنشسته کردن اساتید شروع شد و به این جا رسید اما من باید یک سری مطالبی را خدمت تان عرض کنم که متاسفانه قشر اساتید دانشگاه های ما که می توانند تاثیر زیادی بر توقف این برخوردها که همان طور هم که شما گفتید با آن ها شروع شد، داشته باشند. ما 2 سال پیش و به هنگام ضرب وشتم دکتر صالحی رییس دانشگاه علم و صنعت می بینیم که جنبش دانشجویی به حمایت از ایشان و اساتید کشور اعتراض می کند اما در متن همان اعتراض جای اساتید خالی است! و به نوعی خود را کنار می کشند یا در موضوع بازنشسته کردن اساتید نیز می بینیم که جنبش دانشجویی برای حمایت از اساتید دگراندیش از پا نمی شیند اما با کمال تاسف باید گفت هنگامی که این برخوردها به دانشجویان می رسد، اساتید سعی می کنند تا کنار باشند خوب این کنارکشیدن حتی آن زمان که خود سیبل اصلی هستند جای پرسش دارد. در رابطه با پرسش شما هم باید عرض کنم که همان گونه که خودتان نیز شاهد آنید این برخوردها فعلا حد و مرز نداشته است از برخورد با فعالین سیاسی گرفته تا صنفی، از ستاره دارکردن تا کمیته های انضباطی و...اما آن چه که باید مطمئن بود این است که بالاخره این برخوردها واکنشی را پدید می آورند که یا منجر به یک حرکت رادیکال می شود که مثلا در مرحله بعد باید دوباره شاهد این برخورد ها بود یا این که این واکنش ها به نوعی سبب ساز کنار زدن عامل این برخوردها به طرق مسالمت آمیز و از راه کارهایی که قانون مشخص کرده خواهد شد. در مجموع معتقدم این برخوردها خود به خود آنتی تز خود را به وجود می آورند، این مسیر حرکت تاریخ است. هر چیز شروع می شود و پایانی دارد. هیچ چیز ابدی و تا انتها پایدار نیست و به همین خاطر و البته در سطحی برجسته تر به تئوری های پا در هوای " پایان ..." هیچ اعتقادی ندارم و در سطحی جزئی تر این نحوه ی سرکوب ها به ویژه با این حجم فزاینده نمی تواند مدت زیادی دوام آورد.به گونه ای که امروز این برخوردها مخالفینی نیز از سوی محافظه کاران کشور فراهم آورده است مجموع این جهت گیری ها پایانی بر این برخوردها خواهد بود.

برگردیم به بحث ستاره ها، در این شرایط و با توجه به این که بارها و از سوی مسؤولین مختلف قول رفع موضوع را گرفتید اما پس از چندی اتفاق خاصی نیفتاد، تا چه حد امیدوار به حل موضوع تان هستید؟

( با خنده) ببینید این مساله باید حل شود چرا که به سود هیچ طرفی تمام نشد. از یک سو دانشجویان به ناحق از ادامه تحصیل محروم شدند و از طرف دیگر محرومیت از تحصیل دانشجویان که پنداشته می شد برای حفظ نظام است به صدور گزارش دیده بان حقوق بشر سازمان ملل منجر شد و براساس همین یک بار دیگر خودسری عده ایی به پای نظام نوشته شد تا سند دیگری علیه آن منتشر شود. خوب الان چه کسی سود برده است؟ واقعا هیچ کس. ضمن آن که این برخورد باعث شد تا یک باردیگر مظلومیت جنبش دانشجویی و این که به چه شکل ناجوانمردانه ای آماج حملات عده ای قرار گرفته که جز اندیشه و عمل خود، برای هیچ اندیشه ی دیگری آزادی نمی پندارند ثابت شود. از طرف دیگر دانشجویان سه ستاره در این مدت که اندک هم نبوده است نشان دادند که فعالیت سیاسی دوران کارشناسی شان برای عناد با نظام و موارد مشابه نبوده است و هنوز معتقدند که اگر نهادهای مسؤول با تساهل و تسامح با موضوع برخورد کنند این مساله حل می شود. برای مثال شما می بینید که ما در طی این مدت راه حل موضوع را در دیدار با نمایندگان مجلس، آقای خاتمی، آقای کروبی ، آقای مصباحی مقدم و... که همگی مورد اعتماد اند دانسته ایم و نه این که با تجمع در مقابل نهادهای بین المللی قصد هر چه بیشتر بغرنج کردن مساله داشته باشیم. ما هم چنان می گوییم که ما نیز به مانند فرزندان مسؤولان دارای حق تحصیل ایم و می خواهیم از حقوق مصرحی که قانون اساسی و سایر قوانین مرتبط در نظر گرفته استفاده کنیم نه یک گام بیشتر و نه یک گام کمتر این مساله نه زیاده روی است و نه عناد با نظام. دانشجویان سه ستاره دارای رتبه هایی ممتاز دارند و همگی سرمایه های این کشور هستند. رتبه هایی چون 5 جامعه شناسی، 2 علوم سیاسی، 17 حقوق بشر، 17 صنایع،18 ادبیات عرب، 34 مهندسی معدن و موارد مشابه بار علمی خود را اثبات کرده اند و وقتی اجازه تحصیل به آن ها داده نشود بیشتر از همه همین کشور است که لطمه می خورد.

گویا پیش از این سه ستاره ها از پی گیری موضوع توسط فراکسیون اقلیت گله مند بودند. چه مساله ایی این قضیه را پیش آورده؟

بهتر است بگوییم دانشجویان سه ستاره از عدم پی گیری فراکسیون اقلیت گله مند بودند. وقتی این فراکسیون و عقبه آنان دم از پی گیری حقوق دموکراتیک ملت می زنند مگر نباید این موضوع را پی گیری کنند؟ اما آن ها می گفتند که شما ها انتخابات را تحریم کردید و الان هم چوب آن را بخورید! اولا همان طور که گفتم همه انجمن های اسلامی که طرفدار تحریم نبودند برای مثال در همان مقطع انجمن اسلامی دانشگاه اراک طی بیانیه ایی رسمی حمایت خود را از دکتر معین اعلام نمودند، جالب این که همین ها مدعی اند که جنبش دانشجویی دیگر وزنی برای تعیین کیفیت انتخابات ندارد و از طرف دیگر روی کار آمدن دولت جدید را منتسب به تحریمی می دانند که جنبش دانشجویی سر گرفت، این ها قابل جمع نیستند و نشان از آشفتگی در تحلیل بخشی از اصلاح طلبان و این که نمی خواهند شکست خود را ناشی از اشتباهاتشان بدانند دارد، این روند خود باعث گسست هر چه بیشتر میان نیروهای تحول خواه و ضربه پذیری هر چه بیشتر آن ها می شود. اگر چه هستند نمایندگانی از این فراکسیون که بالاخره حاضر شدند به نوعی این مساله را پی گیری نمایند اما واقعا تعلل به خرج دادند چه بسا اگر آن ها از همان روز اول وارد می شدند این مساله حل شده بود. همین جا هم باید از پی گیری های جناب آقای دکتر مشیری از نمایندگان مجلس که یک تنه این موضوع را پی گرفت و به اینجا رساند که دانشجویان خود را تنها نپندارند و مسؤولان وزارت علوم مجبور به پاسخ گویی به مجلس شوند از طرف دانشجویان ستاره دار تشکر کنم.

البته مسؤولان وزارت علوم به خصوص آقای زاهدی این موضوع را به وزارت اطلاعات ارجاع دادند و از عهده ی خود خارج کردند.

دقیقا همین طوری است که شما گفتید، وزارت علوم مشکل را از عهده ی خود خارج نمود. چرا که با پی گیری های که آقای مشیری انجام دادند مشخص شد که وزارت اطلاعات فقط بیوگرافی افراد را ارائه کرده و اصلا به این موضوع نپرداخته که چه کسی صلاحیت دارد و چه کسی ندارد. از طرف دیگر مطالبی که آقای زاهدی عنوان نمود بیشتر از آن که مشکل را از عهده ی آن ها باز کند نشان از وابستگی غیر منطقی وزارت علوم دارد و این که آن ها هیچ اختیاری از خود ندارند. مساله هماناست که عرض کردم در این قضیه این وزارت علوم بود که باز به قول آقای مشیری شمشیر را از رو بسته و در حال قلع و قمع کسانی است که نمی خواهند به مانند آن ها بیاندیشند و وزارت علوم با علم به این که این موضوع تا چه حد برای اش گران تمام شده در حال فرافکنی آن است.

آقای کریمی دقیقا سه ستاره ها چند نفرند؟

دقیقا نمی دانم چون گفته می شود هنوز هستند دانشجویانی که این گونه می اندیشند که عدم اعلام اسامی شان باعث حل شدن مشکلات شان می شود، کما این که در ابتدا از 6 نفر اسم برده شد سپس 6 نفر دیگر و بعدا نیز 5 نفر دیگر به ما اضافه شدند.الان ما 17 نفریم. سعید اردشیری، مهدی امین زاده،وحید پوراسماعیلی، محسن توحیدی، زهرا جانی پور، حامد حسن دوست، فرهاد ذات علی فر، روزبه ریاضی مقدم، سالار ساکت، غریب سجادی، پیمان عارف، منصور عزتی، حنّان عزیزی بنی طرف، محسن فاتحی، یاشار قاجار، شورش مرادی و بنده همان 17 سه ستاره اند که البته فکر می کنم باید منتظر اضافه شدن اسامی بیشتری هم بود.

به عنوان پرسش پایانی می خواهم از شما بپرسم که برای حل هر چه سریع تر این مشکل از شخصیت ها و نهادهای هم فکر چه کمکی می توان انتظار داشت؟

به نظر بنده در این مدت هر شخصیت یا نهادی که این موضوع برای اش مهم بود، هر لطفی که می توانسته در حق ما بکند انجام داده و کم نگذاشته اند. بقیه نیز که به قول شما هم فکر بوده اند و می توانستند کمکی کنند و نکرده اند گلایه ای نداریم جز این که بگوییم این مساله که نقض حقوق بشر بوده برای شان اهمیتی نداشته است. به همین خاطر باید از رسانه های داخلی که این موضوع را به درستی انعکاس دادند ونشان دادند که هنوز دغدغه های عمیق حقوق بشری دارند و از طرف دیگر در قیاس با انعکاس رسانه های خارجی که سعی بر مصادره به مطلوب کردن قضیه داشتند نشان دادند که این موضوع یک قضیه ی داخلی است و با پا پیش گذاشتن مسؤولین ذی ربط حل می شود. در ضمن باید از زحمات بی شائبه ی آقای دادخواه که بدون هیچ چشم داشت مالی وکالت ستاره دارها را برعهده گرفتند و زحمات جناب آقای دکتر مشیری عضو کمیسیون آموزش مجلس و هم چنین از دوستان کمیته ی پی گیری دانشجویان ستاره دار که بار زحمات ما را بر دوش کشیدند کمال تشکر را از طرف خود و سایر دانشجویان ستاره دار داشته باشم.

آقای کریمی از این که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید تشکر می کنم و امیدوارم که با حل شدن هر چه سریع تر این موضوع شاهد حضورتان در کلاس های درس باشیم.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه